تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پیرامون قطعنامه شورای امنیت در مورد توافقات هسته ای
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥

آوای کــــوسِ جـنـــگ


علاوه بر اظهارات اخیر «دانلد تـرامپ» که وعید «جنگ بانکی» را به ایران می‌داد سنای آمریکا نیز
طرح جامـع تحریـم‌هـای ایـران را تـصـویـب کـرد.

در حقیقت کوس جنگ به صدا در آمده و به زودی فشارهای شدید تحریمی را شاهد خواهیم بود.

[تصویر: farsnews_099.jpg]

اما نـکته‌ی مهم در این سوی میدان است
اگرچـه اصولگرایان خود را آمـاده کـرده‌انـد کـه اوضـاع نابسـامـان آینـده کـه نـاشـی از مـوج جـدیـد
تحـریـم‌هاست به گردن «دولت» بیندازند و فشار سنگینی علیه دولت وارد بیاورند (که از روز اول با
طرح ادعـای «تـقـلـب» با شیب تندی آغاز کرده‌اند) تا هم انتقام سختی از نتیجه دردناک انتخابات
گرفـتـه باشـنـد و هـم بر ویـرانه اعتـدال خانه خویش را بنا کنند اما انتخاب مردم برای برون رفت از
بحـران ایـن بـار هـم نه اصولگرایی بلکه نورمالیـزاسیونِ اعتـدالی و بـرجـام‌هـای بعدی خواهد بود.
باید دقـت کرد که دولت آقای روحانی نیز متقابلاً دلیل تحریم شدن را نه سازشکـاری خـودش بلکه
"بهانه‌آفرینی‌هـای اصولگرایان" در زمینـه‌های موشکی، حقوق بشری و ... معرفـی خواهـد کرد و
انتخابات ۹۶ نشان داد که احتمال زیادی دارد که مردم سخن روحانی را بپذیرند تا سخن رقیبـانش
را.

هرچقدر اصولگرایان فشار بیشتری بر دولت وارد آورند "تنفر مردم از اصولگرایـان" به خـاطـر برخوردِ
جنـاحی‌شـان بیشتـر خواهد شد و مردم حاضر خواهند بود برای خلاصی از این وضعیت هر کاری
بکنند حتی اگر جلب رضایت آمریکا باشد.

اما در حالی که در ایران درگیری شدید جریان‌های سیاسی اتفاق می‌افتد تحریم کشور را از پا در
می‌آورد و نیروی منسـجـم‌کنـنده مـردم علیـه دشـمـن هـم در کار نخـواهـد بود. در حقیقت بعد از
رد صلاحیـت آقای احمـدی‌نژاد حرکـت به سمت سراشیبی دومینووار اتفاق می‌افتد و مانعی هم
پیش پای خود احساس نمی‌کند. در شرایط حساس آینده تنها در صورت بسیج عمومی است که
ایران می تواند در برابر دشمنان خود ایستادگی کند.

یـادداشـتـی از دوسـت گرانقدر جنـاب "میـرزایـی‌پـور"✿✿✿✿✿✿✿✿✿☼✿
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن: نمـونه‌ای از تلاش مذبوحـانه اصولگرایان برای انداختن تقصیر مشکلات جنگ تحریمی آینده
روی دوش دولـت. گویـا تجربه پوشش گسترده رسانه‌ای «معدن یورت» هنوز مایه‌ی عبرت نشده:

[تصویر: Vatan_e_Emrouz_099.jpg]
.......•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•.......
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
نقش ادبیات روحانی و هاشمی در تصویب تحریم‌های جدید علیه ایران(خبر ویژه)

گرای تحریم‌های جدید علیه ایران به بهانه تسلیحات موشکی را چه کسانی دادند؟

کمیته روابط خارجی سنای آمریکا در جلسه پنجشنبه گذشته پیش‌نویس ارائه شده از سوی 14 نماینده دموکرات و جمهوری‌خواه مبنی بر تحریم‌های جدید علیه ایران را به تصویب رساند. این تحریم‌ها متوجه افراد و نهادهایی خواهد شد که به توسعه و تولید موشک‌‌های بالستیک ایران کمک می‌کنند.

چنانچه طرح تصویب قطعی شود، دولت ترامپ باید ظرف 90 روز تحریم‌های جدیدی را علیه افراد، شرکت‌ها و نهادهای فعال در توسعه برنامه‌های موشکی ایران تصویب کند.

اگر این طرح تصویب شود، سپاه پاسداران برای اولین مرتبه از سوی آمریکا تحریم می‌شود. پیش‌تر و در سال 2007، شاخه برون مرزی این نهاد (سپاه قدس) تحریم شده بود.

این طرح همچنین به رئیس‌جمهور آمریکا اختیار می‌دهد که در ارتباط با ادعای حمایت ایران از تروریسم و یا موارد نقض حقوق بشر، تحریم‌هایی را علیه اشخاص و نهادها وضع کند.

مطابق پیش‌نویس طرح، در صورت تصویب نهایی آن دونالد ترامپ باید تحریم‌هایی را علیه سپاه پاسداران به اجرا بگذارد.
اعضای کمیته روابط خارجی سنا با اکثریت چشمگیر 18 به 3 به تصویب طرح تحریم‌های جدید رأی داده‌اند. این طرح حمایت سناتورهایی از هر دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات را دارد.

اما سؤال مهم این است که کدام محافل موجب تصویب تحریم‌ها به بهانه برنامه موشکی ایران شدند. فروردین سال گذشته سایت رسمی آقای هاشمی پیامی توئیتری را منتشر کرد مبنی بر اینکه «دنیای فردا، دنیای گفتمان‌هاست نه موشک‌ها». چند روز بعد، جان‌کری وزیر خارجه وقت آمریکا با ذوق‌زدگی به شبکه ام‌اس‌ان‌بی‌سی گفت: «همه، درگیری علنی در ایران را دیده‌اند. فکر می‌کنم رفسنجانی اخیراً درباره اینکه چطور نیاز به تعامل و مذاکره و نه فرایند تولید موشک وجود دارد، بیانیه‌های عمومی و علنی مطرح کرد و او علناً مورد سرزنش و ملامت رهبر عالی قرار گرفت کسی که گفت نه مسئله، موشک‌ها هستند و نه مذاکره. خوب آنجا یک جنگ و درگیری است و هنوز یک فرایند آشفته و حل نشده انتخاباتی وجود دارد. در نتیجه من صادقانه بگویم که فکر می‌کنم آنچه شما دارید می‌بینید بخشی از تنش است.»

هرچند بعدها دختر هاشمی توئیت مذکور را انکار کرد اما همان توئیت در سایت رسمی دفتر هاشمی منتشر شده بود.
4 ماه بعد یعنی 30 مرداد 95، آقای هاشمی سخنان تعجب‌برانگیزی را درباره لزوم تعدیل نیروی نظامی مطرح کرد و گفت: اگر می‌بینید آلمان و ژاپن این روزها محکم‌ترین اقتصاد دنیا را دارند، اینها بعد از جنگ جهانی دوم از اینکه نیروی نظامی داشته باشند، محروم شدند. نیروهای نظامی بیشترین خرج کشورهای در حال جنگ را می‌برند و از این رو با این اقدام پول‌هایشان آزاد شد و به دنبال کارهای علمی و تولیدی رفته و اقتصاد دانش‌بنیان برای خود درست کردند لذا دیگر آسیب‌پذیر هم نیستند، این راه در ایران باز شده است و مدیران و دلسوزان و معاملان باید وارد این فضا شوند؛ مطمئنم دوره دوم دولت روحانی می‌تواند ما را به آنجا برساند.»

اما موسم تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری 96 و دست خالی دولت از هر نوع دستاورد اقتصادی موجب پرخاشگری‌های حسن روحانی و حمله چندباره وی به برنامه موشکی و سپاه پاسداران شد. روحانی از اینکه سپاه پاسداران در برابر تهدیدهای مکرر آمریکا و سایر دشمنان ایران، شهرهای موشکی زیرزمینی را به نمایش گذاشته انتقاد کرد. در واقع روحانی، با حمله به بازوهای اقتدار ملی، آمریکایی‌ها را به تحریم‌های جدید تحریک کرده بود.

نکته جالب اینکه مقامات سنا علناً اعلام کردند بررسی تحریم‌های جدید را به بعد از انتخابات ایران موکول می‌کنند تا در انتخابات و سرنوشت روحانی تأثیر نگذارد.
ارائه نامه ظریف به همه اعضای ۱+۵/ اتحادیه اروپا: همه به تعهدات برجام پایبند باشند


یک منبع در اتحادیه اروپا گفت که نامه وزیر امور خارجه ایران به مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در اختیار همه اعضای ۱+۵ قرار گرفته است؛ این منبع گفت که اتحادیه اروپا از همه طرفها انتظار دارد که بطور کامل به تعهداتشان پایبند باشند.

یک منبع در اتحادیه اروپا در پاسخ به سوال تسنیم گفت: فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نامه‌ای را در خصوص اجرای برجام از آقای ظریف، وزیر امور خارجه ایران دریافت کرده است. خانم موگرینی به عنوان هماهنگ‌کننده کمیسیون مشترک، این نامه را با همه اعضای 1+5 به اشتراک گذاشته است.

وی افزود: همانطور که می‌دانید هر کدام از طرفهای برجام می‌تواند موضوعاتی مرتبط با اجرای [برجام] را به اطلاع هماهنگ‌کننده برساند که متعاقبا در کمیسیون مشترک مورد بحث قرار گیرد. من درباره جزئیات این نامه اظهار نظر نمی‌کنم، اما فقط می‌توانم تاکید کنم که ما انتظار داریم همه طرفها به طور کامل به تعهدات خود در برجام پایبند باشند.

کمیته روابط خارجی سنای آمریکا 4 خرداد طرحی را که خواستار اعمال تحریم‌های جامع علیه ایران است تصویب کرد. این تحریم‌ها به بهانه برنامه موشکی، حمایت از تروریسم و موضوع حقوق بشر تهیه شده است. این طرح موسوم به «قانونی مبارزه با فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده ایران» زنگ خطر برای برجام را به صدا در می‌آورد.

آدام زوبین، سرپرست پیشین معاونت وزارت خزانه‌داری آمریکا که در تیم مذاکره کننده آمریکایی حضور داشت، با ارسال نامه‌ای به کمیته روابط خارجی سنای آمریکا نسبت به این طرح هشدار داده و گفته است که این طرح «در تضاد با حداقلِ روح برجام» است.

جان کری، وزیر خارجه سابق آمریکا هم در توییتر خود با بیان اینکه «اکنون زمان ارائه طرحی جدید درباره ایران نیست»، نوشت: «باید خطرهایی که برجام را تهدید می‌کنند، ارزیابی کنیم.»

منبع اتحادیه اروپا هر چند به محتوای نامه جدید ظریف به موگرینی اشاره نکرده است، اما انتظار آن می‌رود که نامه هفته گذشته آقای ظریف موضوع طرح تحریم‌های جدید کنگره آمریکا علیه ایران (S722) را هم بررسی کند.

روز چهارشنبه 3 خرداد و یک روز قبل از تصویب طرح اس.722 در کمیته روابط خارجی سنا، استیون منوچین، وزیر خزانه‌داری آمریکا در جلسه پرسش و پاسخ کمیته راه‌ها و روش‌های مجلس نمایندگان گفت که وزارت خزانه‌داری مجوز فروش هواپیماهای مسافربری ایرباس و بوئینگ به ایران را بازبینی می‌کند.

احتمال آن می‌رود که این موضوع و همچنین اقدامات قبلی آمریکا که از طرفی برجام را تضعیف کرده یا موجب شده ایران از منافع اقتصادی برجام بهره‌مند نشود، از دغدغه‌های مطرح ایران برای نشست‌ آتی کمیسیون مشترک برجام باشد.

مسئله‌ای که مهمتر از همه این موارد به نظر می‌رسد، به خصوص برای کشورهای خارجی، نحوه واکنش ایران به این مواردی است که برجام را تضعیف یا نقض می کنند.
گزارش خبری تحلیلی کیهان
پاسخ گستاخی‌های آمریکا عمل به 29 شرط برجام است
سرویس سیاسی-

رای‌گیری درباره تحریم‌های جامع علیه ایران، موسوم به «قانون مقابله با اقدامات بی‌ثبات‌کننده ایران- 2017» در کنگره آمریکا تا پایان هفته به تعویق افتاد. علت موضوع این است که نمایندگان کنگره به توافق رسیدند تا تحریم‌ها علیه روسیه را به لایحه تحریم‌های برنامه موشکی ایران بیفزایند.

سنای آمریکا درست در همان روزی که ایران دو حادثه تروریستی را پشت سرگذاشت، با 92 رأی مثبت در مقابل 7 رأی منفی، با لایحه تحریم ایران موافقت کرد.

این طرح خواستار اعمال تحریم‌هایی جدید علیه ایران به ‌بهانه برنامه موشکی، انتقال تسلیحات، حمایت از گروه‌های مقاومت (که واشنگتن آنها را تروریستی می‌داند) و نقض ادعایی حقوق بشری است.

«میچ مک کانل» رهبر اکثریت جمهوریخواه کنگره،«چاک شومر» رهبر اقلیت دموکرات سنا، «باب کورکر» رئیس کمیته روابط خارجی سنا، «مایک کراپو» رئیس کمیته امور بانکی سنا و«بن کاردین» عضو ارشد دموکرات کمیته روابط خارجی سنا از جمله افرادی هستند که برای نهایی شدن تحریم‌های جدید ضد ایرانی با نمایندگان به رایزنی پرداختند.

برخلاف خط تبلیغاتی مدعیان اصلاحات و روزنامه‌های زنجیره‌ای مبنی بر تفاوت دیدگاه جمهوریخواهان و دموکرات‌ها درباره ایران، این دو حزب آمریکایی در هر موضوعی اختلاف داشته باشند، در دشمنی با جمهوری اسلامی ایران هیچ اختلافی ندارند.
روزنامه آمریکایی «واشنگتن اگزمینر» در گزارشی نوشت: «چاک شومر» رهبر اقلیت دموکرات‌های سنا روز دوشنبه به وقت محلی اقدام کنگره برای توافق در خصوص شامل کردن تحریم‌ها علیه روسیه در لایحه تحریم‌های برنامه موشکی ایران را مورد تحسین قرار داد.

«ریچارد نفیو» کارشناس مسائل تحریمی و عضو سابق تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای آمریکا چندی پیش به روزنامه هافینگتون‌پست گفت: «تحریم‌های جدید، شرکت‌های خارجی را از انجام مبادله با ایران هراسان خواهد کرد که این باعث تضعیف وعده رفع تحریم‌ها است که در توافق هسته‌ای به ایران وعده داده شده است».

در بند 29 برجام آمده است: اتحادیه اروپایی و دولتهای عضو و همچنین ایالات متحده، منطبق با قوانین خود، از هرگونه سیاست با هدف خاص تأثیرگذاری خصمانه و مستقیم بر عادی‌سازی تجارت و روابط اقتصادی با ایران، در تعارض با تعهداتشان مبنی بر عدم اخلال در اجرای موفقیت‌آمیز این برجام خودداری خواهند کرد.

آمریکا اعتبار بین‌المللی خود را در توافق خدشه‌دار نمی‌کند!
در طول مذاکرات هسته ای دولت یازدهم و گروه 1+5، منتقدان روند مذاکرات بارها تاکید کردند که آمریکا «قاتل زنجیره‌ای توافقات بین‌المللی» است و عهدشکنی جزو لاینفک رفتار واشنگتن در هر توافقی است. بنابراین لازم است تا دستگاه دیپلماسی با هوشیاری به توافق ورود کرده و از انجام یکطرفه و برگشت‌ناپذیر تعهدات پرهیز کند. اما دولتمردان با توهین به منتقدان و حواله دادن آنان به جهنم!، تعهدات ایران را به صورت شتابزده-که تعجب رسانه‌های خارجی را در پی داشت- و یکطرفه و برگشت ناپذیر انجام دادند.

نکته قابل توجه اینجاست که مقامات ارشد دولت یازدهم و رسانه‌های به ظاهر حامی دولت، تاکید داشتند که آمریکا هیچ‌گاه اعتبار و پرستیژ بین‌المللی خود را در توافق خدشه‌دار نمی‌کند.

اما واشنگتن از همان روز اول انجام تعهدات-دی ماه 94- عهدشکنی را آغاز کرد و برجام بارها و بارها از سوی آمریکا به صورت فاحش نقض شد. این عهدشکنی چنان با شدت و حدت ادامه یافت که حتی دولتمردان نیز بارها به آن اذعان کردند.

«محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه، در حاشیه اجلاس «اسلو فروم» در نروژ با بیان اینکه آمریکا تا به امروز به طور کامل به تعهداتش در برجام پایبند نبوده، گفت: متاسفانه رفتار دولت جدید آمریکا در این زمینه خیلی امیدوارکننده نیست.
در روزهای گذشته، «عباس عراقچی» معاون وزیر خارجه و رئیس‌ستاد پیگیری اجرای برجام گفت: «به اعتقاد ما حرکت‌هایی که در طول یک سال‌ونیم گذشته چه توسط دولت قبلی آمریکا و چه توسط دولت جدید آن صورت می‌گیرد، در موارد بسیاری بر خلاف تعهدات آمریکا در اجرای برجام است»
.

همچنین ظریف در «اسلو» در جمع خبرنگاران به نامه‌نگاری خود با فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا درباره بدعهدی آمریکا براساس برجام اشاره کرد.

وزیر امور خارجه تاکید کرد: من پیش از این برای خانم فدریکا موگرینی پیامی را به ‌صورت کتبی دوبار در چند هفته اخیر در مورد بدعهدی‌های ایالات متحده و تأثیری که سیاست‌های مخرب این کشور در این زمینه دارد، ارسال کردم.

ظریف یادآور می‌شود که «روند اجرای برجام با توجه به این‌که هم ایران هم کشورهای اتحادیه اروپا متعهد به اجرای برجام هستند به‌صورت طبیعی پیش می‌رود».

اکنون حدود 2 سال از امضای برجام می‌گذرد و تشت رسوایی برجام از بام افتاده است، مقامات دولت یازدهم می‌گویند «آمریکا بدعهدی می‌کند اما ما با جامعه جهانی توافق کرده‌ایم و آمریکا نمی‌تواند آن را نقض کند». این موضع گیری در حالی است که روحانی در زمان انتخابات ریاست جمهوری سال 92 در توضیح چرایی اولویت مذاکره با آمریکایی‌ها در مقابل تروئیکای اروپایی گفت: «بنده معتقدم مذاکره با آمریکا راحت‌تر از مذاکره با اروپاست چرا که اروپایی‌ها به دنبال «آقا اجازه» از آمریکا هستند. ... آمریکایی‌ها کدخدای ده هستند، با کدخدا بستن راحت‌تر است». اما اکنون وقتی رویکرد «توافق کردن به هر قیمتی» به «حفظ برجام به هر قیمتی» تبدیل می‌شود. آنگاه آمریکا نیز از «کدخدا» به «یکی از طرفین» تقلیل جایگاه پیدا می‌کند.

در سال 94 «توافق کردن به هر قیمتی» موجب خروج بیش از 12 هزار سانتریفیوژ از چرخه غنی‌سازی، توقف تحقیق و توسعه برای غنی‌سازی در فردو، بتن‌ریزی در قلب رآکتور اراک و خروج 9700 کیلوگرم از ده‌هزار کیلوگرم اورانیوم غنی شده زیر 5 درصد- که طی ده سال با تلاش دانشمندان هسته‌ای کشورمان به دست آورده بودیم- از کشور شد.

در دو سال اخیر نیز «حفظ برجام به هر قیمتی» موجب شده است که نه تنها پولهای بلوکه شده آزاد نشود بلکه 2 میلیارد دلار از اموال ملت ایران توسط آمریکا غارت شود. نه تنها تحریم‌ها به تاریخ نپیوست بلکه بر تعداد آنها نیز افزوده شد و قانون ضد ایرانی آیسا نیز تمدید شد. نه تنها تحریم سوئیفت- با هدف گسترش مبادلات تجاری ایران- رفع نشد بلکه قانون محدودیت ویزا تصویب شد. و در انتها، اوبامای مودب! و باهوش!- به تعبیر مقامات ارشد دولت یازدهم- در آخرین روزهای ریاست جمهوری، وضعیت اضطراری آمریکا علیه ایران را تمدید کرد و آخرین لگد را به برجام زد. در حال حاضر نیز برجام از نظر آمریکایی‌ها با اجرای تعهدات ایران تمام شده و تعهدات آمریکا روی کاغذ باقی خواهد ماند و نیازی به پاره شدن ندارد و اگر دولت ایران انتظار وعده نسیه جدیدی! از سوی آمریکا دارد باید امتیاز نقد جدیدی! بدهد.

موگرینی: اطمینان دارم آمریکا به برجام پایبند می‌ماند!
«فدریکا موگرینی» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در حاشیه اجلاس «اسلو فروم» گفت: اطمینان دارم دولت آمریکا به توافق هسته‌ای حاصل‌شده میان ایران و گروه 1+5 (برجام) پایبند خواهد ماند!
موگرینی افزود: در هر صورت، اتحادیه اروپا ضمانت خواهد کرد که این توافق، پابرجا می‌ماند و ما به آن پایبند می‌مانیم و سیاست ما برای تعامل با ایران ادامه خواهد یافت.

مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در دیدار با وزیر خارجه ایران بر تعهد و مسئولیت اتحادیه اروپا در اجرای برجام تاکید کرد و ظریف هم گفت که ایران هیچ‌گاه به‌طور یکجانبه نقض‌کننده برجام نخواهد بود.
وزیر امور خارجه کشورمان تاکید کرده است که درباره عهدشکنی آمریکا در برجام، با مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نامه‌نگاری کرده است. اما آیا اتحادیه اروپا اصلا در جایگاهی هست که بتواند این موضوع را پیگیری کند؟! سابقه رفتار اتحادیه اروپا در چنین مواقعی چگونه است؟ به یک مثال اشاره می کنیم.

در دی ماه سال‌ 95، در سالگرد آغاز اجرای تعهدات 1+5، کمیسیون مشترک برجام به منظور بررسی نگرانی‌های مطروحه از سوی ایران در خصوص نقض برجام توسط آمریکا با تمدید قانون آیسا، تشکیل جلسه داد. پس از پایان نشست، در بیانیه‌ای که در سایت اتحادیه اروپا قرار گرفت، تصریح شد که نشست وین به مناسبت سالروز اجرایی شدن برجام است و بدین ترتیب، گویا اعتراض ایران به رسمیت شناخته نشد و حتی در متن بیانیه نیز به آن اشاره نشد. همچنین به این نکته نیز اشاره نشد که نقض برجام صورت گرفته است. در بیانیه مذکور تصریح شد که نظر آمریکا مبنی بر اینکه قانون آیسا مشکلی برای برجام به وجود نمی‌آورد پذیرفته شده و به آمریکایی‌ها برای تصویب این قانون اعتراض نکرده‌اند.

فشار ایمیلی و پیام توئیتری اقدام متقابل نیست!
وزیر خارجه کشورمان در حاشیه اجلاس «اسلو فروم» تاکید کرده است: تصمیم‌گیری جدید سنای آمریکا به‌واقع نشان‌دهنده کوتاه‌نظری آمریکایی‌ها و نشان‌دهنده سیاست غلطی است که دولت آمریکا به‌خصوص بعد از انتخابات اخیر دنبال کرده است.
ظریف افزود: اگر به حدی برسد که بر اساس تشخیص هیئت نظارت نیاز به واکنش داشته باشد حتماً با واکنش ما مواجه خواهد بود. تاکنون ما در برابر اقدامات آمریکا عمل متقابل انجام دادیم و در برابر اضافه شدن افراد به فهرست تحریم‌ها اقدام متقابل کردیم و امروز 23 فرد و شرکت آمریکایی در فهرست تحریم‌های ما به ‌عنوان اقدام متقابل قرار دارند. در آینده نیز اقدام خواهد شد.

این ادعا در حالی است که اجرای برجام از سوی دولت، به 29 شرط ابلاغ شده از طرف رهبرمعظم انقلاب، شورای عالی امنیت ملی و مجلس شورای اسلامی مشروط شد. اما متاسفانه دولت مرتکب قصور و تقصیر‌های فراوان در مراعات آن 29 شرط شد به نحوی که اکنون همه، حتی دولتمردان به نقض سیستماتیک برجام و عملی نشدن تعهدات آمریکا اذعان می‌دارند.
در همین رابطه،«علی‌اکبر ولایتی» عضو هیئت نظارت بر برجام-تیرماه 95- در مصاحبه با خبرگزاری صداوسیما، گفت: «به برخی شروط 9 گانه ابلاغ شده از جانب رهبر معظم انقلاب در خصوص اجرای تعهدات کشورمان در چارچوب برجام عمل نشد».

در قانون «اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام» مصوب مجلس شورای اسلامی تاکید شده است که«دولت موظف است هرگونه عدم پایبندی طرف مقابل در زمینه لغو مؤثر تحریم‌ها یا بازگرداندن تحریم‌های لغو شده و یا وضع تحریم تحت هر عنوان دیگر را به دقت رصد کند و اقدامات متقابل در جهت احقاق حقوق ملت ایران انجام دهد و همکاری داوطلبانه را متوقف نماید و توسعه سریع برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز جمهوری اسلامی ایران را سامان دهد به طوری که ظرف مدت دو سال ظرفیت غنی‌سازی کشور به یکصد و نود هزار سو افزایش یابد».

متاسفانه دولت یازدهم با سیاست انفعالی «حفظ برجام به هر قیمت» در مقابل «نقض مکرر برجام از سوی آمریکا» موجب شده است تا تحریم‌های ضد ایرانی هر روز ابعاد گسترده‌تری به خود بگیرد. گستاخی‌های آمریکا هر روز بیشتر می‌شود اما دولت یازدهم به فشار ایمیلی، پیام توئیتری و گلایه محترمانه بسنده کرده است و جالب آنکه، اقدامات نمایشی را به عنوان اقدام متقابل معرفی می‌کند!.
مقام معظّم رهبری: بنده در قبول برجام یک شرایطی را به‌طور صریح ذکر کردم، مکتوب هم کردم ... به‌طور دقیق باید اینها رعایت بشود. وقتی طرف مقابل با وقاحت می‌آید می‌ایستد و یک چیزی را میگوید، ما هرچه در این زمینه کوتاه بیاییم، حمل بر ضعف خواهد شد؛ حمل بر این خواهد شد که ما ناچاریم، ناگزیریم؛ احساس ناچاری در ما، دشمن را تشجیع میکند به اینکه بر فشارهای ناحقّ خودش بیفزاید. ۱۳۹۶/۰۳/۲۲



[تصویر: e7368fa9_29ac_419d_95c3_c6769b4b3cf0_original.jpeg]
کاش فقط برجام نقض شده بود!(یادداشت روز)
روز پنج‌شنبه نمایندگان مجلس سنای آمریکا، با ۹۸ رأی موافق و تنها ۲ رأی مخالف «طرح جامع تحریم ایران و روسیه» را تصویب کردند. گفته شده، این طرح برای تصویب تنها به ۵۰ رای موافق نیاز داشت! اگرچه ترامپ سه ماه فرصت دارد تا درباره اجرای آن تصمیم‌گیری کند اما هم اکنون می‌توان تصمیم ترامپ را پیش‌بینی کرد! «برنی سندرز» و «راند پال»، دو سناتوری بودند که به این طرح رأی مخالف دادند.

این قانون از یک سو اشخاص و شرکت‌های مرتبط با برنامه موشکی ایران را در معرض تحریم قرار می‌دهد و از سوی دیگر، به دونالد ترامپ، این اختیار را می‌دهد تا این بار به بهانه «حمایت از تروریسم» و «نقض حقوق بشر»، تحریم‌های جدیدی را علیه ایران وضع کند! به عبارتی از این پس رئیس‌جمهور آمریکا این اختیار را دارد که، افراد و نهادهایی را که با برنامه‌های موشکی ایران ارتباط دارند یا با گروه‌هایی که با داعش و تروریست‌های تکفیری و رژیم صهیونیستی می‌جنگند (‌حزب‌الله لبنان و مقاومت منطقه) همکاری می‌کنند، مشمول این تحریم‌ها کند.

این طرح که با عنوان «مقابله با اقدامات بی‌ثبات‌کننده ایران» به تصویب سنا رسیده، برای تبدیل شدن به قانون باید در مجلس نمایندگان هم تصویب شود. تصویب این طرح یعنی نقض صریح و موردی بندهای 26، 28 و 29 برجام و در نهایت نیز نقض کل برجام چرا که با این طرح عملا شرط جدیدی به توافق اضافه شده است. آمریکا در برجام متعهد شده بود تحریم‌هایی را که تعلیق کرده «تحت عناوین دیگر» بازنگرداند. اما با این طرح، نه تنها همه آن تحریم‌ها بازمی‌گردد بلکه تحریم‌های تازه و بی‌سابقه‌ای نیز به آن اضافه می‌شود. در یک کلام می‌توان گفت، این طرح به رئیس‌جمهور آمریکا این اجازه را داده تا به تعهداتش در برجام عمل نکند و حتی وارد مواردی از تحریم‌ها علیه کشورمان شود که تاکنون یا نتوانسته یا جرات ورود به آن را نداشته است! که در ادامه به این مورد و فتنه‌های اقتصادی و غیر اقتصادی حاصل از آن خواهیم پرداخت.

اکنون می‌توان با قاطعیت گفت از برجام، فقط یک نام باقی مانده و این توافق رسما از حیّز انتفاع ساقط شده است. البته نقض صریح روح و جسم برجام، گوشه بسیار کوچک حاصل از این طرح است و این تازه شروع ماجراست. بخوانید:
طرح «مقابله با اقدامات بی‌ثبات‌کننده ایران» دارای سه محور کلی است: «تحریم‌های موشک بالستیک»، «تحریم‌های جدید تروریسم» که آمریکایی‌ها برای اولین بار با این بهانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را هدف تحریم‌های سخت قرار داده‌اند (آمریکا در سال 2007 میلادی تنها نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تحریم کرده بود) و در نهایت، «تحریم تسلیحاتی» که تمام افراد و نهادهایی را که در فروش، تامین و انتقال برخی تجهیزات جنگی مثل‌تانک و هواپیماهای جنگی، کشتی و ... به کشورمان نقش دارند مورد هدف قرار داده و اموال و دارایی‌هایشان را مصادره کرده و... تحریم یک نهاد قانونی به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران که بی‌سابقه است شاید، مهمترین بخش از این طرح تحریمی تصویب شده در سنا باشد که می‌بایست به تصویب مجلس نمایندگان آمریکا هم برسد.

بر‌خلاف تصور عمومی، طرح جامع تحریم‌های ایران، صرفا فعالیت‌های اقتصادی را دربرنمی‌گیرد و دایره‌ای به مراتب گسترده‌تر را دربر می‌گیرد. طوری که برخی حتی از این طرح با عنوان«مادر تحریم‌ها» نام برده‌اند. یعنی صرفا کشورها، اشخاص، شرکت‌ها و نهاد‌هایی را که وارد فعالیت‌های اقتصادی با تحریم شدگان می‌شوند را هدف قرار نمی‌دهد، کافی است آن کشور، شخص، شرکت یا نهاد، با آن سازمان یا نهاد تحریم شده ارتباط عادی کاری و اداری داشته باشد تا باز هم، مشمول فشارهای تحریمی آمریکا و متحدانش قرار گیرد!

حال با توجه به تحریم نهاد «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران« چه اتفاقی خواهد افتاد؟ واکنش دولت آقای روحانی به این تحریم‌ها چگونه خواهد بود؟ اصولا چرا با وجود حیاتی بودن برجام برای غرب، آمریکایی‌ها بدون «هیچ نگرانی خاصی» آن را نقض کردند؟ «خاص» از آن جهت که برخی مقامات حال حاضر غربی پیش از این بارها تاکید کرده و هنوز هم می‌کنند که، به هر قیمت ممکن باید این توافق حفظ شود، چرا که به تعبیر اوباما، برجام یکی از بزرگترین پیروزی‌های غرب در حوزه سیاست خارجی بوده است، برجامی که بدون شلیک یک گلوله، توانست برنامه هسته‌ای ایران را متوقف کند! آمریکا چرا با این وجود، به راحتی طرح را تصویب و برجام را پاره کرد؟

شاید عده‌ای علت نقض صریح برجام را در شخصیت خاص دونالد ترامپ و همفکرهای او در کنگره جست و جو کنند. مثلا بگویند، در دوره اوباما اگر بودیم، سنای آمریکا چنین خبطی را نمی‌کرد. احتمالا چنین تحلیلی را جریان‌های نزدیک به دولت در کشورمان دنبال و با تلاش برای نزدیک شدن به اروپا، این مفهوم را علنی‌تر دنبال خواهند کرد. اما با توجه به اظهارات «رکس تیلرسون» که تنها چند ساعت قبل از تصویب طرح جامع از سوی سنا ایراد شده می‌توان گفت، این تحریم‌ها کاری است شبیه به آنچه هیلاری کلینتون، وزیر خارجه باراک اوباما با عنوان«تحریم‌های فلج‌کننده» دنبال می‌کرد! دولت اوباما می‌گفت با این تحریم‌ها به دنبال تغییر رفتار ایران-بخوانید تغییر نظام- هستیم؛ تیلرسون با دفاع از تصویب این طرح گفته: «از نظر من این تحریم‌ها کار خوبی است... ما از عناصر داخلی در ایران که بتوانند به ما در تغییر قدرت کمک کنند پشتیبانی می‌کنیم. همان‌طور که می‌دانیم چنین عناصری در داخل ایران هستند.»(!)

آمریکایی‌ها پریروز و در دوران ترامپ همان کاری را کرده‌اند که چند سال پیش در دوران کلینتون کرده بودند! «مادر تحریم‌ها» تکرار همان پروسه «تحریم‌های فلج‌کننده» است.

اما به نظر می‌رسد، لااقل بخشی از علت این جسارت آمریکایی‌ها را باید در داخل جست و جو کنیم. پیش از این هم غربی‌ها با اعمال تحریم‌های متعدد برجام را – نه به این صراحت- نقض کرده و واکنش درخوری را از سوی مسئولین دولتی کشورمان مشاهده نکرده بودند. بنابر این چرا نباید دوباره آن را نقض کنند؟!

وقتی اعلام می‌کنیم، آمریکا روح و جسم برجام را نقض کرده و در اعتراض، موارد نقض شده را مکتوب کرده و به اروپایی‌ها می‌رسانیم، اما در مقابل این نقض برجام‌ها، کوچکترین تشری به آنها نمی‌زنیم و تمام اعتراض ما خلاصه می‌شود به زدن چند ایمیل و نوشتن چند نامه، یعنی به غربی‌ها ناخواسته پیام داده‌ایم، هیچ برنامه جدی برای مقابله با بدعهدی‌ها و جسارت‌هایتان نداریم و می‌توانید ما را با خیال راحت تحریم کنید. وقتی در چنین شرایط خطیری، تمام دغدغه دولت به جای پریدن به آمریکا می‌شود پریدن به منتقدان، حاشیه ساختن با واژه صلح توییتر بازی، پخش شدن یا نشدن فلان آهنگ، حضور بانوان در ورزشگاه‌ها و... یعنی، غربی‌ها! تحریممان کنید، چرا که واکنش موثری در قبال نقض برجام از سوی ما نخواهید دید!

شاید تغییر اولویت‌ها و حاشیه‌سازی‌های دیروز که بخش زیادی از عمر دولت و وقت مردم را گرفت، به دلیل آگاهی دولت از شرایط امروز بوده باشد. ان‌شاء‌الله که اشتباه کرده باشیم اما، به نظر هم نمی‌رسد واکنش قاطع و عملی از سوی دولت در این باره مشاهده کنیم. دولت با تعطیلی بیشتر حوزه‌ها، 4 سال عمر خود را صرف «دیگِ برجامی» کرد که از آن «آبی گرم نشده» است. لذا، شاید چاره‌ای ندارد جز ادامه کج دار و مریز این راه ولو با چند کشور اروپایی و یا حتی به تنهایی؛ اگر چه جز یک نام خشک و خالی از «برجام» و «لغو تحریم‌ها» باقی نمانده باشد.

دولت اگر نخواهد اهرم تحریم را از دست دشمن بگیرد، از این پس به شدت بر ادامه حاشیه سازی‌ها نیاز خواهد داشت، حاشیه‌هایی که می‌تواند هزینه‌هایی به مراتب، سنگین‌تر از مذاکرات اتمی و برجام بر کشور و مردم تحمیل کند! ادامه چنین وضعیتی «خسارت محض است» و حتی می‌تواند، مشکلات را در کشور پیچیده‌تر کرده و از حوزه اقتصادی به سایر حوزه‌ها بکشاند. چگونه؟

اواخر اردیبهشت ماه سال 95 بود که رویترز به نقل از «ریاض سلامه»، رئیس‌ بانک مرکزی لبنان نوشت، مجبوریم به تحریم‌های آمریکا علیه جنبش حزب‌الله لبنان عمل کنیم چراکه عدم اجرای این قانون به معنی انزوای سیستم بانکی لبنان از جهان خواهد بود(!) در بیانیه رئیس‌بانک مرکزی لبنان آمده بود: «قانون صادر شده در آمریکا، باید در سطح جهان و لبنان اجرایی شود.

بخشنامه شماره 137 صادر شده از سوی بانک مرکزی لبنان در سال 2016 یک الزام حقوقی و قانونی لبنانی است... اگر قانون آمریکایی اجرا نشود نمی‌تواند ثبات مبادلات و تسهیلات بانکی در لبنان را تضمین کرد... بانک‌هایی که قصد دارند حساب فرد یا سازمانی را ببندند باید توجیهی را برای این تصمیم خود ارائه کنند. هر بانکی می‌تواند با افراد حزب‌الله لبنان ارتباط مالی داشته باشد اما در این صورت باید ارتباط خود را با بانک‌های جهانی قطع کنند.»

وی در نهایت از همه بانک‌های لبنانی خواست به قانون تحریم‌های آمریکا علیه حزب‌الله لبنان متعهد باشند.

بر اساس فرمول تحریمی آمریکا در لبنان، هر گونه حمایت مالی از حزب‌الله لبنان ممنوع است. این قانون تحریم آمریکایی باعث نزاع بی‌سابقه‌ای میان حزب‌الله لبنان و بانک مرکزی این کشور شد که هنوز هم ادامه دارد. آمریکا با طرح تحریم حزب‌الله لبنان، به نوعی تحریم جنبش‌های مخالف خود در لبنان را به دولت لبنان سپرد! و تلاش کرد با این حربه، این کشور را به نوعی دچار «خود تحریمی» و «نزاع داخلی» کند. به نظر می‌رسد، آمریکایی‌ها این بار به دنبال اجرای این فرمول در ایران هستند و فقط به جای «حزب‌الله لبنان»، نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را در آن فرمول گذاشته‌اند. انتظار آن است که رئیس‌جمهور کشورمان به این فتنه کثیف آمریکایی پاسخ دندان‌شکنی بدهند.
جعفر بلوری


گزارش جدید سازمان ملل در خصوص برجام؛
متن برجام در خصوص برنامه موشکی ایران مبهم است/ ایران فعلاً از تنش‌آفرینی موشکی بپرهیزد/ایران به تمام تعهدات خود در برجام پایبند بوده است/ واکنش متفاوت اعضای شورای امنیت

بخش خبری الف، ۹ تیر ۹۶


متن اولین گزارش دبیرکل جدید سازمان ملل از بررسی میزان پایبندی ایران به برجام منتشر شد که در آن با توجه به اختلاف بر سر تفسیر بند موشکی این سند، از ایران خواسته شده که برای جلوگیری از تنش، دست از برنامه موشکی خود بردارد.

به گزارش خبرگزاری ها، متن اولین گزارش «آنتونیو گوترش» دبیرکل جدید سازمان ملل در خصوص میزان پایبندی ایران به قطعنامه 2231 که محمل قانونی اجرای برجام است، منتشر شد.

در ابتدای این گزارش آمده که هیچ مدرکی دال بر خرید یا انتقال مواد دارای کاربرد دوگانه هسته‌ای-غیرنظامی در مسیر خارج از کانال خرید برجام، موجود نیست.

پس از اعلام شروع اجرای برجام، بنا شد که تجهیزات دارای کاربرد دوگانه که در بسیاری از بخش‌های صنعتی غیرنظامی کاربرد دارند، پس از تأیید قانونی بودن خرید آنها برای ایران از سوی شورای امنیت با مکانیزم «کانال خرید برجام»، به خریدار ایرانی تحویل شوند.

از دسامبر 2016 تا بحال، 10 درخواست خرید به کانال خرید برجام ارائه شده که 5 درخواست تأیید شده و 4 درخواست در دست بررسی است.

در این گزارش به گزارش فرانسه، انگلیس، آلمان و آمریکا در خصوص پرتاب آزمایشی موشک خرمشهر در اواسط زمستان سال گذشته هم اشاره و نسبت به آن ابراز نگرانی شده است. دبیرکل که از غیرموشکی بودن تعهدات ایران ذیل برجام اطلاع داشته، نوشته که هنوز بر سر چگونگی تفسیر بندهای مربوط به محدود شدن برنامه موشکی ایران بر اساس سند برجام، اختلافاتی وجود دارد.

در قطعنامه 2231 از ایران خواسته شده که هیچ فعالیتی در حوزه موشک‌های بالستیک طراحی‌شده برای حمل کلاهک هسته‌ای، انجام ندهد. ایران بارها اعلام کرده که سلاح هسته‌ای، در دکترین نظامی-دفاعی این کشور جایی ندارد.

دبیرکل سازمان ملل با اتکا به مبهم بودن متن قطعنامه‌ای که نهاد تحت نظر خودش تصویب کرده و وجود اختلافات در تفسیر آن، از ایران خواسته که از آزمایش موشک‌های بالستیک خودداری کند زیرا «این آزمایش‌ها پتانسیل افزایش تنش‌ها را دارد.»

در این گزارش به ادعاهای اخیر آمریکایی‌ها در خصوص تحویل محموله تجهیزات مرتبط با برنامه موشکی بالستیک هم اشاره شده و دبیرکل پس از این اشاره مستقیم نوشته که فعلاً توانایی بررسی صحت گزارش آمریکایی‌ها را ندارد.

در گزارشات پیشین دبیرکل سابق سازمان ملل از میزان پایبندی ایران به قطعنامه 2231، به خرید «غیرقانونی» تجهیزات مرتبط با برنامه موشکی بالستیک اشاره‌ای نشده بود.

در گزارش جدید به سفر مقامات «سازمان صنایع دفاعی ایران» به عراق و شرکت آنها در نمایشگاه صنایع نظامی این کشور هم اشاره شده؛ سفری که با توجه به قرار گرفتن نام این سازمان در بخش دوم ضمیمه 2 قطعنامه 2231، غیرقانونی تلقی می‌شود.

دبیرکل سازمان ملل در کنار سازمان صنایع دفاعی، از سرلشکر «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم در گزارش خود نام برده و با اشاره به انتشار خبر سفرهای خارجی وی از سوی رسانه‌های ایرانی و عربی، بدون نام بردن از کشوری خاص، نسبت به این 2 مسافرت اعتراض کرده و از همه کشورهای عضو سازمان ملل خواسته که به تعهداتشان ذیل قطعنامه 2231 پایبند بمانند.

آنتونیو گوترش در این گزارش به گزارش فرانسوی‌ها از توقف یک محموله تسلیحاتی در 20 مارس 2016 در شمال اقیانوس هند هم اشاره کرده و نوشته که گوترش پس از بازدید شخصی از محموله تسلیحاتی ضبط‌شده، به قطعیت رسیده که این محموله از ایران راهی سومالی یا یمن بوده است.

این مورد ذیل بررسی رفتار ایران در حوزه بندهای مرتبط با محدودیت ارسال تسلیحات ایرانی بر اساس قطعنامه 2231 بررسی شده است.

واکنش ها به گزارش جدید
در این نشست، نماینده آمریکا بیان داشت که برجام را در دست بررسی دارد و تا اتمام بررسی‌هایش به آن متعهد باقی خواهد ماند و در عین حال وی برای سرپوش گذاردن بر شکست های منطقه ای دولت متبوعش طی اظهاراتی مداخله جویانه، اتهاماتی واهی در مورد نقش منطقه ای ایران مطرح کرد.

در مقابل، تعداد زیادی از اعضای شورای امنیت، آلمان و نماینده اتحادیه اروپایی که در این نشست حاضر بودند، پایبندی ایران به تعهداتش براساس برجام را ستودند و خواهان تداوم حمایت جامعه بین‌المللی از توافق تاریخی مذکور شدند.

نماینده اتحادیه اروپا، آلمان، فرانسه و انگلیس به منافع اقتصادی ناشی از اجرای برجام اشاره و تاثیر مثبت آن بر مناسبات دوجانبه را برجسته کردند.

روسیه انتقاداتی نسبت به نحوه برخورد و نگارش گزارش دبیرکل مطرح و محتوای آن را غیرسازنده خواند. مسکو اعلام کرد که موضوع موشکی ایران و موضوعات منطقه ای به شکلی که مطرح می شوند جایی در قطعنامه 2231 ندارد و طرح اتهامات واهی بدون شواهد کافی می‌تواند اجرای برجام را از مسیر صحیح خود خارج کند.

برخی دیگر از کشورها نظیر چین، قزاقستان، اروگوئه و بولیوی نیز به صورت صریح یا ضمنی از این مواضع حمایت کردند.
امید رامز:
تجربه تلخ برجام و پذیرش ضمایم مکمل آن از جمله FATF و ادامه حضور ایران در لیست سیاه این سازمان و لغو نشدن تحریم‌های گذشته و وضع تحریم‌های جدید و به طور کلی پکیج «اعتماد و توافق با غرب» با همه پیامدهای منفی نقد آن و همه وعده‌های مثبت سراب‌گونه آن، همانطور که رهبری پیش‌بینی کرده بودند، یک تجربه و آگاهی تاریخی برای رشد جامعه خواهد بود، البته چه بهتر که این آگاهی با حداقل هزینه برای کشور به دست می‌‌آمد.

بررسی روند سیاسی و اقتصادی کشور و اینکه دولت همه تخم‌مرغ‌های خود را در سبد برجام چیده ولی همچنان با روی خوش غربی‌ها مواجه نمی‌شود، چند گزاره مهم را نشان‌می‌دهد.

1- گزارش سال 2017 آنکتاد(UNCTAD) نشان می‌دهد وعده جذب سرمایه‌گذاری خارجی توسط دولت، سرابی بیش نبوده و ایران با جذب فقط 4/3 میلیارد دلار در سال ۲۰۱۶(سال بعد از برجام) در حوزه جذب سرمایه خارجی اوضاعی حتی بدتر از دوران اوج تحریم‌ها(۲۰۱۱ و ۲۰۱۲) داشته است. این در حالی است که دولت در کوران مذاکرات و جهت همراه‌سازی افکار عمومی و فعالان اقتصادی وعده جذب سالانه ۵۰ تا ۶۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی را می‌داد.

2- در حوزه نفت، دولت همچنان ناگزیر به «مفت‌فروشی» است. فروش تقریبا 5/2 میلیون بشکه نفت در روز- بدون دسترسی با اختیار تام به منابع ارزی آن- با نفت بشکه‌ای ۵۰ دلار، یعنی روزانه حدود ۱۲۵ میلیون دلار یا معادل یورویی/ یوآنی آن به پول‌های بلوکه ایران در بانک‌های اروپایی و خاور دور اضافه می‌شود یا در بهترین حالت می‌توانیم کالای مصرفی وارد و بازار داخلی را دودستی به کمپانی‌های اروپایی و چینی تقدیم کنیم. البته کارکرد دیگر این پول‌های بلوکه، ارائه تضمین با شاخص نقدپذیری بالا به شرکت‌های سرمایه‌گذار خارجی است که از تحریم‌های ثانویه آمریکا و جریمه‌های میلیارد دلاری وحشت دارند. این مفت‌فروشی البته غیر از تحمیل هزینه فرصت خام‌فروشی به کشور و عدم التزام عملی به سیاست‌های اقتصاد مقاومتی ابلاغی توسط رهبر انقلاب است. این یعنی خسارت روزافزون به کشور؛ نه مباهات بابت افزایش فروش نفت‌خام.

3- با توجه به انتظار مداوم دولت برای ورود سرمایه‌های خارجی به کشور، دولت حتی در گردش مالی و هدایت نقدینگی موجود به بخش‌های صنعت، معدن، آب، انرژی، کشاورزی، ارتباطات و... کاملا منفعل عمل می‌کند. حداقل 110 ابرپروژه ملی در حوزه‌های فوق توسط وزارت اقتصاد تعریف شده که بیش از 70 درصد این پروژه‌ها به علت عدم جذب سرمایه خارجی به کشور بلاتکلیف مانده است. این در حالی است که فقط در سال 95، بیش از 200 هزار میلیارد تومان به رقم نقدینگی کشور اضافه شد که فقط با 25 درصد این رقم می‌شود تمام ابرپروژه‌های تعریف‌شده را به اتمام رساند. انتشار اوراق مشارکت فقط یکی از راه‌ها برای هدایت نقدینگی موجود در بانک‌ها به سمت انجام ابرپروژه‌های ملی است. با احتساب هر یک‌میلیارد دلار (4 هزار میلیارد تومان) برای ایجاد یکصدهزار شغل، با رقم نقدینگی مذکور می‌توان بیش از یک میلیون شغل با دوره میان‌مدت ایجاد کرد. ولی متاسفانه دولت همچنان دست به دامان خارجی‌هاست و خوشبینی به برجام موجب خطا در محاسبات دولت شده است.
همه گزاره‌های فوق در واقع در یک بستر مالی و مبتنی بر 3 عامل حقوقی مهم اتفاق افتاده‌است.

بستر مالی
هم عدم امکان ورود سرمایه خارجی و هم عدم دسترسی ایران به ارز نفتی، در واقع در بستر عدم لغو تحریم‌های مالی- بانکی شکل گرفته است که در واقع مهم‌ترین عامل رضایت طرف ایرانی برای نشستن بر سر میز مذاکره بوده است ولی علاوه بر اظهارات رئیس کل بانک مرکزی، مستندات متقن اثبات می‌کند دستاورد ایران در این بُعد «تقریبا هیچ» بوده است. نشان به آن نشان که میلیاردها یورو ایران در بانک مشترک ایران و اروپا(EIH) بلوکه مانده است و بانک مرکزی حتی به سختی قادر است با انتقال حواله نزد یکی از بانک‌های دوبی(به عنوان اصلی‌ترین کانال تبدیل و انتقال ارز ایران) ارز ایران را به بازرگانان واردکننده کالا به ایران بفروشد. همچنین وزیر نفت نیز اخیرا با تایید محدودیت انتقال ارز پتروشیمی‌ها اذعان کرد: امکان حواله پول صادرات محصولات پتروشیمی از چین وجود ندارد و این مبالغ در چین بلوکه شده است. این در شرایطی است که تحریم‌های جدید آمریکا موسوم به CIDA شرایط را بیش از پیش سخت‌ خواهد کرد. این مستندات خلاف واقع بودن بیانیه وزارت امور خارجه ایران را که مدعی است همه تحریم‌های مالی مرتبط با برجام لغو شده، اثبات می‌کند. علاوه بر این، گزارش ماه فوریه 2017 صندوق بین‌المللی پول درباره روابط بین بانکی نیز تصریح می‌کند عمده مشکلات مالی و بانکی ایران همچنان پابرجاست.

عوامل حقوقی
الف- برخلاف ادعای رئیس‌جمهور در کنفرانس خبری بعد از امضای برجام، این توافقنامه نه تنها همه تحریم‌های آمریکا و اروپا را علیه ایران لغو نکرده، بلکه در لغو و حتی تعلیق برخی تحریم‌های هسته‌ای نیز ناکام بوده است زیرا تحریم جدید آمریکا CIDA بر بستر دستور اجرایی 13382(Executive Order) رئیس‌جمهور آمریکا تنظیم شده که قطعا یک تحریم هسته‌ای است! این دستور یکی از مجموع 17 دستور اجرایی رئیس‌جمهور آمریکا در مورد ایران است که سال 2005 توسط جورج بوش اعمال شد. علت وضع این تحریم غنی‌سازی اورانیوم با درصد بالا(Highly Enriched Uranium) و احتمال دستیابی ایران به سلاح‌های کشتار جمعی بوده است که بر اساس آن دارایی‌های کشور توقیف شده و طبق تحریم CIDA که بر بستر همین دستور اجرایی وضع شده، توقیف خواهد شد.

ب- مطالعه دقیق متن برجام و شرایط «حقوقی/ قراردادی» حاکم بر آن و همچنین تنگناهای مالی رفع نشده، نشان می‌دهد علاوه بر مشکل مراودات بانکی، حتی گذشت زمان هم مشکل زیادی را از ورود سرمایه خارجی به کشور- آنطور که باید و شاید- حل نمی‌کند. مطالعه بخش سوالات متداول(FAQs) کمیته دارایی‌های خارجی آمریکا (اوفک) وابسته به وزارت خزانه‌داری این کشور نشان می‌دهد در شرایط بازگشت تحریم‌ها (اسنپ بک)، حتی به دلایل غیربرجامی، همه شرکت‌ها فقط 180 روز فرصت دارند تا ایران را ترک و تمام دارایی‌های خود را از کشور خارج کنند. این شرایط در بخش M4 و M5، صفحات 42 و 43 سوالات متداول آمده است. اهمیت این بخش وقتی بیشتر می‌شود که بدانیم اکثر قریب به اتفاق تحریم‌ها «تعلیق» و نه «لغو» شده‌اند. بنابراین کمتر سرمایه‌گذار خارجی حاضر به همکاری با ایران و ورود سرمایه به داخل کشور خواهد شد. حتی شرکت‌هایی نظیر توتال هم که پا پیش گذاشته‌اند با تطمیع ضمانت مالی از محل ارزهای بلوکه در فرانسه حاضر به همکاری شده‌اند.

پ- الزامات گروه مالی مبارزه با پولشویی و تروریسم FATF که در نشست اخیر خود، حتی با وجود اجرای موبه‌موی تعهدات(AML/CFT)، باز هم ایران را از لیست سیاه خود خارج نکرد و ایران حتی با تحریم‌های جدید آمریکا، برای دسترسی به سیستم مالی جهانی مجبور است تعهدات بیشتری را متقبل شود که «خودتحریمی» و عدم مراوده مالی با اعضای SDN لیست، مهم‌ترین آنهاست، چرا که در غیر این صورت نه‌تنها ایران به سیستم مالی دنیا دسترسی نخواهد داشت بلکه هرگونه کمک یا مراوده مالی- فنی به اعضای SDN لیست، موجب اضافه شدن «فرد/ نهاد» طرف مراوده، به این لیست خواهد شد.
بنابراین واقعیت این است که برجام و ضمایم آن نظیر FATF مثل استخوانی در گلوی دولت است؛ نه می‌تواند آن را ببلعد و نه می‌تواند آن را خارج کند!

دولت یا باید عطای برجام و اعتماد به غرب را به لقای آن ببخشد که در این صورت در داخل کشور با افکار عمومی بویژه دلسوزان نظام که پیش از این در راستای فرمایشات رهبری، دولت را بابت بدعهدی طرف خارجی انذار می‌کردند، مواجه خواهد شد و در وجه خارجی ماجرا نیز در خوشبینانه‌ترین حالت، با اجرای قطعنامه 2231 به عنوان مکمل برجام، تمام تحریم‌های قبلی علیه ایران که «تعلیق» و نه «لغو» شده بودند، دوباره اجرایی خواهد شد و ایران را پس از 4 سال اتلاف وقت و تحمل هزینه‌های فراوان، به شرایط پیش از برجام و حتی بدتر از آن بازخواهد گرداند یا باید پای برجام بایستد که در این صورت باید گام به گام انتظارات تمام نشدنی اروپا و آمریکا را اجرایی کند و برای خوردن هویج برجام، چماق بیشتری بخورد! از جمله خودتحریمی و قدم گذاشتن روی خطوط قرمز نظام برای دادن امتیازات امنیتی در حوزه نظامی و موشکی و باج احتمالی برجام 2 و3 برای آزادسازی گروگان برجام!

در هر صورت آنچه از شواهد و قرائن مستند و متقن برمی‌آید، دولت از «گندم برجام» نخواهد خورد و برجام، طبق آنچه در ابتدای نوشته به عرض رسید، طبق فرمایش رهبر حکیم انقلاب، یک تجربه و آگاهی تاریخی برای رشد جامعه خواهد بود. اگر حاکمیت بتواند از این پیچ تاریخی که دولت یازدهم با «ندانم‌‌کاری» خود برای او ایجاد کرده، بگذرد، نتیجه و میوه آن دستاورد بسیار ارزشمند اتکا به توان و تجربه و علم بومی، در کنار توکل به «خدا» به جای اعتماد به «کدخدا» خواهد بود. میوه‌ای که شیرینی آن را در حوزه موشکی و دفاعی چشیده‌ایم.

روایت تلخ از واقعیت پسابرجام


سیدحامد دشتکی: احتمالا همه به یاد دارید که گفته می‌شد تمام قراردادهایی که بعد از برجام منعقد شود از بازگشت تحریم‌ها مصون است اما آذرماه سال گذشته وزارت خزانه‌داری آمریکا بر این توهم مهر پایان زد. وزارت خزانه‌داری اینچنین بیان می‌کند که در صورت بازگشت تحریم‌ها، افراد غیرایرانی- غیرآمریکایی تنها ۱۸۰ روز برای پایان دادن به همکاری اقتصادی خود با ایران فرصت دارند و در این مدت فقط می‌توانند تسویه‌حساب کنند و در صورت انتقال تجهیزات ممکن است مجددا شامل تحریم‌های آمریکا شوند. این قضیه شامل حال قراردادهای نفتی ایران نیز می‌شود. اگر درست به بند 37 برجام هم نگاه کنید متوجه می‌شوید این بند به آمریکا این اجازه را داده است.

در این شرایط هیچ شرکتی با ایران همکاری بلندمدت نمی‌کند و نباید شرکتی که عقلانیت اقتصادی داشته باشد حاضر باشد قرارداد نفتی 20ساله با ایران امضا کند اما توتال این کار را کرد! این کار توسط توتال این سوال را ایجاد می‌کند که چرا و با چه انگیزه‌ای توتال حاضر به امضای این قرارداد پرریسک شده است؟

اگر از شادی‌های بچگانه حامیان دولت و برجام عبور کنیم متوجه می‌شویم برای راضی شدن یک شرکت خارجی جهت امضای قرارداد 20 ساله با ایران 2 چیز باید رخ دهد؛
اولا از سوی آمریکا اجازه حضور در بازار ایران گرفته باشند و


ثانیا قرارداد به‌گونه‌ای باشد که در شرایط بازگشت تحریم‌ها ضرر نکنند

فروردین‌ماه خبری منتشر شد که شرکت بی‌پی برای ادامه اجرای قرارداد پیشین خود با ایران از وزارت خزانه‌داری آمریکا اجازه گرفته است. این خبر خیلی مهم بود، چرا که اجازه گرفتن برای همکاری نفتی با ایران در برجام نبوده و بر اساس برجام دلیلی ندارد که یک شرکت خارجی این کار را بکند. اما برجام و ما ادراک ما برجام!

همین موضوع هم‌اکنون در قرارداد توتال دوباره تکرار شده است و علاوه بر اعلام تبعیت شرکت توتال از سیاست‌های آمریکا، زمانی‌نیا، معاون بین‌الملل وزیر نفت ایران نیز صراحتا بیان کرد: «شک نکنید که توتال با آمریکایی‌ها هماهنگ کرده ‌است». وی همچنین با تایید خروج توتال در صورت بازگشت تحریم‌ها می‌گوید: «اگر تحریم بازگردد تمام این قراردادها تا یک ساعت بعد لغو می‌شود».

در واقع معاون بین‌الملل وزارت نفت نیز بر این ادعا صحه می‌گذارد که هر شرکت خارجی برای حضور در بازار ایران حتما اقدام به کسب اجازه از آمریکا می‌کند و در صورت بازگشت تحریم‌ها بلافاصله قرارداد را نیمه‌کاره رها می‌کند و از ایران می‌رود.

این حرف زمانی‌نیا تاییدکننده واقعیتی تلخ است: این آمریکا و وزارت خزانه‌داری آن است که پس از برجام تعیین می‌کند چه شرکت یا کشوری در چه حوزه‌ای وارد تعامل با ایران شود، یعنی اقتصاد ایران از سوی آمریکا دارد کانالیزه می‌شود و تنها شرکت‌هایی حق دارند وارد کانال اقتصادی ایران شوند که از آمریکا کسب اجازه کرده باشند. مشروط شدن حضور شرکت‌های خارجی در ایران به اجازه وزارت خزانه‌‌داری آمریکا و کانالیزه شدن اقتصاد ایران که به صراحت مورد اشاره معاون وزیر نفت نیز قرار گرفته است، اثر مهم‌تری نیز دارد. اثر مهم این موضوع این است که آمریکا با استفاده از این ابزار رفتار سیاسی ایران را مدیریت می‌کند و دست ایران را در مقابل هرگونه نقض برجام از سوی آمریکا و بدعهدی شرکت‌ها می‌بندد. همانطور که در پرسش و پاسخ‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا آمده است و معاون بین‌الملل وزارت نفت نیز آن را تایید می‌کند، در صورت ایجاد خلل در برجام و بازگشت تحریم‌ها، شرکت‌های خارجی یک ساعت هم در ایران نمی‌مانند و هیچ ضمانتی برای باقی ماندن در ایران ندارند و به راحتی ایران را ترک می‌کنند، در نتیجه ایران برای باقی ماندن شرکت‌های خارجی کاملا به برجام و حفظ آن به هر قیمتی وابسته می‌شود، به گونه‌ای که حتی اگر آمریکا با وضع تحریم‌های جدید مانند تحریم (S722) CIDA2017برجام و اثرات اقتصادی آن را کاملا نقض کند، ایران به علت اینکه کانال اقتصادی ایجاد شده پس از برجام وابسته به نظر آمریکا و حفظ برجام است، هیچ واکنش قابل توجهی نشان نمی‌دهد و در مقابل نقض برجام و بدعهدی طرف مقابل کاملا دست‌بسته می‌شود. در نتیجه آمریکا نیز با استفاده از این ابزار تحریم‌های جدید وضع می‌کند تا ایران مجبور به دادن امتیازهای سیاسی فراتر از برجام شود. نمونه این دست بسته بودن در مقابل نقض برجام از سوی آمریکا اقدام مجلس برای مقابله با قانون تحریم‌های CIDA است که به جای اجرای بند 3 قانون اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام، با مطرح کردن طرح جدیدی که هیچ اثر اجرایی ندارد، نقض برجام توسط آمریکا به راحتی و بدون هیچ پاسخ و هزینه‌ای انجام شد.

آدرس های مرجع