تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پیرامون قطعنامه شورای امنیت در مورد توافقات هسته ای
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
نقل قول: آمریکاستیزی و نابودی اسرائیل برای ما چه سودی دارند؟ من از جنایات جنگی و نژادپرستی اسرائیلی‌ها متنفرم و سکوت آمریکا در مقابلش رو هم تأیید نمی‌کنم و نمی‌گم نسبت بهش بی‌تفاوت باشیم. امّا ستیز ما چه سودی داشته و خواهد داشت؟ سیاست‌های ایران دقیقاً با چه پشتوانه‌ای این قدر نسبت به این دو کشور تهاجمی‌ هستن؟

يك سوال فوق العاده ! البته اين تاپيك موضوعش چيز ديگه است اما حتما خودتون سعي كنيد براي سوالتون پاسخ پيدا كنيد اگر هم وقتشو داريد من يه تاپيك واسه اين موضوع باز ميكنم شما هم مشاركت كنيد .


اما راجع به نامه به زيبا كلام به نظرم نميشه كلي نظر داد كه خوبه يا بده ! ولي ميشه به چند بند و موضوع تقسيم و بررسي كرد :

نقل قول:
جناب آقای دکتر محمد جواد ظریف وزیرخارجه جمهوری اسلامی ایران طول الله عمره
با سلام و تحیات،توافق تاریخی هسته ایی وین بدون تردید دستاورد مهمی در جهت منافع ملی کشورمان می باشد.کمترین دستاورد آن جلوگیری از خونریزی بیشتری بود که زخم هسته ایی بر پیکرمنافع ملی مان ظرف ۱۲ سال گذشته وارد ساخته بود.

جنابعالی به همراه آقایان دکترعباس عراقچی و دکترمجید تخت روانچی با تلاش،ادب،صبوری و درعین حال ایستادگی برروی مصالح و منافع ملی توانستید اجالتا تنظیف برروی آن زخم ببندید و جلوی خونریزی بیشتررا با توافق وین بگیرید.


در مورد اينكه اين جريان يه زخم بود حرفي نيست ، اما از كجا اين زخم رو خورديم ؟ از دولت قبل يا دولت قبل تر ؟ آقاي روحاني در اخرين سخنراني تلويزيوني به اين موضوع اشاره كردند كه كل ماجراي هسته اي ايران از سال 82 شروع شد ، البته مستحضر هستيد كه بحث فناوري هسته اي در كشور از قبل از انقلاب هم مطرح بوده براي مثال عمر راكتور تحقيقاتي دانشگاه تهران داره يواش يواش به آخر ميرسه !!! پس چرا در سال 82 و چرا در زمان مديريت اصلاح طلبان ؟ طبق گفته ي آقاي روحاني در سال 82 با خريد چند سانترفيوژ از خارج از كشور كه ظاهرا دست دوم و آلوده بودند و اين الودگي در اثر كار دستگاهها به كل سايت سرايت كرده ! البته به نظرم تيم اقاي روحاني كه در ان زمان مسئوليت برنامه ي هسته اي رو داشتند قابل شماتت نيست چون حقه ي دشمن بسيار كثيف بود ولي عكس العمل شان در برابر اين حقه قابل نقد جديه . بعد از اون جريان دشمن اين مسئله را دستاويزي براي باج گيري قرار داد البته مستحضر هستيد كه اگر ما كل سايت هاي هسته اي را هم تعطيل ميكرديم (كه زماني كردند) باز دشمن دست بردار نيست ادعاي سيري ناپذير دشمن نه فقط مجموعه سايت هاي هسته اي بلكه امكان بازرسي از كل كشور است حال به نظر شما بايد كل كشور را به دشمن سپارد يا با ايستادگي (به هر حال گزينه هاي دشمن هم محدود و هزينه بر است) از اين گذر سخت عبور كرد . ايا درست است كسي را كه زخم خورده به جاي بخيه و پرستاري كلا آن عضوش را قطع كرد ؟ اگر اين زخم بر گلو باشد چه؟؟؟؟
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
.......•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•.......
ســـ
ـــلام[تصویر: Sheklak_1_.png]

خوب تا هنوز تاپیک وارد حاشیه نشده بهتر است یک جمع بندی مختـصر روی موضوعات مطـروحه

داشته باشیم. اگر کسی مطالب را درست پیگیری کرده باشد، باید دیـگه تـا الان فهمیـده باشـد:

A) از منظر دکترین هژمونی جهانی ایالات متحده و استیلای واشینگتن، مشکل بـا ایـران مربـوط

بـه استقـلال ایـن کشور می شود و موضوع هسته ای چیزی جز یک "بحـران ساختـگی" نیست.

B) واشینگتن تمایلی ندارد تا به حقیقت اعتراف کند و بگوید که ایران در لیست هدفـش قـرار دارد

و در عوض "نیت واقعی" خود را در پشت این بحران ساختگی "پنهان کرده" است و از آن به عنوان

"پوششی" برای پیشبرد استراتــژی جغـرافـیـای سـیـاسی خود در منطقه و مجبور کردن ایران به

همراهی با آن بهره می برد. (برنامه ی هسته ای ایران به عنوان بهانه ای برای تغییر رژیم است)

C) ایـن مـذاکـرات علی رغـم تـمـام بـازی هـای رسـانـه ای غرب، از دیدگاه خود آنها چیزی جز یک

"کارناوال مسخره" نبوده است تا بدین بهانه ایران را از یک کشور حاکم و مستقل، بـه یـک کشـور

مشتری، وابسته و همراه آنها تبدیل کنند.

.___....___. [تصویر: Face_to_Face.jpg]

D) اوباما، معتقد است که این توافق موجب تقویت جناح میانه‌روی داخل ایران گشته و ایـران را در

مسیر اجتماعی مطلوب آمریکا قرار می‌دهد. (این توافـق به تغییـر رژیم در ایران منجر خواهد شد)

E) لابی صهیونیست و اعضای کنگره، میلی به تصدیق و یا پذیرش این موضوع ندارد که تغییر رژیم

در ایران متأسفانه هم اکنون از درون در حال وقوع است (دقیقاً مصداق نامه ی زیبا کلام) و قرارداد

هسته ای نقشی اساسی در این تغییر ایفا می کند و اساساً این طرح طولانی مدت بـرای تغییـر

رژیم را نوعی "قمار" می دانـد!

.___....___. [تصویر: Dangerous_Cross_Roads_II.jpg]

F) مخالفت لابی با قرارداد هسته ای ایران به این دلیل نیست که قرارداد نمایانگر موفقیتی برای

اسرائیل، و یا شکستی بـرای ایران نبوده است، بلکه به این دلیل است که شکست ایران به آن

اندازه که مورد پسند لابی باشد – یعنی تغییر رژیمی ویرانگـر از طـریق بمبـاران و تجـاوز نظـامـی،

مانند آنچه که در عراق و لیبی رخ داد – عظیم نبوده است.

.___....___. [تصویر: John_Kerry_Zarif.jpg]

G) در حالی که احمدی نژاد و گروه مذاکره کننده ی او طی ریاست جمهوری وی هیچ تردیدی در

مورد انگیزه ی ایالات متحده و هم پیمانانش نداشتند و در مقابل درخواست برای کسب امتـیـاز

یکجانبه از ایران مقاومت کردند، اما حسن روحانی و گروه او (البته در خوشبیانه ترین حالـت) در

این مورد در توهم به سر می برند. اگر ایران تمام تعهدات "25" ساله ی قرارداد را به انجام برساند،

تغییر رژیم از درون کامل خواهد شد و دیگر نیازی به گزینه ی نظامی نخواهد بود
✿✿✿✿✿✿✿✿✿☼✿

منبع:

Behind Israel’s Hysterical Opposition to the Iran Nuclear Deal

The Nuclear Agreement With Iran
.......•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•.......
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
چهار سناریوی مجلس در قبال رد یا قبول «برجام»
سناریوی اول درباره برجام در مجلس، تصویب بدون هیچ قید و شرط آن است. این سناریو بهترین گزینه برای دولت است و دولت تلاش زیادی داشت که برجام به مجلس نرود و اکنون به دنبال این است که اگر به‌صورت لایحه و یا طرح به مجلس وارد شد، به‌صورت کامل به تصویب برسد.
«برجام» یا همان برنامه جامع اقدام مشترک در 23 تیرماه به تأیید وزرای خارجه ایران و کشورهای 1+5 رسید. پس از تهیه این متن، بحث‌های زیادی درباره نقش مجلس در تصویب یا عدم تصویب برجام مطرح شد. ازیک‌طرف، مسئولین دولتی قرار داشتند که معتقد بودند که نیازی به تصویب برجام در مجلس نیست.
صالحی در دفاع از این نظر می‌گوید: «
این متن هنوز موافقت‌نامه، کنوانسیون یا معاهده بین‌المللی تلقی نمی‌شود، ازاین‌رو است که این متن را برنامه جامع اقدام مشترک نام‌گذاری کرده‌اند.
»
[1]
یا سرلشکر فیروزآبادی در دفاع از عدم ورود مجلس به تصویب برجام می‌گوید: «
در صورت نقض تعهدات برجام، سازوکاری برای بازخواست یا مطالبه خسارت و غرامت احتمالی وجود نخواهد داشت، بلکه صرفاً شورای امنیت تحریم‌های سابق خود را دوباره اعمال می‌نماید. به همین دلیل است که مجلس شورای اسلامی نباید دست به تصویب برجام بزند تا تبدیل به تعهدی حقوقی برای ایران شود. طبیعتاً گر چه تعهدات مندرج در برجام از ماهیت حقوقی برخوردارند، اما طرفین برجام به نحوی عمل کردند که در صورت نقض یکی از طرفین بدون نیاز به طی مراحل قانونی داخلی و بین‌المللی، طرفین هر چه سریع‌تر به مواضع و وضعیت پیش از برجام بازگشت نمایند.
»
[2]


از سوی دیگر،
سقایی، عضو شورای مرکزی فراکسیون رهروان، تأکید کرده: «بنده اطلاع دارم که ریاست محترم مجلس به دولت اعلام کرده است که برجام در قالب لایحه باید به مجلس فرستاده شود.»
[3]

نظر دیگری که برخی از نمایندگان مطرح کرده‌اند این است که اگر دولت لایحه‌ای به مجلس ارائه ندهد، مجلس در قالب طرحی برجام را بررسی کند. محمدحسین فرهنگی، عضو هیئت‌رئیسه مجلس در این زمینه می‌گوید: «اگر دولت لایحه‌ای در این خصوص به مجلس ندهد مجلس می‌تواند در قالب طرحی الزامات مدنظر را در توافق هسته‌ای تصویب کرده و دولت را موظف به اجرای آن‌ها کند.» حال، فارغ از اینکه متن برجام در قالب طرح یا لایحه به مجلس ارائه شود، چهار سناریو را می‌توان برای تصویب یا عدم تصویب برجام در مجلس تصور کرد. در ادامه این سناریوها را مرور خواهیم کرد.
1- تصویب کامل برجام
سناریوی اول درباره برجام در مجلس تصویب کامل و بدون هیچ قید و شرط آن است. این سناریو بهترین گزینه برای دولت است و دولت در ابتدا تلاش زیادی داشت که برجام به مجلس نرود و اکنون به دنبال این است که اگر به‌صورت لایحه و یا طرح به مجلس وارد شد، به‌صورت کامل به تصویب برسد.
سید عباس عراقچی در برنامه گفتگوی ویژه خبری در تاریخ 19/5/94 درباره این سناریو می‌گوید: «
ازنظر سیاسی، وزارت امور خارجه معتقد است که برای حفظ منافع ملی کشور صلاح نیست که برجام در مجلس به تصویب برسد، چراکه هیچ‌کدام از کشورهای 1+5 آن را در پارلمان‌های کشورهایشان به تصویب نمی‌رسانند.
وی با اشاره به بررسی برجام در کنگره آمریکا گفت: مباحثی که در کنگره آمریکا مطرح می‌شود برای رد کردن برجام است و نه تصویب آن؛ عراقچی تصریح کرد: ازنظر وزارت امور خارجه این اقدام [تصویب برجام در مجلس] به مصلحت نیست، زیرا با اقدامات طرف مقابل تناظر ندارد.
وی با بیان اینکه اگر مقرر شود که برجام در مجلس و شورای عالی امنیت ملی حتماً به تصویب برسد، باید توافق در کلیات برجام باشد، زیرا نمی‌شود جایی از آن را تغییر داد.
»
[4]

اما در مقابل این دیدگاه، بسیاری از نمایندگان مجلس قرار دارند که معتقدند برجام تعهدی بین‌المللی و حقوقی بر کشور تحمیل می‌کند و اگر این تعهد با اشکالاتی که دارد، پذیرفته شود، منافع ملی کشورمان به خطر می‌افتد. بنابراین، به نظر می‌رسد که این سناریو طرفداران زیادی در مجلس ندارد و احتمال تصویب کامل برجام در مجلس بسیار پایین است و تنها نمایندگان نزدیک به طیف دولت و برخی از اعضای فراکسیون رهروان ولایت از این نظر دفاع می‌کنند.
2- رد کامل برجام
در این سناریو برخی از نمایندگان مجلس و برخی از حامیان دولت هم‌صدا شده و هر دو خواستار رد کامل برجام به دلیل خاص خودشان هستند. برخی از نمایندگان مجلس به دلیل عبور برجام از برخی از خطوط قرمز هسته‌ای نظام خواستار رد کامل آن هستند و معتقدند که متن جمع‌بندی در بسیاری از موارد خطوط قرمز هسته‌ای را رد کرده است و نمی‌توان با یک اصلاح جزئی آن را تصویب کرد.
در سوی دیگر این سناریو مسئولین دولتی قرار دارند که معتقدند مجلس باید کلیات برجام را به‌صورت کامل رد یا تصویب کند و مجلس حق ورود به جزییات را ندارد.
عراقچی عضو ارشد مذاکره‌کننده کشورمان در گفتگو با خبر نیمروزی درباره سطح اختیارات مجلس در بررسی متن برجام می‌گوید: «می‌توانند این توافق را در کلیت رد یا تأیید کنند و این امکان وجود ندارد که بخشی از این توافق رد و یا تأیید شود و یا این‌که اصلاحاتی در بخشی از آن صورت بگیرد، بلکه باید کلیت آن یا رد و یا مورد تأیید قرار بگیرد. مثلاً اگر کلیت آن رد شود ما باید دوباره به میز مذاکره برگردیم و برای آن مذاکره کنیم و اینکه این توافق با اصلاحاتی تصویب شود، مقدور نیست.»
[5]

با استناد به سخنان عراقچی، مجلس دو راه بیشتر ندارد. یا باید متن برجام را با تمامی ایرادات آن تأیید کند و یا اینکه برای اصلاحیه بندهایی از آن، همه متن برجام را رد کند.
3- تصویب مشروط برجام در مجلس
راه‌حل سومی که بسیاری از نمایندگان مجلس به دنبال آن هستند و دولت نیز هیچ علاقه‌ای به این سناریو ندارد، تصویب مشروط برجام در مجلس شورای اسلامی است. در این راه‌حل، مجلس به بررسی کامل و جزء جزء برجام اقدام می‌کند و هرگاه قسمتی از برجام را مطابق با منافع ملی جمهوری اسلامی نداند، به‌وسیله حق شرط آن را از شمول تعهدات جمهوری اسلامی خارج می‌کند.
عهدنامه وین، «حق شرط» را این‌گونه تعریف کرده است: «حق شرط عبارت است از: بیانیه‌ای یک‌جانبه که یک کشور تحت هر نام یا هر عبارت در موقع امضا، تصویب، پذیرش، تأیید یا الحاق به یک معاهده صادر می‌کند و یا به‌وسیله آن، قصد خود را دایر بر عدم شمول یا تعدیل آثار حقوقی بعضی از مقرّرات معاهده نسبت به خود بیان می‌دارد.»
[6]


دراین‌باره، 14 نماینده مجلس پس از تصویب قطعنامه 2231 با صدور بیانیه‌ای بر تصویب مشروط برجام صحه گذاشتند. در بخشی از این بیانیه آمده است: «مطابق اصول
۷۷
،
۱۲۵
و
۱۷۶
قانون اساسی، هر متنی که برای دولت جمهوری اسلامی ایران تعهدآور باشد، محتاج تصویب در مراجع قانونی کشور است. بدیهی است ازآنجاکه متن جمع‌بندی وین که به «برجام» موسوم شده و مبنای قطعنامه شورای امنیت است، هنوز در داخل کشور به تأیید و تصویب نرسیده است، در صورت طی مراحل قانونی نیز حق هرگونه تحفظ و شرط در خصوص این قطعنامه برای جمهوری اسلامی ایران محفوظ خواهد بود.»
[7]

فؤاد ایزدی، عضو هیئت‌علمی دانشکده مطالعات جهان، با تأکید بر اینکه این تصور که یا باید برجام را بپذیریم، یا رد کنیم، درست نیست، افزود: «اگر قرار بر پذیرش برجام است، باید این پذیرش مشروط باشد چراکه پذیرش مشروط آن گزینه‌ای بهتر نسبت به تصویب مطلق یا رد مطلق آن است.
ایزدی با تأکید بر اینکه گزینه صفر یا صدی در بررسی برجام گزینه خوبی نیست، گفت: پذیرش صددرصد اصلاً درست نیست و ارائه جمله ایجابی که نشان می‌دهد، محدودیت تنها در حوزه هسته‌ای پذیرفته است، راهکار مناسبی است که باید به آن توجه کرد.
این استاد دانشگاه افزود: به نظر من این متن نباید طولانی باشد و وارد جزئیات شود و بخواهد مواردی که کشور با آن مشکل دارد، تک‌به‌تک لیست کند، چراکه این کار توسط طرف مقابل مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد و می‌گوید پس مذاکرات چه شد، لذا این کار مذاکرات را زیر سؤال می‌برد. بنابراین بیانیه مصوب مجلس باید کم‌حجم و دارای جملات ایجابی باشد که تأکید می‌کند ایران تنها محدودیتی را می‌پذیرد که در حوزه هسته‌ای است.»
[8]

4- پیشنهاد مجلس به دولت برای اصلاح برجام
چهارمین سناریو پیش روی مجلس از یک جنبه با دیگر سناریوها متفاوت است و آن‌هم بحث عدم تصویب برجام در مجلس است. همان‌گونه که ملاحظه شد، برخی از دولتی‌ها این استدلال را مطرح کردند که با تصویب برجام در مجلس تعهدی حقوقی بر گردن نظام خواهد آمد، پس بهتر است که این جمع‌بندی به‌صورت داوطلبانه اجرا شود و اصلاً در مجلس به تصویب نرسد. یا استدلال که رئیس سازمان انرژی اتمی این بود که برجام یک معاهده یا کنوانسیون بین‌المللی نیست، بلکه تنها یک برنامه اقدام مشترک است و نیازی به تصویب در مجلس ندارد. در جواب این افراد باید گفت که
دکترین و رویه قضایی بین‌المللی همگی متفق‌القول‌اند که برای اینکه متنی را مشمول عنوان «موافقت‌نامه بین‌المللی» و عناوین مشابه بدانیم، عنوان آن متن ملاک نیست، بلکه باید به محتوای آن نگریست و محتوا را معیار و ملاک دانست. واژه‌ها یا اصطلاحات حقوقی مختلفی مانند: عهدنامه، کنوانسیون، پیمان، اساسنامه، موافقت‌نامه، تفاهم‌نامه، پروتکل، توافق تکمیلی، قرار موقت، اعلامیه، تبادل یادداشت، منشور و غیره وجود دارد که همگی می‌تواند بدون کوچک‌ترین تفاوتی برای عمل حقوقی خاصی به کار رود و از اعتبار همانندی برخوردار باشد. ازاین‌رو تمامی موارد فوق، در حد محتوای آن‌ها، تعهدآور است و احکام یکسانی بر روند تصویب آن‌ها حاکم است.


[9]

اگر بحث داوطلبانه یا الزامی بودن برجام را کنار بگذاریم، این سناریو را می‌توان این‌گونه تصور کرد که ایرادهای برجام توسط مجلس به دولت اعلام شود و این ایرادها از سوی دولت و مذاکره‌کنندگان رفع شود. در این سناریو مجلس برجام را تصویب نمی‌کند که الزامی برای کشور به وجود بیاید و از سوی دیگر دولت نیز متعهد می‌شود که ایرادهای مطرح‌شده از سوی مجلس را اصلاح کند. احمد توکلی، عضو کمیسیون برنامه‌وبودجه مجلس، دریکی از مصاحبه‌های خود درباره نحوه بررسی برنامه جامع اقدام مشترک در مجلس شورای اسلامی به این موضوع اشاره‌کرده و گفته است: «بر اساس اصل 139 قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی حق تحفظ دارد و می‌تواند به موارد مبهم در قراردادها و دعاوی بین‌المللی ایراد بگیرد، البته ما نمی‌توانیم به طرف‌های مقابل توافق‌نامه بگوییم که هرچه ما می‌خواهیم انجام بدهند، تنها می‌توانیم ایرادهایمان را به تیم مذاکره‌کننده کشورمان اعلام کنیم و آن‌ها در مذاکرات اعلام کنند که قوه مقننه این موارد را نپذیرفت و سر این مسائل گفت‌وگو کنند.»
[10]

پرویز سروری، عضو شورای شهر تهران، نیز اشاره به موضوع بررسی برجام در مجلس شورای اسلامی گفت: این امکان وجود دارد که برای پاره‌ای از اصلاحات مذاکرات دوباره جریان یابد؛ سروری با بیان اینکه به اعتقاد بسیاری از صاحب‌نظران در برخی از بندهای برجام از خطوط قرمز نظام عدول شده است، ادامه داد: همین مسئله این احتمال را قوت می‌بخشد که مجلس خواهان اصلاح این بخش‌های برجام باشد.
[11]

این سناریو نیز در مجلس طرفدارانی دارد و برخی معتقدند که می‌تواند راه‌حل میانه‌ای برای حل نقاط ضعف برجام باشد و در ضمن مجلس نیز تعهدی حقوقی را بر کشور تحمیل نمی‌کند.
درمجموع به نظر می‌رسد، سناریوهای سوم و چهارم در بین نمایندگان مجلس طرفداران بیشتری دارد و بیشتر نمایندگان به دنبال بررسی جزییات برجام هستند تا رعایت یا عدم رعایت خطوط قرمز به‌خوبی مشخص شود. برای بررسی دقیق‌تر برجام مجلس در پی تشکیل کمیسیون ویژه‌ای است تا جزییات متن جمع‌بندی شده به‌خوبی بررسی و سپس در صحن علنی مجلس مطرح شود.

[1]- http://iran-newspaper.com/Newspaper/MobileBlock?NewspaperBlockID=75113
[2]- http://alef.ir/vdcb5zb50rhbw9p.uiur.html?287926
[3]- http://www.asriran.com/fa/news/410187
[4]- http://www.mashreghnews.ir/fa/news/451739
[5]- http://zeytunnews.com/p/News.aspx?id=8840&title=
[6]- http://www.hawzah.net/fa/Article/View/89662
[7]- http://www.mehrnews.com/news/2862264

[8]- http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/124798


[9]- http://www.jamnews.ir/mobile/mobiledetail/News/458898/1



[10]- http://www.khorasannews.com/PrintOnlineNews.aspx?id=1852778



[11]- http://basijnews.ir/fa/news/8549782

گروه سیاسی مشرق


دوستان لطفاً مطالعه کنید. نکات مهم و جالبی داره. بزرگی می گفت این ابوموسی اشعری نیست عمر انقلابه.

«وطن امروز» نوشت:

چه برجام رد شود چه تایید، اکنون در مرحله پساتوافق قرار داریم. اگر برجام رد شود، این مرحله آکنده از تبعات یک توافق شکست‌خورده خواهد بود و اگر تایید شود، محیط امنیت ملی ایران از ۲ جنبه عمیقا دستخوش تغییر می‌شود؛ نخست، از جنبه اجرای برجام در ایران که من معتقدم برخی شاخص‌های امنیت ملی ایران را به نحو بازگشت‌ناپذیری جابه‌جا خواهد کرد و دوم، از حیث برنامه‌ای که آمریکا برای ۲ محیط سیاست داخلی ایران و منطقه خاورمیانه طراحی کرده و تلاش برای اجرای این برنامه‌ها، برخی پارامترهای امنیت ملی ایران را به طور بنیادین تحت‌ تاثیر قرار خواهد داد.

پیش از این گفته‌ام که مساله اصلی درباره برجام، متن آن نیست بلکه مساله اصلی این است که این توافق بناست مقدمه اجرای چه پروژه‌هایی باشد. هم ایران و هم آمریکا می‌خواهند با فرمول خود وارد دوران پساتوافق شوند. به تعبیر دیگر، برجام تبعات سیاسی گسترده‌تری خواهد داشت که شکل دادن به آن و کنترل آن، مهم‌ترین مساله امنیت ملی ایران در چند سال آینده و یکی از مهم‌ترین مسائل سیاست خارجی آمریکا همزمان با آن خواهد بود. مساله اصلی و بنیادین این نیست که درون برجام چه نوشته شده – اگرچه این مساله نیز در جای خود اهمیتی ویژه دارد - بلکه مساله اصلی این است که برجام زیرساخت اجرای کدام پروژه‌ها خواهد بود و کدام طرف موفق خواهد شد الزامات و نتایج این متن را به استخدام اهداف آینده خود درآورد. تبعات غیرهسته‌ای برجام به نحو خارق‌العاده‌ای تعیین‌کننده‌تر از تبعات هسته‌ای آن است. منازعه بزرگ اینجاست و برنده و بازنده اصلی نیز همین‌جا معلوم خواهند شد.

«کالین کال»، مشاور امنیت ملی «جو بایدن» دیروز در موسسه مطالعات استراتژیک و بین‌المللی در واشنگتن گفت آمریکا یک طرح راهبردی از پیش آماده برای مرحله پساتوافق دارد. حتی اگر این کد صریح از یک مقام امنیت ملی آمریکا را هم در اختیار نداشتیم، باز به‌سادگی می‌شد حدس زد چنین طراحی راهبردی‌ای وجود دارد. نشانه‌های روشنی در دست است که ثابت می‌کند توافق هسته‌ای بخشی از یک برنامه – یا شاید بهتر باشد بگوییم تفاهم - بزرگ‌تر است. اگر کمی خطر کنیم، می‌توان ادعا کرد این پازل بزرگ‌تر - اگر نگوییم همه؛ لااقل بخشی از آن- در سطوح نیمه‌پنهان، مذاکره شده و درباره آن تفاهم‌هایی صورت گرفته است. پازل بزرگ حداقل ۳ تکه دارد: مساله هسته‌ای، مساله آینده قدرت در ایران و مساله منطقه. برجام فقط یک تکه از این پازل است که نوری بر آن افکنده شده و بقیه بخش‌ها هنوز در تاریکی قرار دارد. به دلیل بهم پیوستگی عمیق تکه‌های این پازل به یکدیگر و تاثیرات قابل توجهی که تعیین تکلیف هر یک بر دیگری دارد، غیرمنطقی است که فکر کنیم توافق هسته‌ای بدون نظرداشت سرنوشت ۲ تکه دیگر پازل حاصل آمده است. آنچه آمریکایی‌ها در حدود یک ماه گذشته - پس از اعلام برجام - گفته‌اند در واقع نشان‌دهنده محاسبات آنها درباره دوران پساتوافق بویژه در ۲ محیط منطقه‌ای و داخلی ایران است و این جنبه از مباحثات درونی آمریکا اکنون بسیار مهم‌تر از نزاعی است که ظاهرا میان کنگره و دولت آمریکا در جریان است. آمریکایی‌ها اگرچه ظاهرا در حال توجیه کنگره هستند ولی در واقع کاری که می‌کنند آشکار کردن پیش‌فرض‌های داخلی و منطقه‌ای برجام و همچنین برنامه‌ای است که برای این دو حوزه در سر دارند. برای سیستم سیاستگذاری امنیت ملی ایران، داشتن یک درک صحیح، مستند و راهبردی از چشم‌انداز وسیع‌تری که آمریکا سعی می‌کند توافق هسته‌ای را بخشی از آن جلوه دهد (یا قرار بدهد) فوری‌ترین مساله است.

۲ نکته زیر مقدمه‌ای را برای ورود به این بحث، تمهید می‌کند.

یکم- دولت اوباما شرط بسته است توافق هسته‌ای محیط سیاست داخلی و در نتیجه آن معادله قدرت در ایران را دگرگون خواهد کرد، طوری که روزی که محدودیت‌های برجام پایان یابد - اگر چنین روزی اساسا وجود داشته باشد- ایرانی نوین بر سر کار خواهد بود که از صفر شدن زمان گریز هسته‌ای در آن نباید نگران بود.

آمریکایی‌ها سعی می‌کنند در اظهارات علنی خود در این باره محتاط باشند ولی واضح است که روی این موضوع بیش از هر چیز دیگر حساب کرده‌اند. اگر بخواهم از یک تعبیر صریح‌تر استفاده کنم، نوعی اطمینان خاطر در آمریکا وجود دارد که توافق هسته‌ای مقدمه براندازی جمهوری اسلامی است نه مقدمه پذیرش آن به مثابه یک قدرت هسته‌ای پس از ۱۰ یا ۱۵ سال. تامل در ادبیات راهبردی که از سوی مقام‌ها، نشریات و مراکز مطالعات استراتژیک در آمریکا در حال تولید است، جزئیات بسیار خوبی از دینامیزم حصول این تغییر در ایران - آنگونه که آمریکا محاسبه یا برنامه‌ریزی کرده - در اختیار ما می‌گذارد.

بیش از هر چیز آمریکایی‌ها روی ۳ عامل حساب کرده‌اند:
۱- افزایش تعامل با ایران که از دید آنها بیش از آنکه به معنای راه یافتن ایران به جامعه بین‌المللی باشد به معنای راه یافتن آمریکا به درون ایران است. (آمریکایی‌ها سال‌هاست می‌گویند مشکل اصلی آنها این است که در ایران حضور ندارند.)
۲- قدرت گرفتن آنچه آنها بخش خصوصی سکولار می‌نامند از طریق افزایش تعامل مهندسی شده اقتصادی با آنکه معتقدند در میان‌مدت جامعه سیاسی ایران را بشدت تحت تاثیر قرار خواهد داد و [ بخش خصوی سکولار!!! در این باره دنیایی حرف دارم ولی دوستان لطفاً دقت کنید چطور میشه که تقزیباً تمام ثروتمندان و صاحبان سرمایه از جنس سکولار و منتقد نظام هستند در صورتی که تمام درآمد و عایدی این تازه به دوران رسیده ها صدقه سر همین نظام هست.!!!!!! ]
۳- تسخیر افکار عمومی ایران و ایدئولوژی‌زدایی از آن در طول زمان بویژه از طریق شکل‌دهی مستمر به دوقطبی‌هایی که یک سوی آن برنامه‌های امنیت ملی ایران قرار دارد و سوی دیگر آن معیشت به گروگان گرفته شده مردم.

برای تست این الگو، نگاه آمریکایی‌ها به دوردست‌ها دوخته نشده است. آنها مشخصا به همین انتخابات مجلس می‌نگرند که چند ماه دیگر برگزار خواهد شد. این انتخابات از این حیث که آشکار کند کدام دسته از نیروهای سیاسی، همکاران پروژه آمریکا برای دستکاری در معادله قدرت در ایران هستند، بسیار تعیین‌کننده خواهد بود و این صدها برابر مهم‌تر از توافق هسته‌ای و اتفاقی است که درون تاسیسات هسته‌ای ایران رخ خواهد داد.

دوم- تکه دوم پازل ماهیتی ژئوپلیتیکی دارد. از بیش از یک سال قبل آمریکایی‌ها طراحی استراتژی را آغاز کردند که هدف از آن جلوگیری از تبدیل توافق هسته‌ای به ابزار افزایش قدرت ژئوپلیتیکی ایران بود. برخلاف بسیاری از تحلیل‌های موجود من عقیده دارم اساس برنامه ژئوپلیتیکی فعلی آمریکا نه جلوگیری از هزینه شدن پول ناشی از توافق توسط ایران در محیط‌های منطقه‌ای است و نه حتی ابتکار عمل‌های نظامی- امنیتی - سیاسی برای دگرگون کردن سرنوشت پرونده‌های اصلی منطقه. اساس این برنامه، تا آنجا که به ایران مربوط است، وادار کردن ایران به آغاز مذاکرات منطقه‌ای با آمریکاست. اینجا هم کلیدواژه خوش‌رنگ و لعاب تعامل نقش اصلی را ایفا می‌کند. آمریکایی‌ها تصور می‌کنند اگر بتوانند هم زیرساخت ارتباط و هم مدل مذاکراتی شکل گرفته در پرونده هسته‌ای را به پرونده منطقه سرایت بدهند و ایران را سر میز مذاکره ژئوپلیتیکی بنشانند، بخش سخت ماجرا را پشت سر گذاشته‌اند. دقیقا از همین‌جاست که موضوع به دیگر تکه‌های پازل از جمله محیط سیاست داخلی ایران گره می‌خورد. آمریکایی‌ها می‌خواهند بگویند - و کسانی در داخل ایران دقیقا همین موضع را تکرار می‌کنند- که اگر یک توافق خوب در موضوع هسته‌ای حاصل شد، چرا تکرار این تجربه درباره مسائل منطقه ممکن نباشد؟ این صورت دیگر همان تعبیری است که رئیس‌جمهور اخیرا علاقه‌مند به تکرار آن شده مبنی بر اینکه قدرت سیاسی (کنایه از توان مذاکره با ۱+۵) در مدیریت بحران‌های منطقه‌ای، از قدرت نظامی و امنیتی ایران کارسازتر و مهم‌تر است. این البته ظاهر قضیه است. طراحی آمریکا این است که اولا با نشاندن ایران پای میز مذاکره، ایران را وادار به پذیرش اصل بده بستان درباره موضوعات منطقه‌ای کرده و مذاکرات را بر چند و چون آن متمرکز کند. ثانیا آمریکایی‌ها تصور می‌کنند به محض نشستن ایران پای میز می‌توانند با استفاده از توانایی‌های شبکه همکار خود در ایران، دوقطبی را که در انتخابات ۹۲ درباره مساله هسته‌ای شکل گرفت، این بار درباره مسائل منطقه‌ای بازسازی کنند و به این ترتیب یک بار دیگر - به زعم خودشان - به سرنوشت انتخابات‌ها در ایران شکل بدهند. در واقع، از دید آمریکا، آغاز مذاکرات ژئوپلیتیکی، نیروهایی را در ایران فعال خواهد کرد که عقب راندن آنها برای جریان انقلابی به سادگی ممکن نیست و ثالثا آمریکا تصور می‌کند انتقال سیاستگذاری ژئوپلیتیکی در ایران به بخش دیپلماتیک، دستور کار منطقه‌ای ایران را تغییر خواهد داد و ایران دیگر نمی‌تواند همزمان با پیگیری راهبرد معاملاتی پای میز، راهبرد مقاومتی را در میدان پیش ببرد و به این ترتیب عملا وارد دورانی از محافظه‌کاری در موضوعات منطقه‌ای خواهد شد. علائمی از اینکه آمریکایی‌ها همه انرژی خود را بر گشودن این دو باب - باب مداخله در سیاست داخلی و باب نشاندن ایران پای میز مذاکره ژئوپلیتیکی- متمرکز کرده‌اند وجود دارد که باید آنها را بسیار جدی گرفت. اگر این باب‌ها گشوده شود یعنی برجام بدل به ابزار راهبردی آمریکا علیه ایران شده و اگر این پروژه مدیریت شود، می‌توان از توافق هسته‌ای فرصت ساخت.

کیهان

سرویس سیاسی-

اندیشکده «مرکز امنیت آمریکای جدید»Center for a New American Security که روابط بسیار نزدیکی با دولت اوباما دارد و از آن به عنوان تیم فرعی دولت آمریکا یاد می‌شود در گزارشی اعلام کرد: با سرمایه‌گذاری روی توافق هسته‌ای باید به دنبال ایجاد اصلاحات سیاسی و تداوم حمایت آمریکا از فعالان حامی ایجاد اصلاحات در ایران بود.

در ادامه گزارش آمده است: آمریکا باید استراتژی تهاجمی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند.

به گزارش فارس، مرکز امنیت آمریکایی جدید در ادامه می‌افزاید: آمریکا به این موضوع که قبل از انقضای توافق هسته‌ای، شاهد اصلاحات سیاسی در ایران باشد علاقه زیادی دارد.

این گزارش افزود: ارتباط با نهادهای غیردولتی و مدنی ایران باید تقویت شود.

گفتنی است مقامات آمریکا و رژیم‌صهیونیستی پیش از این بارها از اصلاح‌طلبان به عنوان «سرمایه اجتماعی» اپوزیسیون در ایران نام بردند. به عنوان نمونه، «جرج بوش» در سال 2008 قبل از تدارک برای سفر به غرب آسیا با محور اعلام شده «مهار نفوذ ایران» در نطق رادیویی با حمایت از اصلاح‌طلبان از بیروت تا تهران گفت: «ما از دموکرات‌ها و اصلاح‌طلبان از بیروت و بغداد تا دمشق و تهران حمایت خواهیم کرد و در کنار آنها خواهیم ایستاد.» وی در سال 2008 نیز در اظهاراتی اصلاح‌طلبان ایران را خط ‌مقدم آمریکا خواند و افزود: آنها با چالش‌های فراوانی روبرو هستند و چشم امیدشان به ماست!
همچنین در جریان فتنه 88، «نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی با صراحت اعلام کرد که «اصلاح‌طلبان بزرگ‌ترین سرمایه اسرائیل در ایران هستند!» و «شیمون‌پرز» رئیس‌جمهور وقت رژیم کودک‌کش صهیونیستی گفت: «اصلاح‌طلبان به نمایندگی از اسرائیل با رژیم اسلامی ایران می‌جنگند!»
علی‌رغم چنین مواضع خباثت‌آلود و آشکاری ازسوی آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها ، متاسفانه مدعیان اصلاحات هرگز با آنان مرزبندی نکرده‌اند.

حضور بازرسان آژانس در هر مکان مشکوک!
«جان کری» وزیر خارجه آمریکا و «ارنست مونیز» وزیر انرژی آمریکا در یک یادداشت مشترک در پایگاه اینترنتی «نورث‌جرسی» نوشتند: ایران قبل از دستیابی به کاهش چشمگیر تحریم‌های اقتصادی می‌بایست غنی‌سازی، برنامه تحقیق و توسعه و ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را کاهش دهد.
این یادداشت می‌افزاید: بازرسان بین‌المللی دسترسی بی‌سابقه‌‌ای به تأسیسات هسته‌ای اعلام شده ایران و هرگونه سایت دیگری که درباره آن نگرانی وجود دارد خواهند داشت.
اگر جامعه بین‌الملل مظنون شود که ایران در حال تقلب کردن است، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌تواند درخواست دسترسی به هر مکان مشکوکی را مطرح کند.

اگر ایران نتواند به وظایف خود عمل کند، تحریم‌ها خیلی سریع بازمی‌گردد و هیچ کشوری نمی‌تواند مانع از چنین اقدامی شود. توافق وین، یک توافق خوب برای آمریکا و امنیت جهانی است.
ایران بدون این توافق می‌تواند خیلی سریع به توسعه سانتریفیو‌ژهای پیشرفته خود ادامه دهد اما با این توافق، این برنامه به طرز چشمگیری محدود می‌شود.

ایران بدون این توافق می‌تواند ظرفیت غنی‌سازی اورانیوم خود را در ظرف مدت کوتاهی دوبرابر کند اما با توافق می‌بایست خیلی سریع و فوری این ظرفیت را کاهش دهند.

مشورت آمریکا با دانشمندان رژیم‌صهیونیستی

به گزارش باشگاه خبرنگاران، «ارنست مونیز» وزیر انرژی آمریکا در مصاحبه با روزنامه صهیونیستی «یدیعوت آحارونوت» گفت: در مذاکرات هسته‌ای به طور همزمان با دانشمندان اسرائیلی مشورت می‌کردیم.
مونیز افزود: تماس‌های هیئت مذاکره‌کننده آمریکا در وین با دانشمندان هسته‌ای اسرائیل به صورت دوره‌ای و نیز همزمان با جلسات مذاکرات با ایران ادامه داشت. [حالا به سر و صدای اسرائئل دقت کنید. این یک رد گم کردن برای ماست!!!!!]

وی در ادامه گفت: اسرائیل به این شیوه از آنچه در سر میز مذاکرات در وین می‌گذشت اطلاع پیدا می‌کرد.

وزیر انرژی آمریکا تصریح کرد: بر خلاف سخنان مقامات اسرائیلی، موضع و دیدگاه واشنگتن در لحظه تصمیم‌گیری نهایی هم به اطلاع تل آویو رسید.
مونیز افزود: «وندی شرمن» رئیس هیئت مذاکره‌کننده آمریکا در وین، به تل آویو سفر کرد و در آنجا تبادل نظر درباره مسایل فنی و تکنیکی انجام شد و مقامات اسرائیلی را از مذاکرات مطلع کرد.

وی در ادامه گفت: «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا دوست واقعی اسرائیل است.
وزیر انرژی آمریکا تصریح کرد: تصویب نشدن توافقنامه در دو مجلس نمایندگان و سنا باعث فروپاشی ائتلاف بین‌المللی برای رویارویی با ایران خواهد شد.
ه گزارش میدان ۷۲،سعید جلیلی در پست اخیر اینستاگرامش نوشت: یک بار کسی در خیابان از من پرسید: این چند تا سانتریفیوژ این قدر ارزش دارند که برایشان این همه هزینه کنیم؟ پاسخ دادم بروید از آنهایی بپرسید که برای گرفتن این چند سانتریفیوژ از ما اینقدر در دنیا سر و صدا راه انداخته اند! واقعا چرا موضوع هسته ای ایران و چند سانتریفیوژ برای آنها اینقدر اهمیت پیدا کرده؟ آیا آنها که خودشان هزاران کلاهک هسته ای دارند نگران چند سانتریفیوژ ما هستند؟ خیر! آنها نگران این هستند که ایران دارد برای دیگر کشورهای دنیا الگویی را شکل میدهد که نه تنها آنها را به چالش میکشد بلکه در عین مقاومت پیشرفت هم میکند.
این همان چیزی است که در افسانه های کهن بسیاری از ملت ها هست که نکند کسی داد بزند پادشاه لخت است و همه متوجه بشوند و بفهمند آن تصویری که از پادشاه و کدخدا نزد خود ساخته اند واقعیت ندارد، بلکه میتوان در برابر او هم ایستاد و موفق شد. لذا اینکه میگوییم رمز پیشرفت همان مقاومت است یک شعار نیست بلکه واقعا با مقاومت و ایستادگی مقابل زورگویان است که میتوان به پیشرفت رسید.
[تصویر: 1170033_369.jpg]
(۲۶/مرداد/۹۴ ۹:۴۶)vahrakan نوشته است: [ -> ]ه گزارش میدان ۷۲،سعید جلیلی در پست اخیر اینستاگرامش نوشت: یک بار کسی در خیابان از من پرسید: این چند تا سانتریفیوژ این قدر ارزش دارند که برایشان این همه هزینه کنیم؟ پاسخ دادم بروید از آنهایی بپرسید که برای گرفتن این چند سانتریفیوژ از ما اینقدر در دنیا سر و صدا راه انداخته اند! واقعا چرا موضوع هسته ای ایران و چند سانتریفیوژ برای آنها اینقدر اهمیت پیدا کرده؟ آیا آنها که خودشان هزاران کلاهک هسته ای دارند نگران چند سانتریفیوژ ما هستند؟ خیر! آنها نگران این هستند که ایران دارد برای دیگر کشورهای دنیا الگویی را شکل میدهد که نه تنها آنها را به چالش میکشد بلکه در عین مقاومت پیشرفت هم میکند.
این همان چیزی است که در افسانه های کهن بسیاری از ملت ها هست که نکند کسی داد بزند پادشاه لخت است و همه متوجه بشوند و بفهمند آن تصویری که از پادشاه و کدخدا نزد خود ساخته اند واقعیت ندارد، بلکه میتوان در برابر او هم ایستاد و موفق شد. لذا اینکه میگوییم رمز پیشرفت همان مقاومت است یک شعار نیست بلکه واقعا با مقاومت و ایستادگی مقابل زورگویان است که میتوان به پیشرفت رسید.
[تصویر: 1170033_369.jpg]

کجایی دکتر؟!Heart

ارزش کارت رو تازه میفهمم...Sad
یا ابالفضل


رهبر انقلاب در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت: به خیال خودشان در این توافقی که البته تکلیف آن معلوم نیست - نه معلوم است اینجا تصویب بشود و نه معلوم است آنجا تصویب بشود - نیت آنها این بود که راهی پیدا کنند برای نفوذ در کشور. ما این راه را بستیم.

لبیک یا خامنه ای
بسم الله الرحمن الرحیم



این هم سخنان واضح و روشن رهبری که دیگر قابل تعبیر و برداشت شخصی نیست :


به خیال خودشان در این توافقی که البته
تکلیف آن معلوم نیست -نه معلوم است اینجا تصویب بشود و نه معلوم است آنجا تصویب بشود-

نیت آنها این بود که از این توافق راهی پیدا کنند برای نفوذ در کشور؛



ما این راه را بستیم؛
ما این راه را به طور قاطع خواهیم بست.



نه نفوذ اقتصادی آمریکا را در کشور اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی و نه نفوذ فرهنگی.


با همه‌ی توان -که بحمدالله این توان، امروز زیاد هم هست- با این نفوذ مقابله خواهیم کرد‌.

مقام معظم رهبری
26 مرداد 94

دوستان الان اونهایی که فی قلوبهم مرض از این حرف برآشفه شدند و به زودی شروع می کنند به سم پاشی.

مواظب اِنِ الْحُکْمُ إِلاّ للهِِ باشیم

الان باید

مواظب قرآن های سر نیزه بود.


"با همه‌ی توان -که بحمدالله این توان، امروز زیاد هم هست- با این نفوذ مقابله خواهیم کرد‌."
حالا که این مرد هست و مردونه وایساده باید با تمام توان پشت سرش باشیم. این مرد سربدار می خواد.

پ.ن.
این توافق در کمال صداقت تیم ما بوجود اومده و نهایت توان اونها بوده ولی باید قبول کرد پر از اشتباهات فاحش هست. این اشتباهات ناشی از قدرت طرف مقابل بوده و نباید نقد و بررسی اون رو به حساب تضعیف تیم ما گذاشت. منافع ملی باید اصل باشه. اون موقع امام با قدرت از این تیم حمایت کرد و ازشون قدردانی کرد. الان نقد یا رد این توافق نباید به معنی مخالفت با اونها تلقی بشه.
برد-برد، کی برد کی برد کِی برد

حدود 11 ماه پیش (اوایل مهرماه سال 93) هاله اسفندیاری - ضدانقلاب خارج‌نشین و مسئول بخش خاورمیانه اندیشکده آمریکایی وودرو ویلسون - در نشست شورای روابط خارجی آمریکا از یک مسئول بلندپایه دولت ایران درباره عواقب شکست مذاکرات هسته‌ای سوال کرد. آن مسئول در پاسخ گفت: «بی‌تردید، همین‌طور است زیرا ما روندی را شروع کرده‌ایم که هدف از آن تغییر فضای سیاست خارجی کشور است. اگر با وجود تلاش‌های ما برای تعامل، این تلاش‌ها بی‌نتیجه بماند، مردم ایران این فرصت را خواهند داشت تا ۱۶ ماه دیگر که انتخابات پارلمانی در ایران برگزار می‌شود، به این عملکرد ما (با آرای خود) پاسخ دهند. وقتی قبلاً در تعامل و مذاکرات درباره توافق هسته‌ای با جامعه بین‌المللی در سال‌های۲۰۰۴ و ۲۰۰۵، توافق‌هایی کردیم و تلاش‌های ما برای عملکرد شفاف، از جانب اتحادیه اروپایی رد شد، مردم جواب ما را با انتخاب رئیس‌جمهوری متفاوت دادند که مرا هم زود بازنشسته کرد!
البته باید توجه داشت که اتحادیه اروپایی به تنهایی فعالیت نمی‌کرد و مقامات کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا مانع از هرگونه توافق شدند، همانطور که حالا هم کسانی هستند که نمی‌خواهند هیچگونه توافقی حاصل شود قطع نظر از اینکه مفاد آن چه باشد. حالا من بار دیگر زنده شده‌ام (خنده حضار). به نظر من، در انتقال پیامی که جامعه بین‌المللی و بویژه غرب می‌خواهد به ایران منتقل کند باید بسیار دقت کند. باید دید تعامل از جانب ایران و تلاش ایران برای باز بودن و نگاه به آینده داشتن با پاسخ مثبت مواجه می‌شود یا اینکه بار دیگر، رد می‌شود. من فکر می‌کنم مردم ایران پاسخ خود را در صندوق‌های رای نشان خواهند داد».

این پاسخ که در واقع پرونده هسته‌ای و منافع ملی مترتب بر آن را به مسائل داخلی و رقابت‌های جناحی گره می‌زد، اولین نشانه آشکار از نگاه حزبی برخی جریانات به این پرونده ملی بود که با موجی از انتقادات در داخل مواجه شد.

میوه کال لوزان!

اواسط فروردین ماه سال جاری پس از تفاهم لوزان یکی دیگر از اصلاح‌طلبان قطعه دیگری از این پازل را آشکار کرد. احمد خرم در این باره گفت: «از‌‌ همان ابتدای سال 94 ما شاهد تحولات عمیقی در قالب گروه‌های سیاسی هستیم. من فکر می‌کنم جناح نزدیک به دولت به واسطه موفقیت در مذاکرات هسته‌ای دست بالا را در معادلات سیاسی ایران داشته باشد. اولین معادله سیاسی‌‌ همان انتخابات است. با توجه به روند نزدیکی اصلاح‌طلبان به دولت در طی دو سال اخیر به جرات می‌توانم ادعا کنم از پیش برنده انتخابات مجلس اصلاح‌طلبان هستند. کسی که خوب بتواند میوه‌های توافق لوزان را بچیند. برنده بیانیه لوزان در عرصه داخلی است.»

ترشح بزاق سیاسی اصلاح‌طلبان برای میوه کال لوزان با انتقاداتی مواجه شد و خرم سعی کرد این سخنان را به نحوی رفع و رجوع کند. اما محسن مهرعلیزاده معاون رئیس دولت اصلاحات در مورد اظهارات خرم اینگونه گفت: چه آقای خرم این را بیان کند و یا نکند (چیدن میوه لوزان برای مقاصد انتخاباتی توسط اصلاح‌طلبان)، واقعیت است و نمی‌توان کتمان کرد چرا که این موضوع تا حدودی نقشه راه آینده است.

وقتی جان کری نگران انتخابات ایران شد!

پس از توافق وین، رسانه‌ها، مقامات و اندیشکده‌های غربی روی دیگر این سکه را به نمایش گذاشتند. فیلیپ هاموند وزیر خارجه در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه سعودی «الشرق الاوسط» چاپ لندن درباره این موضوع گفت: « ما باید امیدوار باشیم که اصلاح‌طلبانی که می‌خواهند ایران نقشی مثبت‌تر [در دنیا] ایفا کند، بحث را به نفع خود تمام کنند».

همتای آمریکایی وی جان کری نیز اوایل ماه جاری در جلسه شورای روابط خارجی آمریکا برای دفاع از توافق وین گفت: ما نمی‌دانیم که در آینده چه اتفاقاتی در کشورها خواهد افتاد.موضوع آن نیست که پس از ۱۵ سال چه اتفاقی خواهد افتاد موضوع این است که اگر ما این توافق را نپذیریم فردا چه اتفاقی می‌افتد. آنچه می‌دانم این است؛ دوستان! اگر به این توافق پشت کنیم، یک پیام بزرگ به تندروها می‌فرستیم و آنها احساس خوبی پیدا می‌کنند و ما شاهد آنها خواهیم بود. چه کسی می‌داند که در انتخابات چه می‌شود؟ اما روحانی و ظریف که خود را در مذاکره با غرب به خطر انداختند و توانستند با غرب مذاکره کنند و به یک نتیجه برسند، به نظرم به دردسر جدی می‌افتند!

برجام جاده صاف‌کن کدام اصلاحات؟!

و بالاخره همین چند روز پیش اندیشکده آمریکایی نزدیک به دولت اوباما بیش از پیش ابعاد این پازل را تکمیل کرد. «مرکز امنیت آمریکای جدید» که روابط بسیار نزدیکی با دولت اوباما دارد و از آن به عنوان تیم فرعی دولت اوباما یاد می‌شود در گزارشی اعلام کرد: با سرمایه‌گذاری روی توافق هسته‌ای باید به دنبال ایجاد اصلاحات سیاسی و تداوم حمایت آمریکا از فعالان حامی ایجاد اصلاحات در ایران بود.

در ادامه گزارش این مرکز آمده است: آمریکا باید استراتژی تهاجمی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند. آمریکا به این موضوع که قبل از انقضای توافق هسته‌ای، شاهد اصلاحات سیاسی در ایران باشد علاقه زیادی دارد. ارتباط با نهادهای غیردولتی و مدنی ایران باید تقویت شود.

کلید یا اهرم؟!

در حالی که دولتمردان از توافق هسته‌ای به عنوان کلید گشایش تمام مشکلات کشور - از حل مشکل بیکاری و دردسرهای تحریم و رونق تولید و ورود سرمایه... تا وعده آب و هوای بهتر و حل مشکل آب شرب مردم- یاد می‌کردند، رئیس سازمان محیط‌زیست از واقعیت پرده برداشت و اذعان کرد توافق هسته‌ای اهرم سیاسی اصلاح‌طلبان برای رقابت‌های جناحی است.معصومه ابتکار در مصاحبه با بی‌بی‌سی گفت: توافق اتمی، «اهرمی» در اختیار اصلاح‌طلبان در ایران در مقابل سایر گروه‌های سیاسی کشور قرار می‌دهد.

حال بهتر می‌توان فرمول ادعایی برد-برد در مذاکرات را تفسیر کرد. دستاوردهای هسته‌ای و بلکه منافع ملی کشور را آمریکا می‌برد و اصلاح‌طلبان در مقابل رویای برد در رقابت‌های آتی انتخابات را می‌بینند.
آدرس های مرجع