تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پیرامون قطعنامه شورای امنیت در مورد توافقات هسته ای
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
به نام خدا




نوشته زیر به قلم سید یاسر جبرائیلی و در سایت فارس منتشر شده، لطفا حتما تا انتها مطالعه بفرمائید تا بدانید چه برسر کشور آورده اند :



هفتم اسفندماه 1394 چهلم «روز اجرای برجام» بود. روز اجرا، یعنی 27 دیماه، زمانی فرا رسید که ایران تقریبا انجام تمامی تعهدات خود در توافق هسته ای را به پایان رساند. تعداد سانتریفیوژها از حدود 20 هزار به 6 هزار دستگاه کاهش یافت؛ غنی سازی بالای 3.5 درصد متوقف شد؛ 90 درصد اورانیوم غنی شده از کشور خارج شد؛ ذخایر آب سنگین ایران با این وعده نسیه که قرار است توسط آمریکا خریداری شود، به عمان رفت و آنجا انبار شد؛

قلب رآکتور اراک خارج شد و قرار بود نوسازی شود اما خبری از قرارداد نوسازی آن نیست و اگر وضع امروز این تاسیسات را یک مخروبه توصیف کنیم، بیراه نگفته ایم؛ غنی سازی در تاسیسات مستحکم فردو متوقف شد؛ معادن اورانیوم کشور مانند معدن ساغند به تعطیلی کشانده شد؛ دانشمندان و متخصصان هسته ای از سازمان انرژی اتمی تعدیل شدند و بودجه این سازمان کاهش یافت؛

کشور تحت بی سابقه ترین بازرسی های امنیتی قرار گرفت؛ گزارش دروغ ابعاد نظامی احتمالی(PMD) در پرونده بین المللی ایران تثبیت شد... اینها همه صرفا هزینه های مادی سنگینی بودند که دولت یازدهم بابت برجام روی دست کشور گذاشت تا بلکه به قول جناب حجت الاسلام روحانی در بیانیه روز اجرای برجام « طومار تحریم درهم پیچیده شود». شاید بتوان برای اینها عدد و رقمی تعیین کرد و خسارات آن را برآورد نمود، اما هزینه ای که دولت یازدهم از حیثیت ملت ایران بابت برجام پرداخت کرد، آنقدر گزاف است که نه در رقم می گنجد و نه در کلام. اما آیا طومار تحریم ها در هم پیچیده شد؟



علی رغم همه اعتمادی که به آقای دکتر ظریف و تیم مذاکره کننده وجود داشت که هرگز خارج از موضوع هسته ای با آمریکا مذاکره نخواهند کرد، در دوران پسابرجام همیشه این سوال ذهن را آزار می داد که مگر مذاکرات تمام نشده است؟ مگر توافق انجام نشده است؟ این ملاقات های ظریف-کری دیگر برای چیست؟ هرگاه پس از انجام ملاقات آقای دکتر ظریف با کری، آمریکایی ها خبر می دادند که در این دیدار فی المثل درباره سوریه بحث شد، دل انسان به لرزه در می آمد که نکند اینها راست می گویند و هنوز برجام به فرجام نرسیده،

آقای ظریف «پروژه دوم»ی را با آمریکایی ها آغاز کرده که درباره آن اذن نداشته و نباید. آقای دکتر ظریف اما در مصاحبه ای که دو روز بعد از انتخابات هفتم اسفند در خبرگزاری ایسنا منتشر شد، پرده از واقعیات این ملاقات های پسابرجامی با وزیر خارجه آمریکا برداشت و هرچند نگرانی ها را درباره پروژه دوم تاحدی برطرف کرد، اما داغ دل منتقدان دلسوز را زنده کرد. اینک که تعهدات ایران به اتمام رسیده و نوبت اجرای تعهدات غربی ها درباره لغو تحریم هاست، دکتر ظریف می گوید با کری مذاکره می کنم تا برجام را اجرا کنند.


ظاهرا داستان این دیدار های پسابرجامی ظریف-کری این است که دکتر ظریف با نیت خیر مذاکره با آمریکا برای لغو تحریم ها به اتاق ملاقات می رود و کری، بحث سوریه را مطرح می کند. این جملات آقای ظریف را هم ما و هم آقای رئیس جمهور، بارها باید بخوانیم و در حرف حرف آن تامل کنیم: «آمریکا باید تعدادی تحریم را روی کاغذ لغو می‌کرد که انجام دادند اما این یک روند است و باید ببینم آن‌چه در روی کاغذ لغو کردند در عمل هم کمک می‌کند تحریم‌ها برداشته شود یا خیر.

البته این روند مقداری کند بوده است. علت این‌که هنوز با آمریکایی‌ها مذاکره می‌کنیم از جمله در حاشیه اجلاس مونیخ یا لندن به همین دلیل است. فکر می‌کنم روند اجرای برجام بد نبوده است اما آن‌قدر هم که ایجاد اعتماد کند، جدی نبوده است. شاید مقداری از این مساله به خاطر مجموعه تار عنکبوتی تحریم‌ها است که آمریکایی‌ها دور خود تنیده‌اند و الان خودشان هم در این تار عنکبوت گیر کرده‌اند».


2 روز بعد از اظهارات دکتر ظریف یعنی چهار روز بعد از انتخابات هفتم اسفند و چهار روز پس از چهلم روز اجرای برجام، آقای دکتر صالحی نیز به مدد دکتر ظریف آمدند و تقریبا همان گفته های وزیر خارجه دولت یازدهم را تکرار کردند: «غرب در اجرای تعهدات خود بر اساس برجام، تأخیر دارد و هنوز برخی تحریم‌ها برداشته نشده است. تهران به آنچه باید، متعهد است، اما تأخیری در طرف مقابل هست که مسئولیتش هم با خودش است.

هیچ مانع مشخصی وجود ندارد اما منظورم اینجا، تاخیرشان در اجرای برخی نقاط به شکل کامل است. تا الان برخی بانک‌های بزرگ اروپایی تحریم‌هایش را به طور کامل پایان نداده است چرا که قبلا تعهد داده که با ایران مراوده تجاری نداشته باشد. ما هنوز منتظر هستیم که وزارت خارجه ایران با اتحادیه اروپا تماس بگیرد و این بحران را حل کند».
آقای صالحی می گویند «هیئت انرژی اتمی مسئول این بخش نیست» و وزارت خارجه را مسئول این بخش می دانند که باید تلفن بزنند و این «بحران» را حل کنند.

وزارت خارجه نیز چاره را در ادامه مذاکرات برای راضی کردن آمریکا دیده است و همچنان بر این باور است که با هنر دیپلماسی و کمی لبخند و قدم زدن کنار ساحل رودهای اروپایی می توان آمریکا را قانع کرد به تعهداتش عمل کند. اما بخش های دیگر دولت ظاهرا از این واقعیات عبور کرده اند، بیخیال رفع تحریم های بانکی شده اند و چون دیروز با دروغ بزرگ آلودگی بنزین پتروشیمی ها تولید داخلی را متوقف ساختند، امروز مانند عصر پیشابانک و پیشاپول، آهنگ تهاتر نفت در برابر بنزین با سوئیس را کرده اند. هیچ سرمایه گذار خارجی به واسطه برجام اقدامی برای سرمایه گذاری در ایران نکرده است.

وزیر راه و شهرسازی برای جبران این مافات، صرف 27 میلیارد یورو پول از جیب ملت برای خرید هواپیما برای شرکت دولتی و ورشکسته هما را یک سرمایه گذاری خارجی واقعی می خواند. وزیر کشاورزی فاش می کند که شرکت های خارجی که پای میز مذاکره با دولت یازدهم می نشینند، به فکر فروش محصولات خود به ایران هستند، تا بلکه ته مانده های دارایی های آزاد شده ایران در برجام را ببلعند. در بخش دیگری از دولت نیز تصمیم گرفته می شود که کاهش قیمت نفت، از طریق استقراض خارجی جبران شود و کشور زیر یک بار بدهی سنگین و بحرانی خانمان برانداز برود تا فتح الفتوح برجام جبران شود. اما چرا این اتفاق افتاد؟ چرا برجام به اینجا رسید؟


راقم این سطور به هیچ وجه نه دولت و نه تیم مذاکره کننده را خیانت کار نمی داند. حضرت امام(رحمة الله علیه) تعبیری درباره یک جریان سیاسی در اوایل انقلاب داشتند با این مضمون که اینها خیانتکار نیستند، خیال باطلشان این است که راه درست را می روند. درباره دولت و تیم مذاکره کننده نیز که حقا و انصافا دو سال شبانه روز زحمت کشیدند و عرق ریختند، باید گفت ریشه هزینه های سنگین امروز برجام، در وهله نخست به مبانی غلط و دانش ناقص این عزیزان در حوزه سیاست خارجی باز می گردد. تصور اشتباه این عزیزان این بود که آمریکا دشمن نیست.

آمریکا را اتم مصادیق استکبار که دنبال غارت ایران است نمی دانستند، واشنگتن را کدخدایی می دیدند که می توان با آن وارد یک بازی برد-برد شد. آقای روحانی هنوز هم می گوید «در مذاکرات هسته ای بنا به دلایلی از ابتدا خوش‌بین بودم» و این گفته در شرایط امروز که کلیدی ترین عناصر تیم مذاکره کننده از «بحران رفع تحریم ها» می گویند، خطرناک تر از خود خوش بینی است، چرا که علامت سیر در تخیلات و چشم بستن بر واقعیات است، علامت این است که اگر کشور این همه هزینه داد تا شاید کسانی از خواب غفلت بیدار شوند، این کسان تمایل دارند خود را همچنان به خواب بزنند
.


دومین خطای بزرگ دولت یازدهم درباره برجام، اشتباهات تاکتیکی مهلک در حین مذاکرات یعنی بهره نبردن از علم و هنر دیپلماسی بود. وقتی رئیس جمهور کشوری که به مذاکره با دشمن برای رفع تحریم ها می رود، اعلام کند که خزانه خالی است، آب خوردن مردم را هم به برجام پیوند زند، و وقتی وزیر خارجه و رئیس تیم مذاکره کننده بگوید طرف مذاکره می تواند ظرف 10 دقیقه با یک بمب تمام تاسیسات دفاعی ما را نابود کند، کاملا روشن است که در حین مذاکرات چه خواهد گذشت و متن این قرارداد چگونه تنظیم خواهد شد. پرتاب خودکار و خنده و خشم و قدم زدن و نشستن و برخاستن ها دیگر چاشنی کار است.


سومین و بلکه مهم ترین خطای دولت یازدهم، قانون شکنی و عدم توجه به خطوط قرمز ترسیم شده رهبر انقلاب برای مذاکرات و بعد از آن، سرپیچی از دستورات رهبر انقلاب برای اجرای برجام بود. مگر رهبر انقلاب نفرمودند برای رفع تحریم ها تضمین قوی و کتبی بگیرید که بگویند تحریم ها به کلی برداشته شده است؟ مگر دستور حضرت آقا این نبود که قبل از انعقاد قرارداد نوسازی رآکتور اراک، قلب رآکتور نباید خارج شود؟

مگر نفرمودند اجرای تعهدات باید گام به گام و متناظر باشد و اینطور نباشد که ایران تعهدات خود را انجام دهد سپس نوبت آنها برسد؟ مگر نفرمودند ...دولت یازدهم که وارد مذاکره با آمریکا شده بود، اگر به جای اعتماد و خوش بینی مفرط به طرف مقابل، دستورات تاکتیکی و دیپلماتیک رهبر انقلاب را مراعات می کرد، امروز آقای دکتر محمد جواد ظریف و آقای دکتر علی اکبر صالحی از «بحران لغو تحریم ها» و «انتظار برای عملی شدن تعهدات روی کاغذ» سخن نمی گفتند و آقای زنگنه دنبال تجارت کالا به کالا نبود.

و صد البته باید گفت در این باره تنها دولت مقصر نیست، کمیته نظارت بر برجام نیز که خوش دارند نامشان پنهان بماند، قطعا مسئولند و باید پاسخگو باشند.



برخلاف آقای روحانی که از ابتدا به مذاکرات خوش بین بودند، برای آنها که نظام بین الملل را و آمریکا را خوب می شناختند، سرنوشت امروز توافق هسته ای مثل روز روشن بود؛ به مذاکرات خوش بین نبودند. به هر صورت برجام تمام شد. صنعت هسته ای کشور سال ها بلکه دهه ها به عقب رانده و محدود شد. اما باور قلبی ما این است که اگر دولتمردان حاضر و همه نخبگان فکری و ابزاری که آن را در این جهت هدایت و حمایت کردند، از این فاجعه پند گرفته باشند، از ملت عذرخواهی کنند و به جای ول خرجی پا پول قرضی در فرنگ، به فکر سامان دادن اوضاع داخل و مقاوم سازی اقتصاد برای ناامید کردن دشمن باشند، می توان گفت این هزینه گزاف و این تجربه، ارزشش را داشته است. اما دریغ...
نقل قول:
از این فاجعه پند گرفته باشند، از ملت عذرخواهی کنند

حتما پند میگرند و عذرخواهی میکنند!

Big Grin

باید گریه کردCrying

[b]مصادیق قراردادهای ننگین وابستگان غرب؛





[تصویر: 137031.JPG]



وثوق‌الدوله که بود و دولتش چگونه ایران را وابسته به انگلیس کرد.

قراردادهایی که طی دوره قاجار و پهلوی با کشورهای بیگانه بسته شد، باعث واگذاری امتیازات زیادی به دیگر کشورها شد. یکی از این قراردادهای مهم قرارداد 1919 بود که بر اساس این پیمان، همه امور لشکری و کشوری ایران به مستشاران انگلیسی سپرده می‌شد و در عمل، این قرارداد حکم فروش ایران به انگلستان بود. در ادامه به جزییات این قرارداد اشاره خواهیم کرد.

وثوق‌الدوله چگونه در فضای سیاسی رشد کرد؟
«میرزا حسن خان» معروف به «وثوق‌الدوله» در فروردین 1254 هجری شمسی دیده به جهان گشود. او در تیرماه 1274 ه.ش همراه پدرش نزد ناصرالدین‌شاه رفت، معلومات و استعداد او در جوانی توجه شاه را به خود جلب کرد و این باعث شد فرمان استیفای آذربایجان و به همراه آن لقب وثوق‌الدوله به او داده شود. او از این زمان در شمار مستوفیان درآمد و با پدرش که او نیز همین عنوان را داشت به همکاری پرداخت.
وثوق‌الدوله اولین بار در سال 1295 ه. ش که کشور را بی‌ثباتی فراگرفته بود از طرف احمدشاه قاجار مأمور تشکیل کابینه شد، در این زمان بین کشورهای انگلیس و آلمان در جنوب ایران بر سر منافع استعماری جنگ درگرفت که منجر به پیروزی انگلیسی‌ها شد و به خاطر آن مردم زیادی کشته و مجروح شدند.
به دستور وثوق‌الدوله در این زمان دوره چهارم مجلس شورای ملی برگزار شد و تفنگدارانی که در جنوب به کمک انگلیسی‌ها تشکیل یافته بودند، منظم‌تر شده و بنام پلیس جنوب معروف گشتند، اما کشور دارای مشکلات بسیاری بود که وثوق نتوانست زیر مشکلات مقاومت کند و پس از هشت ماه استعفا داد.

او برای بار دوم در سال 1297 ه.ش باز از طرف شاه مأمور تشکیل کابینه شد، او که دست‌نشانده دولت انگلستان بود، از همان اول که نخست‌وزیری را پذیرفت برای اینکه بتواند دولت باثباتی داشته باشد از آن‌ها کمک مالی گرفت، در این زمان برای اولینبار ایران به مجمع جهانی ملل دعوت شد، اما مهم‌ترین کار او در این دوره بستن قرارداد ننگین 1919 میلادی، با دولت انگلستان بود که به‌وسیله این قرارداد ایران به تحت‌الحمایگی این دولت استعماری درآمد و برای بستن این قرارداد پول هنگفتی نیز از دولت انگلستان به‌عنوان رشوه دریافت کرد و به خاطر این خدمتی که برای دولت انگلستان انجام داد تا آخر عمرش در حفظ جان و مال او و کسانش، بیشتر از هر کس دیگر کوشش و حمایت صورت گرفت.

محتوای قرارداد 1919 چه بود؟
این قرارداد که عنوان رسمی آن «قرارداد نظامی و سیاسی میان ایران و بریتانیا» است از یک دیباچه و شش ماده تشکیل می‌شد که ماده اول آن مهم‌ترین بخش آن بود. در این ماده آمده بود:
«دولت انگلستان با قاطعیت هرچه‌تمام‌تر تعهداتی را که مکرراً در سابق برای احترام مطلق استقلال و تمامیت ایران کرده است، تکرار می‌کند.»
ماده دوم این قرارداد درباره مستشاران انگلیسی بود و بیان می‌کرد:
«دولت انگلستان خدمات هر عده مستشار متخصص را که برای لزوم استخدام آن‌ها در ادارات مختلفه بین دولتین توافق حاصل شود به خرج دولت ایران تهیه خواهد کرد.»
ماده سوم این قرارداد مربوط به دخالت قوای نظامی انگلیس در ایران بود و بیان می‌داشت:
«دولت انگلیس به خرج دولت ایران صاحب‌منصبان، ذخایر و مهمات جدید را برای تشکیل قوه متحدالشکل که دولت ایران ایجاد آن را برای حفظ نظم در دامنه سرحدات در نظر دارد، تهیه خواهد کرد.»
در ماده چهارم راه تأمین هزینه برای مستشاران نظامی و دیگر مستشاران اشاره شده و آمده بود:
«برای تهیه وسایل نقدی لازم به جهت اصلاحات مذکور در ماده دو و سه این قرارداد، دولت انگلیس حاضر است یک قرض کافی برای دولت ایران تهیه یا ترتیب آن را دهد.»[1]
در تحلیل مواد این قرارداد باید گفت که در ماده اول این قرارداد، محترم شمردن استقلال و تمامیت ارضی ایران گنجانده‌شده بود. در قاموس سیاست اروپایی معنی جمله (ضمانت استقلال و تمامیت مملکت یک دولت از طرف یک یا چند دولت خارجی) این بود که آن مملکت ضمانت شده سرانجام ضمیمه مملکت دولت ضامن می‌گردد یا اینکه اگر در این ضمانت یک یا چند دولت دیگر هم مشترک باشند بین آن‌ها تقسیم شود.
برای اجرای ماده دوم و سوم «آرمیتاژ اسمیت» برای اداره مالیه و «ژنرال دیکسن» جهت اداره قشون وارد ایران شدند. این قرارداد برتری مسلم انگلستان را بر حکومت نوبنیاد شوروی سابق در ایران ممکن می‌ساخت و نفوذ خارق‌العاده آن دولت را در امور داخلی ایران فراهم می‌کرد.
برای اجرای ماده چهار این قرارداد دولت بریتانیای کبیر در قرارداد اقتصادی (تحت عنوان قرارداد متمم وام) برای به کار انداختن چرخ‌های فرسوده ایران که با وضعی بسیار نابسامان- ناشی از ورشکستگی اقتصادی و بی‌پولی شدید بعد از جنگ جهانی اول- روبرو بود، عهده‌دار می‌شد مبلغ شش میلیون تومان (به پول آن زمان) در اختیار دولت ایران و عملاً تحت اختیار مستشاران انگلیسی قرار دهد تا آن‌ها اصلاحات مورد لزوم را در شئون مالی و نظامی کشور بی‌درنگ شروع کنند و سپس، موقعی که وضع اقتصادی کشور رونق گرفت، «عطیه» خود را از عواید نفت جنوب یا از محل سایر درآمدهای ملی مستهلک سازند.
انگلیسی‌ها برای تسهیل امضای قرارداد مبلغ چهارصد هزار تومان (به پول آن زمان مبلغ بسیار هنگفتی می‌شد) میان سه وزیر عاقد قرارداد به شرح زیر تقسیم کرده بودند:
1- نخست‌وزیر (وثوق‌الدوله) 200 هزار تومان؛
2- وزیر خارجه (شاهزاده فیروز میرزا نصرت الدوله) 100 هزار تومان؛
3- وزیر دارایی (شاهزاده اکبر میرزا صارم الدوله) 100 هزار تومان.
پیش از تقسیم این پول‌ها، از لندن به «سر پرسی کاکس» (وزیرمختار انگلیس در ایران) دستور داده شد حتی‌المقدور چانه بزند تا شاید حق‌العمل وزرای رشوه‌گیر را تقلیل بدهد![2]

واکنش‌ها به این قرارداد چه بود؟
انتشار متن قرارداد موجی از خشم در بین خردمندان، مردم و دلسوزان استقلال ایران پدید آورد. مطبوعات آزاد و ملی که در فضای سیاسی تازه نفوذ دوباره‌ای کسب کرده بودند در برابر قرارداد واکنشی سخت نشان دادند و صفحات روزنامه‌ها از انتقادات بر ضد «وثوق‌الدوله» انباشته شد.
مرحوم سید حسن مدرس در مخالفت با قرارداد 1919 در مجلس شورای ملی این سخن تاریخی را ایراد کرد: «بنده خیال می‌کنم هر کس متن قرارداد را مطالعه کرده باشند چون من اهل سیاست نبودم مرور نمی‌کردم! اگرچه یکی از مخالفین بودم، لیکن هر چه می‌گفتند که این قرارداد کجایش بد است گفتم من سر درنمی‌آورم. من سیاسی نیستم، آخوندم. فقط چیزی که می‌فهمم بد است آن ماده اولش است که می‌گوید استقلال ایران را می‌شناسیم (خنده نمایندگان) این مثل این است که یکی به من بگوید من سیادت تو را [به رسمیت] می‌شناسم.»
مخالفین قرارداد در این خصوص حتی حزبی علیه تشکیلات وثوق‌الدوله و افرادی که مانند آن با گرفتن رشوه به دفاع از قرارداد می‌پرداختند، تشکیل دادند. یکی دیگر از شاهدین وقت دراین‌باره می‌گوید: «با تلاش‌ها و کوشش‌های علما و آقا سید موسی مجتهد حزبی به نام جامعه ملیون اسلامی تشکیل گردید و پس از تنظیم مرامنامه و نظام‌نامه کاغذهایی به نام جمعیت و حزب جامعه ملیون اسلامی طبع و مهری نیز حاضر شد و شروع به پخش اعلامیه و اطلاعیه و شب‌نامه کرد و از اشخاص برجسته معروف چون آقا میرزا رضاخان نائینی، حاج شیخ حسین یزدی، حاج شیخ زین‌العابدین شاه‌حسینی، مستشارالدوله، ادیب‌السلطنه، آقا سیف اله خان نواب و سید حسن مدرس و ... برای عضویت در حزب دعوت گردید». همچنین این جمعیت بیانیه‌ای علیه قرارداد انتشار داد.[3]
شعرای آزادیخواه نیز چون میرزاده عشقی، فرخی یزدی، ایرج میرزا و عارف اشعار بسیار گزنده‌ای علیه وثوق‌الدوله و قرارداد سرودند.
درحالی‌که مبارزه با قرارداد به‌مثابه یک قیام ملی مذهبی هرروز گسترده‌تر می‌شد، نهضت‌های میرزا کوچک خان در گیلان و شیخ محمد خیابانی در آذربایجان بر مخالفت با قرارداد و دولت وثوق‌الدوله پای می‌فشردند. خیابانی از انقلاب مجلس مردم تبریز شش کرسی از 9 کرسی انتخابات را از آن خودکرده بود، اما وثوق‌الدوله که وجود این افراد از حزب دموکرات را علیه قرارداد و تصویب آن را در مجلس خطرناک می‌دانست، درصدد انحلال حزب دموکرات برآمد. بدین گونه مبارزهٔ خیابانی با قرارداد 1919 و وثوق‌الدوله شدت یافت و در اوایل سال 1299 نه‌تنها تبریز بلکه کل آذربایجان به دست دمکرات‌ها به رهبری خیابانی افتاد و خیابانی آذربایجان را آزادستان نامید.
انگلستان که به دلیل مخالفت شدید داخلی و خارجی درنهایت متوجه عدم اجرای این قرارداد شد، در اکتبر 1920 ژنرال آیرون‌ساید را به ایران فرستاد تا با برکنار کردن افسران قزاق روسی شخصی مطمئن را به کار گمارد و میرپنج رضاخان را به فرماندهی لشکر برگزید و با او در مورد یک کودتای نظامی به گفت‌وگو نشست.
وی از سید ضیاءالدین به‌عنوان قطب فکری و از رضاخان به‌عنوان قطب نظامی در کودتای سوم اسفند 1299 استفاده نمود. سید ضیاءالدین پس از تشکیل دولت کودتای 1299 قرارداد 1919 را لغو نمود، البته لغو پیمان 1919 به‌وسیله سید ضیاءالدین جنبه نمایشی داشت، زیرا کودتای 1299 هنگامی در ایران انجام گرفت که استقرار نظام مستشاری در ایران از برنامه وزارت امور خارجه حذف‌شده بود.[4]

وثوق‌الدوله نماد مزدوری، نفوذی و خیانت به مملکت است
فروغی می‌گوید موقعی که در پاریس بودیم، انگلیسی‌ها با وثو‌ق‌الدوله نخست وزیر وقت در زمان احمدشاه مذاکره می‌کردند که قرارداد 1919 را ببندند و این قراردادی است که با عنوان « ایران برباد ده » معروف شده است و وثوق‌الدوله بعد از عقد این قرارداد حیثیت و آبروی خود را از دست داد و به وی عاقد قرارداد می‌گفتند و این قرارداد اسارت ایران به دست انگلیس بود.[5]
به هرجهت، در تاریخ این کشور وثوق‌الدوله یک مزدور بود که طی قراردادی مملکت را تقدیم انگلیسی‌ها کرد در حالی که وی از یک خانواده ایرانی بود و در دو دوره نماینده مجلس بود و غربی‌ها وقتی او را شناسایی کردند، با یک قرارداد این کشور را تقدیم انگلیسی‌ها کرد.


منبع مقاله :
به گزارش فارس،‌

رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: متاسفانه هنوز از طرف مقابل تعهدات پس از برجام به طور کامل اجرایی نشده است.

علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی صبح امروز (چهارشنبه ۱۲ اسفند) در دیدار با لازار کومانسکو وزیر امور خارجه رومانی، با اشاره به توافقات هسته ای صورت گرفته میان ایران و ۱+۵ اظهار داشت: مدتی است که از امضای توافق نامه هسته‌ای می‌گذرد و در این مدت ایران به تمام تعهدات خود عمل کرده است، اما متاسفانه هنوز از طرف مقابل این تعهدات به طور کامل اجرایی نشده است. [جناب لاریجانی شما یکی از کسانی یا مهم ترین کسی هستید که مقصر تصویب این ننگ نامه در 15 دقیقه، برخلاف اون گزارش عجیب و قابل توجه کمسیون برجام مجلس، بودید. شما کسی هستید که باید حالا حالاها به مردم و وجدان خودتون پاسخ گو باشید از این نونی که تو کاسه مردم و سر سفره کاسبان پسا برجام گذاشتید.]

وی با اشاره به ادامه روند تحریم در مبادلات بانکی، افزود: پیش زمینه انجام مراودات اقتصادی و تجاری میان ایران و کشورهای دیگر، تسهیل در مبادلات و امور بانکی است که این امر هنوز در حد مطلوب صورت نگرفته و امیدوارم که این مشکل هر چه سریع‌تر برطرف شود.

لاریجانی با اشاره به انتخابات پارلمانی پیش روی در رومانی تصریح کرد: با توجه به اینکه به زودی پارلمان های جدید هر دو کشور آغاز به کار می کنند، امیدوارم که بتوانند سطح روابط پارلمانی را برای مدت زمان طولانی تری افزایش دهند.

این موارد احتمالا با دیپلماسی قوی قابل رفع و رجوع خواهد بود .
مشکل اینجاست که اگر گوش امریکادوستان کر ، در انتخابات امریکا کروز / ترامپ برنده شوند برنامه دقیقا چیست؟؟؟؟
دکتر جرج جرداق: کجایند نوسیسندگان حقوق بشر که حقوق بشر را در عمل ببینند نه در اعلامیه و خطبه و مراسم و سازمان ملل و یونسکو ... که همه دروغند...! (نظر دکتر مسیحی در مورد اجازه حضرت علی(علیه السلام) امیر المومنین به طلحه و ذبیر برای رفتن به مدینه در حالی که حضرت میدونستن برای درست کردن ی فتنه میرن . آزادی سفر ...) مهم نظر ایشون در مورد دروغ بودن سازمان ملل و تمام سازمانهای بین المللیه...
جرج جرداق مسيحي، اين حقيقت را صراحتاً بیان می‌کند، او بعد از مقايسة آموزه‌ها و سخنان امام علي (علیه السلام) با اعلامية حقوق بشر، چنين می‌گوید:« نه تنها اصول انساني علي بن ابي طالب (علیه السلام) نسبت به دو اعلاميه اي انقلاب فرانسه و اعلاميه جهاني حقوق بشر کمی و كاستي ندارد، بلكه بالاتر نيز می‌باشد، زيرا در تقریر و بيان يك سلسله حقايق اجتماعي كه متفكران و انديشمندان، تا اواسط قرن نوزدهم و یا حتی اوايل قرن بيستم، از درک آن عاجز و دور مانده بودند، (چنانكه امروز نيز بسياري از مردم هنوز نتوانسته‌اند به آن‌ها به مثابة حقايق صحيح بنگرند) به مرحله اي بالاتر و والاتر از اين دو اعلامية جهاني رسيد و در آن گام نهاد» اسلام در حمايت از حق حيات به عنوان يكي از حقوق اساسي بشر، از وارد كردن هر گونه آسيب و اخلال بر حیات نفس محترمه، به شدت نهي كرده و به مخاطره انداختن حق حيات يك نفر را، بدون عنوان قصاص یا افساد درروي زمين، به منزلة كشتن همة انسانها قلمداد می‌کند. اگر کسی حيات مادي ديگران را سلب كند، علاوه بر استحقاق عقاب اخروي و خلود در جهنم. در دنيا نيز محكوم به اعدام خواهد بود. از نظر اسلام، نه تنها به مخاطره انداختن حيات ديگران گناه نا بخشودني است، بلكه به خود شخص نيز به هيچ عنوان اجازه نمی‌دهد، كه با حيات خويش بازي كرده، و به خيال اين كه اختيار حيات و زندگي خودش را دارد، دست به خودكشي بزند، اگر کسی حيات خود يا ديگران را سلب كند، مستحق عذاب شديد اخروي وخلود در جهنم خواهد بود.بنابراين، از نظر اسلام حق حيات همة انسانها، (به استثناي كساني كه مرتكب قتل نا حق و جرم و جنايت و... می‌شوند ) امري است ثابت و به مقتضاي اين حق، نه تنها نمی‌توان به حيات كسي آسيب و اخلالي وارد كرد، بلكه اگر کسی تواناي حفظ حيات نفس محترمه را داشته باشد، ولي در دفاع از آن كاري انجام ندهد، از نظر اسلام چنين شخصي، مستحق كيفر دنيوي و عذاب اخروي می‌باشد.
نقش برجام در جاسوسی از مسائل داخلی ایران

به گزارش
گروه بین‌الملل باشگاه خبرنگاران جوان؛ رئیس آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا (بخش جاسوسی پنتاگون) در پاسخ به سوالی درباره نقش برجام در جمع‌آوری اطلاعات از مسائل داخلی ایران گفت مایل است در این باره در نشست غیرعلنی توضیح بدهد.

«وینسنت استوارت»، رئیس آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا در نشستی با موضوع تهدیدهای جهانی که روز چهارشنبه در کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا برگزار شد از پاسخ به سوالی درباره اینکه «برجام» چه نقشی در کمک به جمع‌آوری اطلاعات از مسائل داخل ایران ایفا می‌کند خودداری کرد و گفت مایل است در نشست غیرعلنی در این باره توضیح دهد.

رئیس کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان در آغاز این جلسه گفت بعد از نشست علنی این کمیته، جلسه‌ای غیرعلنی نیز با حضور مدیر آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا و مدیر بخش اطلاعات نیروی هوایی آمریکا برگزار خواهد شد.

یکی از اعضای کمیته نیروهای مسلح از «استوارت» پرسید: «سوال من درباره ایران است. من می‌دانم که اطلاعات ما در گذشته، نسبتاً محدود یا ضعیف بوده است. سوال من الان این است که در ایران پس از توافق - که الان در آن قرار داریم - تصویر اطلاعاتی شما یا مسائلی که بررسی می‌کنید از لحاظ کمک به ما هم برای اجرای برجام و هم بررسی وقایعی که در کل در ایران رخ می‌دهند، چه تغییری کرده و آیا بهتر شده است؟ »

استورات در پاسخ گفت: «من دوست ندارم این کار (توضیح درباره این سوال) را انجام بدهم. مایلم که این را به نشست غیرعلنی ببریم.»

مقام‌های ایران در ماه‌های گذشته درباره خطر نفوذ در ایران از دریچه برجام هشدار داده‌اند. از جمله مقام معظم رهبری در تاریخ ۱۵ مهر ۱۳۹۴ فرمودند : «مذاکره‌ی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، یعنی نفوذ؛ تعریفی که آنها برای مذاکره کردند این است و آنها میخواهند راه را برای تحمیل باز کنند … مذاکره‌ی با اینها یعنی راه را باز کردن برای اینکه بتوانند هم در زمینه‌ی اقتصادی، هم در زمینه‌ی فرهنگی، هم در زمینه‌های سیاسی و امنیّتیِ کشور نفوذ کنند
سوئیفت برای ایران ممنوع برای داعش آزاد!
با وجود آنکه اعضای تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای و برخی از دولتمردان از برقراری سوئیفت در اولین روز اجرای برجام خبر داده بودند، تاکنون چنین اتفاقی رخ نداده است، نکته قابل تامل اینجا است که گروه تروریستی داعش با این شبکه ارتباط دارد و کشورهای غربی اقدامی در خصوص قطع این ارتباط انجام نداده‌اند!

سرویس سیاسی-

چند ساعت از اجرای برجام نگذشته بود که بانک مرکزی و به دنبال آن برخی رسانه‌های همسو با دولت ادعا کردند که تحریم سوئیفت لغو شده است، مقامات دولت یازدهم در حالی که روز پس از اجرای برجام مرکز سوئیفت در کشور بلژیک تعطیل بود و امکان هر نوع نقل و انتقال پیام سوئیفتی در این روز میسرنبود از انجام سوئیفت هزار درخواست بانکی سخن گفتند که پس از مشخص شدن نادرست بودن آن، ارسال این سوئیفت‌ها را نمادین دانستند!

اظهارات ضد و نقیض مقامات دولتی ادامه یافت و برخی از مقامات از لغو تحریم سوئیفت خبر دادند و برخی دیگر اعلام کردند که تحریم سوئیفت فعلا لغو نشده است!

فارغ از اظهارات متناقض مقامات دولتی، شواهد موجود نشان می‌دهد که بعد از اجرای برجام بانک‌های ایرانی باز هم امکان دسترسی به سوئیفت را نخواهند داشت و این بانک‌های خارجی هستند که به عنوان کارگزاری شرایط را برای ایجاد ارتباط با سوئیفت فراهم می‌کنند. اما با توجه به اینکه بر طبق مفاد برجام امکان فوری بازگشت تحریم‌ها (SNAP BACK) با درخواست هر یک از 5 کشور طرف مذاکره با ایران پیش بینی شده و به دلیل آنکه در صورت این اقدام کلیه بانک‌های طرف سوئیفت مجدداً مشمول تحریم و جریمه‌های ناشی از همکاری با ایران می‌شوند، عملاً هیچ یک از آنان تمایل فوری برای همکاری با ایران حداقل در یک سال آتی نخواهند داشت.

درخواست از آمریکا در پسابرجام برای لغو تحریم سوئیفت علاوه بر این، بر خلاف وعده رئیس کل بانک مرکزی، مدیران بانک‌های مختلف در گفت‌وگو با رسانه‌ها اعلام کردند که تحریم سوئیفت برای بانک متبوعشان لغو نشده است. مدیران بانک‌های توسعه صادرات، توسعه تعاون، تجارت، پارسیان، مسکن، صنعت و معدن و پست بانک، از جمله افرادی بودند که یا خبر لغو تحریم سوئیفت را تایید نکردند و یا اعلام کردند که بانکشان در دوران تحریم هم امکان اتصال به سوئیفت را داشته است.

در دوران تحریم‌ها بانک‌های کشورمان از طریق بانک‌های چین و کره جنوبی به سوئیفت وصل می‌شدند، اما بعد از اجرای برجام قرار است بانک‌های ما با پرداخت هزینه به بانک‌های اروپایی، آنها را واسطه‌ای برای بهره مندی از این ابزار پولی و بانکی قرار دهند، دلیل تاخیر در لغو تحریم سوئیفت هم این است که بانک‌های خارجی حاضر نیستند، ریسک واسطه گری برای بانک‌های ایرانی جهت اتصال به سوئیفت را متحمل شوند. در همین رابطه،محمد جواد ظریف وزیر امورخارجه کشورمان در دوره پسابرجام و زمانی که برای شرکت در کنفرانس گفت‌وگو با مردم سوریه راهی لندن شده بود از آمریکایی‌ها خواست که تضمین‌های لازم را به بانک‌های اروپایی برای همکاری با بانک‌های ایرانی بدهند.

بعیدی نژاد: سوئیفت، تحریم اولیه آمریکاست و لغو نمی‌شود

با وجود آنکه یکی از مانورهای تبلیغاتی دولت بلافاصله پس از اجرای برجام اتصال بانک‌های ایرانی به سوئیفت (جامعه جهانی ارتباطات مالی بین بانکی) بود، حمید بعیدی نژاد مدیرکل سیاسی وزارت خارجه در اظهارنظری قابل تامل گفت: تحریم سوئیفت از تحریم‌های اولیه آمریکاست و قرار نیست طبق برجام لغو شود. از سوی دیگر چون نرم افزار سوئیفت آمریکایی است بانک‌های ما برای اتصال به آن باید از طریق شرکت‌های واسطه‌ای اقدام کنند. همچنین امکان استفاده از سوئیفت برای همه بانک‌های کشور فراهم نیست و تنها بخشی از بانک‌ها به وسیله یک واسطه، بین شش ماه تا یک سال بعد از اجرای برجام امکان دسترسی به سوئیفت را خواهند داشت.


دسترسی داعش به سوئیفت!
اما نکته جالب در خصوص جامعه ارتباطات مالی بین‌بانکی جهانی (سوئیفت) این است که کشورهای غربی‌ هنوز ارتباط بانک‌های ایرانی با این سامانه را برقرار نکرده اما گروه تروریستی داعش همچنان به سوئیفت دسترسی دارد. بر اساس گزارشی که «دویچه وله» آن را منتشر کرده، گروه تروریستی داعش هم‌چنان به سیستم بانکی سوئیفت دسترسی داشته و روزانه میلیو‌ن‌ها دلار مبادلات پولی از طریق شبکه بانکی سوئیفت انجام می‌شود. [واقعاً ابوموسی اشعری کمه براش!]
این پایگاه خبری آلمانی در این‌باره اعلام کرده است:کانال یک تلویزیون سراسری آلمان (ARD) به اطلاعاتی دست یافته است که نشان می‌دهد داعش همچنان می‌تواند از شبکه سوئیفت استفاده کند. وزارت دارایی آلمان نیز این موضوع را تایید و اعلام کرده است: سوئیفت همراه با مرکز نظارت بر آن در بلژیک تلاش می‌کنند که خطرات این دسترسی را تا جایی که می‌شود محدود نگاه دارند.

بنابر اطلاعات سوئیفت شعبه بانک تجارت سوریه در رقه هنوز با سیستم بانکی جهانی متصل است. اما این موضوع روشن نیست که داعش تا چه اندازه از این شعبه استفاده کرده و با آن مبادلات پولی انجام داده است.بانک تجارت سوریه در فهرست تحریم‌های سازمان ملل قرار دارد. اما این بدان معنا نیست که نمی‌تواند از طریق بانک سومی معاملات بانکی خود را انجام دهد.
رالف برینکهاوس، سخنگوی هیئت مدیره کمیسیون مالی به ARD گفته است: برای ما همیشه روشن بود که بانک‌هایی که در محدوده داعش قرار دارند، با بانک‌های جهانی ارتباط دارند.

تلاش اتحادیه اروپا برای بهره مندی داعش از سوئیفت
نکته قابل توجه اینجا است که مرکز سوئیفت در بلژیک در صفحه اینترنتی خود نوشته است: سوئیفت بی‌‌طرف است. سوئیفت تنها زمانی می‌تواند ارتباط یک موسسه مالی را قطع کند که تحریم‌ها توسط قوانین داخلی بلژیک یا اتحادیه اروپا اعمال شود.
«گرهارد شیک» سخنگوی حزب سبزها در مجلس آلمان به تلویزیون ARD گفته است که اتحادیه اروپا تاکنون هیچ قدمی برای قطع کردن ارتباطات مالی سوئیفت در مناطق تحت اشغال داعش انجام نداده است.
وی تاکید کرده است:به نظر می‌آید کشورهای اتحادیه اروپا که مسئول شبکه سوئیفت هستند، تاکنون به شکل سیستماتیک از امکاناتی که برای قطع مبادلات مالی داعش داشته استفاده نکرده‌اند.

پیشنهاد تحقیرآمیز اتحادیه اروپا به ایران؛ نفت در برابر کالا
در حالی که غرب بی‌شرمانه از دسترسی گروه تروریستی داعش به سوئیفت حمایت می‌کند، با مانع تراشی در برقراری بانک‌های ایرانی به سوئیفت، پیشنهاد تحقیرآمیزی را نیز ارائه داده است. پایگاه خبری بلومبرگ با اشاره به تحریم‌های مالی غرب علیه ایران گزارش داد در حالی که کانال‌های بانکی اروپا به روی ایران گشوده نشده است این کشور پیشنهاد کرده است در قبال صادرات نفت، فرآورده‌های نفتی از مشتریان اروپایی خود وارد کند. گفتنی است پیش از این، کشورهای غربی پیشنهاد کالا در مقابل نفت را با تحقیر به عراق دوران صدام تحمیل کرده بودند!

مصداقی دیگر از اقدامات نقد و وعده‌های نسیه!
در طول مذاکرات هسته‌ای، منتقدان دلسوز به دفعات از روند مذاکرات انتقاد کرده و تاکید کرده بودند که اقدامات نقد دولت ایران در مقابل وعده‌های نسیه طرف غربی، برخلاف مصالح و منافع ملی کشورمان است. حال شواهد نشان می‌دهد که ظاهرا ادعاهای دولت درباره رفع تحریم‌های مالی که تا قبل از انتخابات مجلس چندین مرتبه و از سوی مسئولان مختلف تکرار شده بود، چندان با واقعیت مطابق نیست. در حال حاضر، هیچ یک از بانک‌های اروپایی برای اتصال به سوئیفت و یا بازگشایی ال سی با بانک‌های ما همکاری نمی‌کنند و منتظرند تا آمریکا برای همکاری مجدد با ایران تضمین‌های لازم را به آنها بدهد. در حقیقت، تحریم سوئیفت مصداقی دیگر از اقدامات نقد دولت ایران در مقابل وعده‌های نسیه طرف غربی است.
نکته‌گو: من از این خانم مرکل وحشتناک خوشم میاد؛ راستش صداقتش منو کشته! به ویژه در برجام.


آیا تا کنون به مواضع خانم مرکل، صدر اعظم آلمان، در موارد متفاوت دقت کرده‌اید؟ خیلی با مواضع اولاند فرانسوی، یا کامرون انگلیسی، یا حتی اوبامای امریکایی متفاوت است، اگر چه زبون همان‌هاست.
[تصویر: 78753.jpg]
ایران‌پی‌ان – یادداشت/ نکته‌گو: این خانم مرکل، صدر اعظم آلمان، از جمله پلیدترین زن‌های دنیا و صهیونیست‌ترین رؤسای دولت‌هاست؛ اما از صداقتش در برخی از مواضع [به ویژه در مورد برجام و رابطه با جمهوری اسلامی ایران] خوشم میاد. به قول معروف: همین صداقتش منو کشته.
اجازه دهید به چند موضع‌گیری مهم و تعیین کننده اشاره کنم:
*- وقتی در اتحادیه اروپا، گزارش خروج رسمی سالانه میلیون‌ها اروپایی و به ویژه آلمانی‌، از مسیحیت مطرح شد، اصلاً مثل بقیه ادای روشنفکری، دموکراسی، سکولاریسم، لائیسم و ... را در نیاورد و بسیار رک و صریح گفت: «خروج رسمی گروه‌های کثیر از مسیحیت آن قدر نگران کننده نیست که گرایش بیشتر آنها به اسلام نگران کننده است!»
*- وقتی در اتحادیه اروپا، بحران مهاجرت مطرح شد، اصلاً مثل انگلیس، فرانسه، ایتالیا و ... داد و بیداد نکرد، خیلی صریح گفت: «وقتی لبنان با آن وضعیت مهاجر پذیر است، برای اروپا شرم‌آور است که به اندازه‌ی لبنان هم نباشد».
[البته نه این که ندانیم این مهاجرت‌ها، با به آتش کشیدن سوریه و سایر کشورهای منطقه، سازماندهی شده بوده و فقط کمی کنترل از دست‌شان خارج شده است، اما مواضع مرکل با همتاهای سیاسی‌اش در اروپا متفاوت بود]
*- وقتی بحران اقتصادی، اروپا را فرا گرفت و کشورهای یونان، اسپانیا، ایتالیا و ... به مرز سقوط رسیدند و زمزمه‌ی خروج از منطقه یورو در کشورهای بحران‌زده بالا گرفت، به صراحت گفت: «واقع این است که اگر یورو فرو ریزد، آلمان و فرانسه متضرر خواهند شد، پس ما محکم از آن دفاع و حمایت خواهیم کرد».
نقش آفرینی در منطقه:
به زبان ساده، شیطان بزرگ به آلمان گفته است: یک موقع هوس همطرازی یا رقابت با انگلیس و فرانسه در عرصه‌ی سیاست و استعمار را نکنی؛ وظیفه‌ی تو از یک سو سکوت و همراهی در تصمیم‌گیری‌هاست، و از سوی دیگر حمایت مالی و نیروی انسانی در جنگ‌ها؛ در مقابل اجازه داری به چند کشور سلاح بفروشی (که پس از جنگ جهانی، دیگر اجازه نداشت). آلمان هم سرش را انداخته پایین و کار خودش را می‌کند؛ به دولت‌هایی چون عربستان سعودی و اسرائیل و گروه‌هایی چون داعش سلاح می‌فروشد، چنان که ضمن تعاملات اقتصادی با ایران در دوران جنگ تحمیلی، به صدام بمب شیمیایی می‌فروخت.
برجام:
در مورد بر جام نیز ضمن حضور مستقیم و فعال، اصلاً جنجال‌آفرینی نکرد. نه مثل اوباما و جان کری زبان به اهانت و تهدید (در حین مذاکره) گشود، که آقای ظریف بگوید: «این حرف‌های‌ دل‌شان نیست، بلکه مصرف داخلی دارد» - نه مثل رییس جمهور امریکا علیه ملت ایران مصوبه تحریم سفر را امضا کرد و بعد در مذاکره تلفنی گفت که نگران
[تصویر: nokte-3.jpg]

نباشد، دولت ساز و کارهایی دارد – نه در راهروها و کریدورها، همین‌طوری یهویی با مقامات جمهوری اسلامی ایران مواجه شد – نه لبخند الکی زد و نه با سفر مقاماتش به ایران پس از برجام مخالفت کرد؛ بلکه قبل از حصول توافقات به صراحت گفت: «اگر ایران روابط دوستانه با اروپا را می‌خواهد، باید اسرائیل را به رسمیت بشناسد»، اکنون هم که ماه‌ها از برجام و توافقاتش می‌گذرد، می‌گوید: « اگر ایران روابط دوستانه با اروپا را می‌خواهد، باید اسرائیل را به رسمیت بشناسد ».
مرکل دیگر به دنبال سریال برجام یک، برجام دو و ... نرفت، از همان ابتدا، به صراحت انتهای راه را بیان داشت و گفت: «بودی که وار – همینی که هست»؛ و در این رابطه نه به دولت و ملت خودش دروغ گفت، و نه به دولت‌ها و ملت‌های دیگر، و نه به مقامات ایرانی و ملت ایران.
قدیمی‌ها یک ضرب المثلی دارند، می‌گویند: «حرف راست را از بچه بشنو»؛ حالا این آلمان و خانم مرکل، بچه‌ی امریکاست و خواهر کوچولوی انگلیس و فرانسه نیز به حساب نمی‌آید، کشورش را یکپارچه به صهونیست‌ها تقدیم کرده و با آن عظمت، قدرت و ثروت، ابزار اسرائیل شده است، اما این بچه حرف راست را بیان داشت و گفت: « اگر ایران روابط دوستانه با اروپا را می‌خواهد، باید اسرائیل را به رسمیت بشناسد ».
حالا ما که برای ارتباط دست و پا می‌زنیم، به کجا می‌رویم و چه خواهیم کرد؟! نابود کردن انرژی هسته‌ای، محدود کردن صنعت موشکی، حذف شعار مرگ بر امریکا و انگلیس و اسرائیل، حمایت یا عدم حمایت از فلسطین و لبنان و ...، لغو تحریم‌ها (که عمراً عملیاتی شود) – رها سازی ثروت‌های
[تصویر: nokte-4.jpg]

بلوکه شده و بازپرداخت دیون به ایران و ... (که زهی خیال باطل می‌نُماید)، همه حرف است، اگر چه مقدمه و زمینه‌ساز نیز هست؛ مسئله این است که جمهوری اسلامی ایران، باید اسرائیل را به رسمیت بشناسد، تا فاتحه‌ی خودش، منطقه، جهان اسلام و مسلمانان یکجا خوانده شود؛ و به رسمیت شناختن رژیم اشغالگر اسرائیل نیز ممکن نیست، مگر آن که نظام جمهوری اسلامی ایران و ولایت فقیه نباشد، یا اگر هست، فقط پوسته و ظاهرش بماند، اما ماهیت‌اش تغییر کند.
سیدالشهداء، امام حسین علیه السلام:
اِنّا لِلّهِ وَاِنّا اِلَيْهِ راجِعُونَ وَعَلَى الاْسْلامِ الْسَّلامُ اِذ قَدْ بُلِيَتِ الاْمَّةُ بِراعٍ مِثْلَ يَزيدَ... (موسوعة كلمات الامام الحسين عليه السلام 285)
امام حسين عليه السلام (در پاسخ به پيشنهاد مروان بن حكم كه با يزيد بيعت كن) فرمود: در اين صـورت بايد گفت: انا للّه و انا اليه راجعون و فاتحه اسلام را خواند، (هر گاه که) امّت اسلام گرفتار چوپانى همانند يزيد شد... .
آدرس های مرجع