تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پیرامون قطعنامه شورای امنیت در مورد توافقات هسته ای
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
(۲۵/مهر/۹۴ ۱۲:۵۷)پارمیس نوشته است: [ -> ]حکومت عراق و لیبی که حقشون بود ساقط بشن ..
اونا فقط مخالف سیاست های آمریکا نبودن بلکه علیه مردم خودشون هم جنایت میکردن....
یه جور نگید که آدم به اشتباه فکر کنه چه حکومت های گل و بلبلی بودن بعد آمریکا رفته ساقطشون کرده...
یکی از دلایلی هم که منجر به سقوط این حکومت ها شد افزایش مخالفان داخلی شون بود ...صدام یه جنایت هایی علیه مخالفین سیاسی خودش میکرد که تو زمان قرون وسطی هم نمونش رو پیدا نمی کنید !!!!....یعنی سقوط این حکومت ها فقط کار آمریکا نبود یه سلسله مسائلی دست به هم داد و این اتفاق افتاد از جمله اختلافات داخلی و نارضایتی مردم و ظلم و....
راجع به سوریه هم که......Blush


به نام خدا

پس چرا آل سعود و صهیونیستها توسط آمریکاییها یا مردم خودشان ساقط نمیشوند ؟؟؟؟؟؟؟ جنایتهای آنها هم بر علیه مردمشان دقیقا مثل صدام است.
(۲۵/مهر/۹۴ ۱۲:۵۹)علی املشی نوشته است: [ -> ]شبیه خاتمی حرف میزنید
...
یه بار دیگه میگم درباره حج مراجع تقلید باید تصمیم بگیرن

شما میگید منافع از دین مهم تره؟؟؟؟....خواهر دین هیچوقت کنار نمیره..........اصلا ما باید به چه قیمتی منافع بدست بیاریم؟؟به قیمت پا گذاشتن روی دین و مذهب؟؟...مثل این آمریکایی ها که هر کاری میکنن...........اصلا امکان نداره
اون جمله آخری رو میخواستم ویرایش کنم یادم رفت...
ضمن اینکه مگر دین چیزی غیر از منفعت مادی و معنوی انسان رو میخواد ..... ؟؟؟
شما دچار سوءتفاهم شدید اگر هم من گفتم منافع کشورمون برامون مهم باشه منظورم به شیوه ی آمریکایی نبود.
(۲۵/مهر/۹۴ ۱۲:۵۰)پارمیس نوشته است: [ -> ]سلام.
تعریف شما از واجب چیه؟؟؟
اگه انجام دادن همین واجب باعث جنگ و ویرانی یا کشته شدن میلیون ها نفر از مردم بشه باز هم واجبه؟؟؟


------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مشکل آمریکا با کشورهایی مثل ما و دیگر کشورهای منطقه دین نیست.
مشکل منافعه.
وقتی پای منافع بیاد وسط از هر وسیله ی از جمله آسیب زدن به دین برای رسیدن به منافعشون استفاده میکنن.
پس اول منافع مهمه برای آمریکا نه دین یا اسلام.
اگر همین منافع توی کشورهای همسایه خودش هم به وجود بیاد از یه طریق دیگه ای سعی میکنه اون منفعت رو به دست بیاره...
به نظر من کشور ما هم باید همینطور باشه یعنی اول منافع ایران و مردممون برامون مهم باشه.

سلام
فقه اسلام و شیعه پویاتر از آنست که بخواد با چنین سوال ساده ای به بن بست بخورد
در این مورد مطالعه کنید: قاعده اهم و مهم

اما تشخیص اینکه دقیقا چه واجبی اهم است، نیاز به درک عمیقی از جهان و خالق و مالک جهان دارد. اگر ملتی واقعا در راه خدا قیام کند، هیچ قدرتی، تاکید می کنم هیچ قدرتی جلودار آن نیست!
البته اگر ملتی در برابر استبداد و اشغال قیام کند، باز هم پیروز است. اراده ملت ویتنام رو یادمون نره


ولی نیرویی که امت اسلامی دارد، ورای تصور دوست و دشمن است. اگر به خدا باور داشتیم، قدرت بی پایان خودمان را میدیدیم نه هزاران هواپیما و ناوهای آمریکا
آمریکا تا از ما ضعف و وادادگی نبیند، جرئت حمله نداشته و نخواهد داشت. حالا آقای ل خودشو خیس کرده که یه خبر دادن بهش که 400 جای ایران قراره بمباران بشه، ربطی به ملت نداره!


حلقه مقاومت هر روز قویتر می شود و حضور آمریکا در منطقه سخت تر. بعد ما التماس می کنیم به کسانی که دیگر قدرت سابق را در منطقه ندارند
(۲۵/مهر/۹۴ ۱۲:۵۲)علی املشی نوشته است: [ -> ]میگفت هرچیزی یه سنی داره ..مراجع تقلید هم باید تا یه سنی مرجع باشند....Angry

احتمالا چون دوستتون معتقد به جوان گرایی هستن این حرفو زدن...یعنی منظورشون این بوده به افراد جوان تر هم که در مباحث دینی نخبه هستن و با شرایط روز بیشتر آشنایی دارن اجازه حضور داده بشه.

شایدم هم منظورشون این بوده که علمای دینی تا یه سنی توانایی جسمی و روحی مطالعه مسائل دینی و استباط اونها رو دارن...که خب با توجه به شرایط طبیعی انسان که بعد از مدتی توانایی ذهنی کمتر میشه طبیعیه...
خیلی بدبین نباشید.منظور بدی نداشته.
به هر حال به جای اینکه از حرف دیگران ناراحت بشیم بهتره در موردش فکر کنیم شاید حرف درستی باشه و بعضا راه گشا هم باشه...
وطن امروز نوشت:

جناب آقای روحانی
با سلام و احترام

از بعد استقرار دولت اعتدال، حضرتعالی مدام علیه منتقدان دولت بویژه منتقدان سیاست خارجه دولت اتهام «کاسب تحریم» را استفاده کرده، مع‌الاسف همچنان استفاده می‌کنید. این در حالی است که ناظر بر توهین‌آمیز بودن اصطلاح «کاسب تحریم» ایضا جایگاه مهم و ملی سمت ریاست‌جمهوری، گمان همگان بر این بود که شما بعد از یکی‌ـ دو بار استفاده از این اصطلاح، دیگر زیبنده جایگاه رئیس‌جمهور نمی‌دانستید که باز هم منتقدان خیرخواه خود را حواله به این اتهام دهید. در آخرین نمونه، و در اجتماع مردم ساری، شاهد بودیم که بازهم اصطلاح «کاسب تحریم» بر زبان شما و علیه جماعت منتقد جاری شد، گویی این اصطلاح برای حضرتعالی به یک «گره ذهنی» تبدیل شده. از ورای همین زاویه، پیشنهادی کاملا عملیاتی ارائه می‌شود بلکه رئیس‌ محترم قوه مجریه با رهایی از این گره ذهنی و در شرایطی که الحمدلله برجام هم در مجلس به تصویب رسیده، بی هیچ بهانه‌ای، به امور بدیهی و وظایف طبیعی دولت بپردازد و رفتار و گفتار خود را به طریق اولی منطبق با سوگند خورده شده در ابتدای کار کند. و اما پیشنهاد! پیشنهاد آن است که حضرتعالی جهت باز شدن گره فوق‌الذکر، به هر نحو که صلاح می‌دانید مرجعی معین کنید برای رسیدگی به اموال و دارایی‌های این ۲ گروه.

گروه الف- همه افرادی که در دولت شما از اصطلاح «کاسب تحریم» علیه منتقدان بهره جستند. من‌جمله بعضی وزرا و معاونان حضرتعالی، بعضی عناصر نزدیک به شما در خارج از دولت مثل آقای رفسنجانی و اطرافیان، نیز بعضی صاحبان رسانه که جملگی به تأسی از حضرتعالی، هر از چند گاه عنوان «کاسب تحریم» را علیه منتقدان به کار می‌گیرند.

گروه ب- چهره‌های منتقد دولت.
همینجا اعلام می‌کنیم کم و کیف این رسیدگی و نیز مرجع رسیدگی‌کننده، به صلاحدید حضرتعالی باشد و شما در این انتخاب، کاملا مبسوط‌الید باشید. واضح و مبرهن است که عدم پاسخگویی به این پیشنهاد، چه نتیجه‌ای را در اذهان عمومی و افکار آحاد ملت در پی خواهد داشت.

والسلام علیکم
حسین قدیانی
[تصویر: mohsen_rezaei_260513.jpg]

سردار سرلشکر محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در حاشیه مراسم بزرگداشت سردار شهید حسین همدانی در جمع خبرنگاران گفت: آزمایش موشکی ما ربطی به مسئله برجام ندارد. ما از هر مسیر مشروعی که لازم باشد خودمان را مجهز خواهیم کرد و از هیچکس اجازه نمی‌گیریم.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در رابطه با این سؤال که آیا می‌توان در مورد برجام به غربی‌ها اعتماد کرد، گفت: غربی‌ها هیچ وقت به ما وفاداری نکرده‌اند، این هم امتحان جدیدی است، امتحان می‌کنیم و امیدواریم این بار مانند گذشته تخلف نکنند و به قول و قرارهایی که داده‌اند عمل کنند.
آزموده را آزمودن خطاست


عاقل از یک سوراخ دوبار (بخوانید هزار بار بخوانید کل تاریخش) گزیده نمی شود.
امنیتمون به فنا رفت.
نه به خاطر کشته شدن 500 زائرمون که اینم بخشیشه.
امنیتمون دود شد.
نه به خاطر تحریمهایی که لغو نمیشه.
امنیتمون از بین رفت.
چون موصاد ریخت و تو روز روشن رکن آبادی رو از بین 2 میلیون زائر ورداشت و در رفت.
حالا چشمتون به اخبار باشه.
اگه خبری از این آقا شد من اسممو عوض میکنم.
رکن آبادی کسیه که جای سید حسن نصرالله رو بلده.
نمیبرن بشوننش رو صندلی و ناخناشو بکشن که بگو سید حسن کجاست.
4 تا سیم بهش وصل میکنن و اسم تمام خیابونای بیروتو میگن.
اونجایی که عکس العمل نشون بده، حتی تو ذهنش به اطلاعاتشون دسترسی پیدا کردن.
به همین راحتی میتونن به حزب الله آسیب بزنن.
حزب الله بتونه جای سید حسنو تغییر بده.
میتونه مواضع موشکیش هم جابجا کنه؟
رکن آبادی اونقدر مهره با ارزشیه که ارزش داشت به خاطرش عربستان کل حیثیت و بودجه زیارتیش رو از دست بده.
ابوطالبی:
ضرورتی ندارد در روند اجرای توافق، ایران و آمریکا یکدیگر را در آغوش بگیرند

معاون سیاسی دفتر رئیس‌جمهور گفت: آرامش حاصل از توافق هسته‌ای را نباید به مخاطره انداخت چرا که این مخاطره، خطایی استراتژیک و نابخشودنی است.

ه گزارش حوزه دولت خبرگزاری فارس، حمید ابوطالبی معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور با اشاره به حضورش در اجلاس منطقه ای کنفرانس امنیتی مونیخ - تهران که صبح امروز در تهران برگزار شد مطلبی تحت عنوان " ژئوپلیتیک برجام " به شرح زیر آورده است:

" ژئوپلیتیک برجام "

میان اجلاس منطقه ای "کنفرانس امنیتی مونیخ" (msc) درتهران و روزاعلام تصویب برجام فاصله چندانی وجود ندارد. با طی شدن مراحل قانونی آن درایران واعلام رسمی تصویب، یک گام اساسی درجهت اجرای برجام برداشته خواهدشد. این همزمانیِ تقریبی زمینه مناسبی را برای بحث هایی جدی درخصوص امنیت منطقه ای وبررسی بحران های فزاینده آن در پرتو تجربه های برآمده ازبرجام، پیش آورده است. شرکت درنشست صبح اجلاس منطقه ای (msc) درتهران، ونظرات وزراء وشرکت کنندگان محترم، این دریافت را تقویت می نمود که نگرانی های پیش روی برجام در حوزه اجرا وامنیت منطقه اصلی ترین دغدغه این روزهااست.

لذا واگرچه درمسیرتحولات برجام، نشیب وفرازهای فراوانی طی، و ویژگی های متعددی به هم گره خورد تا سرانجام:

الف) گفتگوهای کنگره پس ازسخنان عجیبی که دراین مدت زده شد واتهامات وابهامات وسیعی که مطرح گردید، خاتمه یافت. واگرچه تهدیدات، به همراه طرح های احتمالی ومملوازتحریک وتطمیع مطرح شد، ولی سرانجام برجام در آمریکا درحالی فرجام یافت که درتاریخ دهه های اخیرآمریکا، این واقعیت که موضوعی متعلق به یک کشورخارجی تااین اندازه فضای سیاست داخلی این کشوررا متاثرووملتهب نموده وسبب ایجاد دوقطبی شدید گردد، بی سابقه بوده است. اروپا هم مدتی پیش به این روند پیوسته بود؛ وتاکنون رییس جمهور اتریش، وزرای خارجه آلمان، فرانسه، ایتالیا، انگلستان، اسپانیا، هلند، ژاپن و... درکنارسایر مسئولین اقتصادی آنها به ایران آمده ودعوت از رییس جمهور نیز دردستورکاراروپا قرارگرفته است.

ب) درایران نیزبرجام ازموقعیتی قانونی- ونه الزامآ حقوقی تحت حاکمیت حقوق بین الملل – برخوردارشد. بدین معنا که اگرچه مجلس محترم قبل ازتایید وامضاء آن دروین، با تصویب قانونی، خود راازپرداختن به برجام مبری نموده وبا برخی شروط ، آن را به شورای عالی امینت ملی سپرده بود؛ واگرچه درکمیسیون ویژه ای مجددا به بررسی آن پرداخته ودرگزارش آن چنین نمایانده که تمام اتفاقات وتحریم ها ومحدودیت ها ازسال 84 تا 92 حاصل اقدامات این دولت بوده است! اما درنهایت با ارائه طرحی بااجرایی نمودن آن موافقت کرده است. این امری روبه جلواست؛ که تصویب شورای عالی امنیت ملی وطرح مجلس محترم، اجرای برجام را سرانجام صورتی قانونی بخشیده است.

ج) اما دراین مدت، ودرشرائطی که کار با اروپا سامان می یافت وپیش می رفت، مباحث سیاسی-پارلمانی ومشترکات طرفین درنظرات وتعاملات واقدامات، برسه امراستوار بود:

توافق هسته ای دستاوردی گرانسنگ وتاریخی است؛

درهم تنیدگی اقتصادی ایران واروپا، ضمانتی بزرگ برای اجرای توافق وایجاد اعتماد تدریجی است؛

همکاری های منطقه ای باایران یک ضرورت است؛

اما درکناراین مشترکات طرفینی، درمجلس ایران همواره دو دغدغه موج می زد:

• اول اینکه آمریکا کشوری غیرقابل اعتماد است؛


• دوم آنکه برجام، ارتباطی با ژئوپلتیک منطقه ندارد ونباید برآن اثرگذارباشد؛


و درکنگره آمریکا نیز دو دغدغه متفاوت نمایان بود:


• اول اینکه آیا با توافق هسته ای آرامش خاطری همه جانبه مستولی خواهدشد؟


• دوم آنکه آیا برجام واثرات آن ژئوپلیتیک منطقه را تغییرخواهد داد؟

به نظرمی آید، دغدغه های اول هردوطرف حداقل تا 10 سال وتا سرانجامِ اجرایی برجام، به صورت روشنی تداوم خواهد داشت؛ وتضمین اصلی کاهش آن دغدغه ها هم، همان اعتماد تدریجی و درهم تنیدگی اقتصادی است که بااروپا درحال پیشرفت می باشد.

لذا دراین زمینه ودراوج بی اعتمادی:

1) آرامش حاصل ازتوافق هسته ای را نباید به مخاطره انداخت؛ چراکه این مخاطره، خطایی استراتژیک ونابخشودنی است. لذا بعد ازآغازاجرای توافق،همه باید برای موفقیت آن بکوشیم و بپذیریم که بازی دموکرات – جمهوری خواه، یا افراطی – اعتدالی، ازمتعلقات پیشینی این امربود؛ نه ازضروریات پسینی آن. این نکته مهمی است.


2) برنامه صلح آمیزهسته ای ایران، یک نگرانی جهانی نیست؛ وایران نیزنیت آن نداشته وندارد که این بحث را به مشکلی دیگرتبدیل نماید. این کشورهای غربی بودند که آن را به یک معضل تبدیل کردند. لذا تنها یک چیزمی تواند پس از10 سال اجرای توافق، نگرانی ها را مرتفع وطرفین را متقاعد به استواری برآن نماید، وآن نیزایجاد وگسترش رابطه ای بسیارمستحکم، قوی و قانع کننده طرفینی است؛ به نحوی که هرکسی که درآن زمان به وضعیت حاصل ازاین توافق بنگرد،آن را بستاید وبرای پیشرفتش بکوشد،ومردم ایران وغرب هم آن را ملاک رویکردهای خود بدانند. لذا فرصت توافق، پس از10 سال، یک تضمین ویژه می طلبد؛ غرب باید دراین مسیرحرکت کند.

3) هیچ ضرورتی ندارد دراین روند، ایران وآمریکا الزاما یکدیگررا درآغوش بگیرند؛ این نه ممکن است ونه لازم. فقط کافی است: همدیگررا به رسمیت بشناسند؛ به منافع هم احترام بگذارند؛ موانع جدایی بیشتررا برطرف نمایند؛ وبه دورازهرگونه تهدید، گفتگو وتعامل را در برخی زمینه ها جایگزین تقابل کنند
.اما اکنون زمان آن است که بردغدغه های دوم متمرکزشویم؛ چراکه دراینجا تفاوت های نمایان میان رویکردها ممکن است به تعارض بیانجامد. زیرا برای منطقه وژئوپلیتیک درحال دگرگونی آن، چهار فرض ویا احتمال قابل پیش بینی است:

آمریکاتلاش نماید با قدرت منطقه ای ایران مقابله کند؛

ایران بکوشد با حضورمنطقه ای آمریکا مقابله نماید؛

ایران وآمریکا برای کنترل یکدیگربه درگیرهای نیابتی بپردازند؛

ایران وآمریکا ازطرق شفاف به سمت تعامل حرکت کنند؛

تلاش ها درحوزه رئال پالیتیکس بر دوفرض نخست متمرکزشده است؛ اگرچه تداوم این امر در منطقه ای که تروریسم به گونه ای ویژه درحال ریشه دواندن درآن است، ثبات آفرین نیست. درگیری های نیابتی هم به نفع هیچ کس بخصوص منطقه خاورمیانه وجهان اسلام نمی باشد. وامکان تعامل درفرض آخرهم، با رویکرد فعلی آمریکا به منطقه واسرائیل وتسلیح کشورهای آن، اگرغیرممکن نباشد بسیارسخت وپیچیده وتقریبا ناشدنی خواهدبود. د) لذا دراین بن بست وشرائط پیچیده، وبااین باورکه نه واقع بینانه است که بحران امنیتی وجودنداشته باشد ونه ممکن است جلوی تمامی اینگونه بحران ها گرفته شود، بلکه توانایی دیپلماتیک ما اداره صلح آمیزبحران هااست، ضرورت دارد که حداقل برموارد ذیل تفاهم نموده وآنها را مدنظرقراردهیم:

1) درآغازین ایام جایگزینی آمریکا به جای بریتانیا وخروج آن ازمنطقه، شرائط چندان حادی بر اوضاع ژئوپلیتیک منطقه حاکم نبود؛ اما به تدریج آمریکا مجبوربه استفاده ازنیروی نظامی، عملیات محدود وسپس درگیری وآنگاه حضورمستقیم درجنگ ها درکویت وعراق و افغانستان شد، تاآنکه به تدریج وبا پذیرش لطمات وتلفات سرانجام تصمیم به خروج ازصبغه حضور نظامی گرفت. این خطا نباید دوباره تکرارشود؛ چراکه شرائط منطقه قطعا نمی پذیرد شاهد بحرانی دیگرباشد. تشویق آمریکا وغرب به حضوربیشتردرمنطقه متعاقب توافق هسته ای، به منزله دامن زدن به گرایشات تروریستی، رشد افراط گرایی سلفی وتعمیق تلاش های تئوریک آنان خواهد بود. این پازلی است که پیچیدگی های خاصی دارد ونمی توان برای امنیت خود، ثبات ژئوپلیتیک منطقه را دستخوش بحران کرد. لذااین محاسبه ای مخاطره آمیزاست؛زیرا حضور بیشترآمریکا درمنطقه وگسترش ایده های سکتاریستی، هم دلیل توسعه تروریسم وافراط و روی آوری به درگیری های بیشترنیابتی وهم علت مشروعیت بخشی به تعلیل های افراطیون برای تداوم مبارزه می باشد.

2) این روزها خشونت گرایان وافراطیون نیزبرای رادیکالیزه کردن خط کشی ها ومرزبندی ها ازهیچ تلاشی دریغ نمی نمایند؛ ازمرزبندی شیعه وسنی، تا خط کشی تهدید به تصرف درآمدن سرزمین های سنی واماکن مقدسه، ودرنتیجه ضرورت گردهم آمدن ویکپارچگی جناح افراط وترورتحت الزام تئوریک مقابله شیعه وسنی. درطرف مقابل وجبهه مبارزه با تروریسم وافراط هم تلاش برای سکتاریستی کردن مبارزه با تروریسم وافراط، مانند مهاروکاهش حضورومقابله با شبه نظامیان شیعه جهت گسترش مشارکت شبه نظامیان اهل سنت وحمایت ازآن - باتمسک به این ایده که بسیج کشورهای عربی درمقابله باتروریسم داعش وافراط سنی گرایانه درتضاد باهمکاری با شیعیان دراین مسیراست، زیراهرگونه همکاری با شیعیان برتلاش مناسب اعراب واهل سنت تاثیرمنفی خواهد گذاشت - گام نهادن ناآگاهانه درهمان مسیری است که افراط گرایی و تروریسم گسترش یافته درمنطقه برآن اساس تئوریزه شده وبنیان پذیرفته است.

3) درگیری های نیابتی برای کنترل ایران وآمریکا، ویا روسیه وغرب، نیزقابلیت ثبات رااز منطقه خاورمیانه می گیرد. دراین صورت، تروریسم خواهد توانست ازخلاء امنیتی موجود درتامین توانایی های نیابتی طرفین استفاده کرده وبهره فراوانی ازتمایلات حامیان درگیری های نیابتی – چه مالی، چه تسلیحاتی، چه ایدئولوژیکی، وچه عضوگیری – برده ودست به قدرت افزایی بزند. این یک کابوس جمعی درمنطقه وجهان خواهد بود.

4) تبدیل درگیری های نیابتی به حضوررسمی هم – مانندآنچه دریمن اتفاق افتاده است – وجه خطرناک دیگراین وضعیت است. حاصل این حضورنیزچیزی جزنابودی جهان اسلام و توانایی ها وقابلیت های آن، کشتاربیگناهان ونابودی زیرساخت های آنان، ودرنتیجه افزایش قدرت ایدئولوژیکی تروریسم برای جذب نیرو نیست. چراکه نتیجه این اقدام، نابودی یمن ومردم آن، وگسترش تروریسم وافراط برپهنه فقروویرانی است؛ وآنانکه جنوب یمن را تقدیم افراطی گری وتروریسم می کنند، می بایست پاسخگوی این خطای محاسبه ورشد تئوریک افراط وتروروخشونت بوده، وعلاوه برپذیرش مسئولیت نابودی اقتصاد وزیربناهای این کشور، مسئولیت نتایج مخاطره آمیز برآمده ازگسترش تروروافراط را نیزبه دوش بگیرند.

5) گسترش روزافزون تروریسم درحالیکه به:

نگرانی های روانی – سیاسی جهانی ومنطقه ای؛

خطرات امنیتی گسترش تروریسم وافراط گرایی، جهانی شدن خشونت وکشتار، و برهم زدن نظم جوامع؛

خطرات اجتماعی گسترش تروریسم وافراط، جهانی شدن پناهندگی وبی خانمانی و مهاجرت؛

خطرات فرهنگی گسترش تروریسم وافراط، جهانی شدن درگیری ونزاع خرده فرهنگ ها؛ و

خطرات اقتصادی گسترش تروریسم وافراط، پذیرش جهانی بهای سنگین مقابله با نابودی زیرساخت ها وبرهم خوردن بنیان های زندگی مردمان؛

دامن زده است، انتظاراتِ جهانی ازایرانِ باثبات را نیزافزایش داده است. بدین معنا که خشونت ووحشت در منطقه، جهان را به سمت ایران باثبات ونقش آفرینی آن سوق داده است. آنگونه که ازاجلاس امروز (msc) برمی آمد، اکنون ثباتِ ایران،اصلی ترین امید جهانی برای بازسازی مجدد ثبات وامنیت فراگیرمنطقه ای می باشد؛ لذا این فرصت را بزرگ باید قدردانست، وآنرا به تعامل وهمکاری تبدیل نمود. چراکه سیاست درایران، براین نیست که توافق هسته ای و تغییرات ژئوپلیتیک منطقه سمت و سویی دوقطبی ومقابل هم درسیاست خارجی داشته باشد؛ بدین معنا که توافق هسته ای از متعلقات برخی باشد، وقدرت منطقه ای ازانحصارات برخ دیگر.[/b] درنظرنگرفتن قدر و ارزش این فرصت، خواهد توانست کل ثبات منطقه وسیاست ورزی آن را مخاطره آمیزکند؛ و رقابتی مخرب را دامن زند که به تخریب توان کشورها درتمامی حوزه ها بینجامد.

6) اکنون دومجموعه ائتلاف گونه درخصوص مبارزه با تروریسم وافراط درمنطقه شکل گرفته است، که اگرچه کشورهای منطقه ممکن است دربرخی اهداف استراتژیک ویا رویه شدن های احتمالی برخی اقدامات نظراتی داشته باشند، اما درزمینه های مبارزه با تروریسم وافراط گرایی دیدگاههای آنها به هم نزدیک است؛ مانند مقابله با تروریسم وخشونت، ایجادامنیت منطقه ای، برقراری صلح، ودرنهایت دموکراسی.

لذااگرچه ائتلاف این دومجموعه برعلیه تروریسم ممکن نیست، که اگرممکن بود دو مجموعه شکل نمی گرفت؛ واگرچه ابهاماتِ اقدامات هردومجموعه که به تدریج مسئله آفرین می شود نیز باید برطرف گردد، واین ممکن نیست مگرازراه هماهنگی ودیالوگ؛ اما درهر صورت، دو راه دربرابراین دومجموعه وجود دارد: یا چالش بر سرافتراقات، ویا تفاهم بر اشتراکات؛ که اولی راهی بی پایان است وبه ناکجاآباد خواهد انجامید، ودومی حداقل در میان مدت تروریسم وافراط را ریشه کن وامنیت منطقه ای را برقرارخواهد نمود. [u]برای این امروبااین باوربرآمده ازژئوپلتیک برجام که منطقه را باید بادیپلماسی اداره کرد ونه با جنگ، ضرورت دارد این دومجموعه درنشستی منطقه ای گرد هم آمده وبا شروع گفتگوها برای گسترش همکاری های جمعی، سخن برراههای تعامل برانند؛ بویژه آنکه درصحنه مبارزه اصلی میدانی، هردوطرف ولو به گونه ای موقت - درمورد سوریه - حداقل برماندن بشاراسد تا ریشه کنی تروریست ها وافراطیون تفاهم دارند.


7) اقدامات اجرایی سه ماه آخرسال جاری میلادی وپیشرفت های برجام درحوزه اجرا، بویژه تحولات مرتبط درسطح آژانس و1+5 وعبورازمسائلی مانند PMD))، زمینه را برای تفاهم و تعامل درسطوح واقعی سیاست درمنطقه وپذیرش "ژئوپلتیک نوین برآمده ازبرجام" فراهم می نماید.

لذا دراین راستا، شروع "گفتگوهای سامان یافته هدفمند" برای "گسترش اقدامات جمعی" تنها راه موجود برای تعمیق همکاری ها درمبارزه با تروروافراط خواهد بود؛ و کشورهای غربی ومتحدین آنان هم باید به جای دامن زدن به اهداف افراط گرایانه، به تعامل باایران از طریق این گفتگوها روی بیاورند. ایران، اکنون مرکزیت این گفتگوهای منطقه ای است.


چند نکته در مورد صحبتهای بالا به نظرم می رسه
1-درهم تنیدگی اقتصادی با اروپا از نظر نویسنده یکی از ملزومات اجرای درست برجام از طرف غربی هاست
اما باید توجه داشت که نسبت صادرات و واردات ایران و اروپا اصلا قابل مقایسه نیست و به نظر هم نمیاد که در این مدل تعاملات اقتصادی شاهد تغییر خاصی باشیم . یعنی ما همچنان مصرف کننده باقی می مونیم. و اروپا هم نشون داد که اصلا به این مدل تعاملات پایبند نیست .
2- از نظر نویسنده غیر قابل اعتماد بودن آمریکا یک ذغدغه برای ملت ما بوده و هست که تا 10 سال آینده ادامه خواهد داشت
اول اینکه با یک نگاه گذرا به سابقه غرب در مذاکرات و معاملات و... با ایران خیلی راحت میشه فهمید که ما همیشه از معامله با غرب ضرر کردیم و این مساله احتیاج به انتظار 10 ساله نداره!
دوم اینکه نشون میده ایشون ( دولت ) هنوز این امر رو باور ندارن و به پایبندی غرب امیدوار هستن
سوم اینکه ایشون قبول کرده که برای اثبات پایبندی غرب به برجام حداقل 10 سال زمان نیازه
یعنی ما حد اقل 10 سال باید منتظر بمونیم تا بفهمیم غرب به تعهداتش عمل میکنه یا نه!
3-از نظر نویسنده یکی از دغدغه های کنگره آمریکا آرامش همه جانبه است!!!
به نظر شما واقعا کنگره آمریکا دنبال همچین چیزی بوده ؟
آرامش همه جانبه ؟
یا آرامش اسرائیل و آمریکا و... ؟
4- از نظر نویسنده نباید آرامش حاصل از توافق رو به هم زد اما ایشون نگفتن که چطور ؟! و کلا منظور از به هم زدن آرامش چی هست ؟
5- در مورد این حرف ((هیچ ضرورتی ندارد دراین روند، ایران وآمریکا الزاما یکدیگررا درآغوش بگیرند؛ این نه ممکن است ونه لازم. فقط کافی است: همدیگررا به رسمیت بشناسند؛ به منافع هم احترام بگذارند؛ موانع جدایی بیشتررا برطرف نمایند؛ وبه دورازهرگونه تهدید، گفتگو وتعامل را در برخی زمینه ها جایگزین تقابل کنند.))
حرفی ندارم!! که خودش گویاست
چطور میشه به منافع آمریکا احترام گذاشت ؟؟!! چطور میشه موانع جدایی رو بر طرف کرد؟؟!!

6- ایشون گفتن نباید آمریکا و غرب رو تشویق به موندن در منطقه کنیم !!
7- ایشون گفتن دیدگاه های دو ائتلاف منطقه درزمینه های مبارزه با تروریسم وافراط گرایی به هم نزدیک است؛ مانند مقابله با تروریسم وخشونت، ایجادامنیت منطقه ای، برقراری صلح، ودرنهایت دموکراسی. و با هم اتفاق نظر دارن !
یعنی ائتلافی که خودش حمایت کننده ی تروریست هاست با مقابله با تروریسم موافقه!!!
و در نهایت هم نتیجه گرفتن که ما باید بشینیم و با این گروه برای ایجاد امنیت مذاکره کنیم !!
(۲۵/مهر/۹۴ ۱۲:۲۰)Mohammad Trust نوشته است: [ -> ]اقا مگه من گفتم موشک آزمایش نکنه ! چه ربطی داره برادر من ، دمش گرم ، ادم کیف میکنه میبینه این اقتدار رو ، مطمئنا اطلاع دارید که قبلا برای اینکه توی جنگ ها افراد زیادی قتل و عام نشه ، دو فرمانده از هر طرف به مبارزه تن به تن میپرداختند و اونی که کشته میشد ، به معنای این بود که جنگ رو شکست خورده ، دیپلماسی هم دقیقا به همین معنی هستنش ، اول دو نفر مبارزه میکنن ! بعد اگر از پس هم برنیومدند ، جنگ صورت میگیره !
بسم رب الحسین

البته به نظر حقیر این قیاس چندان دقیق نیست! کار اصلی دیپلماسی بیشتر مذاکره است نه جنگ. در جنگ رودر رو بالاخره یک نفر کشته میشه و اگر جوانمردانه باشه جایی برای نیرنگ نیست و نتیجه واضح است. اما در مذاکره مثل ماجرای حکمیت و ابوموسی اشعری افراد ساده لوح و خوش باور دچار فتنه ی دشمن می شوند.

یا حسین علیه السلام
آدرس های مرجع