(۳/دی/۹۲ ۲۱:۲۴)رضوانه نوشته است: [ -> ]به نام خدا
************
دوستان این حدیث امیرالمومنین هم بسیار زیباست،ولی برای اینکه کامل بیان بشه باید ماجرای این حدیث امام رو اول بگم:
روز بیستم ماه مبارك رمضان سال چهلم هجرت كه در اثر ضربت شمشیر "ابن ملجم" آثار مرگ بر آن حضرت ظاهر شد، حضرت به امام حسن(علیهالسلام) فرمود: اجازه دهید شیعیانى كه بر در خانه اجتماع كردهاند بیایند مرا ببینند وقتى آمدند و اطراف بستر را گرفتند آهسته به حال آن حضرت گریه میكردند حضرت با كمال ضعف فرمود: سلونى قبل ان تفقدونى ولكن خففوا مسائلكم .
[/b]
[b]اصحاب هر یك سئوالى كرده جواب مىشنیدند از جمله سئوال كنندگان "صعصعة بن صوهان" بود كه از رجال بزرگ شیعه و از خطباء معروف كوفه و از روات بزرگیست كه شیعه و سنى از او روایت نقل میكنند و از اصحاب برجسته على(علیهالسلام) بوده است .
[/b]
[b]"صعصعه" عرض كرد به من خبر دهید كه شما افضلید یا آدم؟ حضرت فرمود: تعریف كردن مرد از خود تزكیه نفس و قبیح است ولى از باب و اما بنعمة ربك فحدث، نعمتهاى خدا داده به خود را نقل كن میگویم که من افضل از آدم هستم . عرض كرد به چه دلیل ؟
براى آدم همه قسم وسایل رحمت و راحت و نعمت در بهشت فراهم بود فقط از یك شجره گندم منع گردید ولى آدم نتوانست خوددارى نماید و از آن خورد و از بهشت و جوار رحمت حق خارج شد.
"صعصعه" به حضرت علی(علیهالسلام) عرض كرد آقا شما افضل هستید یا نوح؟ فرمود: من افضل از نوحم.گفت، چرا؟ فرمود: نوح، قوم خود را بسوى حق دعوت كرد، او را اطاعت نكردند و آن بزرگوار را بسیار اذیت نمودند تا درباره آنها نفرین كرده و گفت: رب لاتذر على الارض من الكافرین دیارا.(نوح/27)
اما من بعد از خاتم الانبیاء با آن همه صدمات و اذیتهاى بسیار فراوان كه از این امت دیدم ابدا درباره آنها نفرین نكردم و كاملا صبر نمودم .
صعصعه عرض كرد شما افضلید یا ابراهیم؟ فرمود: من، گفت: چرا؟
فرمود: ابراهیم عرض كرد: رب ارنى كیف تحیى المؤ تى قال اولم تؤمن قال بلى ولكن لیطمئن قلبى. (بقره/26)
ولى ایمان من بجایى رسید كه گفتم: لو كشف الغطاء ما ارذت یقینا؛ كنایه از آن كه علو درجه شخص به مقام یقین او میباشد كه واجد مقام حق الیقین شود.
[/b]
[b]عرض كرد شما افضلید یا موسى؟
فرمود: من، گفت: چرا؟
فرمود: وقتى خدا موسى را مامور كرد كه براى دعوت فرعون به مصر رود عرض كرد: رب انى قتلت منهم نفسا فاخاف ان یقتلون و احى هارون هو افصح منى لسانا فارسله معى رداء یصدقنى انى اخاف ان یكذبون. (قصص/ 33-34)
ولى وقتى رسول اكرم مرا از جانب خدا مامور ساخت كه بروم مكه بالاى بام مكه آیات اول سوره برائت را بر كفار قریش قرائت نمایم با آنكه كمتر كسى بود كه برادر یا پدر یا عم و یا خال و یكى از اقارب او بدست من در جنگها كشته نشده باشد مع ذلك ابدا خوف نكردم و اطاعت امر نموده تنها رفتم، ماموریت خود را انجام دادم و برگشتم .
[/b]
[b]صعصعه گفت: شما افضلید یا عیسى؟ فرمود: من افضلم، عرض كرد چرا؟
حضرت فرمود: پس از آن كه جبرئیل در گریبان مریم دمید به قدرت خدا حامله شدن چون وقت وضع حمل او گردید در بیت المقدس به مریم وحى شد كه از بیت المقدس بیرون شو زیرا كه این خانه محل عبادتست نه محل ولادت و زائیدن، لذا از بیت المقدس بیرون رفت در میان صحرا پاى نخلهاى خشكیده عیسى به دنیا آمد، اما وقتى مادرم فاطمه بنت اسد را درد زایمان گرفت در وسط مسجدالحرام بود بمستجار كعبه متمسك گردیده عرض كرد الهى درد زایمان را بر من آسان گردان. همان ساعت دیوار خانه شكافته شد مادرم فاطمه را با نداى غیبى دعوت به داخل نمود مادرم داخل بیت شدن و من در همان خانه كعبه به دنیا آمدم .
[/b]
دوستان همگیمون باید روزی هــــــزاربار فقط بگیم:
[b]![[تصویر: siTxot_535.jpg]](http://media.afsaran.ir/siTxot_535.jpg)
به نام خدا
بخش آخر حدیث رو فراموش کرده بودم
«جَاءَ حِبْرٌ مِنَ الْأَحْبَارِ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع ... فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِين أَ فَنَبِيٌّ أَنْتَ فَقَالَ وَيْلَكَ إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ مُحَمَّدٍ ص... : دانشمندی یهودی نزد امیرالمومنین آمده پرسید یا امیر المومنین آیا تو از پیامبر بالاتری؟
امام (علیه السلام) فرمودند: فَقَالَ وَيْلَكَ إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ مُحَمَّدٍ ص
وای بر تو من فقط بنده (زیردستی) از بندگان محمّدم. » (الكافي ،ج1 ،ص89)
از این روایت شریف استفاده می شود که وجود اقدس نبی اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یک نحوه برتری نسبت به امیرالمومنین(علیه السلام) دارد. و این برتری صرفاً یک برتری دنیوی نیست. چرا که علی (علیه السلام) خود را عبد نبی اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) معرّفی می کند. و روشن است که مراد از این عبد بودن معنی دنیوی آن نیست. بلکه مقصود این است که وجود نبی (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) واسطه ی فیض ربّ العالمین است نسبت به علی(علیه السلام).