۱/خرداد/۹۲, ۱۲:۵۵
بسم الله الرحمن الرحیم
نامه شهید راضیه کشاورز به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف---درسن13سالگی----
![[تصویر: 44660701137604773165.jpg]](http://upcity.ir/images2/44660701137604773165.jpg)
شهیده راضیه کشاورزازشهدای بمب گذاری کانون رهپویان وصال شیراز بودند:
![[تصویر: 80356883686743924435.jpg]](http://upcity.ir/images2/80356883686743924435.jpg)
تو چشمای پرستار اشک حلقه زده و میگه:
آقا سیّد دعا کنید بیهوش بشه ،الان داره خیلی درد میکشه آخه هوشیاره
روز هفدهم
رفته بودیم بیمارستان راضیه بهتر بود ، چشاشو باز می کرد و برامون دست تکون میداد مادر پدرش از خوشحالی دورمون میگشتن و قربون صدقمون میرفتن ، می گفتن ایشالله راضیه خوب بشه و باز با شما بیاد و بره
مادر بزرگش خییلی دعا می کرد که ایشالله خدا خیرتون بده و . . .
روز واقعه
امروز که رفتیم بیمارستان مادر و پدرش از ناراحتی چشاشون به زور باز می شد اینقدر ناراحت بودن که ما رومون نمیشد بریم پیششون
یکی از پرستارا آشنامون بود و میگفت حالش اصلا خوب نیست
ظهر روز آخر
بعد از ظهر بیمارستان بودیم .
یه دفعه حالش بهم ریخت . ایست قلبی کرده بود
دکترا ریختن دور و برش و بعد دو ساعت طبیعی شد
وبعدهم پر کشید.............
این یکی از همه دردناکتر بود به نیت مادرمون حضرت زهرا 18 روز تو بیمارستان بود ، اونم دقیقا با سینه ای خرد شده ، چادری خاکی و پهلویی شکسته و 18 روز خس خس نفسهای دردناک
نامه شهید راضیه کشاورز به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف---درسن13سالگی----
![[تصویر: 44660701137604773165.jpg]](http://upcity.ir/images2/44660701137604773165.jpg)
شهیده راضیه کشاورزازشهدای بمب گذاری کانون رهپویان وصال شیراز بودند:
![[تصویر: 80356883686743924435.jpg]](http://upcity.ir/images2/80356883686743924435.jpg)
تو چشمای پرستار اشک حلقه زده و میگه:
آقا سیّد دعا کنید بیهوش بشه ،الان داره خیلی درد میکشه آخه هوشیاره
روز هفدهم
رفته بودیم بیمارستان راضیه بهتر بود ، چشاشو باز می کرد و برامون دست تکون میداد مادر پدرش از خوشحالی دورمون میگشتن و قربون صدقمون میرفتن ، می گفتن ایشالله راضیه خوب بشه و باز با شما بیاد و بره
مادر بزرگش خییلی دعا می کرد که ایشالله خدا خیرتون بده و . . .
روز واقعه
امروز که رفتیم بیمارستان مادر و پدرش از ناراحتی چشاشون به زور باز می شد اینقدر ناراحت بودن که ما رومون نمیشد بریم پیششون
یکی از پرستارا آشنامون بود و میگفت حالش اصلا خوب نیست
ظهر روز آخر
بعد از ظهر بیمارستان بودیم .
یه دفعه حالش بهم ریخت . ایست قلبی کرده بود
دکترا ریختن دور و برش و بعد دو ساعت طبیعی شد
وبعدهم پر کشید.............
این یکی از همه دردناکتر بود به نیت مادرمون حضرت زهرا 18 روز تو بیمارستان بود ، اونم دقیقا با سینه ای خرد شده ، چادری خاکی و پهلویی شکسته و 18 روز خس خس نفسهای دردناک
![[تصویر: lnt1r2snuwg7ggnbu6h.jpg]](http://upload.tehran98.com/img1/lnt1r2snuwg7ggnbu6h.jpg)
![[تصویر: sibwNW_360.jpg]](http://media.afsaran.ir/sibwNW_360.jpg)
![[تصویر: si8yKh_300.jpg]](http://media.afsaran.ir/si8yKh_300.jpg)
![[تصویر: 577976_212455592202671_100003146943593_3...5659_n.jpg]](http://lh4.googleusercontent.com/-NHEFo4xqbqQ/T455qfhghBI/AAAAAAAAArc/XRzeCyXHTQU/w497-h373/577976_212455592202671_100003146943593_361290_1154575659_n.jpg)