تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: کجائید ای شهیدان خدایی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48
سیم‌خاردار

چه زیبا گفت شهید چیت سازان که :
کسی می تواند در شب عملیات از سیم خاردار دشمن رد شود که به سیم خاردار نفس خود گیر نکرده باشد.

خطر! میدان مین نفس

من و تو كجای این میدان ایستاده ایم ؟؟!!



کــــاش از جنس جنـون، بال و پری بـود مـــــرا
مــــــثل سیــمرغ از اینـجـــــــا سفــری بـــــود مـــــرا
از همــان کـــوچه که ســـر میـــشکنـــد دیــوارش
بـــــاز در حالت مســـــتی گـــــذری بـــــود مـــــرا
رقص زلف سر نی دیدم و بـــا خــــود گفتم :
بین هفتـــاد و دو ســــر کاش سری بـــــود مـــــرا
هیچ پـــروا دلم از دغدغه‌ی راه نداشت
چون تــو ای عشق همسفری بــــود مـــــرا
پیشتر زان که رسد مرگـــــ،بمیری،هنـــر است
کاش، ای کاش! که روزی هنـــــری بـــــود مـــــرا

نقل از : غروب شلمچه
کلام شهدا
در زندگی دنبال کسانی حرکت کنید که هر چه به جنبه های خصوصی تر زندگی ایشان نزدیک شوید تجلی ایمان را بیشتر می بینید.
شهید دکتر بهشتی
خاطرات شهدا
چهارده سالش بود که پدرش فوت کرد، مادر خیلی که همت می کرد، با قالی بافی می توانست زندگی خودشان را توی اصفهان بچرخاند ، دیگر چیزی باقی نمی ماند که برای مصطفی بفرستد قم. آیت الله قدوسی ماجرا را فهمیده بود، برایش شهریه مقرر کرده بود، ماهی پنجاه تومان.سر هر ماه ، دوتا پاکت روی طاقچه جلوی آینه بود، هیچ وقت رحمت نفهمید از کجا ، ولی می دانست یکی مال مصطفی است، یکی مال خودش. هر وقت می آمدند حجره یا مصطفی نیامده بود، یا اتفاقی با هم می رسیدند. هرکدام یکی از پاکت ها را بر می داشتند. توی هر پاکت بیست و پنج تومان بود. شهید مصطفی ردانی پور
منبع:کتاب ردانی پور
کلام شهدا
می خواهم با لسانی خوش و برخوردی اسلامی و انسانی عمل نمایید و از افراط و تفریط به شدت پرهیز نمایید.
شهید حسن آرم
خاطرات شهدا
کتابچه ی دعای کمیل باهاش بود. بعد از هر نمازی ، فرازهایی از دعا را می خواند. یک بار به شوخی بهش گفتم : آقا محمد ، دعای کمیل ما شب های جمعه است؛ چرا شما هر روز بعد از هر نمازی دعا می خوانی ؟ گفت : مگر انسان فقط شب های جمعه به خدا نیاز دارد ؟! ما هر لحظه به خدا احتیاج داریم ! دعا کردن ، پاسخ به همین نیاز ماست. شهید محمد باقر حبیب اللهی
منبع:محمد مین یاب ، ص20
کلام شهدا
اگر وقت و عمر بی جا مصرف گردد سرمایه باختن و عقبگرد است.
استاد شهید مرتضی مطهری
خاطرات شهدا
از حرفهایی که بالای منبر میزد، معلوم بود پایین نیامده دستگیرش می کنند. کسی نفهمید برقها چطور یکدفعه قطع شد، عبا و عمامه جایش را به کت و شلوار داد و بعد هم ... ساواک مانده بود و یک منبر خالی ... شهید محمدجواد باهنر
منبع:کتاب « هنر آسمان » نویسنده : مجید تولایی
کلام شهدا
وظیفه اصلی شما تحصیل علم است پس وظیفه خود را با اعمال دیگر اشتباه نگیرید.
ستواندوم شهید سید مجتبی حسینی
خاطرات شهدا
روزی که احمد با شادی و شعف بسیار زیاد به خانه آمد را هیچ گاه نمی توانم فراموش کنم، روزنامه ای در دست داشت آن را به من داد و گفت : « با دقت این خبر را بخوانم» خبر راجع به خانواده بهایی که در نزدیکی منزل اسکان داشتند بود، این خانواده بعد از سالیان دراز از فرقه ی ضاله ی بهائیت بیزاری جسته و توبه کرده و مسلمان و شیعه شده بودند و خوشحالی احمد به خاطر تلاش زیادی بود که از نظر فرهنگی روی تفکر آن ها انجام داده بود. شهیداحمدپورحسین
منبع:سایت صبح
کلام شهدا
شهيد انرژي لازم براي حركت به سوي كمال را به كالبد جامعه اسلامي مي‌دمد.
حجه الاسلام و المسلمین شهید مصطفی ردانی پور
خاطرات شهدا
گفتند: ما وضع مادی بسیار بدی داشتیم. حسین برای ما، ماهیانه به عنوان های مختلف پول می فرستاد و مایحتاج ما را از قبیل کتاب، دفتر، خودکار و لباس تهیه می کرد. این گونه بود که فهمیدیم او بدون آن که به کسی، حتی پدر و مادرش بگوید. پول ماهیانه ی خودش را خرج آن ها می کرده است. شهید سیدحسین صدر عاملی
منبع:سایت صبح
کلام شهدا
مردان بزرگ همیشه در حال جهاد هستند. اگر دشمنان اسلام به اندازهء ریگ‌های بیابان سلاح داشته باشند، ما هم به اندازهء آب‌های دریا خون داریم.
شهید احمد کیانی
خاطرات شهدا
علی هفت سال بیشتر نداشت، اما هر وقت سر سفره می نشستیم پیش از همه با صدای بلند می گفت:«بسم الله الرحمن الرحیم» از این جهت بین افراد فامیل به «علی بسم الله» معروف شده بود. شهید علی ناهیدی
منبع:سایت صبح
کلام شهدا
شما ای جوانان و همه ی اقشار مردم بپاخیزید که مردم افغانستان، فلسطین، لبنان، عربستان، عراق، در بند ذلت و خواری ابر قدرت ها قرار گرفته اند و تا مشعل فروزان بدست شما بالا نرود این ستمگران و فرعونیان دست از سر ما بر نخواهند داشت.
شهید خداخواست رازنهان
خاطرات شهدا
تا اسماعیل خبر شهادت یکی از دوستانش را می شنید، می گفت: «من گنه کارم که خداوند شهادت را نصیبم نمی کند». او با ناراحتی از این که روستایش شهیدی تقدیم اسلام نکرده، می گفت: «می خواهم با شهادتم پرچم شهید وشهادت را در این روستا _ دشتبان نهاوند _ برافرازم. شهید اسماعیل قاسمی
منبع:سایت صبح
کلام شهدا
ای جوانان نكند در رختخواب ذلت بميريد كه حضرت علي عليه السلام در محراب عبادت شهيد شد. اي جوانان مبادا كه در غفلت بميريد كه امام حسين عليه السلام در ميدان نبرد شهيد شد. ای جوانان ، مبادا كه در حال بی تفاوتی بميريد كه علي اكبر در راه حسين عليه السلام و با هدف شهيد شد.
شهيد هادي علي دوست
خاطرات شهدا
یک روز در خانه نشسته بودیم که امیر از در وارد شد.مادرم از او پرسید:«امیرجان دیگر به جبهه نمی روی؟» امیر گفت:«چرا مادر، تازه اول کار است» وقتی مادرم گفت:«بس است دیگر» چند بار رفته ای دیگر نرو» امیر پاسخ داد:«در آخرت وقتی از حضرت زهرا (سلام الله علیها) پرسیدند که تو برای اسلام چه دادی؟ در جواب می گوید: من حسینم را در راه اسلام دادم، آن وقت اگر از تو بپرسند که تو چه در راه اسلام داده ای، پیش حضرت فاطمه (سلام الله علیها) روسیاه خواهی شد، ولی اگر من به جبهه بروم و به اسلام خدمت کنم، جوابی برای حضرت زهرا (سلام الله علیها) خواهی داشت. شهید محمدعلی امیرفاضل
کلام شهدا
ملیحه! باید مجددا قول بدهی که همیشه با حجاب باشی، همیشه با ایمان باشی، همیشه به مردم کمک کنی و به همه محبت کنی. در جوانی پاک بودن، شیوه ی پیغمبری است و راه خداست.
سرلشكر خلبان شهید عباس بابايي
خاطرات شهدا
حسین در آخرین دیدارش با دوستان و آشنایان خداحافظی کرد و گفت:«این آخرین باری است که همدیگر را می بینیم من می روم و شما بعد از چند روز دیگر، خبر شهادتم را می شنوید». شهید حسین خلیلی
منبع:سایت صبح
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48
آدرس های مرجع