کلام شهداآن آزادی که غرب می گوید « رهایی از هر تقید و تعهد » است و این آزادی که ما می گوییم نیز «رهایی از هر تعلقی » است.
شهید سید مرتضی آوینی
خاطرات شهدا
احترامش به خانم برای خیلی ها باعث تعجب بود. می گفت : « زن موجودی متعالی است، نه در مقایـــسه با موجود دیگری...» می گفت :« جامعه منهای زن، ساقط خواهد شد .» شهید محمدجواد باهنر
منبع:کتاب « هنر آسمان » نویسنده : مجید تولایی
کلام شهداتو اگر قاسم نیستی، اگر علی اكبر نیستی، اگر جعفر و عبدالله نیستی، لااقل حرمله مباش... كه خدا هدیه حسین را پذیرفت و خون علی اكبر و علی اصغر را به زمین پس نداد. من نمی دانم كه فردای قیامت این خون با حرمله چه خواهد كرد... پس بیایید حرمله نباشیم.
شهید احمد رضا احدی
خاطرات شهدا
برگه های امتحانی رجایی، همیشه غیر از سوال یک درس هم داشت. درس هم آن جمله ای بود که با دقت بالای ورقه سوالات می نوشت. درس آن روز امتحان هم یک جمله بود: « خواهی نشوی رسوا، همرنگ حقیقت شو » می گفت لزوما حقیقت با جماعت نیست. شاید باشه ... شاید هم ... شهید محمد علی رجایی
منبع:کتاب « خدا که هست » نوشته مجید تولایی
کلام شهدامن این لباس را پوشیدهام و از بیت المال امرار معاش می کنم که پاسدار اسلام و وفادار به رهبرم، امام خمینی باشم ..... بنابراین باید فریاد بزنم و جز این چارهای ندارم.
آیت الله شهید سیدمحمد سعیدی
خاطرات شهدا
دیدن یک روحانی در ارگ بم خیلی ها را متعجب می کرد. آنها که دیگر ژاپنی بودند و روحانی ندیده!! کلی از اسلام و ایران پرسیدند و جواب شنیدند. آخرسر با هم ارگ را گشته بودند بیخود نبود اصرار داشت زبان انگلیسی اش را کامل کند. شهید محمدجواد باهنر
منبع:کتاب « هنر آسمان » نویسنده : مجید تولایی
کلام شهدابه كليه برادران و خواهران توصيه تهذيب نفس و تزكيه نفس دارم و به نظر حقير بهترين راه آن شناخت و معرفت است.
شهيد عزت الله عسگري
خاطرات شهدا
یک روز گرم تابستان ، با مهدی و چندتا از بچه های محل ، سه تا تیم شده بودیم و فوتابال بازی میکردیم . تیم مهدی یک گل عقب بود. عرق از سر و روی بچه ها می ریخت . بچه ها به مهدی پاس دادند ، او هم فرصت خوبی برای خودش فراهم کرد؛ تو همین لحطه حساس ، به یکباره مادر مهدی آمد روی تراس خانه شان که داخل کوچه بود و گفت : مهدی ، آقا مهدی ، برای ناهار نون نداریم؛ برو از سرکوچه بگیر مادر. مهدی که توپ رو نگه داشته بود ، دیگه ادامه نداد . توپ را به هم تیمی اش پاس داد و دوید به سمت نانوایی ! شهید مهدی زین الدین
منبع:یادگاران ، ص 2
کلام شهداای خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهی چادر تو می ترسد تاسرخی خون من.
شهید محمد حسن جعفرزاده
خاطرات شهدا
کم توقع بود. اگر چیزی هم براش نمی خریدیم ، حرفی نمیزد. نوروز آن سال که آمده بود ، پدرش رفت و یک جفت کفش نو براش خرید . روز دوم فروردین ، قرار شد برویم دید و بازدید. تا خانواده شال و کلاه کردند، علی غیبش زد. نیم ساعتی معطل شدیم تا آمد. به جای کفش ، دمپایی پاش بود . گفتم : مادرف کفشات کو ؟ گفت : بچه ی سرایدار مدرسه مون کفش نداشت ، زمستون رو با این دمپایی ها سر کرده بود ؛ من رفتم کفش هام رو دادم بهش . اون موقع علی دوازده سال بیشتر نداشت. شهید علی چیت سازان
منبع:دلیل ، ص24
کلام شهدابايد حسين گونه جان را فدا کنيم و يا زينبگونه پيام شهيدان و حسينيان را به گوش عالم برسانيم.
شهید موسی اخروی
خاطرات شهدا
راه مدرسه اش دور بود. همکلاسی هایش با ماشین می رفتند. آن موقع روزی دوازده ریال پول تو جیبی به او می دادیم تا بتواند هم خودش را ادره کند و هم به مدرسه برود . با اینکه پول کمی بود اما این بچه هیچ وقت شکایتی نداشت. مدتی که گذشت ، متوجه شدیم که اسد الله زودتر از ساعت همیشگی از خانه بیرون می رود و تا مدرسه پیاده روی می کند. علت کارش را متوجه نشدیم تا اینکه یک روز خواهر کوچکش مریض شد. پول کافی برای دوا و رمانش در خانه نبود. وقتی اسد الله متوجه موضوع شد ، رفت و مقداری پول آورد و گفت : این ها را برای روزی مثل امروز پس انداز کرده بودم . طفلکی پیاده مدرسه می رفت تا همان دوازده ریال را هم پس انداز کند! شهید اسدالله کشمیری
منبع:شهیدان اینگونه بودند ، ج1 ، ص38
سلام بر آنهایی که از همه چیز گذشتند تا ما به هر چه میخواهیم برسیم
سلام بر آنهایی که قامت راست کردند تا قامت ما خم نشود
سلام بر آنهایی که به نفس افتادند تا ما از نفس نیافتیم
سلام بر آنهایی که رفتند تا ما بمانیم
سلام بر مردان خدا
سلام بر شهدا ...!
کلام شهدامرگ را براي ما بد ترجمه كرده اند ولي ما براي اين زندگي مي كنيم كه به دوران زندگي دوم خود كه مرگ نام دارد برسيم .بنابراين مرگ آغاز زندگي جاويد ما است.
شهید حاج مهدي عراقي
خاطرات شهدا
آن روز به مسجد نرسید. برای نماز به خانه آمد و رفت توی اتاقش. داشتم یواشکی نماز خواندنش را تماشا می کردم. حالت عجیبی داشت. انگار خدا، در مقابلش ایستاده بود.طوری حمد و سوره می خواند مثل اینکه خدا را می بیند؛ذکر ها را دقیق و شمرده ادا می کرد. بعدها در مورد نحوه ی نماز خواندنش ازش پرسیدم، گفت : اشکال کار ما اینه که برای همه وقت می ذاریم جز برای خدا!نمازمون رو سریع می خونیم و فکر می کنیم زرنگی کردیم ؛ اما یادمون می ره اونی که به وقت ها برکت می ده ، فقط خود خداست . شهید علیرضا کریمی
منبع:مسافر کربلا ، ص 32
کلام شهداكسي كه از گناهان جلوگيري نمي كند مرده اي است در ميان زنده ها.
شهيد نادر رييسي
خاطرات شهدا
گفت « بشین بریم به دور بزنیم.» رفتیم . – من کارامو کرده م. دیگه کاری توی این دنیا ندارم . دعا کن برم دیگه بسه هر چی مونده م.یک ریز می گفت. پریدم وسط حرفش . گفتم « مارو آورده ای این حرفا رو بزنی؟ کی بود می گفت هوای خودتونو داشته باشین؟ مراقب باشید الکی از دست نرید؟ مگه جنگ تموم شده که می گی کار دیگه ای ندارم؟ ما همه مون به ت احتیاج داریم ...» من حرف می زدم، او گریه می کرد. شهید حاج حسین خرازی
منبع:کتاب خرازی