تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: *متنهائی که بایدخواند*
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سلام دوستان

براي من مهمه كه طرفم كيه مهم تر حرفشه كه چقد اثر داره (حتي اگه كافرباشه).

من اين رو از يه سايت گرفتم ، نميدونم چقد صحت داره اما اگه حقيقت هم نباشه بعنوان يه داستان زيباست
اين نظر منه اما نظر شما دوستان برام مهم تره.

در روزگاران قدیم انسانها بسیار به هم ظلم کردند و سیاهی و تباهی به نهایت خود رسید .

تا اینکه کتیبه ای از سوی پروردگارشان بر آنان نازل شد !


ده فرمان :
1- هیچ انسانی ، انسان دیگر را نکُشد .

2 - هیچ انسانی ، به انسان دیگر تجاوز نکند .

3- هیچ انسانی ، به انسان دیگر دروغ نگوید .

4- هیچ انسانی ، به انسان دیگر تهمت نزند .

5- هیچ انسانی ، از انسان دیگر غیبت نکند .

6- هیچ انسانی ، مال انسان دیگر را نخورد .

7- هیچ انسانی ، به انسان دیگر زور نگوید .

8- هیچ انسانی ، بر انسان دیگر برتری نجوید .

9- هیچ انسانی ، در کار انسان دیگر تجسس نکند .

10- هیچ انسانی ، انسان دیگر را نپرستد !


پس از آن سالیان سختی بر شیطان و همدستانش گذشت ،
تا اینکه روزی شیطان ، چاره ای اندیشید .


او گفت :
ای دوستان ، کلمه ای یافته ام که بسیار از او بیزارم
اما به زودی با افزودن تنها همین یک کلمه به ده فرمان ، همه چیز را به سود خودمان ، تغییر خواهم داد و ده فرمان چنین شد :




1- هیچ انسانی ، انسان مؤمن دیگر را نکُشد .

2- هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر تجاوز نکند .

3- هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر دروغ نگوید .

4- هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر تهمت نزند .

5- هیچ انسانی ، از انسان مؤمن دیگر غیبت نکند .

6- هیچ انسانی ، مال انسان مؤمن را نخورد .

7- هیچ انسانی ، به انسان مؤمن زور نگوید .

8- هیچ انسانی ، بر انسان مؤمن دیگر برتری نجوید .

9- هیچ انسانی ، در کار انسان مؤمن دیگر تجسس نکند .

10- هیچ انسانی ، انسان دیگر را نپرستد ! مگر اینکه بسیار مؤمن باشد !


و اینک ای دوستان
به سوی انسانها بروید و به وسوسه بپردازید
و کاری کنید که هیچ کس ، هیچ کس را مؤمن نپندارد ، جز آنان که از دنیا رفته اند .


واينطوري شد كه كار بچه مؤمنها سخت تر شد...

براي هدايت خودمان دعا كنيم..
خداوند بینهایت است و ولا مکان و بی زمان. اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک می شود و به قدر دل امیواران گرم می شود ...

پدر می شود یتیمان را و مادر, برادر می شود محتاجان برادری را, همسر می شود بی همسر ماندگان را, طفل می شود عقیمان را, امید می شود نا امیدان را, راه می شود گمگشتگان را, نور می شود در تاریکی ماندگان را, شمشیر می شود رزمندگان را, عصا می شود پیران را, عشق می شود محتاجان به عشق را ...

خداوند همه چیز می شود همه کس را, به شرط اعتقاد, به شرط پاکی دل, به شرط طهارت روح, به شرط پرهیز از معامله با ابلیس ...
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا! و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف, و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک, و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار ... و بپرهیزید از ناجوانمردی ها, نامردی ها! چنین کنید تا ببینید که خداوند چگونه بر سفره شما, با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند و بر بند تاب, با کودکانتان تاب می خورد, و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند ...

مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی یافت نمی شود, که به شیطان پناه می برید ؟
که در عشق یافت نمی شود, که به نفرت پناه می برید ؟
که در سلامت یافت نمی شود, که به خلاف پناه می برید ؟


قلب هایتان را از حقارت کینه تهی کنید و با عظمت عشق پر کنید, زیرا که عشق چون عقاب است, بالا می پرد و دور ...
بی اعتنا به حقیران در روح. کینه چون لاشخور و کرکس است, کوتاه می پرد و سنگین, جز مردار به هیچ چیز نمی اندیشد.

برای عاشق, ناب ترین, شور است و زندگی و نشاط.
برای لاشخور, خوبترین, جسدی است متلاشی ...
بعد از اين چند صباح به کجا بايد رفت
طي شد اين عمر
تو داني به چسان پوچ بس تند چنان باد دمان
همه تقصير من است اين که خودم ميدانم
که نکردم فکري
که تامل ننمودم روزي ساعتي يا آني
که چه سان ميگذرد عمر گران
کودکي رفت به بازي به فراغت به نشاط
فارغ از نيک و بد مرگ حيات
همه گفتند کنون تا بچه است بگذاريد بخندد شادان
که پس از اين دگرش فرصت خنديدن نيست
بايدش ناليدن من نپرسيدم هيچ
که پس از اين ز چه رو نتوان خنديدن
هيچ کس نيز نگفت زندگي چيست؟
چرا مي آيم؟

بعد از اين چند صباح به کجا بايد رفت!؟
با کدامين توشه به سفر بايد رفت
من نپرسيدم هيچ هيچ کس نيز نگفت
نوجواني سپري گشت به بازي به فراغت به نشاط
فارغ از نيک و بد مرگ حيات
بعد از آن باز نفهميدم که چه سان عمرگذشت
ليک گفتند همه که جوان است!
هنوز بگذاريد جواني کند
بهره از عمر برد کامروايي کند
بگذاريد که خوش باشد و مست!
بعد از اين باز ورا عمري هست
يک نفر بانگ برآورد که او از هم اکنون بايد فکر آينده باشد
ديگري آوا داد که چو فردا بشود فکر فردا بکند
سومي گفت: همانگونه که ديروزش رفت بگذرد امروزش همچنين فردايش!
با همه اين احوال من نپرسيدم هيچ که چه سان دي بگذشت!
آنهمه قدرت و نيروي عظيم به چه ره مصرف گشت
نه تفکر و نه تعمق و نه انديشه دمي
عمر بگذشت به بي حاصلي وبي خبري
چه تواني از کف دادم مفت
من نفهميدم و کس نيزمرا هيچ نگفت
قدرت عهد شباب مي توانست مرا تا به خدا پيش برد
ليک بيهوده تلف گشت جواني هيهات
آنکساني که نمي دانستند زندگي يعني چه رهنمايم بودند
عمر شان طي شده بيهوده
بي ارزش و کار و مرا ميگفتند که چو آنها باشم
که چو آنها دائم فکر خوردن باشم
فکر گشتن باشم
فکر تامين معاش
فکر ثروت باشم
فکر همسر باشم
کس مرا هيچ نگفت!
زندگي ثروت نيست!
زندگي داشتن همسر نيست!
زندگي کردن فکر خود بودن غافل ز جهان بودن نيست!
من نفهميدم و کس نيز مرا هيچ نگفت
و صد افسوس که چون عمر گذشت معنيش فهميدم
حال مي پندارم هدف از زيستن اين است
پاي از بند هواها گسلم
پاي در راه حقايق بنهم
با دلي آسوده
فارغ از شهوت و آزو حسد و بخل
مملو از عشق جوانمردي
و علم در ره کشف حقايق کوشم
شربت جرئت و اميد و شهامت نوشم
زره جنگ براي نابودي ناحق کوشم
ره حق پويم و حق جويم و حق گويم
آنچه آموخته ام به ديگران نيز نکو آموزم
شمع راه دگران گردم
و با شعله خويش ره نمايم به همه
گر چه سرا پاسوزم !
من شدم خلق که مثمر باشم
نه چنين زائد و بي جوش وخروش عمر بر باد و به حسرت خاموش
ای صد افسوس!
که چون عمر بگذشت معنيش فهميدم .....
به نام خدا


(۷/شهریور/۹۰ ۱۸:۱۰)MESSENGER نوشته است: [ -> ]بعد از اين چند صباح به کجا بايد رفت
عمر بگذشت به بي حاصلي وبي خبري
چه تواني از کف دادم مفت
من نفهميدم و کس نيزمرا هيچ نگفت
قدرت عهد شباب مي توانست مرا تا به خدا پيش برد
ليک بيهوده تلف گشت جواني هيهات
آنکساني که نمي دانستند زندگي يعني چه رهنمايم بودند

Sleepy


مَاذَا وَجَدَ مَن فَقَدَکََ وَ مَا الَّذِی فَقَدَ مَن وَجَدَک
چه یافت آن که تو را گم کرد و چه از دست داد آن که تو را یافت؟

گفتم: آلوده ام
گفت: از در توبه درآی
گفتم: خواهم که با تو نزدیک شوم
گفت: به سجده درآی
گفتم: یاریم کن
گفت: دینم را یار باش
گفتم: رحمتت
گفت: همه چیز را فرا گرفته
گفتم: قدرتت
گفت: همه را ذلیل و خوار کرده
گفتم: نور رخسارت
گفت: با آن همه چیز روشن است
گفتم: تا با تو بودن چقدر راهست
گفت: یک لحظه و آن لحظه ایست که خود را نبینی
گفتم: خواهم که از آن تو باشم
گفت: آنوقت من نیز از آن توام
گفتم: از کجا شروع کنم
گفت: از همین امروز هم دیر است
گفتم والاترین هدف
گفت: «فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ»
گفتم: دل آرامی می طلبم
گفت: الا به ذکر الله تطمئن القلوب
گفتم: داغ عشقت را بر دل چه کنم
شقایق لبخند زد که آنِ من بیشتر است
گفتم: بیشتر اوقات به تسبیح تو مشغولم
رعد فریاد برآورد که هرگز به بلندای تسبیح من نتوانی
گفتم: وقتی به درگاهت آیم خود ندانم با تو چه گویم
گفت: هر چه میخواهد دل تنگت بگو
گفتم: غم تو دارم
گفتا: غمت سر آید
گفتم: اندر این راهم، با مرگم خواهی بُرد یا در این راه شهید می شوم
گفت: گر بکشم زهی طرب، ور بکشم زهی شرف
قانون هاي خدا !

خداي تواناي ما ، کسيه که ، دنيا به اين بزرگي رو خلق کرده . به طوري که اگه یه نفر از بنده هاش میلیاردها سال عمر داشته باشه باز هم نمیتونه به آخر دنیایی که خدا خلق کرده برسه ، حتي اگه با سرعت نور حرکت کنه !!

خداي ما کسيه که ، به هيچ کسي ظلمي نميکنه. و اگه همه ي بنده هاش حرف هايش رو گوش ندند ؛ يکمي از قدرتش کم نميشه و اگه همه آدما به همه حرفهاش گوش بدند يکمي به قدرتش اضافه نميشه! و از هرچي که فکر کنيم قدرت و علمش از اون بيشتره!.



بزرگترين خبر و قانون خداي داناي ما اينه که(1) ، همه موجودات رو يه روزي جمع ميکنه و در مورد کارهايي که روي زمين انجام داده اند ازشون سوال ميکنه.و بايد راستش رو بگيم . البته نميتونيم دروغ بگيم .و اونجا خداوند ، آدمها رو دو قسمت ميکنه. بعضيا که قانونهايش رو انجام دادند رو تا ابد مياره پيش خودش و هر چي که بخواند بهشون ميده و اون يکي ها رو از محبتش محروم ميکنه و از خودش دور ميکنه .

خدايي که ما رو خلق کرده و از همه "جيک و پوک" ما ها خبر داره و ما ها رو بهتر از خودمون ميشناسه ، قانونهايي گذاشته که همه اش هم به نفع خود ماست . کسي که اين قانون ها رو بدونه و انجام بده ميتونه يه زندگي خوبي تو اين دنيا و نيز اون دنياي ابدي داشته باشه.

خدايي که مهربوني و بخشش رو براي خودش واجب کرده (2)، يکي از قانونهايش اينه که ، بنده هايي رو که زياد دوستشون داره ، تو اين دنيا زياد امتحان ميکنه تا مقامشون بالاتر بره. چون که هرکس تو امتحانهاش قبول بشه خدا درجه اش رابالاتر ميبره . بنابراين خدا آدمهايي رو که دوست داره اونها رو دچار بلا و سختي ميکنه! (3)

پس اگه کسي تو حکومت بزرگش دچار بلا شده بود دليل بر بد بودن اين بنده نيست. و همينطور اگه يه نفر تو ناز و نعمت بود ، دليل نميشه که خداوند دوستش داشته باشه! (4)

يکي ديگه از قانون هاي طلايي خداي حکيم اينه که ، نعمت هايي که بهمون ميده اگه شکر کرديم بيشترش ميکنه (5) . آخه شکر باعث ميشه که آدمها، مغرور به کارهاي خوبشون و داشته هاشون نشند و همه چيزهايي رو که دارند از مهربوني و بخشش خدا بدونند.

مهربونترين قانون خدامون اينه که ؛ اگه يکي حرف هايش رو گوش نداد و برخلافش عمل کرد. خداوند به فرشته هايش ميگه که به بنده ام تا وقتي تو اين دنياست فرصت بديد تا از اشتباهش معذرت خواهي کنه . اگه عذرخواهي کنه و جبران کنه ، خداي مهربون ، بدي هايش رو پاک ميکنه و بهش ميگه: " اي بنده من دوستت دارم!! (6) هيچ وقت از مهربوني من نااميد مشو!"(7)

يکي ديگه از قانونهايش که کمتر بنده هايي بهش توجه ميکنند. اينه که ؛ اگه يه بنده اي از پول و دارايي خودش به ديگران هديه بده ، بدون اينکه منت بذاره ، خداوند چند برابر کمکش ، هديه بهش ميده(8). حتي اگه آدما بخواند به کسي کمک کنند ولي پول نداشته باشند خداوند تو اون دنيايي که ابديه و نمتونيم الان ببينيمش پاداش ميده. پس اگه ما ها اموالمون رو به نيازمندها بديم ، خدا قول داده خيلي بيشتر از کمک ما ، بهمون برميگردونه.

يه قانون طلايي ديگه اي هم هست ، اون هم اينه که ، هر کسي کار خوبي بخواد انجام بده ، نيتش هم براي خداوند باشه ، خود خدا راه رو بهش نشون ميده . و بهش ميگه که چطور به خود خودش نزديک بشيم(9). فقط کافيه دلمون رو پاک و خالص کنيم و کارهايي که تو کتاب قانونش هست انجام بديم.

خدايا! لذت خوندن و شنيدن حرفهاتو به ما بچشان. تا ديگه به دنبال چيز هاي بي ارزشو ناپايداري که شيطون براي ما زيبايش ميکنه نريم.

آمين



1) سوره نبا آيه 1 , 2

2) سوره انعام آيه 12 و 54

3) سوره يوسف آيه 110 ، سوره بقره آيه 214 و سوره آل عمران آيه 140 ، 141 و 142

4) سوره قلم آيه 44و 45 و آل عمران آيه 178

5) سوره ابراهيم آيه 7

6) سوره بقره آيه 222

7) سوره يوسف آيه 87 و سوره زمر آيه 53

8) سوره بقره آيات 261و 262 و سوره فاطر آيه 29

9) سوره عنکبوت آيه 69 و سوره طلاق آيه 2

منبع:msalam.ir

پیغام من به دوستان شیطون پرست:انقدر شیطون بپرستید تا جونتون در بیاد
به گزارش مشرق، بدیهی است انسان دارای هوا و هوس و نفس اماره اگر از قید ایمان نیز رها شده باشد طبعاً در گرداب گناهان و انحرافات فساد اخلاق غرق خواهد شد و چنین افرادی جز به جهنم و چشیدن عذاب‌های آن سرنوشتی نخواهند داشت.
« لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمیمٍ وَ عَذابٌ اَلیمٌ »1
ماء حمیم یعنی آب جوشان که در آیه فرموده :
« وَ اِنْ یَسْتَغیثُوا یُغاثَوا بِماءٍ کَالْمُهْلِ یَشوِی الْوُجوُهَ بِئسَ الشَّرابُ »

این آب مثل « مُهل » است ، مفسرین گفته‌اند : « مُهْل » یعنی فلز ذوب شده یا مس گداخته شده یا آب سیاه رنگ در حال جوش یا ماده سمی در حال گداخته شدن که وقتی به این آب نزدیک می‌شوند ، پوست صورتشان می‌ریزد . خداوند می‌فرماید : « چه بد نوشیدنی است این آب »
وقتی این آب را خوردند ، ملائکه عذاب مقداری هم روی سرشان می‌ریزند : « یُصَبُّ مِنْ فَوقِ رُوُسِهمُ الْحَمیمُ »2
ماء حمیم به صورت نهری در روی جهنم جاری است تا همیشه در دسترس جهنمیان باشد .
« فَشارِبُونَ شُرْبَ الحَمیمِ »3

شتر معمولاً دیر تشنه می‌شود ؛ چون ذخیره آب دارد اما وقتی ذخیره‌اش تمام شود خیلی تشنه می‌شود مخصوصاً که به مرض تشنگی و استسقا مبتلا باشد ، وقتی به آب برسد با هیجان تمام آب می‌خورد .

خداوند می‌فرماید : اهل جهنم نیز از حرارت جهنم و خصوصاً بعد از خوردن زقوم و ضریع به قدری تشنه می‌شوند که وقتی به آب حمیم می‌رسند مثل شتر تشنه آب می‌خورند .

« ماء صدید » خون و چرک که از فروج زنان زانیه در جهنم خارج می‌شود که هم خیلی کثیف است ، هم بدبو و هم در حال جوش که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) می‌فرمایند : « وقتی این آب را به اهل جهنم نزدیک می‌کنند از شدت حرارتش پوست سر و صورتشان در آن آب می‌ریزد و وقتی بیاشامند اندرونشان قطعه قطعه شود.
« فَنُزُلٌ مِنْ حَمیمٍ » 4؛ « با آب جوشان حمیم از او پذیرایی می‌شود . »

در بخش طعام و غذای جهنم نیز گفتیم که کلمه « نُزُل » به معنای پذیرایی از مهمانان است یعنی چیزهایی را که معمولاً آماده می‌کنند تا به محض ورود میهمانان از ایشان پذیرایی نمایند را عرب « نُزُل » می‌گوید .

در اینجا نیز کلمه «نُزُل» به کار رفته یعنی آنچه برای جهنمیان قبلاً آماده شده که به محض ورودشان به جهنم از ایشان پذیرایی نمایند ، زقوم و حمیم است .
کلمه حمیم در 15 آیه به کار رفته که عبارتند از :
انعام/70 ، یونس /4 ، حج/19 ، صافات/67 ، ص/57 ،مؤمن/18 و 72 ، دخان/46 و 48 ، الرحمن/44 ، واقعه/42 ،54 و 93. محمد/15 و نبا/25 .
ماء صدید

«وَ خابَ کُلُّ جَبّارٍ عَنیدٍ مِنْ وَرائِهِ جَهَنّمُ و یُسْقی مِنْ وماءٍ صَدیدٍ یَتَجَرَّعُهُ وَ لا یَکادُ یُسیغُهُ و یاتیهِ الْمَوْتُ مِنْ کُلِّ مَکانٍ وَ ما هُوَ بِمَیِّتٍ وَ ما هُوَ بِمَیِّتٍ وَ مِنْ وَرائِهِ عَذابٌ غَلیظٌ »5 ؛ « گردن کشان و جباران نومید و نابود می‌شوند و در جهنم جرعه جرعه از ماء صدید خورانده می‌شوند ؛ چون خودشان مایل به خوردن آن نیستند وقتی این آب متعفن را خوردند حاضرند بمیرند اما مرگی در کار نیست بلکه باید آماده شوند برای عذاب شدید تر و فرشتگان عذاب آنان را با غل و زنجیر به طرف آتش می‌برند .»

« ماء صدید » خون و چرک که از فروج زنان زانیه در جهنم خارج می‌شود که هم خیلی کثیف است ، هم بدبو و هم در حال جوش که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آ له) می‌فرمایند : « وقتی این آب را به اهل جهنم نزدیک می‌کنند از شدت حرارتش پوست سر و صورتشان در آن آب می‌ریزد و وقتی بیاشامند اندرونشان قطعه قطعه شود . »6
غسّاق

« لا یَذوقُونَ فیها بَرْداً و لا شراباً الّا حَمیماً وَ غَسّاقاً »7 ؛ « جهنمیان آب خنک و گوارا نمی‌چشند بلکه آب حمیم و غسّاق می‌نوشند .»

مفسرین می‌گویند : غسّاق چشمه‌ای است در جهنم که آبش در نهری جاری است که زهر کشنده و سمومات مارها و عقرب‌های جهنم به آن ریخته می‌شود و حتی چرک دیده‌های اهل جهنم هم داخل آن می‌ریزد و از نظر داغی هم مثل مس گداخته است ، چون با آتش جهنم داغ شده که اگر ذره‌ای از آتش جهنم به روی کوه‌های دنیا گذاشته شود همه کوها آب می‌شود .
و در آیه دیگر فرموده : « هذا فَلْیَذُوقُوهُ حَمیمٌ وَ غَسّاقٌ » 8
« این حمیم و غسّاق است ( دو مایع سوزان و تیره رنگ ) که باید از آن بچشند . »

در روایت است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آ له) می‌فرماید : « اگر یک دلو از ماء غسّاق جهنم را در دنیا بریزند ، بوی گند و تعفن آن متعفن و نابود خواهد شد .»

آنیه
« تَصلی ناراً حامِیَهً تُسقی مِنْ عَیْنٍ آنِیَهٍ »9 ؛ « در آتش سوزان وارد می‌گردند و از چشمه‌ای بسیار داغ نوشانیده می‌شوند .»

«آنیه» چشمه‌ای است سوزناک در جهنم که امام باقر (علیه‌السلام) می‌فرماید : « اشتعال شعله‌های جهنم از این چشمه است همه وادی‌های آتش گاهی خاموش می‌شود ، اما آتش این چشمه همیشه فروزان است و همیشه آبش در حال جوش است . »

«یَطُوفُونَ بَیْنَها وَ بَیْنَ حَمیمٍ ءَانٍ »10 ؛ امام باقر (علیه‌السلام) می‌فرماید : :چشمه آنیه به دریایی می‌ریزد و چشمه حمیم به دریایی دیگر و اهل جهنم داخل این دریاها غوطه ورند گاهی به دریای حمیم می ورند و گاهی به دریای آنیه و بین این‌ها در حال طوافند .

حتی ابرهایی بالای این دریاها هست که وقتی شدت تشنگی و حرارت این‌ها به اوج می‌رسد ، ملائکه عذاب به این‌ها می‌گویند : چه می‌خواهید ؟ می‌گویند : آب سرد و خنک .

روایت شده ؛ اگر یک قطره از آب زقوم بر کوه‌های زمین بیفتد ، تمام کوه‌ها متلاشی می‌شوند و این همان آبی است که دوزخیان باید از آن بخورند

در این هنگام از این ابرها سنگ‌های آتش زا و کرم‌ها و حیوانات و درندگان آتش زا برایشان می‌بارد که بدنشان می‌سوزد و شکسته و متلاشی و خرد می‌گردد پناه بر خدا .
طعام اهل جهنم

در قرآن آیاتی چند به خوردنی‌ها و آشامیدنی‌های جهنمیان اشاره دارد ؛ «وَ لا طعام اِلاّ مِن غِسلینٍ)) و به جز چرک و خون دوزخیان هیچ طعامی ندارند. این طعام آبی است که از شستشوی بدن کفار در دوزخ می‌ریزد و نوشابه داغی که کافران را با آن پذیرایی می‌کنند چرک ، خونابه و کثافاتی است که از سوختن اهل جهنم حاصل می‌شود .
غذای دیگر دوزخیان زقوم است ، زقوم گیاهی است تلخ ، بد بو ، بد طعم و شیره‌ای دارد که وقتی به بدن انسان می‌رسد وَرم می‌کند .

روایت شده ؛ اگر یک قطره از آب زقوم بر کوه‌های زمین بیفتد ، تمام کوه‌ها متلاشی می‌شوند و این همان آبی است که دوزخیان باید از آن بخورند .
و این بود اوصافی از جهنم که عذاب شدید جهنم را به ما یاد آوری می‌کند ، پس خداوندا به تو پناه می‌بریم از عذاب جهنم و آتش دوزخ !
با کمک اين مطلب مي توانيد هر نوع مطالعه اي اعم از درسي، غيردرسي و... را بهينه و هدفمند انجام دهيد. رشد، در زندگي به عاملي به نام آموختن مرتبط است و بهترين زمينه يادگيري هم بدون شک مطالعه است. متاسفانه خيلي از خانم ها به خصوص خانم هاي خانه دار به دليل درگير شدن با زندگي روزمره از مطالعه فاصله گرفته اند و هر از چند گاهي هم که به سراغ مطالعه مي آيند به دليل آن که بازه زماني زيادي از آخرين فعاليت جدي ذهني شان گذشته، آمادگي لازم را براي درک مطالب ندارند. بسياري از آقايان هم به علت درگيري زياد و خستگي جسمي و روحي ناشي از زندگي بازدهي خوبي در مطالعه ندارند براي همين بعد از مدتي ديگر سراغي از مطالعه نمي گيرند مگر خواندن اخبار روزنامه ها. دانش آموزان و دانشجويان هم با مشابه چنين مشکلي مواجهند و دربعضي موارد تصور مي کنند مطالعه زياد و چندين و چندباره يک مبحث درسي، يعني تضمين يادگيري بهتر و کسب نمره بالاتر. غافل از اين که يادگيري با رعايت شيوه هاي صحيح مطالعه رابطه مستقيمي دارد.
يک مطالعه موثر، (درسي و غيردرسي) يعني يادگيري مباحث و درک آن ها در کمترين زمان، در کنار باقي ماندن مطلب در حافظه. نکاتي که در ادامه مي خوانيد به شما در مطالعه موثر کمک خواهد کرد:
۱ - سعي کنيد براي شروع، کتاب يامجله اي را که مي خواهيد بخوانيد؛ ورق بزنيد، عنوان فصل ها، تيتر مطالب، عناوين مياني مطلب (ميان تيترها) و... را به همراه تصاوير و عکس نوشت ها مرور کنيد تا بدانيد چه چشم اندازي در اين مطلب پيش رو داريد واهداف آموزشي و رفتاري مطلب چه خواهد بود؟
۲ - وسايل لازم براي يادداشت برداري را کنار دستتان بگذاريد، يادداشت برداري، علامت زدن، خلاصه نويسي و... به شما کمک مي کند هم منبع مفيدي براي مرور مطلب داشته باشد هم ذهنتان حين مطالعه فعال بماند.
۳ - حاشيه نويسي را فراموش نکنيد تاموضع تان نسبت به مطلب براي هميشه باقي بماند و قابل رجوع باشد.
۴ - کلمات کليدي مطلب راهمان جا روي کتاب يا روي کاغذ ديگري بنويسيد تا مطلب در ذهن شما طبقه بندي شود.
۵ - زمان و مکان مناسبي را براي مطالعه انتخاب کنيد تا مطالعه شما به راحتي دچار خلل و سکته نشود.
۶ - حتما براي مطالعه برنامه ريزي داشته باشيد تا قبل و بعد آن مشخص باشد و حتي اطرافيانتان هم از آن باخبر باشند.
۷ - رختخواب جاي مناسبي براي مطالعه نيست، مطالعه هم کاربرد قرص خواب آور را ندارد مطالعه لحظاتي قبل از خواب ماندگار نيست.
۸ - قبل و بعد از صرف غذاهاي پرچرب مطالعه نکنيد.
۹ - يک موضوع را بيش از يک ساعت نخوانيد، سعي کنيد بين فواصل مطالعه استراحت کنيد و به ذهنتان امکان بايگاني داده ها را بدهيد.
۱۰ - دو مبحث مشابه درسي وغيردرسي را پشت سرهم نخوانيد.
۱۱ - خود رامعلمي فرض کنيد که مي خواهد همان مبحث را به دانش آموزي ياد بدهد؛ آن چه مي خوانيد را براي خودتان تشريح کنيد.
۱۲ - اولين و بهترين کار براي تمرکز داشتن اين است که هيچ کار نکنيد؛ اگر بخواهيد مدام به خودتان بگوييد تمرکز داشته باش روي گفتن اين جمله تمرکز کرده ايد تا ياد گرفتن مطلب .
۱۳ - مطالعه از باب مفاعله است، اقدامي است دو طرفه، پس فعال باشيد و نقش نويسنده را حس کنيد.
۱۴ - از خودتان سوال بپرسيد و پاسخ بدهيد.
۱۵ - سبک خود را در مطالعه با تمام ابعادش کشف کنيد. اين که در شلوغي مي توانيد درس بخوانيد، در سکوت، در هواي آزاد، نشسته يا...
۱۶ - اطراف محل مطالعه را خلوت کنيد تا تمرکزتان به هم نريزد.
۱۷ - اگر پيش روي شما افقي از دور دست وجود داشته باشد بهتر است؛ چون براي يادگيري بهتر لازم است هر ازچندگاهي چشم ها را از کتاب برداريد و به نقطه اي نامعلوم نگاه کنيد.
۱۸ - سعي کنيد درمکان مطالعه هواي آزاد جريان داشته باشد تا هوس چرت زدن و کسل شدن را نکنيد.
۱۹ - مطالعه جمعي لذت بيشتري دارد، به خصوص اگر راجع به موضوعات با ديگران بحث کنيد.
۲۰ - براي آن که موضوع در حافظه شما ماندگار شود هر از چند گاهي به خلاصه، حاشيه هاو... براي مرور بيشتر رجوع کنيد. براي اين کار لازم است کتاب مخصوص به خود را داشته باشيد، استفاده از کتاب هاي ديگران که پر است از انواع علايم، حاشيه ها و خط کشي ها روند مطالعه و مرور مجدد شما را مختل مي کند.
در پايان فراموش نکنيد کتاب بهترين هديه است و قبل از مطالعه خواندن دعاي پيش از مطالعه بهترين کار- موفق باشيد.

منبع:http://www.khorasannews.com
خاطرات كودكی زیباترند


یادگاران كهن مانا ترند


درسهای سال اول ساده بود


mall">آب را بابا به سارا داده بود

[تصویر: 28656.jpg]

درس پند آموز روباه وکلاغ

روبه مكارو دزد دشت وباغ

[/font] روز مهمانی كوكب خانم است

سفره پر از بوی نان گندم است

كاكلی گنجشككی با هوش بود

فیل نادانی برایش موش بود

[تصویر: Foto7.jpg]


با وجود سوز وسرمای شدید

ریز علی پیراهن از تن میدرید


[تصویر: A0252428.jpg]


تا درون نیمكت جا میشدیم

ما پرازتصمیم كبری میشدیم


[تصویر: ki635525.jpg]


پاك كن هایی زپاكی داشتیم

یك تراش سرخ لاكی داشتیم


[تصویر: 1_5249_130832027240_97030512240_2234248_4581924_n.jpg]


كیفمان چفتی به رنگ زرد داشت

دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستان ما از آه بود

برگ دفترها به رنگ كاه بود


[تصویر: 18.jpg]




مانده در گوشم صدایی چون تگرگ

خش خش جارو ی با پا روی برگ

همكلاسیهای من یادم كنید

بازهم در كوچه فریادم كنید


[تصویر: c6516fe43a.jpg]


همكلاسیهای درد ورنج وكار

بچه های جامه های وصله دار

بچه های دكه خوراك سرد

كودكان كوچه اما مرد مرد

كاش هرگز زنگ تفریحی نبود

جمع بودن بود و تفریقی نبود

كاش میشد باز كوچك میشدیم

لا اقل یك روز كودك میشدیم


[تصویر: Picture%201471.jpg]

یاد آن آموزگار ساده پوش

یاد آن گچها كه بودش روی دوش

[font=Arial]
ای معلم یاد وهم نامت بخیر

یاد درس آب و بابایت بخیر

ای دبستانی ترین احساس من بازگرد این مشقها را خط بزن

[b] ای دبستانی ترین احساس من بازگرد این مشقها را خط بزن
حساب سپرده‌ي كوتاه مدت موسسه اعتباري مزرعه آخرت
فقط تا آخر عمر فرصت داريد! با افزايش حساب عمل صالح از پاداش‌هاي بيشمار ما بهره‌مند شويد. جهت افزايش حساب به شعب خيرو دستورات دين مراجعه كنيد تا فرصت باقي است بشتابيد! [b]لازم نيست شما كاري انجام دهيد!

لازم نيست شما كاري انجام دهيد فقط كافي است چندتا كار مثل دروغ، غيبت، تهمت و ... را 1575;نجام ندهيد تا از خدمات متنوع و نامحدود ما بهره‌مند شويد براي دريافت ليست كارهاي حرام به كتاب‌هاي واجبات و محرمات و توضيح المسائل مراجعه نماييد. سود باورنكردني
سود 700 برابر براي صدقات ناچيز شما شماره تماس: نيازمندان درنزديكيتان كتاب‌هاي آمادگي آزمون شب اول قبر
درس و نكته و چندين سال، سوال نكير و منكر شب اول قبر را بدون استرس بگذرانيد!
شماره تماس: كتاب منازل الاخرة نوشته استاد شیخ عباس قمی جوائز باورنكردني
كافيست با سيستم نماز، يك پيامك به خالق هستي بزنيد تا نام شما در ليست مؤمنين ثبت شده و از مزاياي بيشمار آن بهره‌مند گرديد بهترين خريدار
ما بخشي از داراي‌هاي شما را گرفته و درعوض پاداش نامحدود مي‌دهيم. شماره تماس: آيه 155 سوره بقره درمان انواع بيماري‌ها
درمان انواع بيماري ها بويژه روحي و قلبي، استرس، بي ‌خوابي و ... شماره تماس: قرآن كريم برآورده شدن تمام آرزوهايتان
ما شما را وارد جايي مي‌كنيم كه به تمام آروزهايتان خواهيد رسيد فقط كافي است آگهي هاي فوق را باور كنيد! البته مي‌توانيد باور نكنيد در اين صورت عواقب آن كه يكيش پشيماني ابدي است به عهده‌ي خودتان است!
به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید،ارباب

نخند


به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری.


نخند


به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چندثانیه ی کوتاه معطلت کند.


نخند


به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده.


نخند


به دستان پدرت،


به جاروکردن مادرت،


به همسایه ای که هرصبح نان سنگک می گیرد،


به راننده ی چاق اتوبوس ،


به رفتگری که درگرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد،


به راننده ی آژانسی که چرت می زند،


به پلیسی که سرچهارراه باکلاه صورتش رابادمی زند،


به مجری نیمه شب رادیو،


به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد،


به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته ودرکوچه ها جارمی زند،


به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد،


به پارگی ریزجوراب کسی در مجلسی،


به پشت و رو بودن چادر پیرزنی درخیابان،


به پسری که ته صف نانوایی ایستاده،


به مردی که درخیابانی شلوغ ماشینش پنچرشده،


به مسافری که سوارتاکسی می شود و بلند سلام می گوید،



به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد،


به زنی که باکیفی بردوش به دستی نان دارد و به دستی چندکیسه میوه وسبزی،


به هول شدن همکلاسی ات پای تخته،


به مردی که دربانک ازتو می خواهد برایش برگه ای پرکنی،


به اشتباه لفظی بازیگرنمایشی،


نخند


نخند ، دنیا ارزشش را ندارد که تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی


که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند


آدمهایی که هرکدام برای خود وخانواده ای همه چیز و همه کسند!


آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند،


بارمی برند،


بی خوابی می کشند،


کهنه می پوشند،


جارمی زنند


سرما و گرما می کشند،


وگاهی خجالت هم می کشند،…….خیلی ساده
آدرس های مرجع