چقدر هفتاد هشتاد سال کم است
برای دیدن تمام دنیا !برای بودن با تمام مردم دنیا !
چقدر حیف است که من می میرم و
غواصی را در عمق اقیانوس ها
تجربه نمی کنم !
می میرم و حداقل یکبار زمین را
از روی کره ماه نمیبینم !
دلم می خواست چند سال در یک جنگل
یا یک روستا زندگی کنم !
چند سالی را هم در کشوری دیگر
با آداب رسومی دیگر .
دلم میخواست چند کلیسا ، معبد
و مسجد بزرگ جهان را می دیدم
و با پیروان ادیان مختلف حرف میزدم .
دلم می خواست یک بار هم که شده
از ارتفاعی بلند و مهیب
پرواز می کردم ..
"" دلم می خواست های من ""
زیادند
بلندند
طولانی اند .
اما مهمترین چیزی که دلم می خواست
اینست که انسان باشم
انسان بمانم و
انسان محشور شوم .
چقدر وقت کم است .......
تا وقت دارم باید مهر بورزم
به همین چند نفر که از تمام مردم دنیا
با من نفس می کشند .
باید مهر بورزم به همین جغرافیایی که
سهم چشم های من از جهان است .
وقت کم است .......
باید خوب باشم .......
مهربان باشم .......
و دو ست بدارم همه ی
زیبایی ها را .......
می گویند انسان های خوب
به بهشت میروند
اما
من میگویم :
انسان های خوب هرجا که باشند
آنجا بهشت است .
تاريخ : پنجشنبه هجدهم دی 1393 | 16:1 | نویسنده : j-mokhberian
همیشه کسی وجود خواهد داشت که سر راهتان سنگ پرتاب کند،
این به شما بستگی دارد که با آن سنگ ها چه می سازید، پل یا دیوار؟
یادتان باشد شما معمار زندگیتان هستید.پس معمار خوبی باشید.
نگاه ها همه بر روی پرده سینما بود.
اکران فیلم شروع شد،
شروع فیلم، تصویری از سقف یک اتاق بود. دو دقیقه بعد همچنان سقف اتاق...
سه، چهار، پنج........، هشت دقیقه اول فیلم فقط سقف اتاق!
صدای همه در آمد. اغلب حاضران سینما را ترک کردند!
ناگهان دوربین حرکت کرد و آمد پایین و به جانباز قطع نخاع خوابیده روى تخت رسید.
زیرنویس: این تنها ۸ دقیقه از زندگى این جانباز بود و شما طاقت نداشتید...!!!
![[تصویر: 1420529533756426_thumb.jpg]](http://cdn.nicefun.ir/1/1420529533756426_thumb.jpg)
خدایا !
مرا به بزرگی چیزهایی که ارزانی کرده ای آگاه کن،
تا کوچکی چیزهایی که ندارم آرامشم را بهم نریزد!
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایابه من زیستی عطاکن
که درلحظه مرگ
بربی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است
حسرت نخورم
ومردنی عطاکن
که بربیهودگی اش سوگوارنباشم
اما آنچه که تودوست میداری
چگونه زیستن را
توبه من بیاموز
چگونه مردن راخودخواهم آموخت
پسر شهیدصیادشیرازی میگه:
صبح روز لیله الدفن پدرم رفتیم بهشت زهرا؛
از دور دیدم مقام معظم رهبری_امام خامنه ای_سرمزار نشستن دارن قرآن میخونن..
ب محافظای آقا گفتم چرا به مانگفتید زودتر بیایم؟ گفتن آقا نماز شبشون رو هم اینجا خوندن...
آقا نمازشب خودش رو سر مزار سربازش خوند.. اگر مجنون دل شوریده ای داشت/ دل لیلی از او شوریده تر بی...