تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: *متنهائی که بایدخواند*
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
به نام خدا


Anti gods نوشته است:نخند ، دنیا ارزشش را ندارد که تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی


وقتی این جمله رو خوندم، یاد سخنی از خدا افتادم که ماها عادت کردیم به سادگی از کنارش بگذریم و شایدم بهش بخندیم:

فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَه
پس هر كس به اندازه سنگيني ذره‏اي كار خير انجام داده آن را مي‏بيند.

وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
و هر كس به اندازه ذره‏اي كار بد كرده آن را مي‏بيند.

سوره مبارکه زلزال، آیات شریفه 7 و 8


نمی دونم، شاید ما سنگینی ذره های واقعا سنگین رو درک نکردیم!! خدایا ... خودت کمک مون کن.


پ ن: با تشکر از Anti gods عزیز، خدا به شما خیر دنیا و آخرت عطا کند. ما رو بردی توو فکررررررررررررر Blush
(۲۰/آبان/۹۰ ۱۵:۰۸)Anti gods نوشته است: [ -> ] هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند

آدمهایی که هرکدام برای خود وخانواده ای همه چیز و همه کسند!


آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند،


بارمی برند ...



وگاهی خجالت هم می کشند،…….خیلی ساده


بنام ستار معاصی عاصیان


درود بر شما هم سنگر بزرگوار.


بسیار به جا و زیبا بود.حدیثی از امام سجاد (علیه السلام) هدیه بنده به محضر Anti gods عزیز و تقدیم بر این تایپک زیبا:

[/b]



[b]وَ الذُّنُوبُ الّتى تُنزِلُ النِّقَمَ عِصيانُ العارِفِ بِالبَغىِ وَ التَطاوُلُ عَلَى النّاسِ وَ الاِستِهزاءُ بِهِم وَ السُّخريَّةُ مِنهُم ؛

گناهانى كه باعث نزول عذاب مى‏شوند، عبارت‏اند از: ستم كردن شخص از روى آگاهى، تجاوز به حقوق مردم، و دست انداختن و مسخره كردن آنان.
معانى الاخبار ،ص 270
یا علی (علیه السلام) مدد است.
خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است
خدایا به من کمک کن تا وقتی می خواهم در باره ی راه رفتن کسی قضاوت کنم کمی با کفش های او را بروم!!! (دکتر شریعتی)
ما باید همیشه سعی کنیم خودمون رو در موقعیت دیگران قرار بدیم و شرایط اون ها رو هم بسنجیم ئ ببینیم اگه خودمون بودیم چی کار می کردیم شاید ما بدتر از اونها بودیم!!!
میگم الان که فکر میکنم میبینم اگرچه من ظاهرا نخندیدم به اینا(توی واقعیت) اما ته دلم یکم خندیدم و احیانا مسخره ته دلی هم کردم(!) اما انصافا شکر خدا رو هم کردم! به نظرم جزو تاثیر گذارترین تاپیکا روی من بود.خدا خیرت بده دادا :-)

ای کاش برسه اون روز ...

[تصویر: 16.jpg]


توی این روزهای بارانی اخیر منتظر تاکسی موندن واقعا خیلی سخته مخصوصا وقتی راننده ها هم بی انصافی به خرج داده و از جابجایی مسافر به صورت عادی خودداری کنند. این اتفاق برای ما رخ داد و راننده خط بی توجه به صف مسافران که منتظر ماشین بودند کنار خیابون داد میزد : "دربــــــــست". نگاه معنی دار و اعتراض های گاه و بی گاه مسافران هم راننده رو کلافه کرده بود و هم ما رو، به خاطر همین من و یک خانم و دو آقای دیگه با همدیگه ماشین رو با کرایه 6000 تومن دربست گرفتیم که برای هر مسافر نفری 1500 تومن میافتاد درحالی که کرایه خط فقط 550 تومن بود. به هر ترتیب سوار تاکسی شدیم و راننده شروع کرد از مشکلات ماشین و گیر نیومدن لاستیک و بنزین آزاد زدن صحبت کردن و به اصطلاح همون جلسات همیشگی در تاکسی شروع شد.

کنار راننده مرد جوانی نشسته بود که انگار از خیس شدن زیر بارون دل خوشی نداشت. وقتی سخنرانی راننده درباره مشکلات بنیادی مملکت شروع شد خیلی سریع خودش رو وارد بحث کرد که بهتره ادامه بحث رو به صورت یه گفتگوی دو طرفه و بشرح زیر دنبال کنیم :

راننده تاکسی : برادر خانمم یه وام 6 میلیون تومنی میخواست بگیره مجبور شد ماشینش رو بذاره به عنوان وثیقه. بنده خدا الان خورده به مشکل دارند ماشینش رو مصادره میکنند. یه عده دزد دارند تو این مملکت میلیارد میلیارد اختلاس میکنند کسی هم خبردار نمیشه و آب از آب هم تکون نمی خوره اونوقت این جوون رو ببین چجوری سر میدوونند !

مسافر : نوش جونش !

راننده :
(نگاه متعجب) نوش جون کی ؟

مسافر :
نوش جون کسی که 3000 میلیارد تومن خورده !

راننده :
(با لحن عصبی آمیخته به تمسخر) نکنه اون بابا فامیل شما بوده ؟

مسافر :
نه ! فامیل من نبوده اما یکی بوده مثل همین مردم. مثل شما! مگه این یارو از مریخ اومده اختلاس کرده ؟ یا اون مدیر بانک از اورانوس به ریاست رسیده بوده ؟

راننده :
نه آقا جان اونا از ما بهترون اند. من برای یک جفت لاستیک باید 3 روز برم تعاونی اون وقت اون 3000 میلیارد تومن رو میخوره یه آبم روش !

مسافر :
خب آقا جان راضی نیستی نخر! لاستیک نخر ...

راننده :
(با صدای بلند) چرا نامربوط میگی مرد حسابی؟ مجبورم بخرم ! لاستیک نخرم پس چجوری با ماشین کار کنم ؟

مسافر :
وقتی شما که دستت به هیچ جا بند نیست و یه راننده عادی هستی وقتی میبینی بارندگی شده و مسافر مجبوره زود برسه به مقصد میای ماشینی که باید تو خط کار کنه رو دربست میکنی ...

راننده پرید وسط حرف طرف که :
آقا راضی نبودی سوار نمیشدی !

مسافر :
(با خونسردی) میبینی ؟ من الان دقیقا حال تو رو دارم وقتی داشتی لاستیک ماشین میخردی. مرد حسابی فکر کردی ما که الان سوار ماشین تو شدیم و 3 برابر کرایه رو داریم میدیم راضی هستیم ؟ ما هم مجبوریم سوار شیم ! وقتی تو به عنوان یه شهروند عادی اینجوری سواستفاده میکنی از مدیر یه بانک که میلیاردها تومن سرمایه زیر دستشه چه انتظاری داری ؟ اون هم یکی مثل تو در مقیاس بالاتر.

راننده آچمز شده بود و سرش تو فرمون بود ...

مسافر که حالا کاملا دست بالا رو داشت با خونسردی ادامه داد : دزدی دزدیه ... البته منظورم با شما نیستا ولی خداوکیلی چنددرصد از مردم ما اون کاری که بهشون سپرده شده رو خوب انجام میدن که انتظار دارند یه مدیر بانک کارش رو خوب انجام بده ؟ منتها وقتی اونا وجدان کاری ندارند کسی بویی نمیبره اما گندکاری یه مدیر بانک رو همه میفهمند. برادر من تو خودت رو اصلاح کن تا اون مدیر بانک جرات همچین خلافی رو نداشته باشه ...

راننده که گوشاش تو اون هوای سرد از شدت خجالت حسابی سرخ شده بود گفت : چی بگم والا !

من اولین نفری بودم که تو مسیر باید پیاده میشدم و طبیعتا طبق قرار اجباری با راننده باید 1500 تومن کرایه میدادم. وقتی خواستم پیاده شم یه اسکناس 2000 تومنی به راننده دادم. راننده گفت 50 تومنی دارید ؟ با تعجب گفتم بله دارم و دست کردم تو کیفم و یه سکه 50 تومنی به راننده دادم. راننده هم یک اسکناس 1000 تومنی و یک اسکناس 500 تومنی بهم برگردوند و گفت : به سلامت !

همونطور که با نگاهم تاکسی رو که تو هوای بارونی مه آلود حرکت میکرد رو دنبال میکردم چترم رو باز کردم و پولا رو تو کیفم گذاشتم ... آروم شروع کردم به قدم زدن و با خودم فکر میکردم یعنی من هم باید خودم رو اصلاح کنم ... یعنی میشه اون بالا دستی ها و بقول معروف از ما بهترون یه روز وجدانشون بیدار بشه، زیاده خواهی هاشون رو کمتر کنند و
بجای

حیف و میل
مال این مردم صادق و نجیب
؛ یک کمی هم احساس مسئولیت کنند
؟ ایکاش برسه اونروز ...

به نام خدادوم ابتدایی یه حدیث از حضرت علی (علیه السلام) خوندیم که به امام حسن (علیه السلام) فرموده بود:هر چه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند و هر چه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند.
جای حرفی حست دیگه؟
[تصویر: 13208615401.jpg]
تمرین صبر وقتی خداوند می‌خواهد منتظر بمانید
[تصویر: 13208615401.jpg]
[تصویر: 89491181380007673668.jpg]
صبر کردن خیلی سخت است. وقتی مشکلات و نگرانی‌هایمان را بارها و بارها با خدا درمیان می‌گذاریم، از منتظر ماندن خسته می‌شویم. کم‌کم حس می‌کنیم که با کسی حرف می‌زنیم که حرفهایمان را نمی‌شنود. معمولاً دوست داریم که طاقت بیاوریم و کنترل خودمان را در دست گیریم؛ این بهترین واکنش به سکوت است. به همین دلیل از خداوند می‌خواهیم که به ما صبر دهد تا بتوانیم با آرامش بیشتری منتظر بمانیم.
دعا کردن به آن معنا نیست که محیطمان تغییر می‌کند. تنها فرزندمان بیمار است و در بیمارستان بستری است. پیوند ازدواجمان روز به روز شکننده‌تر می‌شود و امیدی که سال‌ها داشتیم با سرعتی باورنکردنی رنگ می‌بازد. وقتی بارها و بارها درمورد چیزی به درگاه خداوند دعا کرده باشید، ممکن است خیلی راحت صبرتان را از دست داده و دلسرد شوید. اما باید کاری کنید که این باقیمانده‌های صبر و تحملتان شما را برای ادامه راه ترغیب کند.
تنها شما نیستید که صبر می‌کنید.
صبر کردن تجربه‌ای کاملاً متداول است. همه برادرها و خواهرهای باایمان ما می‌دانند که صبر کردن برای خدا چه معنی دارد. به آنهایی فکر کنید که خیلی از قبل از شما صبر پیشه کرده بودند: حضرت ایوب، حضرت داوود، و ... وقتی قرآن یا انجیل را باز کنید با آیات زیادی درمورد صبر کردن روبه‌رو می‌شوید و کسانی که در آن برتری یافته‌اند را معرفی می‌کند.
لغت‌نامه جدید انجیل صبر را اینطور معنا می‌کند، "خویشتن‌داری خدادادی در مقابله با مخالفت یا سرکوب". صبر همیشه زمان موردنیاز است که دلیلی برای منتظر نماندن باشد. همیشه در مواجهه با مخالفت صبر لازم است. به همین دلیل است که صبر کردن در خیلی جهات مثل یک مبارزه است. چیزی که می‌توانیم به آن تکیه کنیم این است که صبر، خویشتن‌داری خدادادی است. این خداوند است که آرامش روحانی را در ما ایجاد می‌کند تا بتوانیم وارد آن مبارزه شویم. خیلی وقت‌ها فکر می‌کنیم که صبر فقط تحمل کردن است اما این منطق اشکال دارد. با قدرت و توانایی خودمان نیست که خویشتن‌داری می‌کنیم. درواقعیت، تنها مسئولیت ما این است که به خدا اعتماد کنیم و اوست که قدرت و توانایی لازم برای ادامه مسیر برطبق ایمانمان را برای ما فراهم می‌کند.
این قدرت چطور به ما داده می‌شود؟
این قدرت را وقتی سرشار از روحانیت شویم دریافت می‌کنیم. می‌دانیم که منبع بینهایتی از صبر درون ما وجود دارد. نقش ما این است که به خداوند اعتماد کنیم و از او بخواهیم که به ما قدرت دهد در هر موقعیتی که در آن هستیم، تاب ادامه دادن را پیدا کنیم.
تجربه صبر کردن در راه خدا به ما یادآور می‌شود که واقعیت ما در محیط ظاهری ما نیست، بلکه در عشق خداوند و زندگی درون ماست. این به ما امید بخشیده و مطمئنمان می‌سازد که خداوند همیشه خوب ما را می‌خواهد. این در حد توانایی ما نیست که بدانیم خداوند چه زمان و چگونه کارمان را درست می‌کند. نقش ما اینجا این است که به وعده او اعتماد کنیم.
نقش ما در این مبارزه چیست؟
دوباره به معنای صبر بعنوان خویشتن‌داری خدادادی فکر کنید. خداوند به ما این اجازه را می‌دهد که به خویشتن‌داری روحانی دست پیدا کنیم اما این انتخاب خودمان است که آن را بپذیریم و از آن دنباله‌روی کنیم. به آدم و حوا آزادی و اراده کامل داده شده بود. اختیارات زیادی در بهشت به آنها داده شده بود تا نیاز به استفاده از میوه ممنوعه را پیدا نکنند. اما، تصمیم گرفتند که خویشتن‌داری پیشه نکنند و درعوض از فرمان خداوند سرپیچی کردند. وقتی از خویشتن‌داری خدادادی برای منتظر ماندن به اراده و زمانبندی او استفاده می‌کنیم، در راستای اطاعت از فرمان‌های او قدم برمی‌داریم.
این روند هدفی دارد. صبر کردن در راه خدا باعث می‌شود به او نگاهی بیندازیم. مستقیماً نظر ما به پیامبرانی جلب می‌شود که منبع ایمان ما هستند. این آزمایشات باعث می‌شود که با عمق بخشیدن به علممان درمورد خدا و تکیه بر او، استقامت به خرج دهیم.
صبر کردن در راه خدا به این معنا نیست که ساکن بمانیم. اطاعت از فرمان‌های خداوند در حالی که صبر پیشه کرده‌ایم اصلاً حالت منفعلی نیست.
چه احساس کنیم که فاقد صبر لازم برای منتظر خداوند ماندن هستیم یا ادامه دوست داشتن آنهایی که دوست داشتنشان دشوار است، به همه صبری که موردنیازمان است دسترسی داریم. می‌توانیم به خداوند اعتماد کنیم که قدرت لازم برای تحمل موقعیتی که در آن هستیم را به ما داده و درعوض از آن زمان انتظار برای تقویت صمیمیت بین خودمان و خداوند استفاده کنیم.
بسم رب العباس(علیه السلام)
دوستان ما یک تاپیک حلال بخندیم داریم یکی هم عکسهائی که بایددیدامامتنهائی که بایدخواندنداریم اگه متنهای خوندنی دارین که نمیشه تاپیکش کردوباموازین تالارهمخوانی داره پیشنهادمیکنم توی همین پست بیارین تاهمه استفاده کنن
به امیدفرج مولاامام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

(۲۵/آبان/۹۰ ۲۲:۵۰)علمدار133 نوشته است: [ -> ]بسم رب العباس(علیه السلام)
دوستان ما یک تاپیک حلال بخندیم داریم یکی هم عکسهائی که بایددیدامامتنهائی که بایدخواندنداریم اگه متنهای خوندنی دارین که نمیشه تاپیکش کردوباموازین تالارهمخوانی داره پیشنهادمیکنم توی همین پست بیارین تاهمه استفاده کنن
به امیدفرج مولاامام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

باتشکر ازشما،

یک تذکردوستانه ،
برای اینکه تاپیک فوق روال عادی روطی کنه ودستخوش فی*ل*ترینگ[تصویر: blush.gif]نشه خواهشمندم ازقراردادن متنهای بعضاکپی پیست وتکراری وایمیلهایی که بطور روزانه براتون میرسه خودداری کنید.

درضمن یادآوری میشودمتنهای خواندنی که قرار میدید حتی اگر خیلی هم خواندنی وجالب باشه اما دارای مفاهیم سیاسی باشه حذف میشه.

یاحق
آدرس های مرجع