شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
..
حکایت آن مرد را شنیده ای که
نزد طبیب رفت و از غم بزرگی که در دل داشت گفت.
طبیب به او گفت:
به میدان شهر برو،
آنجا دلقکی هست،
آنقدر تو را می خنداند تا غمت از یادت برود.
مرد با چشمی اشکبار، لبخند تلخی زد و گفت:
من همان دلقکم...
درزبان انگلیسی،واژه های:
دوست(friend)
دوست دختر(girl firend)
دوست پسر(boy firend)
بهترین دوست(best firend)
همگی سه حرف((end))به معنای((خاتمه))رابه همراه دارند.
اماکلمه family (خانواده) سه حرف(ILY) رادارد که همان مخففi love youمیباشد.
وجالب است بدانید:
familyمخفف کلمات زیراست:
F ather
A nd
M other
I
L ove
Y ou
قدرخانواده هایمان رابدانیم....
کاش میشد:بچگی رازنده کرد! کودکی شد،کودکانه گریه کرد! شعرقهر قهرم تاقیامت راسرود! ان قیامت که دمی بیش نبود! فاصله باکودکی باماچه کرد؟کاش میشد بچگانه خنده کرد کاش میشد همچو اواز خوش یک دوره گرد،زندگی راباردیگردوره کرد.........
خدایا چه عاشقانه صدایم میکنی
آنگاه که اذان میگویند ...
خاطره ای از استاد دکتر شفیعی کدکنی در دانشگاه تهران که می گفت:
زن زیبـاســت ... چه آن زمان که از فرط خستگی چهره اش در هم است... چه آن زمان که خود را می آراید از پس همه خستگیهایش.. چه آن زمان که فریاد می زند بر سرت ... و تو فقط حرکت زیبای لبهایش را مبینی... چه آن زمان که کودکی جانش را به لبانش رسانده و دست بر پیشانی زده و لبخند می زند... زن زیباست... آن زمانی که خسته از همه تُهمتها و نابرابریها باز فراموشش نمی شود؛ مادر است، همسر است،راحت جان است ... زن زیباست ... زمانی که لطافت جسم و روحش را توأمان درک کردی ... زمانی که خرامیدنش را بین بازوانت فهمیدی ... زمانی که نداشته های خودت را به حساب ضعفش نگذاشتی ... آری زن زیبـــــاست...
ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ :
ﻓﺮﻕ ﺑﯿﻦ ﺷﻮﻕ ﻭ ﺍﺷﺘﯿﺎﻕ ﭼﻪ ﺑﺎﺷﺪ ؟
ﮔﻔﺖ :
ﺷﻮﻕ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﺍﺭﯼ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﯿﺮﺩ !
ﺍﻣﺎ ﺍﺷﺘﯿﺎﻕ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﺍﺭ ، ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﺍﻓﺰﻭﻥ
ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺯﻭﺍﻝ ﻧﭙﺬﯾﺮﺩ !!!
------------------------------
----------------------------------------
ﺑﺎ ﺗﻮ ﺳﺨﻦ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ ﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻮﺏ .
" ﺍﺷﺘﯿﺎﻕ . . . "
ﺍﯼ ﮐﻪ ﺟﺎﻧﻢ ﺍﺯ ﻏﻤﺖ ﺍﻧﺒﺎﺷﺘﯽ
ﺭﯾﺸﻪ ﺩﺭﺩﺕ ﺑﻪ ﺟﺎﻧﻢ ﮐﺎﺷﺘﯽ
ﺳﻮﺧﺘﻢ ، ﻣﺎﻧﺪﻡ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺕ ﻫﻤﭽﻮ ﻣﺮﺩ !!
ﮐﻮ ، ﮐﺠﺎﯾﯽ ، ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﮐﻮﻩ ﺩﺭﺩ !! ؟
ﺁﺗﺸﻢ ﺩﺭ ﺩﻝ ، ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺩﺭ ﺑﺮﻡ
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ، ﺁﺗﺶ ﺑﯿﺎﻓﺸﺎﻥ ﺑﺮ ﺳﺮﻡ
ﺟﺎﻥ ﺗﻮ ﺑﺮﺩﯼ ، ﺩﻋﻮﯼ ﺟﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ !!!
ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﺎ ، ﺑﯿﻢ ﻃﻮﻓﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ !!!!
ﺩﺭﺩ ﻭﯾﺮﺍﻧﮕﺮ ، ﺩﻟﻢ ﭘﺮ ﺧﻮﻥ ﺷﺪﻩ !
ﺍﺷﺘﯿﺎﻗﻢ ، ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺍﻓﺰﻭﻥ ﺷﺪﻩ !
ﯾﮏ ﺍﺷﺎﺭﺕ ، ﮔﺮ ﮐﻨﺪ ﻣﮋﮔﺎﻥ ﺗﻮ
ﮔﻢ ﺷﻮﻡ ، ﺩﺭ ﺟﻨﮕﻞ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ
این نوشته سروش صحت هم قشنگه: دوستی با بعضی آدم ها مثل نوشیدن چای کیسه ایست.
هول هولکی و دم دستی.
برای رفع تکلیف .
اما خستگیات را رفع نمیکنند.
دل آدم را باز نمیکند. خاطره نمیشود.
دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است.
پر از رنگ و بو.
این دوستیها جان می دهند برای خاطرههای دمِ دستی..
این چای خارجی را میریزی در فنجان،
مینشینی با شکلات فندقی میخوری و فکر میکنی خوشحالترین آدم روی زمینی.
فقط نمیدانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دو ساعت میشود رنگ قیر... سیاه ...
دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سرگل لاهیجان است.
باید نرم دم بکشد.
باید انتظارش را بکشی.
باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی.
باید صبر کنی.
آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی.
باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک.
خوب نگاهش کنی.
عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته، جرعه جرعه بنوشیاش و زندگی کنی...
زندگی تان پر از دوستان ناب,,,
در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.
خارپشتها وخامت اوضاع را دریافتند و تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب خود را حفظ کنند ...
ولی خارهایشان یکدیگررا زخمی میکرد با اینکه وقتی نزدیکتر بودند گرمتر میشدند ولی تصمیم گرفتند ازکنارهم دور شوند ولی با این وضع از سرما یخ زده می مردند ازاینرو مجبور بودند برگزینند: یا خارهای دوستان را تحمل کنند و یا نسلشان از روی زمین محو گردد...
دریافتند که باز گردند و گردهم آیند.
آموختند که با زخم های کوچکی که از همزیستی بسیار نزدیک با کسی بوجود می آید کنار بیایند
و زندگی کنند چون گرمای وجود آنها مهمتراست و این چنین توانستند زنده بمانند .
بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم آورد بلکه
آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنارآید و محاسن آنانرا تحسین نماید...
مردی جان خود را با شنا کردن از میان امواج خروشان و سهمناک رودخانه ای به خطر انداخت و پسر بچه ای را که بر اثر جریان آب به دریا رانده شده بود,از مرگ حتمی نجات داد.
پسر بچه پس از غلبه بر اضطراب و وحشت ناشی از غرق شدن رو به مرد کرد و گفت:از اینکه جان مرا نجات دادید,متشکرم...
مرد به چشمان پسر بچه نگریست و گفت:تشکر لازم نیست، پسرم فقط اطمینان حاصل کن که جانت ارزش نجات دادن را داشت ...
خب اونایی که بر اثر حادثه میمیرند جونشون ارزش نداشته ؟
یا نه خدا با مرگ و نجات افراد مختلف اهدا مختلفی داره ؟
به عبارت دیگه حکمت خداست ؟