تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: *متنهائی که بایدخواند*
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
خندیدن یک نیایش است.
اگر بتوانی بخندی ، آموخته ای که چگونه نیایش کنی
جدی نباش!
عبوس هرگز نمی تواند مذهبی باشد.
کسی که می تواند بخندد ، کسی که طنز آمیزی و تمامی بازی زندگی را
می بیند ، می خندد.
و در بطن همین خنده به اشراق خواهد رسید !
بگذار خنده ات خنده ای از ته دل باشد.
هنگامی که هرسلول بدن تو بخندد
هنگامی که هر بافت وجودت از شادی بلرزد ،
به آرامشی عظیم دست می یابی!
(یادت باشد !!!انسان های خندان و شاد به خداوند شبیه ترند!!)

نام ما را ننویسید، بخوانید فقط


سر این سفره گدا را بنشانید فقط


آمدم در بزنم، در نزنم می میرم


من اگر در زدم این بار نرانید فقط


میهمان منتظر دیدن صاحب خانه ست


چند لحظه بغل سفره بمانید فقط


کم کنید از سر من شرّ خودم را، یعنی


فقط از دست گناهم برهانید





...
فقط


حُرّم و چکمه سر شانه ام انداخته ام


مادرم را به عزایم ننشانید فقط


صبح محشر به جهنم ببریدم اما


پیش انظار گنهکار نخوانید فقط


پیش زهرا نگذارید خجالت بکشیم


گوشه ای دامن ما را بتکانید فقط


حقمان است ولی جان اباعبدالله


محضر فاطمه ما را نکشانید فقط


سمت آتش ببری یا نبری خود دانی


من دلم سوخته، گفتم که بدانید فقط


گر بنا نیست ببخشید، نبخشید اما


دست ما را به محرم برسانید فقط
گوش فرا می دهم به صدای ارامش....
گوش فرا می دهم به صدای سکوت.....
نبض زندگانی را احساس می کنم.......
و می نگرم که چگونه نسیم ساقه های طلایی گندم زار را به وجد می اورد
من می دانم زندگی جاریست وباید زندگی کرد
من می دانم که دانستن کافی نیست و باید تبدیل به یک باور شود
برای یک باور
قلبم در مقابل چشمانم بغض میکند و می شکند
ودر اسمان ابری چشمانم دوست دارم عبور کنم از تمام رازهای دنیایی
و فریاد سر دهم و عرش را به لرزه در اورم
و به خدا بگویم که من تشنه ام
یک جرعه تجلی می خواهم
تجلی یک باور
اروزیم اینست باورم بارور شود
و از پیلگی تنهایی وجودم رهایی یابم
وبا پروانگی این دل کوچک
به اوج اوج بزرگی خدا رسم
ودر حس جان او محبوسHeart

رهگذر
در روزگاری زندگی میکنیم که هرزگی مد است بی ابرویی کلاس است
مستی و دود تفریح است رابطه با نامحرم روشن فکری است گرگ بودن
رمز موفقیت است بی فرهنگی فرهنگ است پشت به ارزش ها واعتقادات
کردن نشانه رشد ونبوغ است
Heart
دانشجو موذن جامعه است، اگر خواب بماند نماز امت قضا میشود.

شهید بهشتی

گفتند حالا که «مرگ بر شاه» همه‌گیر شده؛ شعار جدید بدیم. «شاه زنازاده است، خمینی آزاده است».
آشفته شده‌ بود. گفت: رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید!!

در زندگی دنبال کسانی حرکت کنید که
هر چه به جنبه های خصوصی تر زندگی ایشان نزدیک شوید تجلی ایمان را بیشتر می بینید.
شهید بهشتی
سهراب سپهری

********************
منم زیبا
که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم
طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت
که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که
وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم
که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت
وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تو را از درگهم راندم؟
که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!
آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت.خالقت. اینک صدایم کن مرا.

با قطره ی اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را. با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟
بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن.

بدان آغوش من باز است
قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان. رهایت من نخواهم کرد



بسم الله الرحمن الرحیم

[تصویر: siw2ft_299.jpg]

خداوند در حدیث قدسی فرموده است:
«أنا عند المنكسرة قلوبهم» من كنار دل‌هاي شكسته‌ام
خب خداي سبحان همه‌ جا حضور دارد «أقرب إلينا من حبل الوريد» است، ﴿هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ﴾ است.امّا اگر دلي شكست و هيچ كس در آن دل راه پيدا نكرد خدا آنجا حاضر است چون وقتي دل بشكند هر چه غير خداست مي‌ريزد؛ اين كاسه كه پر از آب‌هاي آلوده است، وقتي شكست همه آب‌ها مي‌ريزد و كسي در آ‌نجا جا مي‌گيرد كه جا نخواهد! فرمود: «أنا عند المنكسرة قلوبهم» وقتي اين قلب شكست انسان در حال اضطراب مي‌بيند به هيچ كس توجّه ندارد چون مي‌داند از همه اينها بريده است و كاري از احدي ساخته نيست. اين قلبِ شكسته جا براي مهماني خداي سبحان است.

حضرت آیت الله جوادی آملی،درس اخلاق01/01/92
(۱۳/شهریور/۹۲ ۱۷:۲۷)رهگذر95 نوشته است: [ -> ]در روزگاری زندگی میکنیم که هرزگی مد است بی ابرویی کلاس است
مستی و دود تفریح است رابطه با نامحرم روشن فکری است گرگ بودن
رمز موفقیت است بی فرهنگی فرهنگ است پشت به ارزش ها واعتقادات
کردن نشانه رشد ونبوغ است
Heart


ضمن تشکر این متن پر مغز از کیست ؟
(۱۷/شهریور/۹۲ ۲۰:۲۵)شاهد نوشته است: [ -> ]
مناظره دکتر علی شریعتی و سهراب سپهری

دکتر شریعتی

**********

خدايا کفر نميگويم،
پريشانم،

در اين دنيا چه دشوار است،
چه رنجي ميکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…
دکتر علي شريعتي
دوست عزیز این شعر از استاد شریعتی نیست
این شعر از کتاب کفرنامه کارو هست
روزي دروغ به حقيقت گفت: مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا كنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد.

آن دو با هم به كنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد .

دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت .

از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود.
آدرس های مرجع