شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بعضی آدما مثل عکسا با بزرگتر کردنشون دچار افت کیفیت میشن...
سر قبر نشسته بودم ...
باران می آمد. روی سنگ قبر نوشته بود: شهید مصطفی احمدی روشن ....
از خواب پریدم.
مصطفی ازم خواستگاری کرده بود، ولی هنوز عقد نکرده بودیم.
بعد از ازدواج خوابم را برایش تعریف کردم.
زد به خنده و شوخی گفت : بادمجون بم آفت نداره...
ولی یه بار خیلی جدی ازش پرسیدم که :کی شهید می شی مصطفی؟ مکث نکرد، گفت :
سی-سالگی ...
باران می بارید شبی که خاکش می کردیم ...
" خاطره ای زیبا از زبان همسر شهید مصطفی احمدی روشن"
(۲۳/مرداد/۹۲ ۱۸:۱۸)zryy نوشته است: [ -> ]یاد قدیمها به خیر
بــرادر
روی دو پا می نشست تا قدش دوسانتــی بالا رود
تا خواهر زمیــن خورده اش
او را در آغوش بگیــرد
و مردانگــی ش را با قد کوچکش به رخ نامــردان بکشد !
حالا
بــرادر
در کوچه خلوت آغوشش را برای دختــر
غریبــه باز می کنــد
و
خواهرش در کوچه پشتــی
شانه به شانه ی پسر غریبــه
زمین می خــورد (!)
شعری که نوشتی گریه دارد
ﺩﺭ ﻫﺮ 3 ﺛﺎﻧﯿﻪ ﯾﮑﯽ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻩ ... 1 ، 2 ، 3 ﺍﻻﻥ ﯾﮑﯽ ﻣﺮﺩ!!!
ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻫﺎ ﺳﻬﻢ ﻣﺎﺳﺖ !!!
ﭘﺲ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ 3 ﺑﺮﺳﯿﻢ ﻗﺪﺭ ﻧﻌﻤﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭ ﺑﺪﻭﻧﯿﻢ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺑﺪﯼ ﺗﻮﺷﻪ ﺑﯿﻨﺪﻭﺯﯾﻢ ...
ﯾﮏ ... ﺩﻭ ... ﺳﻪ
![[تصویر: 31919434800239991942.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/31919434800239991942.jpg)
بسم الله الرحمن الرحیم
آدم اگر آدم شد، عالم عالم می شود. آدم اگر آدم شد، عالم آدم می شود. آدم اگر آدم شد، آدم عالم می شود. آدم اگر عالم شد، عالم عالم می شود. آدم اگر عالم شد، عالم آدم می شود. آدم اگر آدم شد، آدم آدم می شود. عالم اگر آدم شد، آدم آدم می شود. عالم اگر عالم شد، آدم عالم می شود. عالم اگر عالم شد، عالم آدم می شود. عالم اگر عالم شد، عالم عالم می شود
تابلو نقاش را ثروتمند کرد
شعر شاعر را به چند زبان ترجمه کرد
کارگردان جایزه ها را درو کرد
.
.
.
.
و هنوز سر همان چهار راه
واکس میزند کودکی که بهترین سوژه بود....
![[تصویر: 25120182843365230221.jpg]](http://upload7.ir/images/25120182843365230221.jpg)
امروز لفظ پاک "حزب الله"
گویا که در قاموس "روشنفکر" این قوم
دشنام سختی است!
اما من خوب یادم هست
روزی که "روشنفکر"
در کافههای شهر پر آشوب
دور از هیاهوها عرق میخورد
با جانفشانیهای جانبازان "حزب الله"
تاریخ این ملت ورق می خورد..
"شاعر شعر و شور و شعور؛ مرحوم سید حسن حسینی"
دردهای من
جامه
نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشتهی سخن
درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم دردهای من
نگفتنی
دردهای من نهفتنی است دردهای من
گرچه مثل
دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی
که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنهی شناسنامههایشان
درد
میکند من ولی تمام استخوان
بودنم
لحظههای سادهی سرودنم
درد میکند انحنای روح من
شانههای
خستهی غرور من
تکیهگاه بیپناهی دلم شکسته است
کتف گریههای
بیبهانهام
بازوان حس شاعرانهام
زخم خورده است دردهای پوستی کجا؟
درد
دوستی کجا؟ این سماجت عجیب
پافشاری
شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنهی
لجوج اولین قلم
حرف حرف درد
رادر دلم نوشته است
دست سرنوشت خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟ درد
رنگ و بوی غنچهی دل است
پس چگونه من رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا
کنم؟ دفتر مرا
دست درد میزند ورق
شعر تازهی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف میزنم؟ درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صداکنم؟
مرحوم قیصر امین پور
مصر هم مثل ایران از اقوام و مذاهب مختلف تشکیل شده !
مصر هم مثل ایران تاریخ غنی داره !
مصر هم مثل ایران اکثریت مردمش مسلمان هستند !
مصر هم مثل ایران کشور با قدمتی است !
ولی چطور شد که ایران توانست با کمترین خون ریزی بحران سال 88 رو جمع کنه ولی مصر با حداکثر خونریزی نمی تونه ... ؟!
اینجاست که خـدا را به خـاطـر نعمت ولايت فقيه سپاسگزاریم......
اسمان را خدا دریچه ای بیش خلق نکرد
دریچه ای که بوی خدا می دهد
دریچه ای که انسویش میتوان خدا را دید.....بهشت را دید......حقایق را دید...
اسمان را خدا شاید برای من دریچه ای افرید......
دریچه ای که در ان خدایم را می بینم.....
دریچه ای که هیچ وقت بسته نمی شود همیشه هست.....
همجا هست دریچه ای پر از ستاره دریچه ای پر از زیبایی دریچه ای پر از خدا.........:::