(۱۷/شهریور/۹۲ ۲۰:۲۵)شاهد نوشته است: [ -> ] مناظره دکتر علی شریعتی و سهراب سپهری
دکتر شریعتی
**********
خدايا کفر نميگويم،
پريشانم،
چه ميخواهي تو از جانم؟!
.
.
.
این شعر کفرآلود از "کارو" است.
برخورد آراء و افکار، نیازی به استفاده از چماق ندارد.
شهید بهشتی
آیا ما مراقب این هستیم که هریک از ما خودش را و اندیشه و فکرش را ترازوی منحصر به فرد حق و باطل قرار ندهد؟
شهید بهشتی
در جامعه ای که عبور از چراغ قرمز منع می شود چگونه با عبور از خط عفاف برخورد نمی شود؟.
شهید بهشتی
چاپلوسی شخصیت را میکشد و شخصیتهای دروغین اجتماعی را زنده میکند.
شهید بهشتی
هرکس بخواهد جلوی انتقاد سازنده را بگیرد از اسلام منحرف است.
شهید بهشتی
نقش قلب این است که بازتاب اندیشه را روی عواطف نشان میدهد.
شهید بهشتی
این روزها من خدای سکوت شده ام خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا
خط خطی نشود...
اینجا زمین است
اینجا زمین است رسم آدمهایش عجیب است
اینجا گم که میشوی بجای اینکه دنبالت بگردن
فراموشت میکنند!
نامت چه بود؟
آدم
فرزند؟
من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت
محل تولد؟
بهشت پاك
اینك محل سكونت؟
زمین خاك
آن چیست بر گرده نهادی؟
امانت است
قدت؟
روزی چنان بلند كه همسایه خدا،اینك به قدر سایه بختم به روی خاك
اعضاء خانواده؟
حوای خوب و پاك ، قابیل خشمناك ، هابیل زیر خاك
روز تولدت؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق
رنگت؟
اینك فقط سیاه ، ز شرم چنان گناه
چشمت؟
رنگی به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان
وزنت ؟
نه آنچنان سبك كه پرم دئر هوای دوست ... نه آ نچنان وزین كه نشینم بر این خاك
جنست ؟
نیمی مرا ز خاك ، نیمی دگر خدا
شغلت ؟
در كار كشت امیدم
شاكی تو ؟
خدا
نام وكیل ؟
آن هم خدا
جرمت؟
یك سیب از درخت وسوسه
تنها همین ؟
همین !!!!
حكمت؟
تبعید در زمین
همدست در گناه؟
حوای آشنا
ترسیده ای؟
كمی
ز چه؟
كه شوم اسیر خاك
آیا كسی به ملاقاتت آمده؟
بلی
كه؟
گاهی فقط خدا
داری گلایه ای؟
دیگر گلایه نه؟، ولی...
ولی چه ؟
حكمی چنین آن هم یك گناه!!؟
دلتنگ گشته ای ؟
زیاد
برای كه؟
تنها خدا
آورده ای سند؟
بلی
چه ؟
دو قطره اشك
داری تو ضامنی؟
بلی
چه كسی ؟
تنها كسم خدا
در آ خرین دفاع؟
می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا...
خداوند به موسی (علیه السلام) وحی نمود:
همانا کسی که به پدر و مادر نیکی کند و مرا رها کند، اسم وی را نیکوکار بنویسم و کسی که مرا نیکی کند و پدر و مادرش را واگذارد ،وی را عاق نویسم...
به نام خدا
.قَال عليه السلام : كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لاَ ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ، وَلاَ ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ
امام عليه السلام فرمود:
.در فتنه ها همچون شتر كم سن و سال باش!نه پشتى كه سوار شوندو نه پستانى كه بدوشند.
.وقَالَ عليه السلام : أَزْرَىبِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ، وَرَضِيَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ ضُرَّهُ، وَهَانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَيْهَا لِسَانَهُ
.هر كس«طمع»در درون داشته باشد خود را حقير كرده.و كسيكهناراحتيهايش را فاش كند بذلتخويش راضى شده.و كسى كه زبانش رابر خود امير كند شخصيتخود را پايمال كرده است.
قَال عليه السلام : وَالْبُخْلُ عَارٌ، وَالْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ، وَالفَقْرُ يُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ، وَالْمُقِل ُ غَرِيبٌ فِي بَلْدَتِهِ،
. «بخل»ننگ است و«ترس»نقصان،و«فقر»شخص زيرك را از بيان دليلش گنك مى سازد.و شخصى كه فقير است در شهرش نيز غريب است.
قَال عليه السلام الْعِلْمُ وِرَاثَه كَرِيمَةٌ، وَالاََْدَبُ حُلَلٌ مُجَدَّدَةٌ، وَالْفِكْرُ مِرْآةٌ صَافِيَةٌ،
.«علم»ميراث گرانبهائى است و«آداب»لباس فاخر زينتى است و«فكر»آئينه اى است صاف.
قَال عليه السلام َصَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ، وَالْبَشَاشَةُ حِبَالَةُكك الْمَوَدَّةِ، وَالاِْحْتِمالُقَبْرُ العُيُوبِ. الْمُسَالَمَةُ خَبْءُ الْعُيُوبِ، وَمَنْ رَضِيَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السَّاخِطُ عَلَيْهِ
[b] "سينه شخص عاقل»صندوق اسرار او است،و«خوشروئى»دام محبت است و«تحمل ناراحتى ها»قبر عيوب است.
وقال عليه السلام : إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّكَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْه
هنگامى كه بر دشمنت پيروز شدى عفو را شكرانه اين پيروزى قرارده.
وقال عليه السلام : مَنْ ضَيَّعَهُ الاََْقْرَبُ أُتِيحَ لَهُالاََْبْعَدُ.
كسى كه نزديكانش او را رها سازند،آنها كه دورند او رامى برند(و ياريش مىكنند.)
فی امان الله
آدمیـــزاد موجود عجیبیست ..
صد وبیست و چهـــار هزار پیـــــامبر كفایتش نكرد
اما یك
شیــــطان....!!