تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: *متنهائی که بایدخواند*
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید

آتشي نمى سوزاند "ابراهيم" را ،

و دريايى غرق نمي کند "موسى" را ؛

کودکي، مادرش او را به دست موجهاى "نيل" مي سپارد ،

تا برسد به خانه ي فرعونِ تشنه به خونَش ؛

ديگري را برادرانش به چاه مى اندازند ،

سر از خانه ي عزيز مصر درمي آورد !

مکر زليخا زندانيش مي کند ،

اما عاقبت بر تخت ملک مي نشيند...

از اين "قِصَص" قرآنى هنوز هم نياموختي؟!

که اگر همه ي عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند ،

و خدا نخواهد ؛

نمي توانند ...

او که يگانه تکيه گاه من و توست !

پس ؛

به "تدبيرش" اعتماد کن ،

به "حکمتش" دل بسپار ،

به او "توکل" کن ؛

و به سمت او "قدمي بردار" ،

تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشيني...


دلـــت کـه گـرفــت ،

ديگر مـنـتِ زميـــن را نــکـش !

راهِ آسمـان بـاز است ...

پر بکش !

او هميشه آغوشش باز است ،

نگفته تو را مي خواند ...


به او "توکل" کن ؛

و به سمت او "قدمي بردار" ،

تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشيني...

فَتَوَکَّل عَلَی الحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوت
كاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم كرد




كاش مي شد با نگاه شاپرك عشق را بر آسمان تفهيم كرد





كاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز كرد



كاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز كرد





كاش مي شد با نسيم شا مگاه برگ زرد ياس ها را رنگ كرد



كاش مي شد با خزان قلب ها مثل دشمن عاشقانه جنگ كرد




كاش مي شد در سكوت دشت شب ناله ي غمگين باران را شنيد


بعد ، دست قطره ها يش را گرفت تا بها ر آرزوها پر كشيد




كاش مي شد مثل يك حس لطيف لابه لاي آسمان پرنور شد


كاش مي شد چا در شب را كشيد از نقاب شوم ظلمت دور شد



كاش مي شد از ميا ن ژاله ها جرعه اي از مهر با ني را چشيد


در جواب خوبها جان هديه داد سختي و نا مهرباني را شنيد
قیمت تو به اندازه خواست توست،اگر خدا را بخواهی،قیمت تو بی نهایت است و اگر دنیا را بخواهی،قیمت تو همان است که خواسته ای
شیخ رجبعلی خیاط
يك دختر خانم زيبا خطاب به رئيس شركت امريكائي ج پ مورگان نامه‌اي بدين مضمون نوشته است:

مي‌خواهم در آنچه اينجا مي‌گويم صادق باشم. من 24 سال دارم. جوان و
بسيار زيبا، خوش‌اندام، خوش هیکل، خوش بیان، دارای تحصیلات آکادمیک و
مسلط به چند زبان دنیا هستم. آرزو دارم با مردي با درآمد سالانه 500 هزار
دلار يا بيشتر ازدواج كنم. شايد تصور كنيد كه سطح توقع من بالاست، اما
حتي درآمد سالانه يك ميليون دلار در نيويورك هم به طبقه متوسط تعلق دارد
چه برسد به 500 هزار دلار. خواست من چندان زياد نيست. آیا مردی با درآمد
سالانه 500 هزار دلاري وجود دارد؟ آيا شما خودتان ازدواج كرده‌ايد؟ سئوال
من اين است كه چه كنم تا با اشخاص ثروتمندي مثل شما ازدواج كنم؟
چند سئوال ساده دارم:
1- پاتوق جوانان مجرد و پولدار كجاست؟
2- چه گروه سني از مردان به كار من مي‌آيند؟
3- معيارهاي شما براي انتخاب زن كدامند؟


و اما جواب مدير شركت مورگان:

نامه شما را با شوق فراوان خواندم. در نظر داشته باشيد كه دختران
زيادي هستند كه سئوالاتي مشابه شما دارند. اجازه دهيد در مقام يك
سرمايه‌گذار حرفه‌اي موقعيت شما را تجزيه و تحليل كنم :
درآمد سالانه من بيش از 500 هزار دلار است كه با شرط شما همخواني
دارد، اما خدا كند كسي فكر نكند كه اكنون با جواب دادن به شما، وقت خودم
را تلف مي‌كنم. از ديد يك تاجر، ازدواج با شما اشتباه است، دليل آن هم
خيلي ساده است: آنچه شما در سر داريد مبادله منصفانه "زيبائي" با "پول"
است. اما اشكال كار همينجاست: زيبائي شما رفته‌رفته بعد ده سال آرام آرام
به کل محو مي‌شود اما پول من، در حالت عادي بعيد است بر باد رود. در
حقيقت، درآمد من سال به سال بالاتر خواهد رفت اما زيبائي شما نه و چین و
چروک و پیری زود رس زنانه جایگزین این زیبائی خواهد گردید و اثری از این
جوانی و زیبائی باقی نخواهد ماند. از نظر علم اقتصاد، من يك "سرمايه رو
به رشد" هستم اما شما يك "سرمايه رو به زوال". به زبان وال‌استريت، هر
تجارتي "موقعيتي" دارد. ازدواج با شما هم چنين موقعيتي خواهد داشت. اگر
ارزش تجارت افت كند عاقلانه آن است كه آن را نگاه نداشت و در اولين فرصت
به ديگري واگذار كرد و اين چنين است در مورد ازدواج با شما. بنابراین هر
آدمي با درآمد سالانه 500 هزار دلار نادان نيست که با شما ازدواج کند به
همین دلیل ما فقط با امثال شما قرار مي‌گذاريم و استفاده می کنیم اما
ازدواج نه هرگز.

اما اگر شما علاوه بر جوانی و زیبائی کالایی داشته باشید که مثل
سرمایه من رو به رشد باشد و یا حداقل نفع آن از من منقطع نشود. کالاهایی
با ارزش مثل "انسانیت، پاکدامنی، شعور، اخلاق، تعهد، صداقت، وفاداری،
حمایت، دوست داشتن، عشق و ... " آن وقت احتمالا این معامله برای من هم
سود فراوانی خواهد داشت چون ممکن است من حتی فاقد دارایی هایی با ارزش با
مشخصات شما باشم و برای داشتن آنها پول زیادی خرج کنم.
چون بعد چند مدت از ازدواج، بیش از زیبائی، اندام و هیکل، مواردی که
بیان کردم برای زندگی مشترک لازم بوده و من شدیدا به آنها نیاز پیدا
خواهم کرد.
در هر حال به شما پيشنهاد مي‌كنم كه قيد ازدواج با آدمهاي ثروتمند را بزنيد.
بجاي آن شما خودتان مي‌توانيد با کمی تفکر و تلاش و با داشتن درآمد
سالانه 500 هزار دلاري، فرد ثروتمندي شويد. اينطور، شانس شما بيشتر خواهد
بود تا آن كه يك پولدار احمق را پيدا كنيد.
اميدوارم اين پاسخ كمكتان كند.

امضا رئيس شركت ج پ مورگان
هر مصنوعی صانعش را نشان می‎دهد. به هر چیزی نگاه کنی، سازنده‎ی آن را یاد می‎کنی. قالی را می‎بینی، می‎گویی عجب قالی‎بافی داشته است. ساختمان را می‎بینی، می‎گویی عجب معماری داشته است. خودت را چه؟ اگر خودت را هم جلوی آیینه نگاه کنی، یاد خدا می‎افتی...
محمداسماعیل دولابی
بدانید که زندگی دنیا بازی و سرگرمى و آرايش و فخرفروشى شما به یکدیگر و رقابت در افزایش اموال و فرزندان است . همانند باراني كه محصولش كشاورزان را در شگفتي فرو مي‏برد ، سپس خشك مي‏شود به گونه‏اي كه آن را زرد رنگ مي‏بيني،‌سپس خس و خاشاک گردد ... زندگانى دنيا جز كالاى فريبنده نيست.

حدید آیه 20
با بچه ها، با اطمینان رفتار کنید تا قابل اطمینان بار بیایند، و قابل اطمینان شوند.

پروفسور حسابی

قضاوت و پیش داوری درباره ی یک شخص مشخص نمی کند که او کیست ،

مشخص می کند که شما کیستید!


آدرس های مرجع