تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: *متنهائی که بایدخواند*
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم

هفت مزیت امت اسلام نسبت به دیگر امت ها

از امام حسین علیه السلام نقل شده که جمعی از یهود خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم رسیدند اعلم آنها مسائلی پرسید از جمله گفت:آن هفت مزیتی که خداوند تنها به تو و امتت داده چیست؟

پیامبر فرمودند:۱-سوره ی حمد ۲-اذان ۳-جماعت در مسجد و روز جمعه ۴-نماز میت ۵ -بلند خواندن سه نماز ۶ -تخفیف عبادات در حال مرض و سفر ۷-شفاعت برای اهل گناهان کبیره از امت


اعلم یهود گفت:راست گفتی.




--------------------------------------------

متن کامل ارسال #389
سلوک خردمندانه




[تصویر: 46349027160320270137.jpg]




کاش روزی بنویسند به بقیــــع
یک فراخوان کمک،طرح احداث ضریح

کاش روزی بنویسند به بقیـــــع
جایزه،فرشچیان،یک قطعه عقیق!

کاش روزی بنویسند به بقیــــع
کارگران مشغولند، کار احداث ضریح

کاش روزی بنویسند به بقیــــــع
چند روز مانده به اتمام ضریـــــح

کاش روزی بنویسند به بقیـــــع
مهدی فاطمه(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آید به تماشای ضریح

کاش روزی بنویسند به بقیـــــع
عید امسال، نماز ،صحن عتیق

کاش روزی بنویسند به بقیــــــع
فلش راهنما، مرقد زهرای شفیع



پ.ن: هرچقدر احساس خوب و پاکی بهت دست داد برا سلامتی شاعر این اثر صلواتی مرحمت فرمایید...
بانوی محجبه ای در یکی از سوپرمارکت‌های زنجیره‌ای در فرانسه خرید می‌کرد؛ خریدش که تموم شد برای پرداخت رفت پشت صندوق. صندق‌دار یک خانم بی‌حجاب و اصالتاً عرب بود.

صندوق‌دار نگاهی از روی تمسخر بهش انداخت و همینطور که داشت بارکد اجناس را می‌گرفت اجناس او را با حالتی متکبرانه به گوشه میز می‌انداخت. اما خانم باحجاب ما که روبنده بر چهره داشت خونسرد بود و چیزی نمی‌گفت و این باعث می‌شد صندوقدار بیشتر عصبانی بشه ! بالاخره صندوق‌دار طاقت نیاورد و گفت: «ما اینجا توی فرانسه خودمون هزار تا مشکل و بحران داریم این نقابی که تو روی صورتت داری یکی از همین مشکلاته که عاملش تو و امثال تو هستید! ما اینجا اومدیم برای زندگی و کار نه برای به نمایش گذاشتن دین و تاریخ! اگه می‌خوای دینت رو نمایش بدی یا روبنده به صورت بزنی برو به کشور خودت و هر جور می‌خوای زندگی کن!»

خانم محجبه اجناسی رو که خریده بود توی نایلون گذاشت، نگاهی به صندق‌دار کرد… روبنده را از چهره برداشت و در پاسخ خانم صندوق‌دار که از دیدن چهرهٔ اروپایی و چشمان رنگین او جا خورده بود گفت: «من جد اندر جد فرانسوی هستم…این دین من است . اینجا وطنم…شما دینتون را فروختید و ما خریدیم.
.
من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم....

اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم....

بر لب کلبه محصور دلم

من در این خلوت خاموش سکوت

اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم...

اگر از هجر تو آهی نکشم تک تنها به خدا می شکنم...

به خدا می شکنم...

من به آمار زمین شک دارم

چه کسی گفته که این سطح پر از آدمهاست؟

اگر این شهر پر از ادمهاست

پس چرا یوسف زهرا تنهاست؟؟؟
تخت جمشید
تخت جمشید یا پارسه که در شهرستان مرودشت در شمال استان فارس واقع است، نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که طی سالیان پیوسته، پایتخت مجلل و تشریفاتی امپراتوری ایران در زمان امپراتوری هخامنشیان بوده‌ است.
در این شهر باستانی، مجموعه کاخ‌هایی به نام تخت جمشید وجود دارد که در دوران زمامداری داریوش بزرگ، خشایارشا و اردشیر اول بنا شده ‌است و به مدت حدود ۵۰ سال، مرکزی برای برگزاری مراسم آیینی و جشن‌ها مخصوصاً نوروز بوده ‌است. تخت جمشید با نام‌های پارسه، هزارستون، چهل منار و پرسپولیس نیز معروف است.
بنیانگذار تخت جمشید داریوش بزرگ بود، البته پس از او پسرش خشایارشا و نوه‌اش اردشیر یکم با گسترش این مجموعه به بزرگی آن افزودند. بسیاری از اطلاعات موجود که در مورد تاریخ هخامنشیان و فرهنگ آنها در دسترس است به خاطر سنگ‌نبشته‌هایی است که در این کاخ‌ها و بر روی دیواره‌ها و لوحه‌های آن حکاکی شده ‌است. باور تاریخدانان بر این است که اسکندر مقدونی سردار یونانی در ۳۳۰ پیش از میلاد، به ایران حمله کرد و تخت جمشید را به آتش کشید و احتمالاً بخش عظیمی از کتابها، فرهنگ و هنر هخامنشی را با اینکار نابود نمود.
با این‌حال ویرانه‌های این مکان هنوز هم در شهرستان مرودشت در استان فارس برپا است و باستان شناسان از ویرانه‌های آن نشانه‌های آتش و هجوم را بر آن تأیید می‌کنند. این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است.
[تصویر: hhi1067.jpg]
[تصویر: hhi1066.jpg]
دیوار چین
این دیوار در نقشه جغرافیایی چین ۷۰۰۰ کیلومتر امتداد یافته است. این اثر سال ۱۹۸۷ در "فهرست میراث جهانی" ثبت شد. این ادعا که این دیوار تنها پدیده انسانی است که از فضا قابل رویت می باشد، بارها تکذیب شده است ولی هنوز در باور عوام جا دارد.
تاریخ ساخت دیوار چین به قرن ۹ قبل از میلاد باز می گردد. حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیت های شمالی، برجهای آتش برای خبر رسانی و یا قلعه های مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد.
در دوره حکمرانی سلسله های بهار و پاییز و کشورهای جنگجو، میان دوک ها جنگ بر پا شد و کشورها با استفاده از کوه های مرزی به ساخت دیوار پرداختند تا سال ۲۲۱ قبل از میلاد، امپراتور چین شی خوان پس از به وحدت رساندن چین، دیوارهای دوک ها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای شمالی بر روی کوه ها درآمد. او می خواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری کند.
[تصویر: hhi1065.jpg]
[تصویر: hhi1064.jpg]
اهرام مصر
مجموعه اهرام جیزه نام مجموعه اهرام تاریخی ساخته شده در دوران مصر باستان است که در حاشیه شمالی شهر قاهره کنونی واقع شده است. هرم بزرگ جیزه یکی از اهرام در مجموعه اهرام جیزه و تنها بازمانده عجایب هفت گانه جهان محسوب می شود.
قدمت اهرام جیزه به سلسله چهارم مصر می رسد که نام های آنها عبارتند از هرم خوفو، هرم خفره و هرم منکور. که خوفو بزرگترین شان و یکی از عجایب هفت گانه است.
[تصویر: hhi1063.jpg]
[تصویر: hhi1062.jpg]
تاج محل
آرامگاه زیبا و باشکوهی است که در نزدیکی شهر اگرا و در ۲۰۰ کیلومتری جنوب دهلی نو پایتخت هند واقع شده است.
این بنا به دستور شاه جهان، پنجمین امپراتور گورکانی هند به منظور یادبود همسر ایرانی محبوبش ممتاز محل که در سال ۱۶۳۱ ( میلادی ) به هنگام وضع حمل فوت کرد بنا شده است. شاه بنا به وصیت همسرش تصمیم گرفت با ساخت بنایی زیبا، مجلل و عظیم، همسرش را جاودانه کند. از این رو آرامگاهی زیبا بر روی قبر او بنا نهاد.
[تصویر: hhi1061.jpg]
[تصویر: hhi1060.jpg]
ماچو پیچو
به معنی قله قدیمی، یک محوطه باستانی به جا مانده از آثار دوره اینکاها می باشد که در ارتفاع ۲٬۴۳۰ متری از سطح دریا در دامنه کوه در بالای دره اوروباما در کشور پرو و در ۷۰ کیلومتری شمال کوسکو قرار گرفته است. اغلب اوقات از آن به عنوان "شهر گمشده اینکاها" یاد می شود. ماچو پیچو احتمالأ شناخته شده ترین نماد امپراتوری اینکاها می باشد.
این شهر در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی ساخته شده و صدها سال پیش در زمان فتح اینکاها توسط اسپانیایی ها متروک شده است. برای قرن ها فراموش شده بود و به جز عده ای از مردم محلی کسی از آن نامی به خاطر نداشته است.
این اثر در سال ۱۹۱۱ میلادی توسط هیرام بینگهام، تاریخ شناس آمریکایی به جهانیان معرفی شد. پس از آن، ماچو پیچو به یکی از مناطق جذب توریست تبدیل شد و در سال ۱۹۸۱ میلادی در فهرست آثار کشور پرو و در سال ۱۹۸۳ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته می شود.
[تصویر: hhi1059.jpg]
[تصویر: hhi1058.jpg]
[تصویر: hhi1057.jpg]
انگکور وات
انگکور وات نام مجموعه ای از معابد است که در اوایل سده دوازدهم برای شاه سوریاوارمان دوم در انگکور در کامبوج ساخته شد تا پرستشگاه حکومتی و پایتخت او قرار گیرد. این معبد که در ابتدا معبدی هندو بود و به ویشنو، خدای هندیان تقدیم شده بود پس از ورود آیین بودا به معبدی بودایی بدل شد. انگکور وات که تا به امروز به خوبی حفظ شده است هنوز هم تنها پرستشگاهی است که از زمان ساختش تا کنون به عنوان یک مرکز مذهبی استفاده می شود.
این معبد بزرگترین بنای مذهبی در جهان است و معماری اصیل خمری را می توان در آن مشاهده نمود. انگکور وات که اصلی ترین جاذبه گردشگری کامبوج است، نشان ملی آن کشور نیز به شمار می آید و طرح آن بر روی پرچم کامبوج نیز نقش بسته است.
"انگکور وات" ترکیبی امروزی به معنای "پرستشگاه شهر" است. "انگکور" شکل بومی کلمه نوکور است که از واژه سانسکریت ناگارا به معنای پایتخت یا شهر گرفته شده و "وات" نیز واژه خمری برای معبد است. پیشتر این معبد به نام Preah Pisnulok شناخته می شد که لقب پس از مرگ بنیان گذارش شاه سوریاوارمان دوم بود.
[تصویر: hhi1056.jpg]
[تصویر: hhi1055.jpg]
شهر ممنوعه
شهری قدیمی در منطقه پکن، پایتخت کشور چین است و یکی از مهمترین دیدنی های تاریخی این کشور به شمار می آید. شهر ممنوعه به روایتی وسیع ترین و کامل ترین مجموعه معماری چوبی در جهان به شمار می رود.
احداث شهر ممنوعه در سال ۱۴۰۶ میلادی با دستور جو دی دومین امپراتور سلسله مینگ آغاز گردید و ظرف ۱۴ سال ساخته شد. تا سال ۱۹۱۱ میلادی و نابودی سلسله چینگ ( قریب ۵۰۰ سال ) جمعا ۲۴ امپراتور در این شهر ممنوعه اقامت کرده و بر چین فرمان رانده اند. از سال ۱۹۲۴ بازدید از این مجموعه به عنوان کاخ موزه برای عموم آزاد گردید و ممنوعه بودن آن پایان پذیرفت.
این اثر نادر با ساختگاهی مستطیل شکل مساحتی حدود ۷۲ هکتار را در برمی گیرد. ابعاد آن ۹۶۱ متر طول در امتداد شمال به جنوب و ۷۵۳ متر عرض در امتداد شرق به غرب است. دیواری با ارتفاع ۱۰ متر و خندقی با عرض ۵۲ متر دورتا دور مجموعه را فراگرفته است.
دیوار در هر ضلع خود یک دروازه را جای داده است. بر روی ضلع جنوبی "دروازه نیمروز" ( Meridian Gate ) و بر روی ضلع شمالی "دروازه نیروی ایزدی" ( Gate of Divine Might ) قرار دارد. دیوارها ضخیم هستند و طوری طراحی شده اند که در برابر آتش توپخانه آن زمان مقاومت کنند.
[تصویر: hhi1054.jpg]
[تصویر: hhi1053.jpg]
معابد باگان پاگودا
مجموعه معابد بودایی است که مربوط به قرن 11 تا 13 میلادی است و در بخش ماندالایِ برمه واقع شده است. مساحتش 41 کیلومتر مربع می باشد و از چندین معبد مختلف تشکیل شده است.
[تصویر: hhi1052.jpg]
[تصویر: hhi1051.jpg]
معبد کارناک
معبد بسیار بزرگی در کنار رود نیل است که کانون مذهبی مصریان در زمان مصر قدیم بوده است. به این دلیل کارناک نامیده شده، چون توسط دهکده ای جدید به همین نام دربر گرفته شده. از چندین معبد مختلف و همینطور رودخانه مقدس تشکیل شده. به عنوان بزرگترین مجموعه تاریخیِ مذهبی شناخته شده است.
[تصویر: hhi1050.jpg]

تئوتیهواکان
نام مکان باستانی بزرگی است در حوزه آبگیر مکزیک که بزرگترین هرم هایی که پیش از درون شد اسپانیاییان بدین سرزمین ساخته شده است در آن جای دارد. تئوتیهواکان از نیمه نخست هزارهٔ یکم در اوج و بزرگترین شهر قاره آمریکا پیش از اکتشاف این قاره به دست اروپاییان بود. در اوج خود این شهر ۱۰۰ هزار نفر را در خود جای می داده است. این شهر بر سراسر آمریکای میانه نفوذ داشته است. مردمان آن به احتمال از گروه های نژادی ناهوا، اتمی و توتوناک بوده اند.
این بخش تاریخی امروزه در شهرداری سن خوان در ایالت مکزیکو جای گرفته است و در حدود ۴۰ کیلومتری شمال خاوری شهر مکزیکو. این بخش تاریخی ۸۳ کیلومتر مربع گستردگی دارد و از ۱۹۸۷ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت است.
[تصویر: hhi1068.jpg]
منبع: rozanehonline.com
بسم الله الرحمن الرحیم



تو دنیای به این "کوچیکی!" هیچ چیز بهتر از خدا بهت کمک نمیکنه
......................

فقط تو همین "3کلمه" پر از "بزرگیه"

خدا



به شیطان گفتم: "لعنت بر شیطان"
لبخند زد...
پرسیدم: "چرا می خندی؟"
پاسخ داد: از حماقت تو می خندم"
پرسیدم: "مگر چه كرده ام؟"
گفت: "مرا لعنت می كنی در حالیكه هیچ بدی ای به تو نكرده ام"
با تعجب پرسیدم: "پس چرا زمین می خورم؟"
جواب داد: "نفس تو ماتند اسبی وحشی ست كه هنوز آنرا رام نكرده ای و به همین دلیل است كه تو را زمین می زند."
پرسیدم: "پس تو چكاره ای؟"...پاسخ داد
هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسبت خواهم آمد
فعلا" برو سواری بیاموز

"خیلی سخته!چهارده پونزده ساعت آدم نه آب بخوره نه غذا؟توی این گرما؟هرجور
فکرمی کنم می بینم نمی شه،نمی تونم!"
"راست می گی خانوم جواهری جون!منم که زخم معده دارم.دکترم هیچی سرش
نمی شه،می گفت:می تونی روزه بگیری.بهش گفتم: من که نمی تونم،شمارو
نمی دونم!نذاشتم هیچ کدوم ازبچه هام هم روزه بگیرن.گناه دارن بیچاره هابااین گرما!"
همین موقع که دوهمسایه طبقه بالا مشغول حرف زدن بودند،باصدای اذان،مائده دخترک
نه ساله همسایه طبقه پایین،یک دانه خرما در دستش گرفته بودودلش نمی آمدروزه
طولانی اش رابازکند!!!


[تصویر: 1217_710.jpg]
نامت چه بود؟
آدم
فرزند؟
من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت

محل تولد؟
بهشت پاك

اینك محل سكونت؟
زمین خاك

آن چیست بر گرده نهادی؟
امانت است

قدت؟
روزی چنان بلند كه همسایه خدا،اینك به قدر سایه بختم به روی خاك

اعضاء خانواده؟
حوای خوب و پاك ، قابیل خشمناك ، هابیل زیر خاك

روز تولدت؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق

رنگت؟
اینك فقط سیاه ، ز شرم چنان گناه

چشمت؟
رنگی به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان

وزنت ؟
نه آنچنان سبك كه پرم در هوای دوست ... نه آ نچنان وزین كه نشینم بر این خاك

جنست ؟
نیمی مرا ز خاك ، نیمی دگر خدا

شغلت ؟
در كار كشت امیدم

شاكی تو ؟
خدا

نام وكیل ؟
آن هم خدا

جرمت؟
یك سیب از درخت وسوسه

تنها همین ؟
همین
!!!!
حكمت؟
تبعید در زمین

همدست در گناه؟
حوای آشنا

ترسیده ای؟
كمی

ز چه؟
كه شوم اسیر خاك

آیا كسی به ملاقاتت آمده؟
بلی

كه؟
گاهی فقط خدا

داری گلایه ای؟
دیگر گلایه نه؟، ولی...

ولی چه ؟
حكمی چنین آن هم یك گناه!!؟

دلتنگ گشته ای ؟
زیاد

برای كه؟
تنها خدا

آورده ای سند؟
بلی

چه ؟
دو قطره اشك

داری تو ضامنی؟
بلی

چه كسی ؟
تنها كسم خدا

در آ خرین دفاع؟
می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا
وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَالدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ


دیروز شیطان را دیدم ، در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود ، فریب می فروخت. مردم دورش جمع شده بودند. هیاهو می کردند و هول می زدند و بیشتر می خواستند. توی بساطش همه چیز بود غرور ، حرص ، دروغ ، جاه طلبی ... . هرکس چیزی میخرید و در ازایش چیزی می داد. بعضی ها تکه ای از قلبشان را و بعضی پاره ای از روحشان را. بعضی ایمانشان را می دادند و بعضی آزادگی را.

شیطان می خندید و دهانش بوی گند جهنم می داد. حالم را به هم می زد. دلم می خواست همه ی نفرتم را توی صورتش تف کنم. انگار ذهنم را خواند . موذیانه خندید و گفت: من با کسی کاری ندارم و آرام نجوا می کنم . نه قیل و قال میکنم نه کسی را مجبور می کنم که چیزی از من بخرد.

می بینی ! آدم ها خودشان دور من جمع می شوند. آن وقت سرش را نزدیک آورد و گفت : البته تو با آن ها فرق می کنی . تو زیرکی و مومن . زیرکی و مومنی آدم را نجات می دهد.این ها ساده اند و گرسنه و به جای هر چیزی فریب می خورند.

از شیطان بدم می آمد . اما حرف هایش شیرین بود . گذاشتم حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت. ساعت ها کنار بساطش نشستم. تا اینکه چشمم به جعبه ی عبادت افتاد که لا به لای چیزهای دیگر بود. دور از چشم شیطان آن را برداشتم و در جیبم گذاشتم و با خود گفتم بگذار یک بار هم که شده کسی چیزی از شیطان بدزد. بگذار یک بار هم او فریب بخورد.

به خانه آمدم و در کوچک جعبه را باز کردم. توی آن اما از غرور چیزی نبود. جعبه از دستم افتاد و غرور توی اتاق پخش شد فریب خورده بودم ، فریب.دستم را روی قلبم گذاشتم ، قلبم نبود. فهمیدم که آن را کنار بساط جا گذاشته ام . تمام راه را دویدم ، تمام راه لعنتش کردم ، تمام راه خدا خدا کردم . می خواستم یقه ی نامردش را بگیرم عبادت دروغیش را به سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم. به میدان رسیدم اما شیطان نبود . او رفت. داشتم های های گریه می کردم. اشک هایم که تمام شد بلند شدم تا بی دلیم را با خود ببرم . صدایی شنیدم صدای قلبم را و همان جا بی اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم به شکرانه ی قلبی که پیدا شده بود.



آدرس های مرجع