۱۳/آبان/۹۲, ۱:۲۸
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73
۱۳/آبان/۹۲, ۱:۳۴
با تشکر از همه ی دوستان عزیز که دلنوشته هاو جملات بسیار زیبایی را بیان میفرمایند .
یه پیشنهاد داشتم : دلنوشته و اشعار و جملات به جای خود . بهتر نیست از کمالات و فضایل و اهداف آن بزرگواران و شرح واقعه کربلا ( در وسع و محیط تاپیک ) و . . . هم صحبتی داشته باشیم . مطمئنم که در این مورد دوستان گفته ها و نوشته های بسیاری تو ذهن و دلشون هست و در کنار این مطالب خیلی بهتر خواهد بود .
یه پیشنهاد داشتم : دلنوشته و اشعار و جملات به جای خود . بهتر نیست از کمالات و فضایل و اهداف آن بزرگواران و شرح واقعه کربلا ( در وسع و محیط تاپیک ) و . . . هم صحبتی داشته باشیم . مطمئنم که در این مورد دوستان گفته ها و نوشته های بسیاری تو ذهن و دلشون هست و در کنار این مطالب خیلی بهتر خواهد بود .
۱۳/آبان/۹۲, ۱:۴۱
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله على عظيم رزيتي
![[تصویر: phoca_thumb_l_003.jpg]](http://www.bahjat.org/images/phocagallery/imam-hussain/thumbs/phoca_thumb_l_003.jpg)
تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است
همواره مرا کوی خرابات مقام است....................
الحمد لله على عظيم رزيتي
تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است
همواره مرا کوی خرابات مقام است....................
۱۳/آبان/۹۲, ۳:۴۸
بارد چه؟ خون!
كه؟ ديده،
چه سان؟ روز و شب!
چرا؟ از غم،كدام غم؟ غم سلطان كربلا!
نامش چه بد؟ حسين! ز نسل كه؟ از على!
مامش كه بود؟ فاطمه! جدش كه؟ مصطفى
چون شد؟ شهيد شد! به كجا؟ دشت ماريه
كى؟ عاشر محرم! پنهان؟ نه،بر ملا
شب كشته شد؟ نه،روز، چه هنگام؟ وقت ظهر
شد از گلو بريده سرش؟ نى،نى،از قفا!
سيراب كشته شد؟ نه! كسى آبش نداد؟ داد!
كه؟ شمر، از چه چشمه! از سر چشمه فنا!
مظلوم شد شهيد؟ بلى! جرم داشت؟نه!
كارش چه بد؟هدايت! يارش كه بد؟خدا
اين ظلم را كه كرد؟ يزيد!
اين يزيد كيست؟ ز اولاد هند، از چه كس؟ از نطفه زنا
خود كرد اين عمل؟ نه، فرستاد نامهاى،
نزد كه؟ نزد زاده مرجانه دغا
ابن زياد، زاده مرجانه بد؟ نعم
از گفته يزيد تخلف نمود؟ لا!
اين نابكار كشت حسين را به دستخويش؟ نه، او روانه كرد سپه سوى كربلا،
مير سپه كه بد؟ عمر سعد!
او بريد حلق عزيز فاطمه؟ نه،شمر بى حيا
خنجر بريد حنجر او را نكرد شرم؟كرد،
از چه پس بريد؟ نپذيرفت از او قضا
بهر چه؟ بهر آنكه شود خلق را شفيع
شرط شفاعتش چه بود؟ نوحه و بكا
كس كشته شد هم از پسرانش؟ بلى، دو تن
ديگر كه؟ نه برادر!
ديگر كه؟ اقربا
ديگر پسر نداشت؟ چرا داشت،
آن كه بود؟ سجاد! چون بد او؟ به غم و رنج،
مبتلا ماند او به كربلاى پدر؟ نى، به شام رفت
با عز و احتشام؟ نه،با ذلت و عنا!
تنها؟ نه با زنان حرم،
نامشان چه بود؟ زينب،سكينه، فاطمه، كلثوم بينوا
بر تن لباس داشت؟ بلى،گرد روزگار
بر سر عمامه داشت؟ بلى، چوب اشقيا
بيمار بد؟بلى! چه دوا داشت؟ اشك چشم
بعد از دوا غذاش چه بد؟ خون دل غذا
كس بود همدمش؟ بلى اطفال بى پدر
ديگر كه بود؟ تب،كه نمى گشت از او جدا
از زينت زنان چه به جا مانده بد؟ دو چيز : طوق ستم به گردن و خلخال غم به پا!
گبر اين ستم كند؟ نه! يهود و مجوس؟ نه هندو؟ نه! بت پرست؟ نه!
فرياد از اين جفا
«قاآنى» است قايل اين شعرها؟بلى
خواهد چه؟رحمت. از كه؟ز حق! كى؟صف جزا
حبيب الله قاآنى شيرازى(م 1208)
۱۳/آبان/۹۲, ۱۱:۲۳
سلام
دوستان قدر محرم رو بدونیدريالقدر نوکری دمه خونه ابی عبدالله رو بدونید،من نه نصیحت میکنم نه نصیحت بلدم نه باید نصیحت بکنم اما تو رو به حق مادر سادات قدر بدونید و عمر خودتون رو خرج حسین بن علی بکنید،والله قسم آدم تا میتونه باید از همه چیزش بزنه(اگر میتونی از محل کارش مرخصی بگیره،اگر میتونه از دانشگاه مرخصی بگیره)و به محرم ارباب بچسب.
من میدونید چرا به این حرف رسیدم،چون دقیقا چند روز قبل از شروع محرم(5شنبه هفته گذشته)پام بر اثر یه حادثه مصصدوم شد،اولش کاری بهش ند اشتم گفتم خوب میشه،اما مدام بدتر شد،تا اینکه دیشب رفتم بیمارستان،دکتر عکس گرفت و وگفت باید تا چند روز تو اتل باش(از مچ پا تا ران پام اتل بستن)گفت تا 10 روز هیچ کاری نمیکنی،احتمال زیاد تاندون پات پاره یا کش اومده،یعنی دیگه برای ارباب نمیتونم نوکری کنم،یعنی نمینونم مثل گذشته سینه بزنم،باید مثل پیرمردها بشینم یه گوشه بقیه رو نگاه کنم،دیگه نمیتونم ادامه بدم
میدونید چرا اینقدر حالم بد و بهم ریخته شده؟؟
چون منم مثل خیلی های دگه از ببچگی پای دیگ امام حسین بودم،پای ثابت همه سینه زنی های ارباب بودم،هرسال پای دیگ امام حسین دست وپام میسوخت و حال میکردم،امسال آقا دست و پای من رو بست که سمت دیگش نرم.
شاید بعضی ها بگن چرا این هی دیگ دیگ میکنه؟؟!!آخه من از دیگ امام حسین خیلی چیزا گرفتم و دیدم،یعنی کار کردن پای دیگ امام حسین برام بهشته اما امسال جاموندم از قافله...
دلم میخواست اربعین پیاده برم پابوس آقا نشد،دلم به محرم و دیگش و عزاداریش خوش بود اونم نشد،دیگه دلم به چی خوش باشه؟؟
شاید این حرفا برای این بخش نباشه اما اینجا نگم کجا بگم؟؟!
دوستان قدر محرم رو بدونیدريالقدر نوکری دمه خونه ابی عبدالله رو بدونید،من نه نصیحت میکنم نه نصیحت بلدم نه باید نصیحت بکنم اما تو رو به حق مادر سادات قدر بدونید و عمر خودتون رو خرج حسین بن علی بکنید،والله قسم آدم تا میتونه باید از همه چیزش بزنه(اگر میتونی از محل کارش مرخصی بگیره،اگر میتونه از دانشگاه مرخصی بگیره)و به محرم ارباب بچسب.
من میدونید چرا به این حرف رسیدم،چون دقیقا چند روز قبل از شروع محرم(5شنبه هفته گذشته)پام بر اثر یه حادثه مصصدوم شد،اولش کاری بهش ند اشتم گفتم خوب میشه،اما مدام بدتر شد،تا اینکه دیشب رفتم بیمارستان،دکتر عکس گرفت و وگفت باید تا چند روز تو اتل باش(از مچ پا تا ران پام اتل بستن)گفت تا 10 روز هیچ کاری نمیکنی،احتمال زیاد تاندون پات پاره یا کش اومده،یعنی دیگه برای ارباب نمیتونم نوکری کنم،یعنی نمینونم مثل گذشته سینه بزنم،باید مثل پیرمردها بشینم یه گوشه بقیه رو نگاه کنم،دیگه نمیتونم ادامه بدم
میدونید چرا اینقدر حالم بد و بهم ریخته شده؟؟
چون منم مثل خیلی های دگه از ببچگی پای دیگ امام حسین بودم،پای ثابت همه سینه زنی های ارباب بودم،هرسال پای دیگ امام حسین دست وپام میسوخت و حال میکردم،امسال آقا دست و پای من رو بست که سمت دیگش نرم.
شاید بعضی ها بگن چرا این هی دیگ دیگ میکنه؟؟!!آخه من از دیگ امام حسین خیلی چیزا گرفتم و دیدم،یعنی کار کردن پای دیگ امام حسین برام بهشته اما امسال جاموندم از قافله...
دلم میخواست اربعین پیاده برم پابوس آقا نشد،دلم به محرم و دیگش و عزاداریش خوش بود اونم نشد،دیگه دلم به چی خوش باشه؟؟
شاید این حرفا برای این بخش نباشه اما اینجا نگم کجا بگم؟؟!
۱۳/آبان/۹۲, ۱۲:۱۴
سلام برادر.... مطمئن باش حکمتی بس عظیم است در این.
به خدا این ها عشق بازی های ارباب هست... پات شکسته، دلت که شکسته تره داداش گل من...
عوضش این جا بیداری اندیشه است...
همین جا نیت می کنم تمام اعمال دهه اول را با شما شریک باشم... ان شاالله هر جا رفتم مطمئنا به یاد شما و به نیابت شما نوکری میکنیم.
می دونم که اعمال ما روسیاه های این روزهای عزیز، اصلا چیزی نیست که بخواهیم کسی رو توش شریک کنیم ولی این تنها کاری که میشه کرد... ان شالله دوستان دیگه هم حواسشون به این همسنگرمون باشه....
یا علی مدد.
به خدا این ها عشق بازی های ارباب هست... پات شکسته، دلت که شکسته تره داداش گل من...
عوضش این جا بیداری اندیشه است...
همین جا نیت می کنم تمام اعمال دهه اول را با شما شریک باشم... ان شاالله هر جا رفتم مطمئنا به یاد شما و به نیابت شما نوکری میکنیم.
می دونم که اعمال ما روسیاه های این روزهای عزیز، اصلا چیزی نیست که بخواهیم کسی رو توش شریک کنیم ولی این تنها کاری که میشه کرد... ان شالله دوستان دیگه هم حواسشون به این همسنگرمون باشه....
یا علی مدد.
۱۳/آبان/۹۲, ۱۳:۳۳
بسم رب الحسین
سلام علیکم
موفق باشید و خدایی .
سلام علیکم
بازهم چشم به راهم که محرم برسد
بوی اسپند عزایش به مشامم برسد
کاش امسال محرم به دعای زهرا(سلام الله علیها)
خبر آمدن منجی عالم برسد
این الطالب بدم المقتول بکربلا
بوی اسپند عزایش به مشامم برسد
کاش امسال محرم به دعای زهرا(سلام الله علیها)
خبر آمدن منجی عالم برسد
این الطالب بدم المقتول بکربلا
موفق باشید و خدایی .
۱۳/آبان/۹۲, ۱۵:۲۳
درد دل امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با امام حسین (علیه السلام)
دو کتف خوني و مشک ابالفضل(علیه السلام)
کنارعلقمه اشک ابالفضل(علیه السلام)
صداي ناله ي جانسوز زهرا(سلام الله علیها)
فرار کودکان در دشت و صحرا
همه منزل به منزل در اسارت
چنان که شد به آل تو جسارت ...
کنارعلقمه اشک ابالفضل(علیه السلام)
صداي ناله ي جانسوز زهرا(سلام الله علیها)
فرار کودکان در دشت و صحرا
همه منزل به منزل در اسارت
چنان که شد به آل تو جسارت ...
حسين جان مهدي ام مهدي خسته
دلم از بي وفايي ها شکسته
هر آنچه عمه ام زينب(سلام الله علیها) کشيده
بود هر صبح و شام در پيش ديده
ز قلبم ميزند بيرون شراره
چه کاري سخت تر از انتظاره
هر آنچه عمه ام زينب(سلام الله علیها) کشيده
بود هر صبح و شام در پيش ديده
ز قلبم ميزند بيرون شراره
چه کاري سخت تر از انتظاره
حسين جان
از شما شرمنده هستم
گناه امّتم بسته دو دستم
چه قدر ديگر بگويم من به امّت
دعا باشد کليد قفل غيبت ...
حسين جان مهدي ام مهدي خسته
دلم از بي وفايي ها شکسته
حسين جان
امّتم بر تو بگريند
نمي دانند که خود با من چه کردند
هزارو يکصدو هفتادو پنج سال
چه کم آنکس که پرسيده زمن حال
هزارو يکصدو هفتادو پنج سال
چه ميداند کسي دارم چه احوال
هزارو يکصدو هفتادو پنج سال
به دست و پاي من زنجير اعمال
هزارو يکصدو هفتادو پنج سال
براي عمّه ام زينب ميزنم پروبال
هزارو يکصدو هفتادو پنج سال
به دل مانده هزار اميد و آمال
هزارو يکصدو هفتادو پنج سال
چه کم آنکس که پرسيده زمن حال
هزارو يکصدو هفتادو پنج سال
چه ميداند کسي دارم چه احوال
هزارو يکصدو هفتادو پنج سال
به دست و پاي من زنجير اعمال
هزارو يکصدو هفتادو پنج سال
براي عمّه ام زينب ميزنم پروبال
هزارو يکصدو هفتادو پنج سال
به دل مانده هزار اميد و آمال
حسين جان مهدي ام مهدي خسته
دلم از بي وفايي ها شکسته
توي کرب و بلاي اين زمونه
آدم قدر ابالفضل(علیه السلام) و نمي دونه
توي کرب و بلاي اين زمونه
کسي وقت عمل باقي نمي مونه
توي کرب و بلاي اين زمونه
آدم قدر ابالفضل(علیه السلام) و نمي دونه
توي کرب و بلاي اين زمونه
کسي وقت عمل باقي نمي مونه
توي کرب و بلاي اين زمونه
چه قدر تير گنه سويم روونه
توي کرب و بلاي اين زمونه
ندارم زينبي حرفم رسونه
حسين جان مهدي ام مهدي خسته
چه قدر تير گنه سويم روونه
توي کرب و بلاي اين زمونه
ندارم زينبي حرفم رسونه
حسين جان مهدي ام مهدي خسته
دلم از بي وفايي ها شکسته
شما با آن مصيبت ها که ديدي
به اميد ظهورم پر کشيدي
خدا داند چه قدر در انتظاري
ز خون باري چشمم بي قراري
حسين جان
کاش بودند عاشقاني
زباني نه حقيقي ياوراني ...
گناهان را به اشک خود بشويند
ظهورم را بخواهند از خداوند
شما با آن مصيبت ها که ديدي
به اميد ظهورم پر کشيدي
خدا داند چه قدر در انتظاري
ز خون باري چشمم بي قراري
حسين جان
کاش بودند عاشقاني
زباني نه حقيقي ياوراني ...
گناهان را به اشک خود بشويند
ظهورم را بخواهند از خداوند
خدا اذن فرج ميده به دعوت
براي انبيا اينگونه سنت
اگر شيعه وفا ميکرد به بيعت
نبود تاخير به روي عصرغيبت
براي انبيا اينگونه سنت
اگر شيعه وفا ميکرد به بيعت
نبود تاخير به روي عصرغيبت
حسين جان مهدي ام مهدي خسته
دلم از بي وفايي ها شکسته ...
۱۳/آبان/۹۲, ۱۶:۴۹
به نام خدا
خورشید نشسته بر درت ای کوفه *** غافل شدی از دور و برت ای کوفه
امروز فرات را به رویش بستی *** ای خاک دو عالم به سرت ای کوفه
هرگز نگذاشت تا ابد شب باشد
او ماند که در کنار زینب باشد
سقا شدن و به تشنگان جان دادن
بیدست، شدن مشک به دندان دادن
ساقی شدن و دست به مستان دادن...
هیهات که شرح عشق نتوان دادن
انگار تمام شهر تسخیر شده
بنگاه فروش غل و زنجیر شده
از چارطرف حرمله ها آمده اند
بازار پر از نیزه و شمشیر شده
***
سجاده به دوش ها همه آمده اند
آن حلقه به گوش ها همه آمده اند
ذی الحجه و مکه و محرم نزدیک
شمشیر فروش ها همه آمده اند
شمشیر فروش ها همه آمده اند
***
فریاد حسین را شنیدیم همه
از کوفه به سوی او دویدیم همه
رفتیم به کربلا ولی برگشتیم
از شمر امان نامه خریدیم همه
جلیل صفر بیگی
![[تصویر: 19522025014983143219754653241601736197254.jpg]](http://aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamhosein/moharram/87/08/images/19522025014983143219754653241601736197254.jpg)
خورشید نشسته بر درت ای کوفه *** غافل شدی از دور و برت ای کوفه
امروز فرات را به رویش بستی *** ای خاک دو عالم به سرت ای کوفه
هرگز نگذاشت تا ابد شب باشد
او ماند که در کنار زینب باشد
سجّاد که سجّاده به او دل میبست
تدبیر خدا بود که در تب باشد
تدبیر خدا بود که در تب باشد
در دشت بلا قحطی ایمان شده است
هر دیو و ددی نماد انسان شده است!
هر دیو و ددی نماد انسان شده است!
مردان همه سر به نیزه ها بخشیدند
سالار زنان بی سرو سامان شده است
سالار زنان بی سرو سامان شده است
در معرکه، تفسیر شهادت میکرد
در اوج عطش داشت روایت میکرد
در اوج عطش داشت روایت میکرد
لا حول و لا قوة الا بالله
هم مرگ به او سخت حسادت میکرد
هم مرگ به او سخت حسادت میکرد
یک روز ترانه ساز خناس شدن
یک روز حماسه ساز احساس شدن
پس کی باید علی اکبر بودن؟
پس کی باید حضرت عباس شدن؟
سقا شدن و به تشنگان جان دادن
بیدست، شدن مشک به دندان دادن
ساقی شدن و دست به مستان دادن...
هیهات که شرح عشق نتوان دادن
۱۳/آبان/۹۲, ۱۸:۱۴
به نام خدا
خدایا ما را چنان تشنه بخواه که هیچ آبی جز عطش کربلا سیرابمان نکند...
![[تصویر: Atash.jpg]](http://nightworld.persiangig.com/Bidari-Andishe/Zeiarat/Atash.jpg)
خدایا ما را چنان تشنه بخواه که هیچ آبی جز عطش کربلا سیرابمان نکند...
![[تصویر: Atash.jpg]](http://nightworld.persiangig.com/Bidari-Andishe/Zeiarat/Atash.jpg)
![[تصویر: zohor313yar_blogfa_com_1_.jpg]](http://s1.picofile.com/file/7989233117/zohor313yar_blogfa_com_1_.jpg)