تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: حدیث اشک ..."ویژه نامه مـحــرم الحرام 1435"
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
به نام خدا

[تصویر: Karbala.jpg]
به نام خدا
علمدار . . .


[تصویر: Alamdar.jpg]
[تصویر: sivMuG5_268.jpg]
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(علیه السلام)و علی الارواح التی حلت بفنائک


شروع شد غزلم، بسمه‌ تعالی سر
بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر

فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد
که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر

قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق
که پر شده است جهان از حسین، سرتاسر

نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن
به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر

سری که گفت: «من از اشتیاق لبریزم
به سرسرای خداوند می‌روم با سر

هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر.»

همان سری که "یحب الجمال" محوش بود
جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر

سری که با خودش آورد بهترین‌ها را
که یک به یک، همه بودند سروران را سر

زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان
حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر

سپس به معرکه عابس، " أجنّنی"گویان
درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

بنازم " أم وهب" را، به پاره تن گفت
برو به معرکه با سر ولی میا با سر

خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید
گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر

چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید
به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر

در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد
همان سری است که برده برای لیلا سر

همان که احمد و محمود بود سر تا پا
همان سری که خداوند بود، پا تا سر

پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد
پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر

میان خاک، کلام خدا مقطعه شد
میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر

حروف اطهر قرآن و نعل تازه‌ي اسب
چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر

تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود
به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر

جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است
جدا شده است و نیفتاده است از پا سر

صدای آیه کهف الرقیم می‌آید
بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر

بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام
که آفتاب درآورد از کلیسا سر


عقیله، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟
به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر

دلم هوای حرم کرده است می‌دانی
دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر


دانلود تصویری
"سید حمیدرضا برقعی"

(۲۰/بهمن/۹۲ ۱:۰۶)سیمرغ نوشته است: [ -> ]

تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود
به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر
بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا؛ من از شهدای غریب جا ماندم
و از تنفس آن عطر سیب واماندم...


[تصویر: vaadi_ir_karbala.jpg]

بسم الله الرحمن الرحیم

آنچـه از کفـر درآورد مـرا ... عشــــق شما بــود


همـه از لطف شما است مسـلمـان شـدنـم


[تصویر: 688238_ecZZNZRs.jpg]
بسم الله الرحمن الرحیم

پدرم دست مرا داد به دست عباس(علیه السلام)Heart
خواست از هر دو جهانم شود آسوده خیال...


[تصویر: daste_abbaas.jpg]
إِنِّی لَمْ أَخرُجْ أَشِراً وَلا بَطِراً ، وَلا ظَالِماً وَلا مُفسِداً ، وإنما خرجتُ لِطَلَبِ الإِصلاحِ فِی أُمَّةِ جدّی رَسُولِ اللهِ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
من از روى خود خواهى و خوشگذرانى و یا براى فساد و ستمگرى قیام نکردم، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم.

یسکت العالم بأسرة و نستمع صوت الحسین
سلام الله علی صوتک حبیبی یا حسین


تمام دنیا سکوت می‌کند و به صدای حسین گوش می‌دهیم
درود خدا بر صدای تو، محبوبم ای حسین

انه أنظر علی أصحابی من هووا مثل النجوم
سلام الله علی أصحابک حبیبی یا حسین


من به یارانم نگاه می‌کنم، وقتی مانند ستارگان افتادند
درود خدا بر یاران تو، محبوبم ای حسین

روحی شبه الطیر فرّت بمصرع الأکبر تحوم
سلام الله علی الأکبر حبیبی یا حسین

روح من مانند پرنده بر قتلگاه اکبر بال و پر می‌زد
درود خدا بر اکبر تو، محبوبم ای حسین

و الذبح جاسم ذبحنی و انذبح حلم الشباب
سلام الله علی القاسم حبیبی یا حسین


با بریدن سر قاسم، سر من را بریدند و آرزوی جوانی به باد رفت
درود خدا بر قاسم تو، محبوبم ای حسین

من عطش قلبی أشاهد النهر یجری تراب
سلام الله علی قلبک حبیبی یا حسین


از شدت تشنگی، درون نهر، آب نمی‌بینم، خاک می‌بینم
درود خدا بر قلب تو، محبوبم ای حسین

عن النهر طاحن عیونی یم أبو الغیرة انحنیت
سلام الله علی عیونک حبیبی یا حسین

کنار آن غیور، چشمانم بر نهر افتاد و کمرم خم شد
درود خدا بر چشمان تو، محبوبم ای حسین

ها یکافل خدر زینب تترک حسین و مشیت
سلام الله علی الکافل حبیبی یا حسین


ای سرپرست زینب، حسین را ترک می‌کنی و می‌روی
درود خدا بر سرپرست تو، محبوبم ای حسین

شقد صعب تودیع زینب أسرع و ترکض ورای
سلام الله علی زینب حبیبی یا حسین


چقدر وداع زینب سخت است، من می‌روم و او به دنبال من می‌دود
درود خدا بر زینب، محبوبم ای حسین

و الطفل مد ایده یشرب یعتقد دم نحره مای
سلام الله علی طفلک حبیبی یا حسین


کودک دستش را به سوی خون گردنش بُرد که بنوشد، فکر می‌کرد که آب است
درود خدا بر کودک تو، محبوبم ای حسین

ما أرید أشبک رقیة أدری تشبکنی و تموت
سلام الله علی رقیة حبیبی یا حسین


نمی‌خواهم رقیّه را در آغوش بگیرم، می‌دانم در آغوش من می‌میرد
درود خدا بر رقیه، محبوبم ای حسین

ها یا سکینة یطول ونج ونة الخدر سکوت
سلام الله علی سکینة حبیبی یا حسین


ای سکینه ناله‌ات طولانی است، و ناله‌ی زن عفیف و پاک، سکوت است
درود خدا بر سکینه، محبوبم ای حسین

دمعة الأطفال کلمة کلمة وحدة لاتروح
سلام الله علی أطفالک حبیبی یا حسین


اشک کودکان یک کلمه است، کلمه‌ای که می‌گوید مرو!
درود خدا بر کودکان تو، محبوبم ای حسین

و العلیل بعینه نظرة نظرة أکبر من جروح
سلام الله علی علیلک حبیبی یا حسین


در چشمان بیمار (امام سجاد(علیه السلام)) نگاهیست، نگاهی بزرگ‌تر از زخم
درود خدا بر بیمار تو، محبوبم ای حسین

صابنی سهم المثلث و الجبد نصین صار
سلام الله علی جبدک حبیبی یا حسین


تیر سه شعبه به من خورد و جگرم را دو تکه کرد
درود خدا بر جگر تو، محبوبم ای حسین

من خرز ظهری سحبته و انطفی بعینی النهار
سلام الله علی ظهرک حبیبی یا حسین


از پشت کمرم آن را کشیدم و روز در چشمانم تاریک شد
درود خدا بر کمر تو، محبوبم ای حسین

من طحت من المطهّم عینی ظلّلت علی الخیام
سلام الله علی خیامک حبیبی یا حسین


وقتی از اسب افتادم، نگاهم به خیمه‌ها ماند
درود خدا بر خیمه‌های تو، محبوبم ای حسین

و المهر یحمل جراحی یحمل لزینب سلام
سلام الله علی جراحک حبیبی یا حسین

و اسب، زخم‌ها و سلام مرا به زینب رساند
درود خدا بر زخم‌های تو، محبوبم ای حسین

الشمّر لمن رفسنی التوی جسمی النحیل
سلام الله علی جسمک حبیبی یا حسین

وقتی شمر به من لگدی زد، جسم بی‌جان من بر زمین غلطید
درود خدا بر جسم تو، محبوبم ای حسین

و اثنی عشر طبرة طبرنی و ظلّت دمای تسیل
سلام الله علی دمّک حبیبی یا حسین


دوازده ضربه به من زد و خونم جاری شد
درود خدا بر خون تو، محبوبم ای حسین

من تربع فوق صدری صحت یا عباس وین؟
سلام الله علی صدرک حبیبی یا حسین


وقتی بر سینه من نشست، فریاد زدم عباس کجاست؟
درود خدا بر سینه تو، محبوبم ای حسین

و اسمع الزهراء تنادی واحسیناه واحسین
سلام الله علی الزهراء حبیبی یا حسین

و شنیدم زهرا(سلام الله علیها) فریاد می‌زد واحسینا وا حسین
درود خدا بر زهرا، محبوبم ای حسین

ظل یحز نحری اعلی کیفه یقهر بزینب یرید
سلام الله علی نحرک حبیبی یا حسین

به آرامی گردنم را می‌بُرَد و می‌خواست زینب را برنجاند
درود خدا بر رگ گردن تو، محبوبم ای حسین

من نهض و الرأس بیده صاحت الحق یا العضید
سلام الله علی راسک حبیبی یا حسین

وقتی سرم را با دستانش بلند کرد، زینب فریاد زد ای برادر به دادمان برس
درود خدا بر سر تو، محبوبم ای حسین

علی الأرض جسمی توزع صار ملعب للخیول
سلام الله علی وصالک حبیبی یا حسین


بر روی زمین جسمم تکه تکه شد و میدانی برای اسب‌ها شد
درود خدا بر تکه‌های بدن تو، محبوبم ای حسین

و انقطع من جفی خنصر ظلت تدوره البتول
سلام الله علی الخنصر حبیبی یا حسین


و از دستم انگشتی بریده شد که بتول به دنبال آن می‌گشت
درود خدا بر انگشت تو، محبوبم ای حسین

نادوا یا شیعة سلاما و اذکروا الشیب الخضیب
و الشفاه الذابلات و نوحوا علی الجسم السلیب

ای شیعیان بر من درود بفرستید و محاسن خون آلود مرا یاد کنید
لب‌های تشنه مرا به یاد داشته باشید و بر این جسم غارت شده ناله کنید

یسکت العالم بأسرة و نستمع صوت الحسین
سلام الله علی صوتک حبیبی یا حسین

تمام دنیا سکوت می‌کند و به صدای حسین گوش می‌دهیم
درود خدا بر صدای تو، محبوبم ای حسین


سلام الله علی صوتک حبيبی يا حسين (عليه السلام) (دانلود)
هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73
آدرس های مرجع