تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: حدیث اشک ..."ویژه نامه مـحــرم الحرام 1435"
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید

وقتی که بذر محرم را می پاشند همه ی گیاهان آرام آرام رشد می کنند،حتی کسانی که هم دین حسین نباشند. و این تحفه ای است از کتاب وزین و زیبای پدر، پسر، روح القدس نوشته ی استاد زائری، که تقدیم معشوق شیعیان و همه ی کسانی که با شنید نامش یاد حماسه ی عاشورا می افتند. باشد که همه از خوان امام غریب بهره مند شوند.

نقل شده که وقتی یزید به مناسبت پیروزی بر امام حسین(علیه السلام) و قتل عام اهل بیت(علیه السلام) و اسارت زنان و دخترانشان جشن گرفت و مجالس سرور برپا کرد دستور داد سربریده را به حضور او و سران حکومت و مهمانان رسمی بیاورند.

یکی از حاضران سفیر دولت مسیحی روم بود که به یزید گفت: «وقتی بخواهم گزارش سفر را بدهم باید بگویم این سر چه کسی بوده است؟»

یزید پاسخ داد: این سرحسین بن علی و فرزند فاطمه است.

سفیر روم گفت: وای بر تو، دین ما از دین و آیین تو بهتر است!

پدر من یکی از نوادگان فرزند حضرت داود است ومردم ما به خاطر این نسبت دور که من با حضرت داود دارم به خاک پایم تبرک می جویند ولی شما پسر دختر پیامبرتان را کشته و سربریده اش این گونه جشن می گیرید؟

و پس از آن چندان از این سخنان گفت که یزید فریاد زد: الان این مرد آبروی ما را می برد و دستور داد او را همان جا بکشند.

به نقل از : خبرگزاری دانشجو
به نام خدا


دست از سرم بردار من بابا ندارم...

[تصویر: BaBa%20Nadaram.jpg]

دست از سرم بردار من بابا ندارم


زخمی شدم بهر دویدن پا ندارم

گیسو سپیدم احترامم را نگهدار


سیلی نزن من با کسی دعوا ندارم


باشد بزن، چشم عمو را دور دیدی


من هیچ کس را بین این صحرا ندارم


زیبایی دختر به گیسوی بلند است


مثل گذشته گیسوی زیبا ندارم


این چند وقته از در و دیوار خوردم


دیگر برای ضربه هایت جا ندارم


تا گیسوانم را زدستانت درآرم


غیر از تحمل چاره ای اینجا ندارم


گفتم به عمه از خدا مرگم بخواهد


خسته شدم میلی به این دنیا ندارم


گیرم که پس دادند هر دو گوشوارم


گوشی برای گوشواره ها ندارم


شیرین زبان بودم صدایم را بریدند


آهنگ سابق را به هر آوا ندارم


در پیش پایم نان و خرما پرت کردند


کاری دگر با شام و شامی ها ندارم


با ضربه پا دنده هایم را شکستند


کی گفته من ارثیه از زهرا ندارم


نشناختم بابا تو را تغییر کردی


امشب دگر راهی به جز افشا ندارم


گویی تنور خولی آتش داشت آن شب


خیلی شده ترکیب رویت نامرتب
رقیه این دختر معصوم و سیلی خورده تاریخ، این تجلی دوباره زهرا، از میان خیمه های سوخته و از


لابلای شمشیرها با حیرت و بغضی بی نهایت بالارفتن خورشید را می نگرد، ولی این بار خورشید از نیزه


ها بالا می رود..


.و این سخن دردانه ابی عبدالله در خرابه است که می فرماید: بابا جان... چه کسی دلش


آمد دندانهایت را بشکند، بابای نازنینم، اینجا چیزهایی به ما میگویند، راستی بابا کنیز یعنی چی؟؟؟ پدر


مهربانم دلم گرفته بود، ممنونم که زود از سفر برگشتی، اینها من را می زدند و مسخره ام میکردند....


بابا جان اینها دستهای سنگینی دارند...فدای خون روی لبهایت بشوم بابای زیبایم...راستی بابا ببخشید نمی


توانم موهای خاک گرفته ات را خوب تمیز کنم، دستم درد می کند....خیلی.
به نام خدا

[تصویر: Moharram%20Amad.jpg]

ما زخم را مقارب مرهم گرفته ایم

یعنی که تیغ سرّ تو مَحرم گرفته ایم

هرقدر دستمان سر سفره دراز شد

گردن به پیشگاه شما خم گرفته ایم

چرخیده ایم دور سرت تا که حل شدیم

سائل شدیم و پاسخ آن هم گرفته ایم

یک تیغه علامت هیئت به ما رسید

این تیغ را مقابل عالم گرفته ایم

ما نسل پشت نسل گدازاده بوده ایم

این گریه را چو ارث ز آدم گرفته ایم

دم کرده ای ز چایی تو شد شفای خلق

این نسخه را ز عیسی مریم گرفته ایم

جوشیده ایم و رنگ نمانده به رویمان

از بس که یک دهه، “دودمه” دم گرفته ایم

اسلام را مصیبت تو زنده میکند

ما روح دین خود، ز محرم گرفته ایم…
خرابه چراغونه امشب....
.
.

[تصویر: 29593335285124080704.png]


[تصویر: 60911931244759150582.jpg]

.
.
بر مشامم می‌رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا
تشنة آب فراتم ای اجل مهلت بده
تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا
[تصویر: Moharram%20Amad.jpg]


خب هنرمندان زحمت کشیدند در مورد امثال نقاشی فوق
ولی حق مطالب ادا نشده

من فقط همین یک حدیث را می گویم از قول آقای میرباقری(قریب به مضمون)

دشمنان در کربلا هر کاری که می توانستند انجام دادند مگر آن مقدار که خدا عزت اهل بیت را حفظ کرد


حالا چکار کردند بماند

بدن بدون لباس و جای نیزه ها و تعداد تیرهای به بدن به مانند خارپشت و ....


ببخشید رک گفتم


یک حدیثی شنیدم با این مضمون

که وقتی حضرت در گودال افتاده بودند قبل از آن اتفاق

جبرئیل نازل شد که ای حسین تمام شد و از امتحان سربلند بیرون آمدی

اکنون اگر اراده کنی تمام این ها نابود شوند

حضرت فرمودند:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


جبرئیل کنار برو و بین من و پرودگارم حائل نشو............



کهیعـــــــــــصــــــــــــــــــ
وَ إنّی لاَدعُوا لِمُؤمِنٍ یَذکُرُ مُصیبةَ جَدّیَ الشَّهید ثُمَّ یَدعُوا لی بِتَعجیلِ الفَرَجِ وَ التّأیید
امام زمان علیه السلام:
همانا من بدون شک، دعا میکنم برای هر مومنی که به یاد آورد
مصیبت جد شهیدم را
و سپس دعا کند برای تعجیل در فرج و تأیید من.

مکیال المکارم



این شبها وقتی چشمامون خیسه دعای فرج یادمون نره...

چه کار کنم امام زمان مخصوص خود من یه دعای ویژه بکنه؟؟

به نام خدا

[تصویر: Aman%20Az%20Del%20Zeinab.jpg]
[تصویر: Zamaneh.jpg]

آدرس های مرجع