زیر باران نیزه ی دشمن
در رکوع و سجود بود امام
در مناجات ظهر عاشورا
شعر پرواز می سرود امام
ترک سجاده و نماز نکرد
گرچه از جان بریده بود حسین
سربه درگاه دوست می آورد
عشق را برگزیده بود حسین...
.
السلام علیک یا باب الحسین یا اباالفضل (علیه السلام)
روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه/ نیزه ها تا جگرش رفت ولی قولش نه
این چه خورشید غریبی ست که با حال نزار/ پای نعش قمرش رفت ولی قولش نه
شیر مردی که در آن واقعه 72بار/ دست غم بر کمرش رفت ولی قولش نه
هر طرف مینگری نام حسین است و حسین/ ای دمش گرم سرش رفت ولی قولش نه...
ای كاش آن كسی كه مرا دفن میكند
ریزد ز خاك كرب و بلا خاك بر سرم
شاعر كه شعر را به جلوتر كشيد و بعد...
پنجاه و چند سال گذشت و رسيد و بعد...
از محتشم به منبر سبز رسول تا
:اين كشته فتاده به هامون:شنيد و بعد...
حالا غروب زخمي روز دهم شد و
دامن كشان كه خواهرتان مي دويد و بعد...
مي ديد هر چه نيزه و شمشير و سنگ بود
گويا به سمت چشم شما مي پريد و بعد...
او مي دويد و كاش نمي ديد صحنه را
:الشمر جالسَُ:به روي سينه ديد و بعد...
با ضربه هاي پشت سر هم ز پشت سر
پيش نگاه فاطمه سر را بريد و بعد...
پيش نگاه حيرت زينب مقابلش
خون گلوت را سرِ نيزه چشيد و بعد...
کسی چه میداند
شاید "یاسین" ٬ " یاحسین " بی سر باشد !!!
کنار قانون جاذبه ی نیوتون بنویسید ...
حتی یکی قطره خونش به زمین برنگشت !!!
" زمین بی علی اصغر جاذبه ندارد "