اشکم از وضعیت دل شکنت می ریزد / دلم ازدیدن پرپر زدنت می ریزد
انتظار از تـــو ندارم که صدایم بزنی / بس که هی لخته ی خون از دهنت می ریزد
دست و پـــا میزنی و روی زمین / نیزه و تیر از میان پیرهنت می ریزد
هرچه میخواهم از این خاک تو را بردارم / تکه تکه همه اعضای تنت می ریزد
هر طرف می نگرم از لبه ی هر شمشیر / بین دشمن قطعات بدنت می ریزد
مثل زهرا شده تشییع تو بر روی عبا / هر قدم ، قطره ی خون از کفنت می ریزد
صلی الله علی الباکین علی الحسین علیه السلام
سلام دوستان و همکاران و محبین اهل بیت
ای اهــــل حرم میر علمدار نیامد
سقای حسین سید و سالار نیامد علمدار نیامد[/b]
يــک سال در ايام محـرم به آیت الله بهاءالدینـی وعده داده شده بــود
که تمام واقعــه ي روز عاشورا بر ايشان مکاشفه شود و لحظه لحظه ي روز عاشورا برايشان نمايانــده شود !
روز عاشورا فرا رسيــد و مرحوم بهاء الدينــي بعد از وضــو و نيايش مختصــري به کنجي رفتــن و به سمت قبله خيــره ماندنــد.
از قبل به خانواده نيــز سپرده بودنــد که تحت هيچ شرايطي به ايشان کاري نداشتــه باشنــد.
همسر يا فرزنــد ايشان که از موضوع اطلاع داشتـه مدام به اتاق ايشان سر ميزدنــد و نقل ميکننــد که هرچه بــه ظهر نزديکتر ميشد چهره ايشان ملتهب تر و نگران تــر ميشد ، تا اينــکه صـداي اذان برخواست ايشان برخواستنــد و نماز اقامـه کردنــد و دوباره به همان حالت رو به قبله رفتنـد گويي که نه چيــزي مي بينند و نه ميشنونــد .
بعد از نماز هر بار که مي آمديــم چهره ايشان پــر از اشک بــود و گريان تا اينــکه کم کم صداي گريــه و ناله از اتاق ايشان برخواست گاها صداهاي ايشان کم و گاها زياد ميشد تا جايي که به ناگاه نعــره اي کشيدنــد و از حال رفتنــد.
به صــداي نعره به اتاق ايشان رفتيم و سعي در بهوش آوردن کرديم اما تا ايشان به هوش مي آمدنــد بقدري مي گريستنــد و دوباره نعره و بيهوشي تا 5 بار ايــن اتفاق تکرار شد.
بار ششم وقتي بهوش آمدنــد فقط مي گريستن و اين بار گريه ايشان تا شب ادامه داشت و ياراي سخن گفتن نبودنــد.
شب هنگام بعد از نماز عشاء گريــه ايشان قطع شد وليکن همچنان با کسي حرف نميزدنــد. يــکي از نزديکان سعي در تکلم کردنـد و عرض کردنــد که ايشان از کدام صحنــه کربـلا اينگونه برآشفتنــد.
مرحوم بهاء الدينـي مجددا به گريه افتـادنــد و از ميان بغض گلو
فقط گفتنــد:
چشمـان عبــاس ، وقتــي که مشک پــاره شد . . .
در خودش قدرت صد معجزه را جا داده است
این دوتا دست که بر روی زمیـن افتاده است
دوست داشتم این عکسو فردا بذارم اما این دو روز نیستم
از همه دوستان التماس دعای ویژه دارم
هرجا دلتون شکست یادی از ما بکنید
خداحافظی برادر از زینب
بچه ها نماز ظهر عاشورامون دیر نشه
التماس دعا
ای خدای حر
هر روز عاشورا است و هر زمینی کربلا
و انسان هر لحظه در معرض ازمایش و فتنه و بلا ، رو سفیدمان کن .
یا حسین (علیه السلام)
خیلی گران تمام شد این آب خواستن / یک مشک از قبیله ما یک عمو گرفت
سلام ای بابای مشک یاساقی عطاشایاباب الحوائج یاکفیل زینب چقدرنام توزیباست اباعبدا...یاعباس چشم توخالق دنیاست اباعبدا..یاعباس دستگیری زگداکارهرارباب است کارمابه دسته توست یااباعبدا....هرکسی دادسلام تواشکش ریخت اونظرکرده زهراست اباعبدا...
باب بین الحرمین ازحرم عباس است......