تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: حدیث اشک ..."ویژه نامه مـحــرم الحرام 1435"
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر
چون شیشه ی عطری که درش گم شده باشد ...
ذرات و كائنات همه مرده یا خموش

در احتجاج بود زنی یك علم به دوش

قلب جهان به عمق زمین غرق جنب و جوش

آتشفشان قهر خداوند در خروش

هوهوی ذوالفقار علی می‌رسد به گوش

این رعد و برق نیست كه انگار زینب است



خورشید روی قله نی آشكار شد

كوچكترین ستاره سر شیرخوار شد

ناموس حق به ناقه عریان سوار شد

هشتاد و چهار خسته به هم هم‌قطار شد

زیباترین ستاره دنباله‌دار شد

در این مسیر نور جلودار زینب است



چشم ستاره در به در جستجوی ماه

بر روی نیزه دیده زینب گرفت راه

مبهوت می‌نمود به سرنیزه‌ای نگاه

آتش كشید شعله ز دل تا كشید آه

كای جان پناه زینب و اطفال بی‌پناه

راحت بخواب چونكه پرستار زینب است




پشتش شكست بس كه بر او آسمان گریست

حتی به حال و روز دلش كاروان گریست

از خنده‌های حرمله و ساربان گریست

بر گیسوان شعله ور كودكان گریست

از ضربه‌های دم به دم خیزران گریست

بر خیل اشك قافله سالار زینب است



آن شانه صبور صبوری زما ربود

آن قامت غیور قیامت بپا نمود

آن شیرزن حماسه عباس را سرود

با دست خویش بیرق كرب و بلا گشود

بر بال‌های زخمی‌اش ای وای جا نبود

غم را بگو بیا كه خریدار زینب است



زینب اگر نبود اثر كربلا نبود

شیرازه‌ای برای كتاب خدا نبود

زینب اگر نبود علم حق بپا نبود

این خیمه‌ها و پرچم و رخت عزا نبود

یك یا حسین بر لب ما و شما نبود

در كار عشق گرمی بازار زینب است



با این كه قد خمیده‌ام و داغ دیده‌ام

فتح الفتوح كرده‌ام هرجا رسیده‌ام

گر نیش كعب نی به وجودم خریده‌ام

گر طعم تازیانه چو مادر چشیده‌ام

چون كوه ایستاده‌ام ای سر بریده‌ام

در اوج اقتدار جهاندار زینب است



زینب كجا و خنده اشرار یا حسین

زینب كجا و كوچه و بازار یا حسین

زینب كجا و مجلس اغیار یا حسین

زینب كجا و این همه آزار یا حسین

زینب كجا و طشت و سر یار یا حسین

در پنجه‌های بغض گرفتار زینب است



از نای من به ناله چو افتاد نای نی

عالم شنید از پس آن های‌های نی

تو بر فراز نیزه و من در قفای نی

آنقدر سنگ خورده‌ام از لابه‌لای نی

تا اینكه یافتم سرت از رد پای نی

هجران توست آتش و نیزار زینب است



قرآن بخوان كه حفظ شود آبروی تو

رنگین شده است ساقه نی از گلوی تو

در حسرتم كه نیزه كند شانه موی تو

ای منتهای آرزویم گفت‌وگوی تو

ای نازنین بناز خریدار زینب است
به نام خدا


نه دلم سلامی صمیمانه تر میخواهد ...

[تصویر: Salam.jpg]

سلامی به رنگ خیابان های سیاه پوش شده ی این روزها

سلامی به عطر خوش چایخانه های روشن

سلامی نم دار به دسته های عزادار

نه دلم سلامی صمیمانه تر میخواهد ...

سلامی از جنس شکستن و به درد آمدن ...

سلامی به عطش لب های یاران کربلا ...

سلامی درد ناک به رنگ ناله های دل زینب ...

سلامی کودکانه به مانند پر پر شدن رقیه ...

سلامی بی دست ...

سلامی آغشته به خون ...

سلامی همزاد مظلومیت ...

نه !!!

باز هم کم است ...

باز هم هیچ است ...

واژه ها خود شرمنده اند ...

عظمت ... معصومیت ... بندگی ... بزرگواری

کلمات باز شدند قطره ای از دریا ...

محرم با واژه ها بیان نمیشود ...

محرم با قلبهای پاک گفته میشود ...

پس بی توقع از واژه ها ...

سلام بر محرم ...

سلام بر حسین ...
امان از مردمی که به نبود اماشون عادت کرده اند
امان از مردمی که نمیفهمند بدون امامشون به چه گرفتاری هایی دچار شده اند ..........
امان از مردمی که نمیفهمند منشا دردهاشون چیه ..........
امان از مردمی که امام کشند ........
امان از مردمی که بر امام شهیدشون میگریند اما امام زمانشون رودرنمیابند مگر نه اینکه فرمود بعد از گریه بر امام حسین برای ظهور دعا کنید ..........
امان از مردم کوفی صفت ..........
امان از غربت حسین علیه السلام و امان از غربت حسین زمان !
امروز چند مراسم عزا دیدم.............رفتم...............فریاد میکردند که یا حسین وای از غربت تو.......اما نشنیدم که دعا کنند برای ظهور ..................
یاده زنهای کوفه تو سریال مختار افتادم ..............
خدایا چه ظلمی که ما به این عزیزترین بنده هات میکنیم ...........
نمیدونم جاش اینجا بود یا نه .............اما برای من حدیث اشک بود و غربت !
امشب دلم از خودمون شکست !
اگر یادتان بود و باران گرفت ...

[تصویر: 227225769031895319?view]


دعایی به حال بیابان کنید ...



بسم الله الرّحمن الرّحیم

خواهش می کنم این بخش از شعر زیبا را بخوانید واشک بریزید


شیعه یعنی بازتاب آسمان
بر سر نی جلوه رنگین کمان

از لب نی بشنوم صوت تو را

صوت انی لا اری الموت تو را
یا حسین ، پرچم زلفت رها در باد شد

واز شمیمش کربلا ایجادشد
آنچه شرح حال خویشان تو بود

تاب گیسوی پریشان تو بود
می سزد نی نکته پردازی کند

در نیستان آتش اندازی کند
صبر کن نی از نفس افتاده است

ناله بر دوش جرس افتاده است
کاروان بی میر و بی پشت و پناه

در غل و زنجیر می افتد به راه
می رود منزل به منزل در کویر

تا بگوید سر بیعت با غدیر
شیعه یعنی امتزاج نار و نور

شیعه یعنی رأس خونین در تنور
شیعه یعنی هفت وادی اضطراب

شیعه یعنی تشنگی در شط آب
شیعه یعنی دعبل چشم انتظار

می کشد بر دوش خود چهل سال دار
شیعه باید همچو اشعار کمیل
سر نهد برخاک پای اهل بیت
یا الله یا الله یا الله


]ز ازل عشق حسین در دل شیدایم بود /جان فشاندن به رهش سرّ سویدایم بود/در ولای غم او منزل و مأوایم بود /من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
بسم رب الحسین


[تصویر: 76676684115251665717.jpg]



آری مولا


رفتی و ما هنوز یاد نگرفتیم

سوگ تو را باید خون گریه کرد نه آب

مگرتو رافقط بی آب کشتند و من درسوگ تو فقط آب چشمانم روانه شود؟


پس زخم های تنت چه میشود؟


زخم های دلت چه میشود؟؟

زخم هایی که از روز رفتن پدربزرگ گرامیت شروع شد و باز پس از شهادت هم ادامه داشت...



مولا...

بگذار در عزایت خون گریه کنم.....
... برای اهل روضه ...


[تصویر: 49367213705792883194.jpg]
.
.

ای داغ جوون و پیر دیده
دریای غم از کویردیده


با این همه غم چیکار کردی؟
که عالم و بی قرار کردی


دل داده به دین و سر سپرده
ای آبرو از یزید برده


با خنجره و نیزه خو گرفتی
با خون خودت وضو گرفتی


چشم تموم دنیا گریون بشه
وای اگه شام غریبون بشه

کوفه پر از آدم رو سیاهه
کوفه پر از رفیق نیمه راهه


دست های عباسو نشون گرفتن
تو کربلا غدیر خون گرفتن

اومدنو دشتو بهم بپاشن
تو صورت بچه ها غم بپاشن

چشم تموم دنیا گریون بشه
وای اگه شام غریبون بشه



آدرس های مرجع