تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: حدیث اشک ..."ویژه نامه مـحــرم الحرام 1435"
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم رب الحسین


السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ مِنَ الصَّفْوَةِ الْمُنْتَجَبِین السَّلامُ عَلَیْکَ
یَا ابْنَ الْأَنْوَارِ الزَّاهِرَةِ

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ الْأَعْلامِ الْبَاهِرَةِ
السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ الْعِتْرَةِ الطَّاهِرَةِ

ابری ام، بارانی ام، حال و هوایم خوب نیست
چشم سر، خیس است امّا چشم دل، مرطوب نیست
آفت عصیان به جان نخل دل افتاده است
علتش این است اگر محصول ها مرغوب نیست
سود بازار عمل از عُرف هم کمتر شده
ای دریغ اوضاع کار و بار من مطلوب نیست

این دل بی در اگرچه جای این و آن شده
غیر تو اصلا ً برای من کسی محبوب نیست
واقعا ً من دوستت دارم عزیز فاطمه!
غیر یوسف هر کسی که دلبر یعقوب نیست
با من ِ بیچاره هم حرفی بزن چیزی بگو
جنس این دل که دگر از جنس سنگ و چوب نیست
طاقت دوری ندارم، رحم کن بر عاشقت
صبر من مانند صبر حضرت ایّوب نیست
کربلا می خواهم آقا ... التماست می کنم
نامه ام را مُهر کن هر چند که مکتوب نیست
چهل روز می شود که شدم جبرئیل توذبح عظیم گشتی و گشتم خلیل تو
چهل روز می شود که فقط زار می زنم کوچه به کوچه نام تو را جار می زنم
بسم رب الحسین







این روزها پاها آماده می‌شوند تاول بزنند!

چشم‌ها مهیا می‌شوند بارانی شوند!

سینه‌ها به شور می‌آیند تا بی‌تاب شوند!

...........


ضریح را نبوس!

[تصویر: 99294407729045970872.jpg]

ضریح را بنوش! بگذار گوشت و پوست و خونت از حسین بروید

هم چنان که خود حسین هم از انگشتان پیامبر می نوشید و ارتزاق میکرد

و بنابر نقل روایت، گوشت و پوست و خونش را از پیامبر ص

وام گرفت و شد «حسین منی و انا من حسینی»

تو هم می خواهی از حسین باشی...؟




...........


یک ورق آهن، حالا تو بگو نقره یا طلا یا اصلا هر چیز قیمتی...

آن قدر نمی ارزید که همه عالم آن را این طور ببوسند!

چه آبرویی می دهد معیت با امام

«اللهم اجعلنی عندک وجیها بالحسین»

...........


پ.ن 1: فکر میکنم پنج سالی میشه که دوست دارم جزء زائران اربعین ارباب باشم؛ اما...

با این حال، شکرِ خدا می کنم؛ می گویم چه خوب است که جای کسانی نیستم که اربعین کربلا را دیده اند و امسال نمی توانند به کربلا بروند. همین!

خدا قسمت و روزیه هممون بکنه ان شاء الله.


پ.ن 2: کربلا منتظر ماست بیا تا برویم.. بیا تا برویم..


زهره منظومه زهرا حسیـن
ای از ازل به مهر تو دل آشنا حسین

وی تا ابد لوای عزایت به پا حسین

هر ماه در عزای تو، ماه محرّم است

هرجا بود به یاد غمت کربلا حسین


* * *


عشقی به حسین عشق زینب نشود

این عشق جدا ز شیعه یارب نشود

در روز و شبی که من نگریم ز غمش

آن شام سحر و آن سحرم شب نشود
دوسـتــان عـیــب کـنــنــدم کــه چــرا دل بــه تــو دادم ؟!

بــایــد اول زِ تــو پــرســیــد چــنــیــن خــوب چــرایـی . . .

[b][تصویر: 00723974313434288561.jpg]
[تصویر: 49a2df5d0855c0961.jpg]

من از کودکی عاشقت بوده ام

[تصویر: 812b7d238f5dcfe61.jpg]
ابری ام، بارانی ام، حال و هوایم خوب نیست
چشم سر، خیس است امّا چشم دل، مرطوب نیست
آفت عصیان به جان نخل دل افتاده است
علتش این است اگر محصول ها مرغوب نیست
سود بازار عمل از عُرف هم کمتر شده
ای دریغ اوضاع کار و بار من مطلوب نیست
این دل بی در اگرچه جای این و آن شده
غیر تو اصلاً برای من کسی محبوب نیست...
واقعاً من دوستت دارم عزیز فاطمه!
غیر یوسف هر کسی که دلبر یعقوب نیست
با منِ بیچاره هم حرفی بزن چیزی بگو
جنس این دل که دگر از جنس سنگ و چوب نیست
طاقت دوری ندارم، رحم کن بر عاشقت
صبر من مانند صبر حضرت ایّوب نیست
کربلااااااا می خواهم آقا ... التمـــــــــــاست می کنم
نامه ام را مُهر کن هر چند که مکتوب نیستRose

ساربانا ز اشتران بگشاي بار
لحظه‏ اي ما را به حال خود گذار

اين که بيني سرزمين کربلاست
خاک او آغشته با خون خداست

در حريم قدسي صحراي دوست
بشنو اين گلبانگ، اين آواي اوست

ني نوا، در نينواي راستين
مويه‏ ها دارد ز ناي خود چنين

ناله آتش بال در پرواز بين
هم تراز آه گردون تا زمين

اشک مي‏ ريزد ز چشم کائنات
در عزاي تشنه کامان فرات

آن بلاجويان که تا بزم حضور
راه پيمودند با سامان نور

رايت توحيد اينان پايدار
ماند و مي‏ماند به دور روزگار

گر فرات اينجا چو دريا خون گريست
ني عجب، خورشيد بر هامون گريست
مشفق کاشانی
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(علیه السلام)و علی الارواح التی حلت بفنائک

هـر
کـه
بـه
مـا
رسیـد

گفـت :
.
.
.
عــــــازمِ حـــرمــــم ...

[تصویر: azem.png]

آدرس های مرجع