تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: حدیث اشک ..."ویژه نامه مـحــرم الحرام 1435"
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
به نام خدا

زینب کبری سلام الله علیها بنیانگزار حفظ حوادت بوسیله ادبیات و هنر...


[تصویر: Zeinab1.jpg]
آیت الله بهجت می فرمودند :
مرحوم علامه دربنــدی در حرم کربــلا
خطاب به امـام حسیــن علیه السلام عرض کــرد :
بحق مـادرت زهــرا سلام الله علیها شمــر را شفاعت مکن !
از ایشان پرسیدنــد : مگر حضـرت از شمــر هم شفاعت میکنــد ؟
جواب دادنــد : امکان دارد ،
زیــرا اینها مظهر رحمت پروردگارنـــد ...


[تصویر: 61491421176091769173.jpg]
به نام خدا


اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِوَعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

[تصویر: Dar.jpg]
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
حسین ع را بکشتند در سقیفه نه کربلا ز دیوار کج تا ثریا بلا خیزد پشت بلا
حسین جان دل تنگم سفرکرب وبلا می خواهدآستان بوسی شاه شهدا می خواهد
خدا
در حسین ع
آنچنان پا گرفت
که برایش
جا نبود دیگر!راهی نمانده بود
جز سر و خنجر و قتلگاه....!
بسم رب الحسین

نام زینب در مجالس دلربایی میکند
دختر مشکل گشا مشکل گشایی میکند


زینب اللهی نیم اما مرید زینبم
زینب کبری به ملک دل خدایی میکند


لبیک یا حسین(علیه السلام)
بسم رب الحسین

سری که گفت: «من از اشتیاق لبریزم
به سرسرای خداوند می‌روم با سر

هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر.»


همان سری که "یحب الجمال" محوش بود
جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر

سری که با خودش آورد بهترین‌ها را
که یک به یک، همه بودن سروران را سر

زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان
حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر

سپس به معرکه عابس، " أجنّنی"گویان
درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

بنازم " أم وهب" را، به پاره تن گفت
برو به معرکه با سر ولی میا با سر

خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید
گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر

چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید
به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر

در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد
همان سری است که برده برای لیلا سر

همان که احمد و محمود بود سر تا پا
همان سری که خداوند بود، پا تا سر

پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد
پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر

میان خاک، کلام خدا مقطعه شد
میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر

حروف اطهر قرآن و نعل تازه‌ی اسب
چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر

تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود
به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر

جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است
جدا شده است و نیفتاده است از پا سر

صدای آیه کهف الرقیم می‌آید
بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر

بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام
که آفتاب درآورد از کلیسا سر

عقیله، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟
به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر

دلم هوای حرم کرده است می‌دانی
دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر

حمید رضا برقعی
گفـت :

از اینجــــــا تــــا حـــــرم ارباب چقــــــدر راه است ؟

گفـــتم :

آنقـدر که بگویی " السلام علـیک یا اباعبـــدالله علیـه السلام "
به نام خدا

حسّی غریب در قلَمَم بغض کرده است چیزی نمانده پشت غزل را دوتا کند...


[تصویر: Parcham%20AghaE.jpg]

نقش است بر روی پرچم سردار علقمه
پاینده باد پرچم آقایی حـــســیـن...
آدرس های مرجع