بـعـضیهـا دوسـت دارن مـثل حـبـیـــب بـاشن!
از بـچــگی عـاشـق و دلـداده.....
بـعـضیهـا دوسـت دارن مـثل زهـــیـر بـاشن ....
بـا یـک نـگـاه ...!
امـا بـعـضیهـا دلـشون میخـواد حـــر بـاشن ،
دسـت خـالی ، سـر بــه زیـر ، چـشـمـهـای گـریـون ، پـشـیـمـون
گر جگر خشک شود، خشکی لب ها حتمی ست
رفتن ناله ی لب تشنه به بالا حتمی ست
آب اگر یافت نشد، مرگ ربابِ بی شیر
بر سر درسِ جگر سوز الفبا، حتمی ست
قطره ی آب اگر نذرِ سر او بکند
بر علی اصغرمان معجزه ای سا، حتمی ست
بدنِ غیرت اگر که عرق سرد کند
خیس تب هم بشود، شعله ی رگ ها حتمی ست
دختر شاه بخواهد، احدی مانع نیست
طلب آب کند، حلّ معما حتمی ست
العطش باز اگر بر جگری لطمه زند
مشک اگر پاره شود، مُردن سقا حتمی ست
آب اگر موج زند باز هم ایمان دارم
این که او لب نزده بر لب دریا حتمی ست
بی کُله خود اگر بر سر او ضربه زنند
از روی اسب، زمین خوردن آقا حتمی ست
ناله ی ابنیَ العباسِ زنی ثابت کرد
این که او شد پسر حضرت زهرا، حتمی ست
تیرانداز هر آن قدر که ناشی باشد
تیر خوردن به تو با این قد و بالا حتمی ست
دست دادی و به تو بال بهشتی دادند
لفظ طیّار تو در جنت اعلی حتمی ست
گر روی خاک بلا پا بکشی
به حسین بن علی، خنده ی اعدا حتمی ست
اگر آقا نبَرد پیکرتان را به حرم
تکه تکه شدن این قد رعنا حتمی ست
گر نیایی به حرم، ای همه غیرت، بی تو
آتش شعله ور و دامن زن ها حتمی ست
یاحسین ازصبح ازل نام قشنگت راشنیده ام.....
کوفه خشکسالی شده بود خیلی وقت بود باران نباریده بود
امدند خدمت حضرت علی (علیه السلام) ٬ ایشان فرمودند به فرزندم حسین بگویید برایتان دعا کند
امدند خدمت امام حسین (علیه السلام) , حضرت دعا کردند و باران بارید
خوشحال شدند گفتند "جبران میکنیم".........
جبران کردند آن هم چه جبرانی !!...
سلام آقا بازم این دل بی قراره
دوباره این چشما شوق بارون داره
سلام آقا باز امدم دست خالی
منم و مونده این دل حالی به حالی
کنار خیمت میشینم تا می تونم
من و هم مثل حر می بخشی می دونم
کجا رو دارم برم به جز این حرم
نه دیگه نمی افته هوای عشقت از سرم
“دلتنگم آقا جون ، دلتنگه دلتنگم
با پای پیاده زدم به جاده کوله بارم غم