تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: حدیث اشک ..."ویژه نامه مـحــرم الحرام 1435"
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
خدايا خودت شاهد باش
جوانى را به جنگ و به كام مرگ فرستادم كه از همه مردم ،
شبيه تر به پيغمبـر بود ؛ هم در چهره ، هم در حرف زدن ،
هم در اخلاق ؛ از همه جهت !

[تصویر: 89943517864551059314.jpg]
هر قدم قافله سوی خزان میرود / مشک به مهمانی تیر و کمان میرود . . .
......ازامشب آب رابرامام حسین بستند.....ای آب فرات ازکجا می آیی ناصاف ولی چه باصفا می آیی خودرانرساندی به لب خشک حسین وعلی اکبر علی اصغر.......دیگربه چه روبه کربلا می آیی؟؟
امشب حرم آل علی آب ندارد...

[تصویر: 8018721353655141.jpg]
به نام خدا

اَمـــآטּْ اَز دل ِ زیــنـَبْ ...


زیـنـَب دیـد ؛ آنهایـﮯ رآ کـﮧ یـعـقوب فــقــَط شنیـدِه بـود...


[تصویر: Zeinab.jpg]

یـَعـقوب نـَدید کـﮧ یوسـف رآ در چـآه مـﮯ اَندازند ؛


فـَقــَط لـبآس ِ خــونـیــَش رآ دیـد ...


وَ پــَس اَز نـآبـینآیـﮯ، دیگــَر آن رآ هـَم نــَدید !


مــﮯ دانــِست زنده اَست ؛


فــَقـط دلـتـَنگ بـود ...


نـَدید کـﮧ در بـآزآر مـﮯ فـُـروشـنـَش ...


نــَدیـد کــَسی سَنگ بــزنــَد ...


یـآ بـآ خــِـیـزَرآن ...


زیـنـَب امـآ دیـد ؛


آنهایـﮯ رآ کـﮧ یـعـقوب فــقــَط شنیـدِه بـود ...
کوفیـــــــان منتظــــــــر و در صدد آزارنـــد

نکنــــد داغ تـــــــو را روی دلـــــم بگذارند

پسرم خیمه همین جاست مرا گم نکنی

پسرم دور نشـــو سنــگ دلان بسیـــارند


[تصویر: 00674548358731386783.jpg]
به نام الله

روضه حضرت علی اکبر(علیه السلام) ـ مقام معظم رهبری

http://www.aparat.com/v/faPl4


شعرخوانی سید حمیدرضا برقعی
درباره حضرت علی اکبر
(علیه السلام)
http://www.aparat.com/v/vTni1


ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان
مثل تیری که رها می شود از دست کمان

خسته از ماندن و آماده رفتن شده بود
بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود

مست از کام پدر بود و لبش سوخته بود
مست می آمد و رخساره برافروخته بود

روح او از همه دل کنده ، به او دل بسته
بر تنش دست یدالله حمایل بسته

بی خود از خود ، به خدا با دل و جان می آمد
زیر شمشیر غمش رقص کنان می آمد

یاعلی گفت که بر پا بکند محشر را
آمده باز هم از جا بکند خیبر را

آمد ، آمد به تماشا بکشد دیدن را
معنی جمله در پوست نگنجیدن را

بی امان دور خدا مرد جوان می چرخید
زیر پایش همه ی کون و مکان می چرخید

بارها از دل شب یک تنه بیرون آمد
رفت از میسره از میمنه بیرون آمد

آن طرف محو تماشای علی حضرت ماه
گفت:لاحول ولاقوه الابالله

مست از کام پدر، زاده ی لیلا ، مجنون
به تماشای جنونش همه دنیا مجنون

مست از کام پدر زاده لیلا سرمست
پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست

آه در مثنوی ام آینه حیرت زده است
بیت در بیت خدا واژه به وجد آمده است

رفتی از خویش ، که از خویش به وحدت برسی
پسرم ! چند قدم مانده به بعثت برسی


نفس نیزه و شمشیر و سپر بند آمد
به تماشای نبرد تو خداوند آمد

با همان حکم که قرآن خدا جان من است
آیه در آیه رجزهای تو قرآن من است


ناگهان گرد و غبار خطر آرام نشست
دیدمت خُرَّم و خندان قدح باده به دست

آه آیینه در آیینه عجب تصویری
داری از دست خودت جام بلا می گیری


زخم ها با تو چه کردند ؟ جوان تر شده ای
به خدا بیش تر از پیش پیمبر شده ای

پدرت آمده در سینه تلاطم دارد
از لبت خواهش یک جرعه تبسم دارد

غرق خون هستی و برخواسته آه از بابا
آه ، لب وا کن و انگور بخواه از بابا

گوش کن خواهرم از سمت حرم می آید
با فغان پسرم وا پسرم می آید


آن طرف گریه آن چلچله را می شنوی
اینطرف قهقهه حرمله را می شنوی

باز هم عطر گل یاس به گیسو داری
ولی اینبار چرا دست به پهلو داری؟!

کربلا کوچه ندارد همه جایش دشت است
یاس در یاس مگر مادر من برگشته است ؟!


مثل آیینه ی در خاک مُکَدر شده ای
چشم من تار شده ؟ یا تو مکرر شده ای؟!


من تو را در همه کرب و بلا می بینم
هر کجا می نگرم جسم تو را می بینم

اِرباً اربا شده چون برگ خزان می ریزی
کاش می شد که تو با معجزه ای برخیزی

مانده ام خیره به جسمت که چه راهی دارم
باید انگار تو را بین عبا بگذارم

باید انگار تو را بین عبایم ببرم
تا که شش گوشه شود با تو ضریحم پسرم
(۲۰/آبان/۹۲ ۱۶:۵۲)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]معلوم نیست فردا زنده باشم، این هم تقدیم به اشبه الناس خلقا، منطقا و.. به رسول الله:

آلبوم خانوادگی حسین رابا مقراض ارباً اربا کردند، کسی که بیشترین شباهت را به مادر وجدّش داشت. اینک حسین باید بسیار دقت کند برای در آغوش گرفتن میوه دلش، هر لحظه امکان آن است که علی های بیشتری به تصویر درآیند. علی جان، حالا که اینقدر زیاد شده ای برخیز و یاریم کن... نمی شنوی؟ پدرت را مسخره می کنند، هلهله شان نمی‌گذارد. اکبرهای من بلند شوید و شما من را به خیمه ببرید... توانی در من نیست. بلند شوید و نگذارید عمهتان وارد معرکه شود. کدام تان را میتوانم به خیمه برم، چاره ای نیست، عبایی باید برای جمع کردنت... و این جا بود که مولا فرمود:
جوانان بنی هاشم بیایید علی را بر در خیمه رسانید....


[تصویر: siCjmf_535.jpg]

من در مورد شخص اباعبدالله هرگز روضه باز رو قبول ندارم چون باعث قساوت قلب میشه

اما در مورد یارانشان چرا....

فقط در مورد همین کلمه اربا اربا

می دانید معنی اش چیست؟

قیمه قیمه

گوشت کوبیده شده رو دیدید؟(ببخشید خیلی فجیع گفتم ولی از این هم بدتر بوده)


.
.
.
چه به قلب حضرت گذشته برا هر کدام از این اتفاقات
برای منتهی الیه محبت و علاقه نه برای یک انسان عادی

ببخشید

======

لذا نقاشی مثل ذیل اصلا حق مطلب رو ادا نمی کنه

[تصویر: 138419837960981.jpg]
جوانان بنی هاشم بیایید
علی را بر در خیمه رسانید .....
ConfusedSad


[تصویر: 138419837960981.jpg]





نقل قول: لذا نقاشی مثل ذیل اصلا حق مطلب رو ادا نمی کنه
بله شما درست می فرمایید ولی مگه بقیه مطالب و عکس ها مطلب رو ادا میکنند؟؟!!
امشب حرم آل علی، آب ندارد
طفلان مصیبت زده را خواب ندارد

یک امشب علی اصغر ِ بی شیر بخوابد
فردا به روی دست پدر، تاب ندارد

ای وای
ای وای
ای وای

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

------------------------------------------------------

هر سال مثل امشبی خون هم اگه گریه کنم اروم نمیشم. مکن ای صبح طلوع
آدرس های مرجع