ما داستان کربلا را از روز تاسوعا می دانیم و عصر عاشورا ختمش می کنیم؛ بعد دیگر نمی دانیم چه شد! داستان کربلا, نه از آغاز تاسوعا و یا محرم شروع می شود و نه به عصر عاشورا و اربعین تمام می شود. این است که از دو طرف قیچی اش کردیم و آن را از معنی انداختیم, مثل قلبی که از داخل بدن در بیاوریم, که دیگر قلب نیست. باید قلب را در این سینه و اندام بزرگ بشری و در تسلسل عظیم یک دست تاریخ انسان بگذاریم؛ و آن وقت تپش پیدا می کند و آن وقت خون “حسین”, خون می شود. اما الان از آن ماده تخدیری درست کرده ایم
شریعتی
کوفه خشکسالی شده بود
خیلی وقت بود باران نباریده بود
آمدند خدمت حضرت علی (علیه السلام)
ایشان فرمودند به فرزندم حسین بگویید برایتان دعا کند
آمدند خدمت امام حسین (علیه السلام) , حضرت دعا کردند و باران بارید
خوشحال شدند
گفتند "جبران میکنیم"
.
.
.
جبران کردند آن هم چه جبرانی
...
السلام علیک یا عطشان
هرکس که دید راس او را بر نیزه ها ،
فقط می گفت : بیچاره مادرش !!!!.....
به دلیله اینکه ما، هر سال شب و روز 7ام محرم،واسه حضرت علی اصغر عزاداری داریم و جاتون خالی سنگ تمام میذارند، (مثله امشب که غوغا بود)این ارسال را همراه با یک بیت از یه نوحه معروف هیئت که بسیار جان سوز است، قرار دادم.
بر نیزها سرت، لای لای علی علی
بیچاره مادرت، لای لای علی علی
التماس دعا