تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: حدیث اشک ..."ویژه نامه مـحــرم الحرام 1435"
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
مردي که نامه هاي زياد داشت :

پاي نامه صد و چهل هزار امضا بود نوشته بود : "بشتاب ما چشم به راه تو هستيم ".نوشته بود :" ما با تو هستيم و صدهزار شمشير با ماست ". نوشته بود:" براي امدنت اماده ايم و ديگر با واليان شهر نماز نمي خوانيم" ... .
نامه در دستهايش ، وسط بيابان روبروي سپاهي که راهش را بسته بودند ايستاد :" کسي را کشته ام خونش را بخواهيد؟مالي را برده ام؟ کسي را زخمي کرده ام؟ " بي دليل هلهله کردند.
گفت :" مرا دعوت کرده اند. اين نامه ها..." صداهاي بي معني و نامفهوم در اوردند تا صدايش نرسد .جلوتر آمد تا صورتهايشان را ببيند و ناگهان ساکت شد . شبث بن ربعي؟! حجار بن ابجر؟! قيس بن اشعث؟! يزيد بن حارث؟!! ....
اسمها همان اسمهاي پاي نامه ها بود .
به نام خدا

[تصویر: Khoosh%20Ast.jpg]

در چشم باد، لاله فقط پرپرش خوش است
خورشید روز واقعه خاکسترش خوش است

از باغها شنیده‌ام این را که عطر یاس
گاهی نه پشت پنجره، لای درش خوش است

دریا همیشه حاصل امواج کوچک است
یعنی علی به بودن ِ با اصغرش خوش است

در راه عشق دل نه که ما سر سپرده‌ایم
حتا حسین پیش خدا بی‌سرش خوش است

جایی که آب همسفر ماه می شود
دلها به آب نه که به آ‌ب‌آورش خوش است

جایی که پیش‌مرگ پدر می شود پسر
اولاد هم نبیره‌ی پیغمبرش خوش است

عالم شبیه آن لب و دندان ندیده‌است
لبخند هم میانه‌ی تشت زرش خوش است

از خون سرخ اوست که تاریخ زنده است
این شاهنامه نیست ولی آخرش خوش است:

اندوه بی شمار ِ پسر را گریستن
بر شانه‌های مرتعش ِ مادرش….

از ماههای سال “محرم” که محشر است
از روزهای سال ولی “محشر”ش خوش است!


مژگان عباسلو



کربلا گفتم کـَران را گوش نيست
ورنه از غم بلبلي خاموش نيست

بلبلان چهچه ز ماتم مي زنند
روز و شب از کربلا دم مي زنند

هر نظر بر غنچه اي تر مي کنند

يادي از غوغاي اصغر مي کنند

گفت بابا بي برادر مانده اي

بي کس و بي يار و ياور مانده اي

گر تو تنهايي بگو من کيستم

اصغرم اما نه اصغر نيستم


خيز و اسماعيل را آماده کن

سجده شکري بر اين سجاده کن

اي پدر حرف مرا در گوش گير
خيز و اين قنداقه در آغوش گير

خيز و با تعجيل مي دانم به بر

بر سر نعش شهيدانم ببر

تشنه ام اما نه بر آب فرات

آب مي خواهم ولي آب حيات

آب در دست کمان دشمن است

تير آن نامرد احياي من است

آتش اقيانوس را آواز داد
آخرين ققنوس را پرواز داد

خون اصغر آسمان را سير کرد
خواب زينب را چه خوش تعبير کرد

آه زينب سر به محمل مي زند

کاروان را زخم بر دل مي زند
سلام
به رسم پیشینیان ، شب چهارم ( شهادت طفلان حضرت زینب سلام الله )
کودکانی عاشق و دلداده پروردم حسین

تا جوان گشتند قربان تو آوردم حسین

شیرشان دادم که شیر کربلای تو شوند

هر دو را نذر علی اکبرت کردم حسین



گر چه نا قابل ترین هدیه دو طفل زینبند

اذن تو درمان بود بر قلب پر دردم حسین

داغ این دو پیش مظلومی تو هیچ است هیچ

من پریشان تو بین قوم نا مردم حسین

کودکانم جای خود گر رخصتی بر من دهی

سینه و پهلو سپر دور تو می گردم حسین

غیرت این دو ز جنس غیرت سقای توست

هر دو را رزمنده ی راه تو پروردم حسین

در وجود این دو صبر و طاقت این درد نیست

بنگرند از کینه نیلی چهره ی زردم حسین

شاعر:چواد حیدری
پرتو عشق پس از مرگ نگردد خاموش
این چراغیست کزین خانه به آن خانه شود...
یا حسیـــــــن(علیه السلام)
.
.

امام حسین (علیه السلام) :
هر کس گره ای از مشکلات مومنی باز کند و مشکلش را برطرف نماید ،
خداوند متعال مشکلات دنیا و آخرت او را اصلاح می نماید.


[تصویر: 29814660711961453869.jpg]
آجرک الله عزیز دو جهان، یوسف در چاه !!
به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزن است، ز جنس غم و ماتم،
زده آتش به دل عالم و آدم !!!
مگر این روز و شب رنگ شفق یافته، در سوگ کدامین غم عظمی، به تنت رخت عزا کرده، ای عشق مجسم!!
که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت!!
نکند باز شده ماه محرم، که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت...
به فدای نخ آن شال سیاهت...
به فدای رخت ای ماه بیا!
صاحب این بیرق و این مجلس و این بزم تویی!..
کنون شعله آه تو شود حس،
تو کجایی گل نرگس؟؟!!...
بسم الله الرحمن الرحیم

این کلیپ را ببینید


نون و قلم نبی است و ما یسطرون حسین

طاق فلك علی است به عالم ستون حسین

خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین

هستی تمام ظاهر و مافی البطون حسین

با یك قیامت است هم الغالبون حسین

در این قیام نقطه پرگار زینب است


سردار سرسپرده جولان عشق كیست؟

تنها امیر فاتح میدان عشق كیست؟

عشق است حسین و گوش به فرمان عشق كیست؟

روح دمیده در تن بی‌جان عشق كیست؟

علامه مفسر قرآن عشق كیست؟

اذن دخول در حرم یار زینب است

کربلا می خوای بری حضرت زینب


ذرات و كائنات همه مرده یا خموش

در احتجاج بود زنی یك علم به دوش

قلب جهان به عمق زمین غرق جنب و جوش

آتشفشان قهر خداوند در خروش

هوهوی ذوالفقار علی می‌رسد به گوش

در هیبتی زحیدر کرار زینب است


پیداترین ستاره دیبای خلقت است

زیباترین سروده لب‌های خلقت است

زهراترین زهره زهرای خلقت است

لیلاترین لیلی لیلای خلقت است

شیواترین سئوال معمای خلقت است

گنجینه جزیره اسرار زینب است


چشم ستاره در به در جستجوی ماه

بر روی نیزه دیده زینب گرفت راه

مبهوت می‌نمود به سرنیزه‌ای نگاه

آتش كشید شعله ز دل تا كشید آه

كای جان پناه زینب و اطفال بی‌پناه

راحت بخواب چونكه پرستار زینب است


از نای من به ناله چو افتاد نای نی

عالم شنید از پس آن های‌های نی

تو بر فراز نیزه و من در قفای نی

آنقدر سنگ خورده‌ام از لابه‌لای نی

تا اینكه یافتم سرت از رد پای نی

عشق تو هست آتش و نیزار زینب است


خورشید روی قله نی آشكار شد

كوچكترین ستاره سر شیرخوار شد

ناموس حق به ناقه عریان سوار شد

هشتاد و چهار خسته به هم هم‌قطار شد

زیباترین ستاره دنباله‌دار شد

در این مسیر نور جلودار زینب است


بر سر راه عجب بال و پری افتاده

میرسد شاه ولی با کمری افتاده

پای این آب تن مختصری افتاده

سَرِ این کتف چه آمد ، تبری افتاده

همه بودند مگر خاک پر از ماه کند


تبری آمده تا قد تو کوتاه کند

تیری از حرمله در گوشه ی ابرو خورده

ضربه ی سَر زده ای بر سر بازو خورده

وای بد جور عمودی به سر او خورده

که سرت بر نوک یک نیزه به پهلو خورده

باد آورد پر خُود تو را تا خیمه


دختری جیغ کشید ، خدایا خیمه
SadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSadSad
بسم الله الرحمن الرحیم

باز هم آدینه ای آمد ولی مهدی کجاست
یک نفر می گفت مهدی جمعه ها در کربلاست ....


[تصویر: emam_hossain_emam_mahdi23.jpg]
آدرس های مرجع