حلقوم ها را میتوان برید اما فریادها را هرگز، فریادی که از حلقوم بریده برمیآید، جاودانه میماند.
سید مرتضی آوینی
به نام خدا
همه دارند به پابوس شما می آیند ...... طبق معمول من بی سروپا جاماندم...
نه که هفت دور،دوصد بار طوافت می کنم
با زبان قاصرم ارباب صدایت می کنم
در میان خلوت دل در دعای روز وشب
آرزوی دیدن کرب و بلایت می کنم
بسم رب الحسین
با خودم فکر می کنم اصلا چرا باید
رباب ، با آب هم قافیه باشد
روضه خوان ها زیادی شلوغش می کنند
حرمله آنقدر ها هم که می گویند تیر انداز ماهری نبود
هدف های روشنی داشت
تنها تو بودی که خوب فهمیدی
استخوانی که در گلوی علی بود سه شعبه داشت
شش ماه، علی بودن را طاقت آوردی
خون تو جاذبه ی زمین را بی اعتبار کرد
حالا پدرت یک قدم می رود بر می گردد
می رود بر می گردد
می رود...
با غلاف شمشیر برایت از خاک گهواره ای بسازد
تادیگر صدای سم اسب های وحشی از خواب بیدارت نکند
رباب می رسد از راه
با نگاه
بایک جمله ی کوتاه
آقا خودتان که سالمید انشاالله...
شعر از حمید برقعی
سلام
در پی اهانت اخیر به ساحت مقدس خانوم فاطمه زهرا (سلام الله علیها) :
من لفظ
ابوالعجائب، که شهریار برای امام حسین (علیه السلام) رو به کار بردن، قبول ندارم، چرا که معتقدم :
مادر هر کاری کند، اهل خانه یاد می گیرند، مثلا اگر شهید شود...
از میان جمعیت چند میلیاردی، فقط عده ای اجازه دارند، که برای این خونواده اشک بریزن و اسمشون رو بیارن :
الحمد الله الذی هدانا لهذا ...
دائم دلم از این و از آن سیر میشود
دارد زمان رفتن من دیر میشود
یک کربلا ببر که حسرت به دل شدم
دارد گدای مادرتان پیر میشود
آقاجان این دل وقلب شکسته رابخرآقاجان این مسافرجامانده راباخودببر...............
