تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: حدیث اشک ..."ویژه نامه مـحــرم الحرام 1435"
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم رب الحسین

سلام

شب اول محرم ، محمود کریمی :


شب اول محرم ،سینه زنت آرزوشه ، با دستهای یه پیرغلامت ، پیرن سیاه بپوشه
سلام بر پرچم و علم ، سلام بر شعر محتشم ، سلام بر محرم ..

[تصویر: 1383575048151957_large.jpg]
[/b]
محرم شد
چند روزه وقتی میری تو شهر هر طرفو که نیگاه میکنی یه خاطره برات زنده میشه
از هیئتایی که میرن سمت حرم ، از خیمه ها ، از حسینیه ها و از قولایی که پارسال محرم به امام حسین (علیه السلام) دادیم و .....
دیشب دیگه همه کارها تموم شده بود
چن ساعت قبل که تو خیابون بودم همه چی آماده حرکت کاروان بود.
دلم لرزید
محرم اومد
کربلا
علی اصغر
عاشورا
.
.
.
.
وای از دل زینب

خواهرا و برادرای گرامی اگه موافقید از امروز یه ختم زیارت عاشورا برداریم و هر کس هر روز یه زیارت عاشورا بخونه.

بسم الله
روزی یک زیارت عاشورا

ان شاالله
اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم
[تصویر: hosein3.jpg]

حسین(علیه السلام) ، روح الهی در طبیعت بشری

مظلومیت حسین (علیه السلام) از آن است که دشمنش یزید است...سنگدل ،بی رحم ،دور از خدا
اگر به جای کلمه فارسی "عاشورا" بخواهید کلمه"ashura" را در گوگل جستجو کنید نتایج بسیار متفاوتی را خواهید یافت

تو رو خدا هرکسی هر کاری میتونه در این مورد انجام بده
[تصویر: 430366_510.jpg]
به نام خدا


سلام


نمیدونم شهرهای دیگه چطوریه،تو شهر ما،شب اول محرم،واسه حضرت مسلم بن عقیل(اولین شهید عشق)،روضه و نوحه میخوانند. امشب مداح،یه نوحه ای میخواندند و بقیه تکرار میکردند و سینه میزدند که یکی از ابیاتش این بود:

ای امیر بی قرینهههه

بین که مسلمت اسیرههههه

نیا کوفه،نیا کوفهههه

[تصویر: 616872_ZwduUIty.jpg]



واقعأ جانسوز بود.

[تصویر: A0590304.jpg]
بسم الله الرحمن الرحیم


کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی
نگاه دار دلی را که برده‌ای به نگاهی

مقیم کوی تو تشویش صبح و شام ندارد
که در بهشت نه سالی معین است و نه ماهی

چو در حضور تو ایمان و کفر راه ندارد
چه بهشتی چه دوزخی، چه طاعتی چه گناهی؟

مده به دست سپاه فراق ملک دلم را
به شکر آن که در اقلیم حسن بر همه شاهی

بدین صفت که ز هر سو کشیده‌ای صف مژگان
تو یک سوار توانی زدن به قلب سپاهی

چگونه بر سر آتش سپندوار نسوزم
که شوق خال تو دارد مرا به حال تباهی

به غیر سینهٔ صد چاک خویش در صف محشر
شهید عشق نخواهد نه شاهدی، نه گواهی

اگر صباح قیامت ببینی آن رخ و قامت
جمال حور نجویی، وصال سدره نخواهی

رواست گر همه عمرش به انتظار سرآید
کسی که جان به ارادت نداده بر سر راهی

تسلی دل خود می‌دهم به ملک محبت
گهی به دانهٔ اشکی، گهی به شعله آهی

فتاد تابش مهر مهی به جان فروغی
چنان که برق تجلی فتد به خرمن کاهی

فصل عزا آمد ودل غم گرفت
خیمه ی دل بوی محرم گرفت
زهره ی منظومه زهرا حسین
کشته افتاده به صحرا حسین
دست صبا زلف تورا شانه کرد
بر سر نی خنده مستانه کرد
چیست لب خشک و ترک خورده ات
چشمه ای از زخم نمک خورده ات
روشنی خلوت شب های من
بوسه بزن بر تب لب های من
تا زغم غربت تو تب کنم
یاد پریشانی زینب کنم
آه از آن لحظه که بر سینه ات
بوسه نشاندند لب تیر ها
آه از آن لحظه که بر سینه ات
بوسه نشاندند لب تیر ها
آه از آن لحظه که بر پیکرت
زخم کشیدند به شمشیر ها
آه از آن لحظه که اصغر شکفت
در هدف چشم کمانگیر ها
آه از آن لحظه که سجاد شد
هم نفس ناله زنجیر ها
قوم به حج رفته به حج رفته اند
بی تو در بادیه کج رفته اند
کعبه تویی کعبه به جز سنگ نیست
آینه ای مثل تو بی رنگ نیست
کوفه دم از مهر و وفا می زند
شام تو را سنگ جفا می زند
کوفه اگر آینه ات را شکست
شام از این واقعه طرفی نبست
کوفه اگر تیغ و تبرزین شود
شام اگر یکسره آذین شود
مرگ اگر اسب مرا زین کند
خون مراتیغ تو تضمین کند
آتش پرهیز نبرد مرا
تیغ عجل نیز نبرد مرا
بی سر سامان تو ام یا حسین
دست به دامان توام یا حسین
جان علی سلسله بندم نکن
گردم ,از خاک بلندم نکن
عاقبت این عشق هلاکم کند
در گذر کوی تو خاکم کند
مشعر حق عزم منا کرده ای
کعبه ی شش گوشه به پا کرده ای
تیر تنت را به مصاف آمده است
تیغ سرت را به طواف آمدست
چیست شفا بخش دل ریش ما
مرهم زخم و غم وتشویش ما
چیست به جز یاد گل روی تو
سجده به محراب دو ابروی تو
بر سر نی زلف رها کرده ای
با جگر شیعه چه ها کرده ای
باز که هنگامه بر انگیختی
بر جگر شیعه نمک ریختی
کو کفنی تا که بپوشم تنت
تا گیرم دامنه ی دامنت...

به نام خدا

مُحرِم شوید که مُحَرّم می‌رسد ز راه…

مُحرِم شویم که مُحرّم را حج عظیمی‌ست. احرام بندیم که در این حج «ذبح عظیم» از ذریه‌ی اسماعیل گرفته می‌شود. رمی شیاطین کنیم در این روزهای ماتم. شیاطین جن و انس را برانیم که عزاداری برای حسین فاطمه (سلام‌الله علیها) لیاقت می‌خواهد و شور و شعور.
[تصویر: Mohrem%20Moharram.jpg]

آن شب که بتان نماز خواندند

ما را به حریم راز خواندند

در کف کف و بر لبانشان کف

از دلبر دلنواز خواندند

دستی به در نیاز بردیم

با غمزه خود به ناز خواندند

مطرب به ره عراق میزد

در گوشه ای از حجاز خواندند

ما شیعه ی آل مصطفی ایم

آئینه ی کربلا نمائیم

ای تشنه شهید سر بریده

دل از سر و پسر بریده

در ظهر عطش مگر چه دیدی

کس جان و جهان نظر بریدی

ای آب حیات دین احمد

ای کشتی امت محمد

تو نوح تمام ما سوائی

تاج سر عرش کبریائی

حب تو اقامه نماز است

ذکر تو همواره دلنواز است

ای ناز تو بهترین سرآغاز

چشمی به نیاز ما بیانداز

یک چشمه نگر نماز ما را

پر کن قدح نیاز ما را

چشم تو شراب خانه ی ماست

این مستی و می بهانه ی ماست

از روز ازل نیازمندیم

بر جام لب تو آزمندیم

ای لعل تو گوهر تبسم

بگشای لب از سر تبسم

ای راهنمای رهنوردان

ما را خس و خار نگردان

سوگند تو را به لن ترانی

این قافله را ز خود نرانی

تیریم که بسته بر کمانیم

لطفی که ز چله نمانیم

لنگیم که افتاده در کف تور

وز لحظه دیدن تو محسور

گفتیم که شعله شجر کو؟

گفتی که گدازه جگر
کو؟

نازم آن آموزگاری را که در یک نصفه روز
دانش آموزان عالم را چنین دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد در جهان
بعد آن با خون هفتاد و دو تن امضاء کند

[تصویر: 40524_hosyen.jpg]
آدرس های مرجع