شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
آيه شماره 25 از سوره مبارکه شوری
بازگشت از گناه
متن آیه:وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَعْفُو عَنِ السَّيِّئَاتِ وَيَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ
معنی آیه:و اوست كسى كه توبه را از بندگان خود مىپذيرد و از گناهان درمىگذرد و آنچه مىكنيد مىداند
تفسیر آیه:پذیرش توبه گناهكاران و عفو آنان تنها در اختیار خداوند است. «و هو الّذى»
در اسلام بن بست وجود ندارد و راه بازگشت همواره باز است. «یقبل التوبة»
خداوند تمام گناهان را مىبخشد. «یعفوا عن السیّئات» (كلمه «سیّئات» جمع همراه الف و لام است یعنى همه گناهان)
خداوند با وعده عفو، منحرفان را به توبه تشویق مىكند. «یقبل التوبة... یعفوا عن السیّئات»
توبه باید همراه تغییر در رفتار و گفتار باشد و گرنه نوعى تظاهر و ریاكارى است كه خدا مىداند. «و یعلم ما تفعلون»
آيه شماره 16 از سوره مبارکه بقره
تجارت زیانبار
متن آیه:أُوْلَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ
معنی آیه:همين كسانند كه گمراهى را به [بهاى] هدايتخريدند در نتيجه داد و ستدشان سود[ى به بار] نياورد و هدايتيافته نبودند
تفسیر آیه:منافق، سود و زیان خود را نمىشناسد ولذا هدایت را با ضلالت معامله مىكند. «اشتروا الضلالة بالهدى»
انسان، آزاد و انتخابگر است. چون داد و ستد، نیاز به اراده وتصمیم دارد. «اشتروا الضلالة...»
دنیا همچون بازار است و مردمان، معاملهگر و مورد معامله، اعمال و انتخابهاى ماست. «اشتروا... فما ربحت تجارتهم»
عاقبتِ مؤمن، هدایت؛ «على هدىً من ربّهم» و سرانجام منافق، انحراف است. «ما كانوا مهتدین»
منافقان به اهداف خود راهى نمىیابند. «ما كانوا مهتدین»
آيه شماره 26 از سوره مبارکه بقره
درک منطق قرآن
متن آیه:إِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلًا مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِينَ
معنی آیه:خداى را از اينكه به پشهاى يا فروتر [يا فراتر] از آن مثل زند شرم نيايد پس كسانى كه ايمان آوردهاند مىدانند كه آن [مثل] از جانب پروردگارشان بجاست ولى كسانى كه به كفر گراييدهاند مىگويند خدا از اين مثل چه قصد داشته است [خدا] بسيارى را با آن گمراه و بسيارى را با آن راهنمايى مىكند و[لى] جز نافرمانان را با آن گمراه نمىكند
تفسیر آیه:حیا و شرم در مواردى است كه كار شرعاً، عقلاً یا عرفاً مذموم باشد. امّا در بیان حقایق، شرم و خجالت پسندیده نیست. «لا یستحیى»
حقایق والا و مهم را مىتوان با زبان ساده ومثال بیان نمود. «ان یضرب مثلاً»
مؤمن كلام خدارا باور دارد و مطیع آن است. «یعلمون انّه الحق»
مثالهاى قرآن، وسیله تربیت و رشد است. «فیعلمون انه الحق من ربهم»
مثالهاى قرآن، حقّ ودر مقام بیان حقایق است. «انّهالحق»
انسانِ حقیقتجو، از هر نورى راه را مىیابد، ولى شخص بهانهگیر و اشكالتراش، به هر چراغى خرده مىگیرد. «ماذا اراد اللَّه بهذا مثلاً»
کفر و لجاجت، عامل بهانهگیرى است. «ماذا اراد اللَّه بهذا مثلاً»
فسق، موجب گمراهى ومانع شناخت حقایق است. «ومایضلّ به الاّ الفاسقین»
مثالهاى قرآن، وسیله هدایت یا ضلالت است. «یضلّ به، یهدى به»
خداوند، پیمانشكن را فاسق و فاسق را گمراه مىكند. «وما یضل به الا الفاسقین»
آيه شماره 38 از سوره مبارکه بقره
سرزمین آرامش
متن آیه:قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ
معنی آیه:فرموديم جملگى از آن فرود آييد پس اگر از جانب من شما را هدايتى رسد آنان كه هدايتم را پيروى كنند بر ايشان بيمى نيست و غمگين نخواهند شد
تفسیر آیه:گاهى یك حركت، دامنهى تأثیرات خوب وبدش در همهى عصرها و نسلها گسترده مىشود. «اهبطوا منها جمیعاً»
با یك لغزش و خطا، نباید كسى را طرد كرد، زیرا انسان قابل ارشاد و هدایت پذیر است. «یأتینكم منّى هدىً»
براى راهنمایى بشر، آمدن انبیا قطعى است. «یأتینّكم»
هدایت واقعى تنها از طرف خداست. «منّى هدىً»
امنیّت و آرامش واقعى، در سایهى پیروى از دین و دستورات خداوند حاصل مىشود. «فمن تبع هداى فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون»
آيه شماره 147 از سوره مبارکه نساء
مقام شاکران
متن آیه:مَّا يَفْعَلُ اللّهُ بِعَذَابِكُمْ إِن شَكَرْتُمْ وَآمَنتُمْ وَكَانَ اللّهُ شَاكِرًا عَلِيمًا
معنی آیه:اگر سپاس بداريد و ايمان آوريد خدا مىخواهد با عذاب شما چه كند و خدا همواره سپاسپذير [=حقشناس] داناست
تفسیر آیه:كیفرهاى الهى، بر پایهى عدالت اوست، نه انتقام و قدرتنمایى. عامل عذاب، خود انسانهایند. «مایفعلالله بعذابكم ان شكرتم»
شناخت نعمتهاى او و شكر آنها، زمینهى قبول دعوت و ایمان است. «شكرتم و آمنتم»
ایمان به خداوند، بارزترین جلوه شكرگزارى است. «ان شكرتم و آمنتم»
شكر، هم مایهى نجات از قهر، هم سبب دریافت لطف بیشتر است. «مایفعل اللّه بعذابكم، كان الله شاكراً»
اگر شما شكر كنید، خداوند هم نسبت به شما شاكر است. «كان الله شاكراً»
خداوند، با آنكه بى نیاز است، ولى از بندهى كوچكش تشكّر مىكند. چرا ما شكر او را به جا نیاوریم؟! «ان شكرتم، كان الله شاكراً»
آيه شماره 185 از سوره مبارکه بقره
ماه هدایت « آغاز ماه مبارک رمضان »
متن آیه:شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
معنی آیه:ماه رمضان [همان ماه] است كه در آن قرآن فرو فرستاده شده است [كتابى ] كه مردم را راهبر و [متضمن] دلايل آشكار هدايت و [ميزان] تشخيص حق از باطل است پس هر كس از شما اين ماه را درك كند بايد آن را روزه بدارد و كسى كه بيمار يا در سفر است [بايد به شماره آن] تعدادى از روزهاى ديگر [را روزه بدارد] خدا براى شما آسانى مىخواهد و براى شما دشوارى نمىخواهد تا شماره [مقرر] را تكميل كنيد و خدا را به پاس آنكه رهنمونيتان كرده است به بزرگى بستاييد و باشد كه شكرگزارى كنيد
تفسیر آیه:ارزش رمضان، به نزول قرآن است. ارزش انسانها نیز مىتواند به مقدارى باشد كه قرآن در آنها نفوذ كرده باشد. «الّذى اُنزل فیه القرآن»
هدایت، داراى مراحلى است: یك مرحلهى عمومى است؛ «هدى للناس» و یك مرحلهى خاصّ است. «وبیّنات من الهدى»
وجوب روزه، بعد از یقین به حلول ماه رمضان است. «فمن شهد منكم فلیصمه»
قضاى روزه بر مریض و مسافر واجب است. «فعدة من ایام اُخر»
روزهى قضا، مشروط به زمان خاصّى نیست. «ایّام اُخر»
احكام خداوند بر اساس آسانى و مطابق طاقت انسان است. «یرید بكم الیسر»
عسر وحرج، واجبات را از دوش انسان برمىدارد. «لایرید بكم العسر»
روزهى قضا باید به تعداد روزهایى باشد كه عذر داشته است. «لتكملوا العدة»
هدایت و توفیق انجام عبادات، از طرف خداست. تكبیر، نشان بزرگداشت خدا و عدم توجّه به خود و دیگران است. «لتكبّروا اللَّه على ما هداكم»
روزه، زمینهساز هدایت انسان و سپاسگزارى اوست. «لتكبّروا اللَّه على ما هداكم و لعلّكم تشكرون»
آيه شماره 204 از سوره مبارکه اعراف
حرمت قرآن (احترام به قرآن)
متن آیه:وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَأَنصِتُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ
معنی آیه:و چون قرآن خوانده شود گوش بدان فرا داريد و خاموش مانيد اميد كه بر شما رحمت آيد
تفسیر آیه:در برابر تلاوت قرآن از سوى هركس كه باشد، باید سكوت كرده و گوش بسپاریم. «و اذا قُرء القرآن فاستمعوا له» («قُرِء» مجهول آمده است) سكوت و گوش سپردن به قرآن، زمینهى برخوردارى از رحمت الهى است. «لعلّكم تُرحمون»
آيه شماره 3 از سوره مبارکه یوسف
قرآن کتاب هدایت
متن آیه:نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ
معنی آیه:ما نيكوترين سرگذشت را به موجب اين قرآن كه به تو وحى كرديم بر تو حكايت مىكنيم و تو قطعا پيش از آن از بىخبران بودى
تفسیر آیه:در داستانهاى قرآن، قصّه گو خداوند است. «نحن نقصّ»
قصّه گو (و نویسنده آن)، باید معتبر و مطمئن باشد. «نحن نقصّ»
از نظر روانى و تربیتى، براى تأثیر بهتر، باید مقدّمه چینى كرد. (قبل از شروع قصّه، مقدّمه چینى مىكند كه مىخواهم قصه بگویم، آن هم بهترین قصّه.) «نحن نقصّ علیك احسن القصص»
بهترین سخنها، در اختیار بهترین افراد است. «نحن نقصّ... احسن القصص»
براى الگو دادن به دیگران، بهترینها را انتخاب ومعرّفى كنیم. «احسن... »
قرآن بازگوكنندهى داستانها، با بهترین وزیباترین بیان است. «احسنالقصص»
بهترین داستان، آن است كه بر اساس وحى باشد. «احسن القصص بما اوحینا»
پیامبر امّى قبل از نزول وحى، نسبت به تاریخِ گذشته بىخبر و ناآشنا بود. «...لمن الغافلین»
قرآن، از میان برنده غفلتها و بىخبرىهاست. «من قبله لمن الغافلین»
آيه شماره 89از سوره مبارکه مائده
سوگندهای شوخی
متن آیه:لاَ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُواْ أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
معنی آیه:خدا شما را به سوگندهاى بيهودهتان مؤاخذه نمىكند ولى به سوگندهايى كه [از روى اراده] مىخوريد [و مىشكنيد] شما را مؤاخذه مىكند و كفارهاش خوراك دادن به ده بينواست از غذاهاى متوسطى كه به كسان خود مىخورانيد يا پوشانيدن آنان يا آزاد كردن بندهاى و كسى كه [هيچ يك از اينها را] نيابد [بايد] سه روز روزه بدارد اين است كفاره سوگندهاى شما وقتى كه سوگند خورديد و سوگندهاى خود را پاس داريد اين گونه خداوند آيات خود را براى شما بيان مىكند باشد كه سپاسگزارى كنيد
تفسیر آیه:برداشتن جریمه از سوگندهاى بى هدف، یك تفضّل و لطف الهى است. «لایؤاخذكم اللَّه بالّلغو...» (ما نیز براى جسارتهاى مردم كه در حال عصبانیّت به ما مىكنند حسابى باز نكنیم)
اسلام، دین آسان است و براى سوگندهاى غیر جدّى كفّاره قرار نداده است. «لایؤاخذكم...» (ملاك در گفتهها و كردارها قصد و نیّت است)
در اسلام، جریمهى مالى هم وجود دارد. «اطعام...أو كسوتهم...»
قوانین اسلام در مسیر فقرزدایى است و احكام فردى اسلام با مصالح جامعه هماهنگ است. (اطعام یا پوشاندن یا برده آزاد كردن) «فكفّارته اطعام عشرة مسكین...»
میانه روى و عدالت، در همه جا حتّى در نوع جریمه، یك ارزش است. «من أوسط...» (بنابر اینكه مراد از «اوسط» متوسط باشد نه بهترین)
جریمه باید با وضع مالى افراد متناسب باشد. «ما تطعمون أهلیكم»
انجام تكلیف منوط به توان و قدرت است. «فمن لم یجد...»
در جریمه و كفاره، باید حد وسط زندگى روزمرّه و معمولى افراد را به حساب آورد، نه روزهاى استثنایى. «من أوسط» (بنابر اینكه مراد از «اوسط» متوسّط باشد)
در پرداخت كفّاره، روحیّه و شخصیّت فقرا را نشكنیم و آنان را مانند خانوادهى خود حساب كنیم. «تطعمون أهلیكم»
جرأت سوگند شكنى خود را با سختى روزه یا پرداخت جریمه، جبران كنید. (پرداخت جریمه وكفاره در اسلام، یك برنامهى خودسازى است.) «فكفّارته...»
اسلام از هر فرصتى براى آزادى بردگان استفاده كرده است. «تحریر رقبة» (حتّى براى جبران و كفّارهى برخى اعمال، دستور به آزادى برده داده است.)
براى نام مقدّس خداوند، حریم قائل شویم. یا سوگند نخوریم، یا حتماً عمل كنیم یا با پرداخت كفّاره جبران كنیم. «واحفظوا أیمانكم»
بعضى خیال نكنند كه حقّ دارند هر لحظه قسم بخورند و جریمه بپردازند. «واحفظوا أیمانكم» (ما در برابر سوگندهایمان مسئولیم)
كسى كه توان مالى ندارد، باید از توانایى جسمى خود مایه بگذارد. «فصیام ثلاثة أیام»
باز بودن راه جبران كوتاهىها، نعمتى الهى و شایسته سپاسگزارى است. «ذلك كفّارة ایمانكم... یبیّن اللَّه... لعلّكم تشكرون»
عمل به احكام بهترین شكر است. «لعلّكم تشكرون» (از اینكه به جاى «یبیّن اللَّه لكم آیاته لعلّكم تعملون» فرمود: «لعلّكم تشكرون»، استفاده مىشود كه عمل بهترین شكر است.)
آيه شماره 41 از سوره مبارکه الرحمن
سیمای گنه کاران
متن آیه:يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ
معنی آیه:تبهكاران از سيمايشان شناخته مىشوند و از پيشانى و پايشان بگيرند
تفسیر آیه:افكار و اعمال انسان در چهره او جلوه دارند. «یعرف المجرمون بسیماهم»
مجرم در نهایتِ ذلّت، گرفتار قهر الهى مىشود. «فیؤخذ بالنواصى و الاقدام»
آنان كه در دنیا از هیچ گناهى فروگذار نكردند و از موى سر تا نوك پا، مخالف فرمان الهى عمل كردند، در قیامت نیز با موى سر گرفته شده و در عذاب افكنده شوند. «فیؤخذ بالنواصى و الاقدام»