شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
آيه شماره 27 از سوره مبارکه یوسف
گواه یوسف علی نبیناو آله و علیه السلام
متن آیه:وَإِنْ كَانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَهُوَ مِن الصَّادِقِينَ
معنی آیه:و اگر پيراهن او از پشت دريده شده زن دروغ گفته و او از راستگويان است
تفسیر آیه:در قضاوت، بیش از توجّه به گفتههاى شاكى و متهم، به بررسى مدارك و اسناد توجّه شود. «قالت ما جزاءُ... قال هى راودتنى... شهد شاهد... ان كان قمیصه...»
در قضاوت، هر جرمى كارشناس نیاز دارد. «شهد شاهد... ان كان قمیصه...»
در جرمشناسى از آثار ظریف به جاى مانده، مجرم شناخته و مسایل كشف مىشود. «ان كان قمیصه...»
قاضى مىتواند بر اساس قرائن، حكم كند. «ان كان قمیصه قُدّ من قُبُل فصدقت و هو من الكاذبین»
بكارگیرى روشهاى جرمشناسى براى تشخیص جرم و مجرم، لازم است. «ان كان قمیصه قدّ من دبر...»
آيه شماره 32 از سوره مبارکه هود
مجادله با نوح علی نبیناو آله و علیه السلام
متن آیه:قَالُواْ يَا نُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتَنِا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
معنی آیه:گفتند اى نوح واقعا با ما جدال كردى و بسيار [هم] جدال كردى پس اگر از راستگويانى آنچه را [از عذاب خدا] به ما وعده مىدهى براى ما بياور
تفسیر آیه:انبیا در دعوت خود پایدار و پیگیر هستند. «جادلتنا فاكثرت جدالنا»
دشمن به منطق و برهان حق، عنوان جدال و ستیز مىدهد. «قد جادلتنا»
مهلت خداوند را نشانهى درستى راهمان ندانیم. «فأتنا بما تعدنا»
انسان حتّى در نزول عذاب بر خود عجول است. «فأتنا بما تعدنا»
نفرین حضرت نوحعلیه السلام بدنبال اعلام آمادگى كافران براى هلاك شدن بود. «فأتنا بما تعدنا»
كفّار چون منطق ندارند و حرف منطقى را نیز نمىپذیرند، پیشنهاد كفایت مذاكرات مىدهند. «فأتنا بما تعدنا»
نوح پىدرپى به كفّار وعدهى عذاب مىداد. «تعدنا» بجاى «وعدتنا»
كفّار، در صداقت انبیا یا شك داشتند و یا در بیان، اظهار شك مىكردند. «ان كنت من الصادقین»
آيه شماره 7 از سوره مبارکه حجر
بهانه های واهی
متن آیه:لَّوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلائِكَةِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
معنی آیه:اگر راست مىگويى چرا فرشتهها را پيش ما نمىآورى
تفسیر آیه:كفار، نشانهى صداقت پیامبر را نزول فرشته مىدانستند، ولى این بهانهاى بیش نبود. زیرا در جاى دیگر قرآن مىخوانیم: اگر بر فرض ما فرشتگان را بر آنان نازل كنیم و مردگان زنده شوند و با آنان سخن بگویند و در برابر چشمشان همه چیز را حاضر كنیم، باز هم ایمان نمىآورند. «ما كانوا لیؤمنوا»
آيه شماره 41 از سوره مبارکه رعد
تنگی زمین
معنی آیه:أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا وَاللّهُ يَحْكُمُ لاَ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسَابِ
معنی آیه:آيا نديدهاند كه ما [همواره] مىآييم و از اطراف اين زمين مىكاهيم و خداست كه حكم مىكند براى حكم او باز دارندهاى نيست و او به سرعتحسابرسى مىكند
تفسیر آیه:از تاریخ و عاقبت گذشتگان درس عبرت بگیریم و در وعده و وعیدهاى الهى شك نكنیم. «اولم یروا»
پایان عمر حكومتها و شخصیّتها، با خواست الهى است. «نأتى... ننقصها»
حكومت و فرمان الهى شكست ناپذیر است. «لامعقّب لحكمه»
تمام افراد و قدرتها به تدریج از زمین برچیده مىشوند، ولى قدرت الهى ثابت و پابرجاست. «ننقصها... واللَّه یحكم»
آيه شماره 23 از سوره مبارکه رعد
سرانجام خوبان
متن آیه:جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالمَلاَئِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ
معنی آیه:بهشت هاى عدن كه آنان با پدرانشان و همسرانشان و فرزندانشان كه درستكارند در آن داخل مىشوند و فرشتگان از هر درى بر آنان درمىآيند
تفسیر آیه:شرط ورود به بهشت، صالح بودن است. «و من صلح»
خانواده بهشتى، خانوادهاى است كه بین اعضاى آن همبستگى و صمیمیت در مسیر حق باشد. «صَلَح من ابائهم»
توجه به عواطف در اسلام یك اصل است. براى انسان زندگى در بهترین مكانها ولى بدور از خانواده، صفایى ندارد.«یدخلونها ومن صلح من آبائهم»
آيه شماره 87 از سوره مبارکه انعام
معنی آیه:وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ
متن آیه:و از پدران و فرزندان و برادرانشان برخى را [بر جهانيان برترى داديم] و آنان را برگزيديم و به راه راست راهنمايى كرديم.
آيه شماره 8 از سوره مبارکه غافر
خانواده بهشتی
متن آیه:رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدتَّهُم وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
معنی آیه:پروردگارا آنان را در باغهاى جاويد كه وعدهشان دادهاى با هر كه از پدران و همسران و فرزندانشان كه به صلاح آمدهاند داخل كن زيرا تو خود ارجمند و حكيمى
تفسیر آیه:مشمول دعاى اولیاى خدا شدن، صلاحیّت لازم دارد. «ادخلهم... و من صلح»
نجات از دوزخ كافى نیست؛ ورود به بهشت ارزش دارد. «قهم عذاب الجحیم - ادخلهم جنات»
اول پاكى از بدىها، سپس دریافت كمالات. «قهم - ادخلهم»
ورود به بهشت، صلاحیّت مىخواهد. «ادخلهم جنات... و من صلح»
رابطه بدون لیاقت و صلاحیّت ارزش ندارد ولى در كنار ضابطه ارزش افزوده دارد. (صلاحیّت داشتن ضابطه و قانون است و ملحق شدن به بستگان رابطه است.) «من صلح من اباءهم»
خداوند، قدرت بر اعطا دارد ولى عطاى او حكیمانه است. «العزیز الحكیم»
همجوارى و همزیستى بستگان یك نعمت الهى است. «ادخلهم و من صلح...»
عزّت مخصوص خداست. «انّك انت العزیز»
آيه شماره 60 از سوره مبارکه یس
عهد آدم
متن آیه:أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ
معنی آیه:اى فرزندان آدم! مگر با شما پيمان نبستم كه شيطان را اطاعت نكنيد كه همانا او براى شما دشمنى آشكار است.
تفسیر آیه:خداوند (از طريق انبيا، عقل و فطرت) از انسان پيمان گرفته است. «ألم اعهد اليكم»
شيطان پدر شما را فريب داد و شما فرزندان كسى هستيد كه اطاعت شيطان كرد. «يا بنى آدم... لا تعبدوا الشيطان»
انسان، از دو حال خارج نيست، يا بنده خداست يا بنده شيطان. «لا تعبدوا الشيطان... اعبدونى»
دشمن بودن شيطان آشكار است. (فكرى كه سنگ و چوب را به جاى خدا براى انسان جلوه مىدهد در انحراف آن هيچگونه ابهامى نيست.) «عدوّ مبين»
آيه شماره 40 از سوره مبارکه بقره
یاد نعمتها
متن آیه:يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُواْ بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ
معنی آیه:اى فرزندان اسرائيل نعمتهايم را كه بر شما ارزانى داشتم به ياد آريد و به پيمانم وفا كنيد تا به پيمانتان وفا كنم و تنها از من بترسيد
تفسیر آیه:یاد نعمتهاى پروردگار، سبب محبّت و اطاعت اوست. «اذكروا... اوفوا»
به هنگام دعوت به سوى خداوند، از الطاف او یاد كنید تا زمینهى پذیرش پیدا شود. «اذكروا»
یاد و ذكر نعمتها، واجب است. «اذكروا»
نعمتهایى كه به نیاكان داده شده، به منزلهى نعمتى است كه به خود انسان داده شود. با اینكه نعمتها به اجداد یهودِ زمان پیامبر داده شده بود، امّا خداوند به نسل آنان مىگوید فراموش نكنند. «اذكروا»
وفا به پیمانهاى الهى، واجب است. «عهدى»
بهرهگیرى از الطاف خداوند، مشروط به گام برداشتن در مسیر تكالیف الهى است. «اوفوا بعهدى اوف بعهدكم» آرى، اگر مطیع خدا بودیم، خداوند نیز دعاهاى ما را مستجاب خواهد كرد. «اوفوا بعهدى اوف بعهدكم»
در انجام تكالیف الهى، از هیچ قدرتى نترسیم و ملاحظهى كسى را نكنیم. تبلیغات سوء دشمن، ملامتها، تهدیدها و توطئهها مهم نیست، قهر خدا از همه مهمتر است. «و ایّاى فارهبون»
آيه شماره 63 از سوره مبارکه بقره
ایمان در همه حال
متن آیه:وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُواْ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
معنی آیه:و چون از شما پيمان محكم گرفتيم و [كوه] طور را بر فراز شما افراشتيم [و فرموديم] آنچه را به شما دادهايم به جد و جهد بگيريد و آنچه را در آن است به خاطر داشته باشيد باشد كه به تقوا گراييد
تفسیر آیه:میثاق گرفتن، یكى از عوامل و انگیزههاى عمل است. «اخذنا میثاقكم»
خداوند، هم از طریق فرستادن پیامبر و هم با نشان دادن كارهاى خارق العاده، حجّت را بر مردم تمام كرده است. «رفعنا فوقكم الطور»
تهدید، براى سركوب كردن روحیّههاى مغرور و لجوج، یك وسیلهى تربیتى است. «رفعنا فوقكم الطور»
حفظ دستاوردهاى انقلاب (نجات از سلطهى فرعون وآزاد شدن از اسارتو...)، باید با قدرت و قوّت دنبال شود. «رفعنا فوقكم الطور»
عمل به آیات و احكام الهى، باید همراه با جدّیّت، عشق و تصمیم باشد نه شوخى، نه عادت، نه شكّ و نه تشریفات. «خذوا ما اتیناكم بقوة»
معارف دینى باید با تدریس وتبلیغ، در اذهان مردم زنده بماند. «اذكروا ما فیه»
یاد آیات الهى وتدبّر در آنها، زمینهساز تقواست. «اذكروا ما فیه لعلكم تتقون»