تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: .::دقایقی با قرآن کریم::
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52
آيه شماره 35 از سوره مبارکه الحج‏
قلب هوشیار
متن آیه:الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ
معنی آیه:همانان كه چون [نام] خدا ياد شود دلهايشان خشيت‏يابد و [آنان كه] بر هر چه برسرشان آيد صبر پيشه‏گانند و برپا دارندگان نمازند و از آنچه روزيشان داده‏ايم انفاق مى‏كنند
تفسیر آیه:ترس از خدا و پرواى درونى، یك ارزش است. «وَجِلت قلوبهم»
تقوا، بر همه‏ى كمالات مقدّم است. «وَجِلت قلوبهم... والصّابرین ...»
زیربناى انجام وظیفه بعد از تقوا، مقاومت و صبر است. «وَجِلت قلوبهم والصّابرین»
صبرى ارزش دارد كه در برابر مشكلات دوام بیاورد. «الصابرین‏على‏مااصابهم»
رابطه با خدا، از رابطه با محرومان جدا نیست. «والمقیمى الصلوة - ینفقون»
بخشش، مخصوص مال نیست، از علم و آبرو و هنر نیز مى‏توان انفاق كرد. «ممّا رزقناهم»
انفاقى ارزش دارد كه دائمى باشد. («ینفقون» فعل مضارع نشانه استمرار است)
در انفاق نیز اعتدال و میانه‏روى لازم است. «و ممّا...»
اموال و دارائى ‏هاى انسان رزق الهى است. «رزقناهم»
آيه شماره 85 از سوره مبارکه الأنبياء
یاران برگزیده
متن آیه:وَإِسْمَاعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِّنَ الصَّابِرِينَ
معنی آیه:و اسماعيل و ادريس و ذوالكفل را [ياد كن] كه همه از شكيبايان بودند تنت

تفسیر آیه:نام بزرگان را زنده نگاه داریم و كمالات آنانرا بازگو نماییم. «و اسماعیل و ...»
صبر، خصلت ارزشمندى است كه خداوند، دارندگان آن را مى‏ستاید. «كلّ من الصّابرین»
صبر، زمینه‏ساز ورود انسان در رحمت الهى است. «كلٌّ من ّلصابرین و ادخلناهم فى رحمتنا»
كسب درجات و مقامات، پس از موفّقیّت در آزمایشات الهى است. «الصابرین و ادخلناهم»
برخوردارى از رحمت الهى در گرو عمل صالح است. «ادخلناهم - من‏الصالحین»
صبر و صلاح، از صفات انبیا است، و هر كه به آنها متصف باشد، نشان از پیامبران دارد. «و اسماعیل و ... من‏الصابرین - من‏الصالحین»
آيه شماره 20 از سوره مبارکه الفرقان‏
پیامبری مثل دیگران
متن آیه:
وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا
معنی آیه:و پيش از تو پيامبران [خود] را نفرستاديم جز اينكه آنان [نيز] غذا مى‏خوردند و در بازارها راه مى‏رفتند و برخى از شما را براى برخى ديگر [وسيله] آزمايش قرار داديم آيا شكيبايى مى‏كنيد و پروردگار تو همواره بيناست
تفسیر آیه:فرستادن انبیا، از برنامه‏ها وسنّت‏هاى الهى است. «وماارسلنا قبلك من‏المرسلین»
آشنایى با تاریخ، هم بهانه‏جویان را خلع سلاح مى‏كند و هم مایه‏ى تسلى پیامبر اكرم است. «و ماارسلنا قبلك... انهم لیأكلون الطعام»
تمام انبیا، زندگى مردمى داشتند. «لیأكلون الطعام و یمشون ...»
مربّى باید با مردم حشر و نشر داشته باشد. «یمشون فى‏الاسواق»
زندگى ساده انبیا، براى مردم آزمایش است. «یمشون فى‏الاسواق - و جعلنا بعضكم لبعض فتنة» (آرى، اگر پیامبران، زندگى مرفّه و كاخ و طلا داشتند، مردم به خاطر دنیاطلبى، گرد آنان جمع مى‏شدند كه چنین گرایشى ارزش نداشت. ارزش در این است كه انسان از فردى در ظاهر عادّى، اطاعت كند.)
یكى از وسایل آزمایش مردم، خود مردم‏اند. «جعلنا بعضكم لبعض فتنة» گاهى كسى ثروتمند است تا معلوم شود شكر مى‏كند یا طغیان. و كسى فقیر است تا آزمایش شود كه آیا صبر مى‏كند یا بر ثروتمند حسد مى‏ورزد.
كلید موفّقیّت در آزمایش‏هاى الهى صبر است. «فتنة أتصبرون»
فلسفه‏ى آزمایش‏هاى الهى، پرورش انسان‏هاست. «ربّك»
در آزمایش‏هاى الهى، مسأله‏اى براى خداوند كشف نمى‏شود، زیرا او به همه چیز آگاه است. «و كان ربّك بصیرا» (آزمایش‏هاى او براى شكوفا شدن خصلت‏هاى درونى انسان است، زیرا كیفر و پاداش بر اساس بروز و ظهور خصلت‏ها است.)
علم به این كه زیر نظر خداوند هستیم، عامل پیداش صبر است. «أتَصبرون و كان ربّك بصیرا»
آيه شماره 80 از سوره مبارکه القصص‏
شرط علم
متن آیه:وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ
معنی آیه:و كسانى كه دانش [واقعى] يافته بودند گفتند واى بر شما براى كسى كه گرويده و كار شايسته كرده پاداش خدا بهتر است و جز شكيبايان آن را نيابند
تفسیر آیه:دلباختگان دنیا سزاوار سرزنش و نكوهش‏اند. «ویلكم»
خداوند از فرزانگان بنى‏اسرائیل به‏خاطر برخورد با دلباختگان دنیا ستایش مى‏كند. «قال الّذین اوتوا العلم ویلكم...»
علم واقعى، انسان را به سوى آخرت و تقوى و عمل صالح سوق مى‏دهد. «قال الّذین اوتوا العلم ویلكم ثواب اللّه خیر»
عالم آگاه كسى است كه زرق و برق دنیا او را مجذوب نسازد و دنیاگرایان را تحقیر كند. «قال الّذین اوتوا العلم ویلكم ثواب اللّه خیر»
علما باید مردم را از عشق به دنیا برحذر دارند. «قال الّذین اوتوا العلم ویلكم ثواب اللّه خیر»
اگر چیزى را از كسى منع مى‏كنیم، در صورت لزوم و توان، بهتر از آن را به او عرضه نماییم. «ثواب اللّه خیر»
ایمان و عمل صالح، زمانى سعادت آفرین است كه انسان بر آن پایدار باشد. «آمن و عمل صالحاً و لا یلقّاها الاّ الصّابرون»
آيه شماره 177 از سوره مبارکه الصافات‏
صبح بعد
معنی آیه:فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَاء صَبَاحُ الْمُنذَرِينَ
متن آیه:آنگاه كه عذاب به خانه آنان فرود آيد چه بد صبحگاهى است
تفسیر آیه:ابتدا هشدار و تذكّر و اتمام حجّت، سپس قهر و عذاب. «فاذا نزل بساحتهم» در حالى است كه قبلاً انذار شده‏اند. «المنذرین»
آيه شماره 32 از سوره مبارکه ق‏
پاسدار تکلیف
متن آیه:هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ
معنی آیه:اين همان است كه وعده يافته‏ ايد [و] براى هر توبه ‏كار نگهبان [حدود خدا] خواهد بود
تفسیر آیه:ایمان، درجات و مراحلى دارد و امرى كمال ‏پذیر است. «آمنوا... و آمنوا»
ایمان و عمل، از یكدیگر جدا نمى‏شوند. «آمنوا و عملوا الصّالحات و آمنوا»
ایمانى ارزش دارد كه به اطاعت كامل از دستورات الهى بیانجامد. «بما نزّل على محمّد»
پیروى از دستورات انبیا، طبق ملاك و معیار حق است. «و هو الحق»
احكام و شریعت دین، براى رشد و تربیت انسان است. «نزّل... من ربّهم» (به عبارت دیگر، ربوبیّت الهى اقتضا مى‏كند كه براى رشد و تربیت بندگان، برنامه‏اى حقیقى و به دور از انحراف فرو فرستاده شود.)
معیار حقّ وحقیقت، مطابقت با وحى ودستورات خداست. «هوالحقّ من ربّهم»
پیامبر اسلام از پیش خود حرفى نمى‏زند، آنچه مى‏گوید وحى است. «نزّل على محمّد... من ربّهم»
براى دریافت الطاف الهى، ایمان به تنهایى كافى نیست، بلكه عمل صالح و پیروى از رسول خدا نیز لازم است. «آمنوا و عملوا الصّالحات و آمنوا بما نزّل على محمّد... كفّر عنهم... و أصلح بالهم»
ایمان و عمل صالح، گذشته‏ها را جبران و آینده را بیمه مى‏كند. «كفّر... اصلح»
كفر، سبب تباهى عمل، و ایمان و عمل صالح، سبب اصلاح عمل مى‏گردد. «الّذین كفروا... اضلّ اعمالهم - الّذین آمنوا و عملوا الصّالحات... أصلح بالهم»
گناهان و بدى‏ها مانع اصلاح انسان است، ابتدا باید آنها برطرف شود تا زمینه اصلاح فراهم گردد. «كفر عنهم سیئاتهم و أصلح بالهم»
خداوند با تهدید كفّار «أضلّ أعمالهم» و بشارت به مؤمنان «أصلح بالهم»، از پیامبر و اهل ایمان دلجویى مى‏ كند.
آيه شماره 7 از سوره مبارکه الإسراء
بازتاب
متن آیه:إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيرًا
معنی آیه:اگر نيكى كنيد به خود نيكى كرده‏ايد و اگر بدى كنيد به خود [بد نموده‏ايد] و چون تهديد آخر فرا رسد [بيايند] تا شما را اندوهگين كنند و در معبد[تان] چنانكه بار اول داخل شدند [به زور] درآيند و بر هر چه دست‏يافتند يكسره [آن را] نابود كنند
تفسیر آیه:نیكى و بدى ما، به خداوند سود یا زیانى نمى‏رساند بلكه نتیجه آن به خود ما باز مى‏گردد. «اِن اَحسنتم اَحسنتم لانفسكم و اِن أسأتم فلها»
اوّل باید از نیكى‏ها دم زد، سپس از بدى‏ها. «اِن احسنتم... اِن اسأتم»
انسان در انتخاب و چگونگى عمل خویش، آزاد است. «اِن احسنتم... اِن اسأتم»
فراز ونشیب‏هاى تاریخ ونابودى یهود بدنبال بلندپروازى آن، بر پایه قانون و سنّت الهى مى‏باشد. «اِن احسنتم احسنتم...»
مساجد، پیوسته پایگاه قدرت ادیان و سمبل قدرت بوده و آزاد كردن مساجد از سلطه‏ى كفار از وظائف مؤمنان است. براى سركوب یهودیان متجاوز، مردان خدا وارد بیت المقدّس مى‏شوند، چنان كه مسلمانان با فتح مكّه وارد مسجدالحرام شدند. «لیدخلوا المسجد»
براى تقویت حق، قلع و قمع مستكبران لازم است. «و لیتبّروا ما علوا تتبیرا»
آيه شماره 19 از سوره مبارکه انفطار
آب عذاب
متن آیه:يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَيْئًا وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ
معنی آیه:روزى كه هيچ كس براى هيچ كس اختيارى ندارد و در آن روز، فرمان تنها براى خداست.
تفسیر آیه:روزى كه هيچ كس براى هيچ كس اختيارى ندارد و در آن روز، فرمان تنها براى خداست.
قيامت روز سلب مالكيّت و اختيار از همه انسان‏هاست. «يوم لا تملك نفس لنفس شيئاً»
قيامت، تجلّى حاكميّت مطلقه خداوند است. «و الامر يومئذ للّه»
آيه شماره 154 از سوره مبارکه آل عمران
خدای آگاه
متن آیه:ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَى طَآئِفَةً مِّنكُمْ وَطَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الأَمْرِ مِن شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنفُسِهِم مَّا لاَ يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحَّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ
معنی آیه:سپس [خداوند] بعد از آن اندوه آرامشى [به صورت] خواب سبكى بر شما فرو فرستاد كه گروهى از شما را فرا گرفت و گروهى [تنها] در فكر جان خود بودند و در باره خدا گمانهاى ناروا همچون گمانهاى [دوران] جاهليت مى‏بردند مى‏گفتند آيا ما را در اين كار اختيارى هست بگو سررشته كارها [شكست‏يا پيروزى] يكسر به دست‏خداست آنان چيزى را در دلهايشان پوشيده مى‏داشتند كه براى تو آشكار نمى‏كردند مى‏گفتند اگر ما را در اين كار اختيارى بود [و وعده پيامبر واقعيت داشت] در اينجا كشته نمى‏شديم بگو اگر شما در خانه‏هاى خود هم بوديد كسانى كه كشته شدن بر آنان نوشته شده قطعا [با پاى خود] به سوى قتلگاههاى خويش مى‏رفتند و [اينها ] براى اين است كه خداوند آنچه را در دلهاى شماست [در عمل] بيازمايد و آنچه را در قلبهاى شماست پاك گرداند و خدا به راز سينه‏ ها آگاه است.
تفسیر آیه:خداوند به خاطر تخلّفات و اختلافات در جنگ احد، شما را تنبیه كرد، ولى رها نكرد. «ثم انزل علیكم...امنة»
خداوند در اوج حوادث تلخ، به‏دلهاى مؤمنان آرامش مى‏بخشد. «بعدالغمّ‏أمنة»
خواب، مایه‏ى آرامش و هدیه‏اى الهى است. «انزل علیكم... نعاسا»
روحیات، اعتقادات، باورها و تحلیل‏هاى همه‏ى رزمندگان یكسان نیست. «طائفة... و طائفة...»
در بند خود بودن، مایه‏ى بد گمانى به وعده‏هاى الهى است. «اهمتهم انفسهم یظنّون باللّه غیر الحق ظنّ الجاهلیة»
حتّى در شرایط بحرانى و شكست‏ها نیز به خدا و وعده‏هاى او سوءظن نبرید. «وطائفة... یظنّون باللّه غیر الحق»
سوءظنّ به وعده‏هاى خدا، از عقاید جاهلیّت است و حقیقت ندارد. «یظنّون باللّه غیر الحقّ ظنّ الجاهلیّة»
خودمحورى و رفاه‏طلبى، انسان را از مدار رضاى خداوند خارج مى‏كند. «قد اهمّتهم انفسهم یظنّون باللّه غیر الحق»
پندار اینكه مسلمانان حتّى در صورتِ سستى و اختلاف ونافرمانى نباید شكست بخورند، پندارى جاهلانه است. «ظنّ الجاهلیة»
افراد ضعیف الایمان، شكست خود را به عدم نصرت الهى نسبت مى‏دهند. «یقولون لو كان لنا من الامر شى ما قتلنا ههنا»
طرح سؤالاتى كه موجب تضعیف روحیه‏ى رزمندگان مى‏شود، ممنوع است. «هل لنا من الامر من شى‏ء»
در برابر ایجاد وسوسه‏ها و تردیدها، قاطعیّت لازم است. «قل ان الامر كلّه للّه»
مسلمانان رفاه طلب و خود محور، دائماً در درون نگرانند. «یخفون فى انفسهم ما لایبدون لك»
آنهایى كه به خود فكر مى‏كنند، توقّعِ قبول نظراتشان را در تصمیم‏گیرى‏ها دارند. «اهمّتهم انفسهم...یقولون لو كان لنا من الامر...»
از مقدّرات حتمى، امكان فرار نیست. «لو كنتم فى بیوتكم لبرز الّذین...»
اعتقاد به مقدّرات حتمى پروردگار، به انسان آرامش مى‏دهد. «لبرز الّذین كتب علیهم القتل الى مضاجعهم»
حوادث تلخ و شكست در جبهه‏ها، یكى از راههاى شناسایى روحیه‏ها و درجات ایمان در افراد است. «لیبتلى اللّه ما فى صدوركم»
حوادث تلخ و شیرین، صحنه‏اى براى تجلّى روح و فكر شماست، وگرنه خداوند همه‏ى روحیه‏ها و افكار را از قبل مى‏داند. «و اللّه علیم بذات الصدور»
آيه شماره 179 از سوره مبارکه آل عمران
آگاه غیب
متن آیه:مَا كَانَ اللّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَآ أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىَ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَكِنَّ اللّهَ يَجْتَبِي مِن رُّسُلِهِ مَن يَشَاء فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَإِن تُؤْمِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ
معنی آیه:خدا بر آن نيست كه مؤمنان را به اين [حالى] كه شما بر آن هستيد واگذارد تا آنكه پليد را از پاك جدا كند و خدا بر آن نيست كه شما را از غيب آگاه گرداند ولى خدا از ميان فرستادگانش هر كه را بخواهد برمى‏گزيند پس به خدا و پيامبرانش ايمان بياوريد و اگر بگرويد و پرهيزگارى كنيد براى شما پاداشى بزرگ خواهد بود
تفسیر آیه:خداوند، كفّار را به حال خود رها مى‏كند؛ «نملى لهم لیزدادوا اثماً» ولى مؤمنان را رها نمى‏كند. «ما كان اللّه لیذر المؤمنین»
جداسازى پاك از پلید، از سنّت‏هاى الهى است. «حتى یمیز الخبیث من الطیّب»
ایمان و كفر افراد، از امور درونى وغیبى است كه باید از طریق آزمایش ظاهر شود، نه علم غیب. «حتّى یمیز الخبیث من الطیّب و ما كان اللَّه لیطلعكم على الغیب»
زندگى با مردم باید بر اساس ظاهر آنان باشد، آگاهى بر اسرار مردم، زندگى را فلج مى‏كند. «و ما كان اللّه لیطلعكم على الغیب»
علم غیب، مخصوص خداست و فقط به بعضى از پیامبران برگزیده‏اش، آن هم در حدّ اطلاع بر غیب نه تمام ابعاد آن، بهره‏اى داده است. «لیطلعكم»
هر چند زندگى باید به نحو عادّى سپرى شود، ولى خدا به افرادى علم غیب را عطا مى‏كند. «ولكن اللّه یجتبى من رسله»
درجات انبیا یكسان نیست. «یجتبى من رسله من یشاء»
خداوند علم غیب را به كسانى مى‏دهد كه از جانب او صاحب رسالتى باشند. «ولكن اللّه یجتبى من رسله»
ایمان قلبى باید همراه با تقواى عملى باشد. «تؤمنوا و تتقوا»
طیب وپاكى اصالت داشته وپایدار است، ولى خبث عارضى ورفتنى است. «یمیزالخبیث‏من‏الطیّب» جداكردن ناپاك از پاك، نشانه عارضى بودن ناپاك است.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52
آدرس های مرجع