تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: .::دقایقی با قرآن کریم::
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52
انتقاد نابجا


"وَ مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَ إِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ يَسْخَطُونَ" (توبه، 58)


"و بعضی از منافقان در صدقات (تقسیم زکات) به تو عیب می گیرند. پس اگر چیزی از آن (اموال) به آنان داده شود، راضی می شوند (و تو را عادل می شمارند)، ولی اگر چیزی به آنان داده نشود، به ناگاه آنان خشمگین می شوند (و تو را به بی عدالتی متّهم می کنند.)"


.:: "لَمز" ، عیب جویی روبه روست و اگر پشت سر عیب جویی کنند، "همز" است.


.:: شخصی که بعدها رهبر خوارج و مارقین شد، در تقسیم غنایم جنگ حنین به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اعتراض کرد و گفت : به عدالت رفتار کن!!
حضرت فرمود : چه کسی از من عادل تر است، عمر خواست به خاطر این جسارت او را بکشد، پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود : رهایش کنید، او پیروانی خواهد داشت که چنان عبادت کنند که شما عبادت های خویش را نسبت به آنها ناچیز خواهید شمرد (اشاره به عبادت های خشک و بی ولایت آنان). با آن همه عبادت از دین خارج می شوند، همچون خروج تیر از کمان. سرانجام آن شخص در جنگ نهروان به دست علی (علیه السلام) به هلاکت رسید.


از طرفی کینه و دشمنی و طعن و قضاوت به ناحقِ بعضی مردم، به خاطر از دست دادن منافع مادّی و شخصی است. چنانکه ریشه بعضی تحلیل های نادرست، انگیزه های درونی است. امام صادق (علیه السلام) فرمود : بیش از دو سوم مردم، این گونه می باشند (کافی، ج2،ص228).
مفهوم امانت


"يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ" (انفال، 27)


ای کسانی که ایمان آورده اید! به خدا و پیامبر خیانت نکنید و آگاهانه به امانت های خود خیانت نورزید.


.:: در فرهنگ قرآن، امانت مفهوم وسیعی دارد و تمام شئون زندگی سیاسی، اجتماعی و اخلاقی را شامل می شود از جمله :
الف) تمام نعمت های مادی و معنوی مثل مکتب، قرآن، رهبر، فرزند و آب و خاک
ب) اهل بیت پیامبر (علیهم السلام)
ج) هم خودمان امانت برای خویشتنیم "انکم کنتم تختاتون انفسکم- بقره، 187" و هم جامعه برای ما
د) انفال، غنائم، خمس، زکات و اموال عمومی
ه) امام باقر (علیه السلام) فرمود : احکام دین، فرائض و واجبات الهی، امانت است. (تفسیر نور)
و) حکومت و مسئولیت


بنابراین نافرمانی و ادا نکردن حقوق و وظایف خود در ارتباط با این امانت ها، خیانت است، چنانکه ابن عباس می گوید : هرکس چیزی از برنامه های اسلامی را ترک کند، یک نوع خیانتی به خدا و پیامبر مرتکب شده است (تفسیر نمونه). همان گونه که پیشی گرفتن ناصالحان بر صالحان در مسئولیت های اجتماعی، خیانت به خدا و رسول و مسلمانان است.


.:: پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند : کسی که در امانت خیانت کند در حقیقت منافق است، هر چند روزه بگیرد و نماز بخواند و خود را مسلمان بداند.


و امام صادق (علیه السلام) فرمودند : نماز و روزه ی مردم شما را نفریبد، زیرا گاهی همه ی آنها از روی عادت است. مردم را با راستگویی و ادای امانت امتحان کنید و بشناسید.(کافی، ج2، ص104)


.:: خیانت نکردن در امانت از وظایف و حقوق انسانی است، بنابراین حتی به امانت غیر مسلمان هم نباید خیانت کرد.
علت تغییر سرنوشت مردم



"ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ" (انفال، 53)


آن (کیفر) بدین سبب است که خداوند، نعمتی را که به قومی عطا کرده، تغییر نمی دهد، مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند، و همانا خداوند بسیار شنوا و داناست.


.:: در احادیث متعدد، عواملی مانند ظلم و گناه، سبب تغییر نعمت های الهی به حساب آمده اند، چنانکه بازگشت از گناه و انحراف و حرکت در مسیر حقّ، موجب سرازیر شدن انواع نعمت های الهی است.


گناهان وستم ها، انسان را از لیاقت بهره وری از لطف الهی دور می کند. چنانکه حضرت علی (علیه السلام) در خطبه ی قاصعه بدان اشاره نموده است و در دعای کمیل می خوانیم : " اللهم اغفر لی الذّنوب الّتی تهتک العصم... اللهم اغفر لی الذّنوب الّتی تغیّر النّعم..."


.:: در نامه حضرت علی (علیه السلام) به مالک اشتر می خوانیم : هیچ چیز مانند ظلم و ستم، نعمت های الهی را تغییر نمی دهد، چون خداوند ناله ی مظلوم را می شنود و در کمین ظالمان است. (نهج البلاغه، نامه53)



.:: امام صادق (علیه السلام) فرمودند : همواره از سختی ها و گرفتاری های روز و شب که عقوبت معصیت و گناهان شماست، به خدا پناه ببرید. (تفسیر اثنی عشری، کافی، ج2، ص269)
آيه شماره 47 از سوره مبارکه سباء
متن آیه:قُلْ مَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ

معنی آیه:بگو: هر مزدى كه از شما خواستم پس آن به نفع شماست، مزد من جز بر خدا نيست و او بر هر چيزى گواه است.

تفسیر آیه:مبلّغان الهى، بايد بى‏توقّعى خود را به مردم اعلام نمايند. (در سه آيه‏اى كه مربوط به مزد رسالت است، با كلمه‏ى «قل» پيامبر مأمور به اظهار آن مى‏شود. «قل... اِن اَجرى الاّ على اللّه»
آن چه زشت است سؤال و در خواست مزد است، ولى اگر خود مردم با عشق و بدون اكراه هديه‏اى به مبلّغ دين دادند حساب ديگرى دارد. مى‏فرمايد: «ما سالتكم» و نمى‏فرمايد: نمى‏گيرم.
شرط تأثير سخن آن است كه مردم، رهبر را دلسوز و مخلص بدانند. «اِن اَجرى الاّ على اللّه» (اگر رهبر از مردم توقّع مادّى داشته باشد، جامعه او را تحمّل نمى‏كند: «ام تسئلهم اجراً فهم من مغرم مثقلون»(522) آيا از مردم مزدى طلب مى‏كنى كه پرداخت آن بر آنان سنگين است؟)
انتخاب راه خدا و مودّت اهل بيت عليهم السلام كه مزد رسالت است، در حقيقت به نفع خود مردم است نه پيامبر اكرم. «فهو لكم»
كسى كه خدا را ناظر و شاهد اعمال خود بداند به غير او اميدى ندارد. «اِن أجرى الاّ على اللّه و هو على كلّ شى‏ء شهيد»
براى برطرف شدن سوء ظن‏ها، خدا را بر صداقت خود گواه بگيريم. «اِن أجرى الاّ على اللّه و هو على كلّ شى‏ء شهيد»
آيه شماره 5 از سوره مبارکه فاطر
متن آیه:يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ

معنی آیه:اى مردم! وعده‏ى خداوندى حقّ است؛ پس زندگى دنيا شما را فريب ندهد و مبادا (شيطان) فريبكار شما را فريب دهد و به (كَرَم) خدا مغرور سازد.

تفسیر آیه:گروهى با زندگى مادّى و دنيوى فريب مى‏خورند، امّا گروهى زرق و برق دنيا آنان را گول نمى‏زند، بلكه شيطان فريبكار منحرفشان مى‏نمايد. «لا يغرنكم باللّه الغرور»
براى تربيت، بايد هشدارها تكرار شود. «فلا تغرنّكم - ولا يغرنكّم»
ايمان به معاد، بهترين وسيله‏ى بازدارنده از فريب دنيا است. «وعداللّه حقّ»
وعده‏هاى الهى حقّ است، ولى وعده‏هاى شيطان پوچ و فريبنده. «وعداللّه حقّ»
غدیر در قرآن
"حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّيَةُ وَ النَّطِيحَةُ وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ ما ذَكَّيْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ" (مائده، 3)


دو مطلب جدا از هم در این آیه بیان شده است : یک مطلب تحریم گوشت های حرام، مگر در موارد اضطرار و مطلب دیگر کامل شدن دین و یاس کفار است و این قسمت کاملا مستقل می باشد، به چند دلیل :


الف) یاس کفار از دین، به خوردن گوشت مردار یا نخوردن آن ارتباطی ندارد.


ب) روایاتی که از شیعه و سنی در شان نزول آیه آمده، در بیان مقام جمله ی " الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا " و " الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ " است، نه مربوط به جملات قبل و بعد آن، درباره احکام مردار است.


ج) طبق روایات شیعه و سنی، این قسمت از آیه " الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُم..." پس از نصب علی بی ابی طالب (علیه السلام) به امامت در غدیر خم نازل شده است.


د) بدون در نظر گرفتن دلایل نقلی، تحلیل عقلی نیز مطالب بالا را تایید می کند، چون چهار ویژگی مهم برای آن روز بیان شده است : 1. روز یاس کافران 2. روز کمال دین 3. روز اتمام نعمت الهی بر مردم 4. روزی که اسلام به عنوان "دین" و یک مذهب کامل، مورد پسند خدا قرار گرفته است.




حال اگر وقایع روزهای تاریخ اسلام را بررسی کنیم، هیچ روز مهمی مانند بعثت، هجرت، فتح مکه، پیروزی در جنگ ها و ... با همه ی ارزش هایی که داشته اند، شامل این چهار صفت مهم مطرح در آیه نیستند. حتی حجة الوداع هم به این اهمیت نیست، چون حج جزئی از دین است نه همه دین.


* اما بعثت، اولین روز شروع رسالت پیامبر است که هرگز نمی توان گفت روز اول بعثت، دین کامل شده است.


* اما هجرت، روز فرار پیامبر به فرمان خداست، روز حمله ی کفار به خانه ی پیامبر است نه روز یاس آنان.


* اما روزهای پیروزی در جنگ بدر و خندق و .. تنها کفاری که در صحنه نبرد بودند مایوس می شدند، نه همه کفار.


* اما حجة الوداع که مردم آداب حج را در محضر پیامبر آموختند، تنها حج با آموزش پیامبر کامل شد، نه همه دین، درحالی که قرآن می فرماید : " الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ "


** اما غدیر خم روزی است که خداوند فرمان نصب حضرت علی (علیه السلام) را به جانشینی پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) صادر کرد، تنها آن روز است که چهار عنوان ذکر شده در آیه " اکملت، اتممت، رضیت، یئس الذین کفروا" با آن منطبق است.


** اما یاس کفار، به خاطر آن بود که وقتی تهمت و جنگ و سوءقصد به جان پیامبر، نافرجام ماند، تنها امید آنها مرگ پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود. نصب علی بن ابی طالب (علیه السلام) به همه فهماند که با مرگ او دین او محو نمی شود، زیرا شخصی چون علی بن ابی طالب (علیه السلام) جانشین پیامبر و رهبر امت اسلام خواهد بود. اینجا بود که همه کفار مایوس شدند.


** اما کمال دین به خاطر آن است، که اگر مقررات و قوانین کامل وضع شود، لکن برای امت و جامعه، رهبری معصوم و کامل تعیین نشود، مقررات ناقص می ماند.
** اما اتمام نعمت، به خاطر آن است که قرآن بزرگترین نعمت را نعمت رهبری و هدایت معرفی کرده است، اگر پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، از دنیا برود و مردم را بی سرپرست بگذارد، کاری کرده که یک چوپان نسبت به گله نمی کند. چگونه بدون تعیین رهبری الهی نعمت تمام می شود؟؟!!


** اما رضایت خداوند، برای آن است که هرگاه قانونِ کامل و مجریِ عادل به هم گره بخورد، رضایت پروردگار حاصل می شود.
آيه شماره 10 از سوره مبارکه فاطر
متن آیه:مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ

معنی آیه:هر كس خواهان عزّت است، پس عزّت، همه از آن اوست (و به هر كه بخواهد مى‏دهد.) تنها سخن (و عقيده‏ى) پاك به سوى او بالا مى‏رود، و كار شايسته آن را بالا مى‏برد، و كسانى كه براى انجام بدى‏ها نقشه مى‏كشند، برايشان عذاب سختى است و نيرنگ آنان است كه تباه مى‏شود.

تفسیرآیه:عزّت واقعى، نزد خداست، نه پيش مردم. «فللّه العزّة جميعا»
عزّت واقعى، در سايه‏ى ايمان و عمل صالح است. «فللّه العزّة جميعا... الكلم الطيّب و العمل الصالح»
ميان عقيده با عمل رابطه‏ى تنگاتنگ است و در يكديگر اثر مى‏گذارند. «العمل الصالح يرفعه»
راه مؤمنان كه عزّت را از طريق ايمان و عمل صالح مى‏جويند، راه رشد و تكامل است. «يصعد - يرفع» و راه ديگران كه عزّت را از طريق فريب و نيرنگ مى‏خواهند محو و هلاكت است. «يبور»
هيچ كس با نيرنگ و گناه به عزّت نمى‏رسد. «يبور»
آيه شماره 45 از سوره مبارکه فاطر
متن آیه:وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَى ظَهْرِهَا مِن دَابَّةٍ وَلَكِن يُؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِ بَصِيرًا
معنی آیه:و اگر خداوند مردم را به سزاى آن چه انجام داده‏اند مؤاخذه نمايد، هيچ جنبنده‏اى روى زمين باقى نمى‏ماند، ولى (سنّت خداوند بر آن است كه) مردم را تا مدّتى معين مهلت دهد (تا خود را اصلاح نمايند)، پس همين كه مدّتشان به سر آمد (آنان را مؤاخذه مى‏كند.) و همانا خداوند به (احوال) بندگان خود بيناست (و هر كس را به مقتضاى كردارش جزا مى‏دهد).
تفسیر آیه:گناهى كيفر دارد كه با علم و عمد انجام گيرد. «يؤاخذ... بما كسبوا»
فلسفه تأخير كيفر مردم از دنيا به قيامت، بقاى نسل بشر و تداوم حيات در كره زمين است. مردم اگر با گناه هلاك شوند بشرى باقى نخواهد ماند و نسل منقرض خواهد شد «ما ترك على ظهرها من دابّة»
خداوند، صبور و اهل عفو و مغفرت و مهلت دادن است و مردم را فورى در دنيا به جرم عملكرد بد آنان مجازات نمى‏كند. «يؤخّرهم الى أجل مسمّىً»
مرگ و ميرها و فرصت‏ها و مهلت‏ها، با اراده‏ى الهى و داراى نظم و حساب و كتاب است. «يؤخّرهم الى أجل مسمّىً»
مهلت خداوند به بندگان گنه‏كار و تأخير مجازات آنان تا قيامت از سنّت‏ها و برنامه‏هاى الهى است. «يؤخّرهم الى أجل مسمّىً»
مهلت دادن خداوند به گنه‏كاران كارى عالمانه است. «بعباده بصيراً»
آيه شماره 47 از سوره مبارکه يس
متن آیه:وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمْ اللَّهُ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ يَشَاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ
معنی آیه:و هرگاه به آنان گفته شود: از آن چه خداوند روزى شما كرده بخشش كنيد، كسانى كه كفر ورزيدند به كسانى كه ايمان آورده‏اند مى‏گويند: آيا به كسانى غذا دهيم كه اگر خداوند مى‏خواست خودش به آنها غذا مى‏داد؟ شما در گمراهى آشكارى هستيد.
تفسیر آیه:توجّه به اين كه «آن چه داريم رزق الهى است نه ملك ما» بخشش را آسان مى‏كند. «انفقوا ممّا رزقكم اللّه»
كفر، سبب خود دارى از انفاق است. «قال الّذين كفروا... انطعم»
كافر، رازق بودن خدا را مسخره مى‏كند. «لو يشاء اللّه اطعمه»
انفاق، نشانه ايمان است. (زيرا ترك انفاق از ويژگى‏هاى كفّار شمرده شده است). «قال الّذين كفروا... انطعم...»
كار انسان به جائى مى‏رسد كه كفر و بخل را راه درست و ايمان و انفاق را انحراف مى‏شمرد. «اِن انتم الا فى ضلال مبين»
آيه شماره 28 از سوره مبارکه ص
متن آیه:أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ
معنی آیه:آيا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند همانند فسادگران در زمين قرار مى‏دهيم، يا اهل تقوا را مانند فاجران قرار مى‏دهيم؟
تفسیر آیه:دليل معاد، حكمت و عدالت الهى است. حكمت: هيچ چيزى بيهوده خلق نشده است. امّا عدالت: آيا ما فجّار و متّقين را يكسان قرار مى‏دهيم؟ «ما خلقنا... باطلا - ام نجعل المتّقين كالفجّار»
تقوا، كناره‏گيرى و گوشه‏نشينى نيست، بلكه به ميدان آمدن و كار كردن است، البتّه كار نيك. «الّذين آمنوا و عملوا الصالحات... المتّقين»
فساد، تنها قتل و جنايت نيست، بلكه گناه نوعى فساد است. «كالمفسدين... كافجار»
اگر كسى صالحان و مفسدان را به يك چشم بنگرد، گويا هستى را باطل شمرده است. «ام نجعل الّذين آمنوا... كالمفسدين»
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52
آدرس های مرجع