شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم
اخلاص
{ إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلًا } مزمل/6
قطعاً عبادتی که در شب انجام می گیرد،پایدارتر و گفتار (ازسوی بندگان) استوارتر و صحیح تر می باشد.
تفسیر صافی: امام صادق (علیه السلام) فرمودند، منظور از { نَاشِئَةَ } (برخاستن) بر خاستنی است که فقط برای خدای متعال بوده باشد و غیر خدا اراده نشده باشد(و حتی اگر نعمتی های دنیوی را می خواهند،با آن ها رضایت خدا را بخواهند)
آيه شماره 80 از سوره مبارکه نحل
خانه
متن آیه:وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّن بُيُوتِكُمْ سَكَنًا وَجَعَلَ لَكُم مِّن جُلُودِ الأَنْعَامِ بُيُوتًا تَسْتَخِفُّونَهَا يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَيَوْمَ إِقَامَتِكُمْ وَمِنْ أَصْوَافِهَا وَأَوْبَارِهَا وَأَشْعَارِهَا أَثَاثًا وَمَتَاعًا إِلَى حِينٍ
معنی آیه:و خدا براى شما خانههايتان را مايه آرامش قرار داد و از پوست دامها براى شما خانه هايى نهاد كه آن[ها] را در روز جابجا شدنتان و هنگام ماندنتان سبك مىيابيد و از پشمها و كركها و موهاى آنها وسايل زندگى كه تا چندى مورد استفاده است [قرار داد]
تفسیرآیه:خانه محل آسایش و آرامش است. «بیوتكم سكناً»
از نقش چارپایان و پوست آنها و كرك و مو وپشم آنها در تهیه اسباب زندگى و خیمهها غافل نشویم. «متاعاً»
زمان استفاده از نعمتها محدود است. «الى حین»
هماهنگى نعمتها با نیازهاى بشر و تناسب ساختمان انسان با پوست و پشم و كرك و مو یكى از تدبیرهاى الهى است. «جَعَل لكم - جَعَل لكم»
سبك وزن بودن پشم و پوست و كرك و مو، یكى از نعمتهاى الهى است. «تستخفونّها»
آيه شماره 22 از سوره مبارکه مجادله
حزب الله
متن آیه:لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
معنی آیه:قومى را نيابى كه به خدا و روز بازپسين ايمان داشته باشند [و] كسانى را كه با خدا و رسولش مخالفت كردهاند هر چند پدرانشان يا پسرانشان يا برادرانشان يا عشيره آنان باشند دوست بدارند در دل اينهاست كه [خدا] ايمان را نوشته و آنها را با روحى از جانب خود تاييد كرده است و آنان را به بهشتهايى كه از زير [درختان] آن جويهايى روان است در مىآورد هميشه در آنجا ماندگارند خدا از ايشان خشنود و آنها از او خشنودند اينانند حزب خدا آرى حزب خداست كه رستگارانند
تفسیر آیه:یك دل، دو دوستى بر نمىدارد. دوستى خداوند با دوستى دشمنان دین خدا قابل جمع نیست. «لاتجد قوماً یؤمنون... یوادّون من حادّ اللّه»
عیبها را از ریشه برطرف كنید. مودت دشمنان خدا انسان را به گرایشهاى فكرى، عملى و اخلاقى به سوى آنان وادار مىكند، لذا باید ریشهى آن را خشكاند. «لاتجد... یوادّون من حادّ اللّه»
در اسلام، روابط و علاقهها باید در شعاع رضاى خداوند باشد. «لاتجد قوماً یؤمنون»
روابط خانوادگى و خویشاوندى نیز خط قرمز و مرز دارند. «و لو كانوا آبائهم...»
خداوند به خاطر قطع رابطه با چهار گروه از خویشان اگر معاند باشند، (پدر، پسر، برادر و فامیل)، چهار نمونه از لطف خود را بیان كرده است: ایمان، امداد، بهشت و رضوان. «الایمان، ایّدهم، جنّات، رضى اللّه»
ارزش ایمان به ثبات آن است وگرنه ایمانهاى مقطعى، موسمى و عاریهاى بسیار است. «كتب فى قلوبهم الایمان»
اول ایمان پایدار، بعد امداد و دریافت. «كتب فى قلوبهم الایمان... ایّدهم...»
دین تنها یك رابطه قلبى و فردى میان انسان و خدا نیست، بلكه تعیین كننده روابط اجتماعى است. «لو كانوا آبائهم...»
پاداشها منحصر به آخرت نیست، بلكه تثبیت ایمان و امداد الهى، از پاداشهاى الهى در همین دنیاست. «كتب فى قلوبهم... ایّدهم»
حزب اللّه، با دشمن خدا دوست نمىشود. «لاتجد قوماً... یوادّون من حادّ اللّه... أولئك حزب اللّه»
حزب اللّه، نژاد و زبان و منطقه خاص ندارد، بلكه هر مؤمن مقاوم و استوار، جزو حزب اللّه است. «لاتجد قوماً یؤمنون... یوادّون من حادّ اللّه... اولئك حزب اللّه»
پیروزى و غلبهاى ارزش دارد كه همراه با رستگارى و رسیدن به هدف باشد. در جاى دیگر مىفرماید: «ألا انّ حزب اللّه هم الغالبون» و در اینجا مىفرماید: «ألا انّ حزب اللّه هم المفلحون»
تداوم نعمت، خود یكى از نعمتهاى بهشتى است. «خالدین فیها»
این كه ما از خدا راضى باشیم یك طرف قضیه است، مهم رضایت خدا از ماست. «رضى اللّه عنهم و رضوا عنه»
در قیامت نعمتها دو گونه است: مادّى «جنات...» و معنوى. «رضى اللّه عنهم...» (چنانكه در جاى دیگر مىفرماید: «و رضوان من اللّه اكبر»)
آيه شماره 87 از سوره مبارکه انعام
متن آیه:وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ
معنی آیه:و از پدران و فرزندان و برادرانشان برخى را [بر جهانيان برترى داديم] و آنان را برگزيديم و به راه راست راهنمايى كرديم.
آيه شماره 37 از سوره مبارکه اسراء
دوری از کبر
متن آیه:وَلاَ تَمْشِ فِي الأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا
معنی آیه:و در [روى] زمين به نخوت گام برمدار چرا كه هرگز زمين را نمىتوانى شكافت و در بلندى به كوهها نمىتوانى رسيد
تفسیر آیه:تكبّر، حتّى در راه، رفتن از نظر قرآن نكوهیده است. «ولا تمش فى الارض مَرَحاً»
راه مقابله با تكبّر، توجّه دادن به ضعفها وعجزهاست. «انّك لن تخرق الارض»
خصلتهاى درونى در رفتار انسان اثر گذار است. «ولا تمش فى الارض مرحاً»
آيه شماره 22 از سوره مبارکه قصص
بدترین راه
متن آیه:وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاء السَّبِيلِ
معنی آیه:و چون به سوى [شهر] مدين رو نهاد [با خود] گفت اميد است پروردگارم مرا به راه راست هدايت كند
تفسیر آیه:تحرّك، هجرت و بكارگیرى تاكتیكهاى متفاوت از لوازم یك انقلاب است. «و لمّا توجّه»
اوّل حركت كنیم، سپس دعا كنیم و امیدوار باشیم. «و لمّا توجّه ... قال عسى ربّى أن یهدین»
امیدوارى، در همهى حالات پسندیده است. «عسى ربّى»
فراز و نشیبها، یك سنّت الهى در راه تربیت انسانهاست. «ولمّا توجّه... قال عسى ربّى»
كار خود را با استمداد از پروردگار آغاز كنیم. «و لمّا تَوجّه... قال عسى ربّى...»
در محیطهاى طاغوتزده كه زمینهى انحراف و تصمیمات نابخردانه فراهم است، از خداوند، هدایت بجوییم. «یَهدِیَنى سواء السبیل»
آيه شماره 37 از سوره مبارکه قصص
توجه به قیامت
متن آیه:وَقَالَ مُوسَى رَبِّي أَعْلَمُ بِمَن جَاء بِالْهُدَى مِنْ عِندِهِ وَمَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ
معنی آیه:و موسى گفت پروردگارم به [حال] كسى كه از جانب او رهنمودى آورده و [نيز] كسى كه فرجام [نيكوى] آن سرا براى اوست داناتر است در حقيقت ظالمان رستگار نمىشوند
تفسیر آیه:در برابر تكذیب كفّار كه معجزات را سحر مىخوانند، باید به خدا توكّل كرد. «ما هذا الاّ سحر... ربّى اعلم...»
ادّعاهاى پوچ را با شعارهاى الهى خنثى سازیم. «ما هذا الاّ سحر... ربّى اعلم»
خدا هیچ مردمى را بىراهبر و راهنما نگذاشته است. «ربّى اعلم بمنجاء بالهُدى»
هدایتیافتگان، خوش عاقبتند. «له عاقبة الدّار»
توجّه به معاد، در رأس برنامههاى انبیا بوده است. «و قال موسى... مَن تكون له عاقبة الدّار»
كسانى كه انبیا را ساحر مىنامند، ستمگرانى بد عاقبتاند. «لایفلح الظالمون»
آيه شماره 43 از سوره مبارکه قصص
صاحبان بصیرت
متن آیه:وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ مِن بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولَى بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
معنی آیه:و به راستى پس از آنكه نسلهاى نخستين را هلاك كرديم به موسى كتاب داديم كه [دربردارنده] روشنگرىها و رهنمود و رحمتى براى مردم بود اميد كه آنان پند گيرند
تفسیر آیه:با شكست طاغوت، زمینه براى صالحان فراهم مىگردد. «آتینا موسىالكتاب من بعد ما اهلكنا»
پایان كار مستكبران، هلاكت و نابودى است. «اهلكنا القرون الاولى»
دیندارى باید براساس بصیرت باشد. «بصائر»
ارسال كتب و رسل، بر اساسِ رحمتِ الهى است. «للنّاس... رحمة»
كتب آسمانى، عامل بصیرت و هدایت است. «بصائر للناس و هدى»
تا انسان بصیرت پیدا نكند، هدایت نمىشود و تا هدایت نشود، لطف و رحمت الهى را دریافت نمىكند. «بصائر للنّاس وهُدىً ورحمة»
دین، جزو فطرت انسانهاست و كتب آسمانى آن فطرت را غبارزدایى مىكنند. «یتذكّرون»
با وجود كتب آسمانى و پیامبران، باز هم گروهى از انسانها هدایت را نمىپذیرند. «لعلّهم یتذكّرون»
آيه شماره 49 از سوره مبارکه قصص
مناظره واقعی
متن آیه:قُلْ فَأْتُوا بِكِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَى مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
معنی آیه:بگو پس اگر راست مىگوييد كتابى از جانب خدا بياوريد كه از اين دو هدايت كنندهتر باشد تا پيرويش كنم
تفسیر آیه:باید به یاوهسرایى منكران، جواب مناسب داد. «قل...»
براى اثبات حقّ، گاهى باید روش تحدّى و مبارزهطلبى و مناظره را انتخاب كرد. «قل فأتوا بكتاب...»
انتقاد به تنهایى كافى نیست، باید همراه آن طرح و پیشنهاد داد. «سحران تظاهرا... فأتوا بكتاب»
از جمله امتیازات انبیا، تحدّى ومبارزهطلبى در آوردن كتاب یا معجزه است. «فأتوا بكتاب - اهدى»
توراتِ اصلى وقرآن، بهترین كتابهاى آسمانى براى هدایت بشر مىباشند. «فأتوا بكتاب... اهدى منهما»
در مقابل كفر و انكار باید پیروان ادیان الهى حامى یكدیگر باشند. «أهدى منهما» و نفرمود: «أهدى منّى» آرى، در برابر دشمن مشتركى كه به همهى كتب آسمانى كافر است و شعار «اِنّا بكلٍّ كافرون» سر مىدهد، قرآن، از تورات حمایت كرده و آن را در كنار خویش قرار مىدهد.
رهبران دینى باید بهترین سخن و منطقىترین شیوه را در مقابل مخالفان ارائه دهند. «فأتوا بكتاب... اهدى منهما اتّبعه»
ملاك ومعیار در انتخاب، تبعیّت از بهترینهاست. «اهدى منهما اتّبعه»
در گزینش مربّى، دوست وكتاب، هدایتبخش بودن، معیار است. «اهدى منهما اتّبعه»
انسان از آوردن كتابى برتر از قرآن وتورات اصلى عاجز است. «اِن كنتم صادقین»
آيه شماره50از سوره مبارکه قصص
فرار از واقعیت
متن آیه:فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَاءهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِّنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
معنی آیه:پس اگر تو را اجابت نكردند بدان كه فقط هوسهاى خود را پيروى مىكنند و كيست گمراهتر از آنكه بىراهنمايى خدا از هوسش پيروى كند بىترديد خدا مردم ستمگر را راهنمايى نمىكند
تفسیر آیه:گاه هواپرستى (با تبلیغات، توجیهات، مغالطه كارى و طرفدارى اكثریّت) چنان جلوه مىكند كه شناخت آن، بصیرت و دقّت لازم دارد. «فاعلم»
آنجا كه هدایت پذیرى نباشد، هواپرستى حاكم است. «لم یستجیبوا... یتّبعون اهوائهم»
منكران حقّ وهواپرستان، گمراهترین مردم هستند. «من اضلّ ممّن اتّبع هواه»
هدایت واقعى، هدایتى است كه از علم و حكمت بىنهایت سرچشمه گرفته باشد. «هدىً من اللّه»
هواپرستى ظلم است و هواپرستان از هدایت الهى به دورند. «انّ اللّه لایهدى القوم الظالمین»