شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
آيه شماره 42 از سوره مبارکه شوري
متن آیه:إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَيَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُوْلَئِكَ لَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ
معنی آیه:همانا نكوهش فقط بر كسانى است كه به مردم ستم مىكنند و در زمين به ناحقّ طغيان مىكنند، آنانند كه برايشان عذاب دردناكى است.
تفسیر آیه:جاوز به حقوق مردم (حتّى غير مسلمان و در هر شكل) ناروا و سزاوار پيگيرى و مؤاخذه است. «انّما السبيل على الّذين يظلمون الناس»
ظلمى را بايد افشا كرد كه رنگ فتنه و فساد و جنبه اجتماعى داشته باشد. «يظلمون الناس و يبغون فى الارض»
گرچه وظيفه مردم در دنيا استمداد و افشاگرى است ولى خداوند هم به حساب ظالمان خواهد رسيد. «لهم عذاب اليم»
آيه شماره 68 از سوره مبارکه زخرف
متن آیه:يَا عِبَادِ لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ
معنی آیه:خداوند به آنان مىگويد): اى بندگان من! امروز نه ترسى بر شماست و نه غمگين مىشويد.
تفسیر آیه:بندگى خداوند رمز بيمه شدن از هراسها و خطرها در قيامت است. «يا عباد لاخوف عليكم...»
آيه شماره 19 از سوره مبارکه جاثيه
متن آیه:إِنَّهُمْ لَن يُغْنُوا عَنكَ مِنَ اللَّهِ شَيئًا وإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ
معنی آیه:آنان هرگز در برابر خداوند از تو دفاع نخواهند كرد و البتّه ستمگران ياور يكديگرند و خداوند يار افراد با تقواست.
تفسیر آیه:پيروى از مردم ناآگاه هيچ خطرى را به هنگام قهر خداوند دور نخواهد كرد. (انگيزهى پيروى از خواستههاى مردم، چشم داشتن به حمايت آنان در مشكلات است كه قرآن اين خيال را از ريشه مىخشكاند.) «انّهم لن يغنوا عنك من اللّه شيئاً»
سنخيّت افراد نسبت به يكديگر، وسيلهى جذب آنان به يكديگر است. «الظالمين بعضهم اولياء بعض»
پيروى از هوسهاى جاهلان به منزلهى پذيرش ولايت آنان و در مدار ظالمان قرار گرفتن است. «لا تتّبع اهواء... و انّ الظالمين بعضهم اولياء بعض»
از هوسهاى مردم دورى كن و نگران تنهايى نباش. «واللّه ولىّ المتّقين»
تقوا سبب دريافت امدادها و حمايتهاى الهى است. «واللّه ولىّ المتّقين»
از نشانههاى تقوا دورى از هوسهاى مردم است. «واللّه ولىّ المتّقين»
اهل تقوا، از ظلم و ظلمپذيرى دورند. «و انّ الظالمين بعضهم اولياء بعض و اللّه ولىّ المتّقين»
آيه شماره 23 از سوره مبارکه جاثيه
متن آیه:أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ
معنی آیه:پس آيا ديدى كسى را كه هواى خويش را معبود خود قرار داده و خداوند او را با وجود آگاهيش به بيراهه گذاشت و بر گوش و قلبش مهر زد و بر چشمش پردهاى نهاد. پس بعد از خدا كيست كه او را هدايت كند، پس آيا پند نمىگيريد؟
تفسیر آیه:با اينكه هوسها در درون است ولى بازتاب هوا پرستى در اعمال انسان هويداست. «افرايت»
انسان ذاتاً موجودى پرستشگر است امّا در انتخاب معبود منحرف مىشود و به جاى خدا به سراغ هوسها مىرود. «اتّخذ الهه هواه»
كيفر كسى كه خدا را رها كرده و به دنبال تمايلات نفسانى خود باشد آن است كه خداوند او را گمراه نمايد. «اضلّه اللّه»
اگر هوى پرستى حاكم شد، علم از كارآيى مىافتد. هوا پرستى حتّى دانشمندان را منحرف مىكند. «و اضلّه اللّه على علم»
گمراهى و كوردلى، كيفر الهى براى هوىپرستان است. «اتّخذ الهه هواه... اضلّه اللّه... ختم على سمعه و قلبه»
هوى پرستى، سبب مسدود شدن درهاى هدايت به روى انسان است. «مَن اتّخذ الهه هواه... فمن يهديه»
جز هدايت الهى، هر راهى به ضلالت مىانجامد. «فمن يهديه من بعد اللّه»
آيه شماره 5 از سوره مبارکه احقاف
متن آیه:وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَومِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ
معنی آیه:و كيست گمراهتر از كسى كه به جاى خداوند، كسانى را مىخواند كه تا روز قيامت پاسخش را نمىدهند و حتّى از خوانده شدن خود بىخبرند.
تفسیر آیه:انحرافات فكرى و اعتقادى، بالاترين انحرافات بشر است. «من أضلّ»
هر راهى غير از راه خداوند، گمراهى است. «مَن اضل ممّن يدعوا من دون اللّه»
مردم، براى دنيا سراغ غير خدا مىروند، در حالى كه آنها نه تنها در دنيا كمكى نمىكنند، بلكه در قيامت هم دشمن مىشوند. «لايستجيب له... كانوا لهم اعداء»
پيوندهاى غير الهى و شرك آلود دنيوى، به عناد و روابط خصمانه در قيامت تبديل خواهد شد. «اذا حشر النّاس كانوا لهم أعداء»
درخواست از ديگران، اگر به جاى خداوند باشد، نوعى عبادت و پرستش است كه با توحيد سازگار نيست. «دعائهم... بعبادتهم»
آيه شماره 15 از سوره مبارکه احقاف
معنی آیه:وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ
متن آیه:و ما انسان را سفارش كرديم كه به والدين خود نيكى كند، مادرش او را با سختى حمل كرد و با سختى به دنيا آورد و دوران حمل تا از شير گرفتنش سى ماه (به طول كشد)، تا آنگاه كه به رشد كامل رسد و چهل ساله شود، گويد: پروردگارا! مرا توفيق ده تا نعمتى را كه بر من و بر پدر و مادر من لطف كردى، شكرگزارى كنم و عمل شايستهاى انجام دهم كه تو آن را بپسندى و فرزندانم را براى من صالح و شايسته گردان، همانا من به سوى تو بازگشته و از تسليم شدگانم.
تفسیر آیه:سفارش احسان به والدين، در طول تاريخ و تمام اديان بوده است. («وصّينا» در قالب ماضى آمده است)
احسان به والدين، از حقوق انسانى است كه هر پدر و مادرى بر گردن فرزندشان دارند. «وصّينا الانسان» (نفرمود: «وصينا الّذين آمنوا»)
در احسان به والدين، مسلمان بودن آنان شرط نيست. «وصّينا الانسان بوالديه»
استحكام بنياد خانواده و حفظ جايگاه والدين، مورد توجّه خاص خداوند است. «وصّينا الانسان بوالديه احساناً»
نه تنها انفاق و امداد و احترام، بلكه هر نوع نيكى نسبت به والدين لازم است. («احساناً» به صورت نكره آمده كه شامل هر نوع احسانى شود.)
احسان به والدين بايد پيوسته و برجسته باشد، نه به مقدار ضرورت و مقطعى. (تنوين در «احساناً» نشانهى عظمت و برجستگى است.)
توجّه به سفارش اكيد خداوند به زحمات گذشته والدين، احسان و خدمت كردن به آنان را عاشقانه و جدىتر مىكند. «وصّينا الانسان... حملته امّه»
كمال احسان به والدين، در آن است كه بىواسطه انجام گيرد. «بالوالدين احسانا» (حرف «ب» در «بالوالدين» نشانه آن است كه احسان به والدين با دست خود باشد.)
ياد رنج و زحمتهاى مادران، در برانگيختن عاطفه فرزندان مؤثّر است. «حملته امّه كُرهاً... كرها...»
حق مادر بيش از پدر است. پس از كلمه «والدين»، سخن از رنجهاى مادر است. «حملته امّه كُرهاً...»
تمام دستورات و اوامر و نواهى دينى، دليل و فلسفه دارند. (گرچه دليل بعضى از آنها مانند احسان به والدين، بيان شده است). «وصّينا... حملته امّه كُرهاً...»
چهل سالگى قلّه توانمندى و رشد انسان است. «بلغ اشدّه و بلغ اربعين سنة»
شكر الهى، به استمداد و توفيق خداوند نياز دارد. «أوزعنى أن اشكر نعمتك»
بخشى از نعمتهاى انسان، به واسطه والدين و نياكان است. «انعمت علىّ و على والدىّ»
بلوغ جسمى و كمال عقلى، بستر بلوغ معنوى است. «بلغه اشده و بلغ أربعين سنة قال ربّ...»
تشكّر فرزند از نعمتهايى كه خداوند به والدين او داده، وظيفه و نوعى احسان به والدين است. «اشكر نعمتك... على والدىّ»
بهترين راه تشكر از نعمتهاى خداوند، انجام كار نيك است.
«أشكر نعمتك... أعمل صالحاً»
ارزش عمل صالح به آن است كه پيوسته و دائمى باشد. «ان اعمل صالحاً» (فعل مضارع «اعمل»، نشانه دوام و استمرار است)
عمل صالحى ارزشمند است كه خالصانه بوده و مورد قبول و رضاى خدا قرار گيرد. «اعمل صالحاً ترضاه»
فرزند و نسل صالح، افتخارى براى والدين است. «اصلح لى فى ذرّيتى»
بهترين دعا آن است كه انسان، هم به والدين و هم به فرزندان توجّه داشته باشد. «على والدىّ... اصلح لى فى ذريّتى»
در برابر ناسپاسىهايى كه نسبت به خدا و والدين داشتهايم، توبه و جبران كنيم. «و على والدىّ... انّى تُبتُ اليك»
تسليم فرمان خدا زيستن و مسلمان مردن، دعاى پاكان و صالحان است. «انّى تُبتُ اليك و انّى من المسلمين»
آيه شماره 12 از سوره مبارکه حديد
متن آیه:یَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِم بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
معنی آیه:روزى كه مردان و زنان با ايمان را مىبينى كه نورشان از پيش روى و جانب راستشان به سرعت پيش مىرود. (به آنان گفته مىشود):مژده باد شما را در امروز، به باغهايى كه از زير (درختان) آن نهرها جارى است، در آنجا جاودانهايد. اين است آن رستگارى و كاميابى بزرگ.
تفسیر آیه:زن ومرد در دريافت پاداش الهى وتكامل معنوى يكسانند. «المؤمنين والمؤمنات»
نور ايمان، در قيامت مجسّم گشته و راهنماى مؤمنان به سوى بهشت مىشود. «يسعى نورهم بين أيديهم و بايمانهم»
بشارت به نعمت، خود نعمتى معنوى و روانى است. «بشراكم اليوم»
رستگارى واقعى در قيامت جلوه مىكند. «خالدين فيها ذلك هو الفوز العظيم»
آيه شماره 38 از سوره مبارکه محمد
متن آیه:إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ مَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ
معنی آیه:همانا كسانى كه كفر ورزيدند و (مردم را) از راه خدا باز داشتند، سپس در حال كفر از دنيا رفتند، پس خداوند هرگز آنان را نخواهد بخشيد.
تفسیر آیه:كفر، مايهى بطلان اعمال گذشته انسان در دوره ايمان مىگردد. «لاتبطلوا اعمالكم... الّذين كفروا»
هنگام مردن مهم اين است كه انسان مؤمن بميرد يا كافر. «كفروا... ماتوا و هم كفّار»
كفر و عناد، عامل بازداشتن ديگران از نيكىها و خوبىها مىگردد. «كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه»
آيه شماره 10 از سوره مبارکه واقعه
متن آیه :وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ
معنی آیه:پيشگامانى (در خيرات هستند كه در گرفتن پاداش نيز)، پيشگامند.
تفسیر آیه:سبقت در ايمان و عمل و خيرات ونيكىها ارزش است. «والسّابقون السّابقون»
كسانى كه در دنيا به سوى خيرات سبقت مىگيرند، در آخرت براى دريافت پاداش مقدّمترند. «السّابقون...أولئك المقرّبون»
آيه شماره 3 از سوره مبارکه حديد
متن آیه:هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
معنی آیه:اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به هر چيزى آگاه است.
تفسیر آیه:آغاز و انجام و غيب و شهود هستى، به دست خداست. «هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن...»
مهمتر از خلقت حكيمانه و مالكيت مقتدرانه، علم ونظارت دائمى خداوند است. «و هو بكلّ شىء عليم»