شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
آيه شماره 3 از سوره مبارکه اسراء
نسل برگزیده « شهادت امام هادی علیه السلام »
متن آیه:ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا
معنی آیه:فرزندان كسانى كه [آنان را در كشتى] با نوح برداشتيم راستى كه او بندهاى سپاسگزار بود
تفسیر آیه:در مكتب انبیا بودن و همراهى با آنان، رمز نجات و بقاى انسان است. «ذُرّیة مَن حَمَلنا مع نوحٍ»
تاریخِ گذشتگان، عامل تربیت و هشدار براى آیندگان است. «ذُرّیة مَن حملنا»
توجّه دادن فرزندان به شرافت و ایمان نیاكان، راهى عاطفى براى تربیت و پذیرش دعوت و مسئولیّت آنان است. «ذُرّیة مَن حمَلنا»
عبودیّت وبندگى خدا، زمینه ایمنى از حوادث و مهالك است. «حَملنا مع نوح انّه كان عبداً شكوراً»
تجلیل از مردان والا و اسوه، از عوامل تربیت است. «كان عبداً شكوراً»
یكى از بركات شكور بودن، ذرّیه پایدار داشتن است.«ذرّیة مَن... عبداً شكوراً»
آيه شماره 56 از سوره مبارکه بقره
آغاز دوباره حیات
متن آیه:ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
معنی آیه:سپس شما را پس از مرگتان برانگيختيم باشد كه شكرگزارى كنيد
تفسیر آیه:رجعت و معاد، امر محالى نیست. بعضى از مردگان در همین دنیا زنده شدهاند. «بعثناكم من بعد موتكم»
رمز بروز برخى تلخىها و سپس نجات از آنها، پیدا شدن روحیّهى شكرگزارى است. «بعثناكم ... لعلكم تشكّرون»
آيه شماره 152 از سوره مبارکه بقره
یاد از دلدار
متن آیه:فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُواْ لِي وَلاَ تَكْفُرُونِ
معنی آیه:پس مرا ياد كنيد [تا] شما را ياد كنم و شكرانهام را به جاى آريد و با من ناسپاسى نكنيد
تفسیر آیه:خداوند، به انسان شخصیّت مىبخشد ومقام انسان را تا جایى بالا مىبرد كه مىفرماید: تو یاد من باش، تا من هم یاد تو باشم. «اذكرونى اذكركم»
كسانى مشمول لطف خاصّ هستند، كه همواره به یاد خدا باشند.«اذكرونى اذكركم»
ذكر خدا و نعمتهاى او، زمینهى شكر و سپاس است. چنانكه غفلت از یاد خدا، مایهى كفران است. «اذكرونى، اشكروا لى و لاتكفرون»
آيه شماره 172 از سوره مبارکه بقره
خوردن از پاکی ها
متن آیه:ييَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ
معنی آیه:اى كسانى كه ايمان آوردهايد از نعمتهاى پاكيزهاى كه روزى شما كردهايم بخوريد و اگر تنها او را مىپرستيد خدا را شكر كنيد
تفسیر آیه:خودسازى و زهد و تقوى، منافاتى با بهرهگیرى از طیّبات ندارد. «یا ایّها الّذین آمنوا كلوا من طیبات»
در مكتب اسلام، مادّیات مقدّمهى معنویات است. «كلوا، واشكروا، تعبدون»
اسلام در تغذیه، به بهداشت توجّه دارد. «طیّبات ما رزقناكم»
قبل از تأمین زندگى مردم ومحبّت به آنان، توقّعى نداشته باشید. «كلوا... واشكروا»
شكر، نشانهى خداپرستى و توحید ناب است. اگر انسان رزق را نتیجه فكر اقتصادى، تلاش، مدیریّت، سرمایه و اعتبارات خود بداند، براى خداوند سهمى قایل نخواهد بود تا او را شكر كند. «واشكروا للّه ان كنتم ایّاه تعبدون»
شكر، نمونه روشن عبادت است. «واشكروا للّه... تعبدون»
شكر خداوند، واجب است. «كلوا... واشكروا لِلّه»
خداپرست، آنچه را خدا حلال شمرده، از پیش خود حرام نمىكند. «كلوا... ان كنتم ایّاه تعبدون»
آيه شماره 243 از سوره مبارکه بقره
غفلت از خدا
متن آیه:أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُونَ
معنی آیه:آيا از [حال] كسانى كه از بيم مرگ از خانههاى خود خارج شدند و هزاران تن بودند خبر نيافتى پس خداوند به آنان گفت تن به مرگ بسپاريد آنگاه آنان را زنده ساخت آرى خداوند نسبت به مردم صاحب بخشش است ولى بيشتر مردم سپاسگزارى نمىكنند
تفسیر آیه:به تاریخ بنگریم و از آن درس بگیریم. «ألَم تَرَ...»
در بیان تاریخ، آنچه مهم است عوامل عزّت و سقوط است، نه نام افراد و قبایل و مناطق. «الّذین خَرجوا من دیارهم»
آنجا كه اراده خداوند باشد، فرار كارساز نیست. «قال لهم اللّه موتوا»
خداوند در همین دنیا بارها مردگان را زنده كرده است. «ثم احیاهم»
فراز و نشیبها، مرگ و میرها، زاد و ولدها و زندهشدنهاى مجدّد، همه نمونههایى از الطاف وفضل الهى است. «انّ اللّه لذو فضل»
آيه شماره 144 از سوره مبارکه آل عمران
زیان های درک نکردن توحید
متن آیه:وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاكِرِينَ
معنی آیه:و محمد جز فرستادهاى كه پيش از او [هم] پيامبرانى [آمده و] گذشتند نيست آيا اگر او بميرد يا كشته شود از عقيده خود برمىگرديد و هر كس از عقيده خود بازگردد هرگز هيچ زيانى به خدا نمىرساند و به زودى خداوند سپاسگزاران را پاداش مىدهد
تفسیر آیه:وظیفه پیامبر، ابلاغ پیام خداست. ما هستیم كه باید راهش را ادامه دهیم. «و ما محمّد الاّ رسول»
مگر با مرگِ انبیاى قبل، پیروانشان از دین برگشتند؟! «قد خلت منقبله الرسل...»
جامعهى اسلامى باید چنان تشكّل و انسجامى داشته باشد كه حتّى رفتن رهبر به آن ضربهاى نزند. «أفاِن مات او قتل انقلبتم على اعقابكم»
پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله نیز تابع سنّتهاى الهى و قوانین طبیعى همچون مرگ و حیات است. «أفاِن مات او قتل»
انتشار شایعه، از حربههاى دشمن است. «ماتاو قتل» (با توجّه به شأن نزول)
عمر پیامبر محدود است، نه راه او. «افاِن مات او قتل انقلبتم»
فردپرستى ممنوع. راه خدا كه روشن شد، آمد و رفت افراد نباید در پیمودن خط الهى ضربه وارد كند. «أفاِن مات او قتل»
ایمان خود را چنان ثابت و استوار سازید كه حوادث تاریخ آن را نلرزاند. «أفاِن مات او قتل»
دست برداشتن از خط انبیا، سقوط و عقبگرد است. «انقلبتم على اعقابكم»
كفر مردم، ضررى براى خداوند ندارد. «فلن یضرّاللّه»
مقاومت در راه حق، بهترین نوع شكر عملى است كه پاداشش با خداست. «سیجزى اللّه الشاكرین»
آيه شماره 145 از سوره مبارکه آل عمران
زندگی ما و اراده الهی
متن آیه:وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ الله كِتَابًا مُّؤَجَّلًا وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ
معنی آیه:و هيچ نفسى جز به فرمان خدا نميرد [خداوند مرگ را] به عنوان سرنوشتى معين [مقرر كرده است] و هر كه پاداش اين دنيا را بخواهد به او از آن مىدهيم و هر كه پاداش آن سراى را بخواهد از آن به او مىدهيم و به زودى سپاسگزاران را پاداش خواهيم داد
تفسیر آیه:با فرار از جنگ، از مرگ نمىتوانید فرار كنید. «انقلبتم على اعقابكم... ما كان لنفس»
مرگ، به دست ما نیست، «كتاباً مؤجّلاً» ولى اراده و هدف به دست ماست. «ومن یرد...»
حال كه دنیا و آخرت در برابر ماست، مسیر ابدیّت و رضاى خالق را ادامه دهیم. «من یرد... نؤته منها»
هر نوع انگیزه وعملى بازتاب و عكس العمل مخصوصى دارد. در هر مسیرى گام نهیم به مقصدى خاص خواهیم رسید. «من یرد ثواب الدنیا... و من یرد...»
آيه شماره 19 از سوره مبارکه نمل
نعمت خود و فرزندان « ولادت امام جواد علیه السلام »
متن آیه:فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِّن قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ
معنی آیه:از گفتار او دهان به خنده گشود و گفت پروردگارا در دلم افكن تا نعمتى را كه به من و پدر و مادرم ارزانى داشتهاى سپاس بگزارم و به كار شايستهاى كه آن را مىپسندى بپردازم و مرا به رحمتخويش در ميان بندگان شايستهات داخل كن
تفسیر آیه:یكى از اصول و شرایط رهبرى و مدیریّت، سعهى صدر است. حضرت سلیمان جملهى «لایشعرون» را آن هم از مورچهاى مىشنود، ولى به روى خود نمىآورد و لبخند مىزند. «فتبسّم»
انتقاد وحرف حقّ را از هر كس بشنوید و از آن استقبال كنید. (سلیمان سخن مورچه را پسندید) «فتبسّم» انتقادپذیرى، یك ارزش است.
خداوند اولیاى خود را تحت تربیت مخصوص خود قرار مىدهد. «و هم لایشعرون - فتبسّم» خداوند، سلیمان را با آن مقام و سلطنتش گرفتار حرف یك مورچه مىكند تا بدین وسیله در وجود او تعادل برقرار كند.
زمانى باید شاد و خندان باشیم كه حتّى مورچهها به عدالت ما امیدوار باشند. «و هم لایشعرون - فتبسّم»
خندهى انبیا، تبسّم است نه قهقهه. سلیمان در حالى كه خندهاش گرفته بود، تبسّم كرد. «فتبسّم ضاحكا»
سلیمان سخنان مورچه را فهمید و به زیردستان خود توجّه كرد. «من قولها»
دعا، مخصوص هنگام اضطرار نیست؛ انبیا در اوج عظمت و قدرت دعا مىكردند. «ربّ»
توفیق شكرگزارى را از خدا بخواهیم. «ربّ اوزعنى أن اشكر»
انسان در برابر نعمتهایى كه تاكنون به او رسیده باید شكر كند و در برابر مسئولیّت آینده باید به فكر عمل صالح و جلب رضاى خدا و ملحق شدن به نیكان باشد. «اشكر - اعمل صالحا ...»
فرزندان، هم باید در مقابل نعمتهایى كه خداوند به آنان داده شكر كنند و هم در مقابل نعمتهایى كه به والدین آنان داده است. «علىّ و على والدىّ»
شكر خدا تنها با زبان نیست، عمل صالح و استفادهى صحیح از نعمتها نیز شكر الهى است. «اشكر... اعمل صالحا»
سلیمان با آن كه لشكریان فراوان و حاكمیّت قوى دارد و زبان حیوانات را نیز مىداند، باز به فكر عمل صالح است نه به دنبال لذّت و توسعهى قدرت و افتخار. «اعمل صالحا»
دعا وتلاش حاكمان باید براى انجام كار خوب باشد. «اعمل صالحا»
كار، به شرطى نیك است كه خداپسند باشد. «صالحاً ترضاه»
كار نیكى ارزش دارد كه رضاى خدا را جلب كند، نه فقط رضاى مردم را. «صالحاً ترضاه»
عالىترین مقصد در حكومت صالحان، رضاى خداست. «ترضاه»
زندگى در جامعه صالح ارزش است، نه زندگى در میان مردم ناصالح، آن هم به خاطر رفاه یا درآمد و لذّت. «ادخلنى... فى عبادك الصالحین»
برخوردارى از امكانات، و قدرت امروز خود را نشانهى رسیدن به رحمت الهى ندانید و براى رشد و تعالى خود دعا كنید. «و ادخلنى»
امكانات انسان، نتیجهى كار او نیست بلكه از رحمت الهى سرچشمه مىگیرد. «برحمتك»
هر كس، در هر شرایطى باید به رحمت الهى متوسّل شود، حتّى پیامبران.«برحمتك»
آيه شماره 53 از سوره مبارکه انعام
آزمایش الهی
متن آیه:وَكَذَلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّيَقُولواْ أَهَؤُلاء مَنَّ اللّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا أَلَيْسَ اللّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ
معنی آیه:و بدين گونه ما برخى از آنان را به برخى ديگر آزموديم تا بگويند آيا اينانند كه از ميان ما خدا بر ايشان منت نهاده است آيا خدا به [حال] سپاسگزاران داناتر نيست
تفسیر آیه:تفاوتهاى اجتماعى، گاهى وسیلهى آزمایش و شكوفا شدن خصلتها و رشد آنهاست. اغنیا، با فقرا آزمایش مىشوند. «فَتنّا بعضهم ببعض»
اغنیا، فقرا را تحقیر مىكنند و خود را ارزشمند مىپندارند. «أهولاء...منبیننا»
فقراى با ایمان، برگزیدگان خدایند. «مَنَّ اللّه علیهم»
پاسخ توهینهاى كافران، با نوازش و مهر الهى به مؤمنان داده مىشود. «أهؤلاء... أعلم بالشاكرین»
منّت الهى بر فقیران، نتیجهى شكر آنان است. «مَنَّ اللّه... بالشّاكرین»
خداوند طبق حكمتش عمل مىكند، نه توقّع مردم. «ألیس اللّه بأعلم بالشّاكرین»
انبیا، نمونه بارز شاكرین هستند. «بالشّاكرین» (فقرایى هم كه هدایت انبیا را پذیرفتهاند، شاكر نعمت هدایت هستند.) «اعلم بالشّاكرین»
آيه شماره 63 از سوره مبارکه انعام
نجات بخش حقیقی
متن آیه:قُلْ مَن يُنَجِّيكُم مِّن ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً لَّئِنْ أَنجَانَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ
معنی آیه:بگو چه كسى شما را از تاريكيهاى خشكى و دريا مىرهاند در حالى كه او را به زارى و در نهان مىخوانيد كه اگر ما را از اين [مهلكه] برهاند البته از سپاسگزاران خواهيم بود
تفسیر آیه:یكى از شیوههاى تبلیغ و موعظه، سؤال از وجدان مردم است. «مَن یُنَجّیكم»
یادآورى و توجّهدادن انسان به خلوص او در دعا به هنگام شداید، از بهترین روشهاى خداشناسى است. «تدعونه تضرّعاً و خفیة»
انسان در سختىها و شداید، دست از كفر و شرك برداشته و موحّد مىشود. «تدعونه تضرّعاً و خفیة»
براى هر كس، مشكل خودش، بزرگترین مشكل است. «أنجانا مِن هذه»