به نام خدا
سلام بچه ها !!!
من بازم آمدم با یک التماس دعای دیگه،ولی ایندفعه در مورد دو نفر از کاربران عزیز تالار که چند وقتی هست که نیستند و من چند روزه تو فکرشون بودم و لازم دونستم بیام و بگم،واسشون دعا کنید،هر جا هستند،سلامت باشند و اگر مشکلی واسشون پیش اومده، بزودی حل بشه.
یکی خانم مهسا 110 هست که واقعأ چند وقته نیستند!!!!
و واسم سوال شده.(هر کسی ازشون خبری داره، یه اطلاعی بده)
و یکی خانم mahpare هستند که آخرین ارسالشون هم در همین تاپیک بود و وقتی بهشون پیام دادم و ازشون درمورد ارسالشون اینجا ، سوال کردم، ازم خواستند خیلی دعاشون کنم. بیاید همه دعا کنیم اگه مشکلی دارند،حل بشه.
فرقی نمیکنه،یه فرد خیلی سودمند و... از این تالار رفته باشه یا یک کاربر معمولی که شاید به تازگی هم عضو تالار شده بوده،همه بندگان خدا هستند و باید از غیبت یدفعه ای و طولانیشون ،نگران بود.
سلام برادرها و خواهرهای بزرگوارم
قبلا اینجا ازتون خواسته بودم برای بابا بزرگم دعا کنید
ایشون اصلا حالشون خوب نیست آخرین باری که بردیمشون دکتر گفتن که فقط باید عمل بشن اما چون سنشون بالاست عملشون خیلی پر خطره ....
یکی از کسانی که تو زندگیم تصور بدون اون زندگی کردن همیشه برام محال بوده بابا بزرگمه ....که نفسشون برکته...
میگن شاید عمل به مغرشون آسیب برسونه شایدم هم.........
ولی من باور ندارم مگه میشه کسی که تموم عمرش قرآن خونده و روزی نبوده بدون قرآن روزشو شروع کنه حالا مغرش آسیب ببینه یا دچار فراموشی اینا بشه .....
دیشب پیششون بودیم خیلی درد داشتن ...
شاید مجبور بشیم بستریشون بکنیم یا عمل......
دعا کنید خدا بهشون عمر بابرکت بده .......
بابابزرگم از وقتی فهمیدن من دوست دارم پزشکی بخونم همیشه بهم میگن خانوم دکتر یا نوه ی دکترم و چشاشون برق میزنه .......
خیلی دوست دارن من پزشک بشم اما من بنده ی روسیاه خدا تموم این سالها تنبلی کردم
دعا کنید خدا یه عمری به بابابزرگم بدن که بتونم دلشون رو شاد کنم
تازه میخواستم برا بابا بزرگم ................
خیلی کارا دلم میخواد براشون بکنم..........
من یه طرف به خاطر دله مامانم براشون دعا کنید....مامانم بدون مادر , بزرگ شدن و خیلی بابابزرگمو دوس دارن .....
دیشب بابابزرگم همش از رفتن میگفتن.....
لطفا یه عمره بابرکت در عین صحت و سلامتی براشون بخواین ....

ببخشید اگه ناراحتتون کردم ! خدا دلتون رو شاد کنه ........یا علی علیه السلام .......
(۴/آبان/۹۲ ۱۴:۵۷)boghz نوشته است: [ -> ]سلام برادرها و خواهرهای بزرگوارم
قبلا اینجا ازتون خواسته بودم برای بابا بزرگم دعا کنید
ایشون اصلا حالشون خوب نیست آخرین باری که بردیمشون دکتر گفتن که فقط باید عمل بشن اما چون سنشون بالاست عملشون خیلی پر خطره ....
یکی از کسانی که تو زندگیم تصور بدون اون زندگی کردن همیشه برام محال بوده بابا بزرگمه ....که نفسشون برکته...
میگن شاید عمل به مغرشون آسیب برسونه شایدم هم.........
ولی من باور ندارم مگه میشه کسی که تموم عمرش قرآن خونده و روزی نبوده بدون قرآن روزشو شروع کنه حالا مغرش آسیب ببینه یا دچار فراموشی اینا بشه .....
دیشب پیششون بودیم خیلی درد داشتن ...
شاید مجبور بشیم بستریشون بکنیم یا عمل......
دعا کنید خدا بهشون عمر بابرکت بده .......
بابابزرگم از وقتی فهمیدن من دوست دارم پزشکی بخونم همیشه بهم میگن خانوم دکتر یا نوه ی دکترم و چشاشون برق میزنه .......
خیلی دوست دارن من پزشک بشم اما من بنده ی روسیاه خدا تموم این سالها تنبلی کردم
دعا کنید خدا یه عمری به بابابزرگم بدن که بتونم دلشون رو شاد کنم
تازه میخواستم برا بابا بزرگم ................
خیلی کارا دلم میخواد براشون بکنم..........
من یه طرف به خاطر دله مامانم براشون دعا کنید....مامانم بدون مادر , بزرگ شدن و خیلی بابابزرگمو دوس دارن .....
دیشب بابابزرگم همش از رفتن میگفتن.....
لطفا یه عمره بابرکت در عین صحت و سلامتی براشون بخواین ....
ببخشید اگه ناراحتتون کردم ! خدا دلتون رو شاد کنه ........یا علی علیه السلام .......
سلام
قطعا باید برای همه مریض ها و بیماران دعا کرد،اصلا شکی نیست که باید همه التماس دعاها رو دریافت اما دوستان عزیز یه خواهشی که دارم کسانی که مثل من التماس دعا دارند رو هم دریابید،پدربزرگ دوست عزیزمون از مریضی جسمی رنج میبره و ان شاالله خدا به حق امیرالمونین و اولادش شفای کامل و عاجل کرامت کنه اما منی که از مریضی روحی دارم ذره ذره آب میشم و گناه داره روز به روز از خدا دورترم میکنه چیکار کنم؟؟!!نباید برای امثال من دعا کرد؟؟!!من چیکار کنم که مریضیم نشونه خارجی نداره و کسی از اوضاع دل من خبردار نیست؟؟بیام داد بزنم که آی مردم من رو دعا کنید؟؟خوب دارم داد میزنم دیگه.
عزیزان اگر هنوز با خودتون به این نتیجه نرسیدید که اول برای دیگران باید دعا کرد این حدیث رو قاب کنید بزنید تو خونه تون:
قال المعصوم(علیه السلام):اگر مردم میدانستند که با دعا کردن در حق یکدیگر زودتر به آرزو و حاجت خود میرسند هیچ گاه برای خود دعا نمیکردند(قریب به این مضنون)
آقا لپ مطلب،تو رو به ام الائمه،حضرت صدیقه طاهره ما رو هم دعا کنید،باور کنید اوضاعم بدجور بهم ریخته ست.
یاعلی
بچها!!
بیاید همه با هم ،برای شفای پدربزرگ دوست گلم، سوره حمد (واسه شفا) قرائت کنیم.
من پدربزرگ ندارم چندساله،(اصلأ از اولش هم که به دنیا آمدم،یه پدربزرگ داشتم) ولی میتونم درک کنم حالشونو...
ان شاءالله زودتر شفا پیدا کنن.
ان شاءالله مشکل کاربر یا امام رضا هم زودتر حل بشه. کلأ واسه همه ی جوان های مثله خودمون، خیلی دعا کنید. روزگار خیلی سختی شده.
من همیشه بیشترین دعام واسه جوون هایی هم سنه و سال خودمه.
میگم شما چقدر زود دعاهاتون مستجاب میشه ؟؟؟؟


خواهرم رفته بود پیش بابابزرگم میگفت حالشون خیلی خوب بود مثه قبل از مریضیشون بودن .....دردشون خیلی کمتر شده بوده ...
البته اون عمله سره جاشه و باید دیر یا زود عمل بشن
ارسال قبلیم خیلی ناراحت کننده شده انگار ببخشینم که دله پاکتون رو ناراحت کردم ........

مخصوصا که دوست نازنینم asalbanoo نوشتن که ناراحت شدن گفتم این خبرم بگم که یکم جبران بشه اون کاره بدم !

خدا دل تک تکتون رو شاد کنه
برادر یا خواهرم " یا امام رضا " امیدوارم دله شما هم به لطف و کرم خدا و نگاه مولا صاحب الزمان و به برکت دعای بچه های ناب بیداری به زودی شاد بشه .........
بسم الله
با عرض سلام
ان شاء الله به نیت حل مشکلات دوستان گرامی که در این تاپیک ارسال داشتند به بهترین نحو ممکن و اینکه ان شاء الله هرچی صلاحشونه همون اتفاق براشون بیفته و عاقبت بخیر بشن 110 صلوات باعجل فرجهم میفرستم.
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
سلام
خیلی خوشحال شدم که پدربزرگ دوست عزیزن مون بهتره،ان شاالله به حق شیخ الائمه،حضرت امام جعفر صادق حال پدربزگ دوستمون بدون عمل جراحی به سلامتی کامل برسن اما دوستان عزیز از صبح که تایپیک اولم رو تو این بخش گذاشتم تا الان که دارم این تایپیک رو مینویسم اوضاعم بدتر شده،قبلا روز به روز اوضاعم بهم ریخته میشد اما تو این چند روز اخیر ساعت به ساعت دارم له میشم،نمیتونم بگم درد این دل وا مونده چیه وگرنه چه جایی بهتر از اینجا و چه کسایی بهتر از شما دوستان گلم برای درد و دل کردن اما تو بدجور بدبختی افتادم،میدونم نباید اینقدر با نا امیدی و یاس حرف زد اما شما نمیدونید من چه بلایی سر خودم آوردم که...
از خدا مرگم رو میخوام اما یکی از دوستان میگه اگر مرگمون دسته خودمون بود من10سال پیش مرگم رو از خدا میخوام،از یه طرف هم دوست ندارم بمیرم،چون واقعا روم نمیشه چشم تو چشم مادر سادات حضرت فاطمه الزهرا بشم،اگر بدونید ماه مبارک رمضان امسال رو چطوری گذروندم؟!اگر بدونید چه روزهایی بدی رو سپری کردم تا امروز؟!و اگر بدونید چه روزهای سختری پیش رو دارم...
دعام کنید،همین.
سلام
عزیزان اصلا یادتون مونده که برای مثل منی هم دعا کنید؟؟
اصلا یادتون مونده که یه بنده خدایی اینقدر تو این چند وقته گریه کرده که چشماش درد گرفته و منتظر مرگش فرا برسه؟؟
تا حالا فقط روضه اش رو میشنیدم که وقتی چشم حضرت زینب به غذا میفتاد گریه میکرد،اما الان چندوقته نه غذا میتونم بخورم نه خواب دارم،دوستان حالم خوب نیست،اصلا خوب نیست،دارم از بار سفر میبندم که برم،دلم نمیخواد بیشتر از این خجالت زده مادرم حضرت زهرا بشم،دلم برای فاطمیه تنگ شده،دلم برای مادرم حضرت زهرا تنگ شد،دلم میخواد سر بذارم رو پاش و گریه کنم،دلم میخواد بگم مادر ببین چه بلایی سر خودم آوردم،دلم میخواد دیگه نفسم بالا نیاد.
مادرجان بیا خلاصم کنم،دیگه نمیتونم،دیگه خسته شدم از بس برای حسین تو گریه کردم اما فرقی نکردم،مادر دیگه از ندبه خوندن خسته شدم،دیگه از کمیل خوندن خشته شدم،دیگه از مشهد رفتن خسته شدم
مادرم دیگه خسته شدم