تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: "التماس دعا"ها را دریابید...۲
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سلام!
اومده بودم اینجا به خاطر یه مشکلی که یکماهی هست باهاش درگیرم التماس دعا بگم ولی وقتی دیدم برخی برادر خواهرای دینیم با مشکلاتی مثل سرطان دست و پنجه نرم می کنن خجالتم اومد مشکلم رو بگم.
ولی در هر حال ما رو هم از دعای خیرتون محروم نکنید .Rose Rose
[تصویر: babolgif-5.gif]
سلام بر منجي موعود

[تصویر: babolgif-5.gif]
دعا براي تعجيل فرج امر حجت خدا و مورد تاكيد وجود مقدس صاحب الزمان عليه السلام است كه خطاب به شيعيان خويش فرموده اند :


« براي تعجيل فرج بسيار دعا كنيد چرا كه فرج و گشايش شما نيز در فرج و ظهور من است »(1)




در حقيقت يكي از وظايف حتمي ما دعا براي فرج امام عصر عليه السلام است .
برخي تا بحث از دعا براي فرج پيش مي آيد با نااميدي و كسالت مي گويند :


دعاي ما كه اثري ندارد ؟


بزرگان دين اصل اين شبهه را نيرنگ و ترفند شيطان براي باز داشتن مردم از دعا براي فرج مي دانند .




[b]پروردگارا !!


به حق محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و آل محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در ظهور امام عصر تعجيل فرما .
[تصویر: babolgif-5.gif]
............1- كمال الدين 2 .458
به نام خدا

چگونه دعا کنیم؟ بی عجله، بی شتاب

ما یک بچّه خواهر داریم که هنوز سه سالش نشده و از قضا عاشق ماکارونی است. از همان وقتی که ماکارونی خشک را در دستت می بیند، پا می کوبد و فریاد می کشد که «ماکارانی ایده (که یعنی بده!)» و هر چقدر که می گویی: «خواهر زاده جان! این هنوز نپخته»، عین این زبان نفهم ها جیغ می کشد و اشک (آن هم از نوع دانه درشتش) می ریزد که «نه! ایده!»

این بچّه، آن موقعی که شیر می خورد هم بوی ماکارونی شارژش می کرد! آنقدر که سر می کشید و دست دراز می کرد که بردارد؛ ولی خواهر ما عین شیر آنجا بود و شده آرام روی دستش بزند، نمی گذاشت دستش به چیزی برسد که برایش خوب نیست؛ نه آنکه بدش بیاید او را از شیر بگیرد و رشته به دستش بدهدها؛ نه. وقتش نبود.
نه اینکه ماکارونی بد باشد ها؛ نه. ولی خوردن ماکارونی نپخته بد است. مَثلش می شود مثل دعا.

اصرار داشتن بر دعا خوب است؛ ولی اینکه پا می کوبیم و یک روز درمیان سر این دعا با خدا قهر می کنیم و داد و فریاد سر واسطه ها راه می اندازیم، یعنی «صبر» نداریم و «عجله» داریم! این عجله داشتن، بد است.

یعنی من نسبت به خواهر زاده ام از خدای به آن مهربانی و بخشندگی، دلسوزترم؟ معلوم است که نه. می خواهم بگویم: خدا هم دارد ماکارونی ما را می پزد؛ خام خام که نمی شود بخوریمش! باید صبر کنیم تا خوب بپزد.

اصلاً یک چیز دیگر؛ به فرض ما هی پا کوبیدیم و حاجت خواستیم، خدای مهربان تر از مادر و دلسوزتر از پدر که نمی گذارد تا زمان چیزی نرسیده است به دست ما برسد.
همه ی اینها را گفتم تا یک ادب از دعا را نام ببرم: خسته نشدن از دعا؛ دائم خواستن و نرفتن سراغ کس دیگری. خود خدا گفته است: «از دعا خسته نشو! زيرا من از اجابت خسته نمى‏ شوم.» (1)

اصلاً تو بخواه و باور داشته باش: «بنده وقتى دعا می كند، خدا پيوسته در تدارک حاجت او است تا زمانی که عجله نکند.»(2)


پی نوشت:
1. این روایت را ابن فهد از کتب اهل کتاب استخراج کرده است. ابن فهد حلى، احمد بن محمّد، آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعي) - ايران ؛ قم، انتشارات کیا، چاپ: اول، 1375، ج‏1 ، ص136؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5.
2. روایتی از امام صادق(علیه السلام). همان.

* * * * * *

التماس دعا...

سلام بر منجي انسان

مرحوم سيد بن طاووس در كتاب مهج الدعوات از حضرت صادق (علیه السلام) روايت مى كند كه آن حضرت فرمودند:

به زودى به شبهاتى برخورد مى كنيد بدون اين كه دسترسى به دانش و يا امام هدايت كننده داشته باشيد، هيچ كس ازاين شبهه ها نجات نمى يابد، مگر آن كس كه دعا كند به دعاى غريق؛ راوى پرسيد:
دعاى غريق چيست؟‌حضرت فرمودند: يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلبى على دينك. (صحيفه مباركه مهديه، ص 221، به نقل از مهج الدعوات، ص 396)
اللهم عجل لوليك الفرج
به نام خدا

سلام

بچه ها ! توروخدا خیلی واسم دعا کنید.

گره ای تو کارم افتاده که واقعاً حال و روزمو خراب کرده و واقعاً نمیدونم واسه ی حلش باید چیکار کنم.

فقط میدونم خود خدا میتونه حلش کنه.

منکه روسیاهم، پس بنابراین از شما میخوام که دعا کنید.

خسته شدم . . . CryingCrying
الهی عظم البلاء و برح الخفاء و انکشف الغطاء و انقطع الرّجاء و ضاقت الارض و منعت السّماء و انت المستعان و الیک المشتکی و علیک المعول فی الشّدة و الرّخاء اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد اولی الامر الّذین فرضت علینا طاعتهم و عرّفتنا بذلک منزلتهم ففرّج عنّا بحقّهم فرجا عاجلا قریبا کلمح البصر او هو اقرب یا محمّد یا علیّ یا علیّ یا محمّد اکفیانی فانّکما کافیان وانصرانی فانّکما ناصران یا مولانا یا صاحب الزّمان الغوث الغوث الغوث ادرکنی ادرکنی ادرکنی السّاعة السّاعة السّاعة العجل العجل العجل یا ارحم الرّاحمین بحقّ محمّد و اله الطّاهرین!
************************************************
آآآآآآآآآآی تالاری های عزیز!!!!!!!!!!یکی از فواید دعا برای امام زمان اینه که:
***
***اگر برای آقا دعا کنی آقا هم برات دعا میکنه!***
***
دعای فرج امام زمان رو حفظ باشیم و هرجا تونستیم آقا رو دعا کنیم تا بابای مهربونمون هم برا ما دعا کنه و گره از مشکلاتمون وا بشه!
به نام خدا

چگونه دعا کنیم؟ با رعایت حدّ و حدود

البتّه بعضی ها با عمّه و عمو جانشان راحت ترند؛ من با خاله هایم ندارترم؛ از آنها بیشتر با همشیره ام! ولی تا به حال نشده بروم خانه ی هیچ کدامشان و با اصرار ازشان بخواهم شش دانگ خانه شان را به نامم بزنند. یعنی حتّی نشده بگویم یک دانگ هم به نامم بزنند؛ چه برسد به شش دانگش!

یا نشده ازشان بخواهم که خاله زاده هایم را به خاطر آنکه از دستشان دلخورم، کتک بزنند. یعنی جرئت ندارم از گل نازک تر به هیچ کدامشان بگویم! یعنی معقول هم نیست. به فرض هم گفتم؛ به فرض من بی عقلی کردم؛ خاله و عمه و عمو که عقل دارند! آنها که نمی آیند با سلام و صلوات و به خاطر درخواست من خانه شان را به نامم بزنند یا جگرگوشه هایشان را به باد کتک هم نه، به باد سرزنش بگیرند.

الان که فکر می کنم، بعید است حتّی اگر کلّ عمرم را در خانه ی خواهرم زندگی کنم، اجازه بدهد که من تصمیم گیرنده ی وقت و بی وقتش باشم. البتّه روی پیشنهادهایم فکر می کند؛ ولی نه که بزرگتر است، تجربه و فهمش هم بیشتر است.

این مثالها را نزدم که از امور خانوادگی ام مطّلع شوید! گفتم که بدانید در همین امور شخصی و خانوادگی و فردی مان هم حاضر نمی شویم چیز نامعقول بخواهیم و حاضر هم نمی شویم به خاطر التماس و اشکریزان کسی، درخواستهای نامعقولش را جواب بدهیم.

حالا اگر مقابل خدا بایستیم و چیز نامعقولی بخواهیم، نمی دهد! چون هرچقدر هم تو عقل از سَرت پریده باشد، این خدایی که ما داریم، عالم و خبیر و دانا به هر چیز و هر کس است. اصلاً امکان ندارد کار بیهوده بکند، چه برسد به نامعقول!

نمی خواهم خیلی چارچوب دعا کردن را تنگ کنم که بی خیال سجاده و مدد گرفتن از خدا بشوی و بروی و برنگردی؛ نه! می خواهم بگویم دعای عاقلانه بکن.

مثلاً نخواه که امام علی(علیه السلام) بشوی! ببین! نمی شوی که؛ بیخود خودت را خسته نکن! سلمان شدن را بخواه! ابوذر و عمّار شدن را؛ قنبر شدن را بخواه!

مثلاً نخواه آن دوستت که اتّفاقاً از آن شیعه های ناب است، به خاطر بدخلقی اش با تو، دچار بلا شود. آدم مؤمن را نفرین نکن. نمی گیرد! خدا جای قاضی نشسته است؛ منتظر فرمان من و تو که نیست!

مثلاً نخواه که پول حرام قلمبه ای از آسمان در دامنت بیفتد! یا نخواه که... گرفتی چه می خواهم بگویم؟ «اى كه اهل دعايى! چيزى را كه امكان ندارد يا حلال نيست، نخواه.» (1)

اصلاً سخن خود خداست که باید حد خودت را بشناسی: «إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ؛ همانا او تجاوزکاران [از حدود] را دوست ندارد.» (2)

حدّ و حدودت را بشناس؛ زیاد هم محدودیت نداریم! باور کن! هم انسان، بزرگ و بزرگوار خلق شده است و هم خدای توانا و بخشنده ای داریم؛ فقط چیزهای محال نخواه چون «كسى كه بيش از قدر و اندازه خود، طلب كند، مستحق محروم شدن است.» (3)


پی نوشت:

1. روایت از امیرالمؤمنین علی(علیه السلام). ابن فهد حلى، احمد بن محمد، آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعي) - ايران ؛ قم، انتشارات کیا، چاپ: اول، 1375، ص 256؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5.
2. اعراف: 55.
3. این روایت نیز از مولای متقیان علی (علیه السلام) است. ابن فهد حلّی، همان منبع.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اینجا زنی چون ققنوس ناباورانه به آتش کشیدن آرزوهایش را می نگریست با چشمانی بی فروغ ...
و صدایی لرزان از بغض ...
چه آسان بود , مرگ ثانیه های بودنش
و چه زود خاکستر قصه های ناخوانده اش را باد با خود برد ....
....................................................................................................​.........
آدرس های مرجع