۱۴/تیر/۹۳, ۱۳:۵۲
به نام خدا
چگونه دعا کنیم؟ با سلام و صلوات ...
فرض کن می روی خانه ی خاله جانت و تا رسیدی، نه سلامی، نه علیکی، نه حتّی سر تکان دادنی به نشانه ی سلام؛ می روی آشپزخانه – فرض است دیگر!- یک بشقاب از کابینت برمی داری و برای خودت غذا می کشی و همان جا کف آشپزخانه می نشینی و دو لپی شروع می کنی به خوردن! در حالی که آن سوی آشپزخانه، خاله و شوهرخاله جان با دهان باز نگاهت می کنند و مادرت از خشم کبود شده و پدرت در شوک است!
البتّه اگر شوخی داشته باشی، آن هم خیلی، کسی تعجّب نمی کند؛ ولی اگر همین کار را در خانه ی رئیس پدرت که برای بار اوّل به خانه اش می روی انجام دهی... اصلاً فرضش هم محال است!
حرفم این است که همین عقل خودمان هم به ما می گوید وقتی کسی را دعوت می کنیم یا به خانه اش می رویم، حدّاقل سلام و علیکی بکنیم! حالا نمی خواهیم حال اهل و عیالش را بپرسیم، بی ادبی ماست! ولی دیگر سلام و «احوال شما؟»، «خانواده خوب هستند» را که دیگر بچّه ها هم بلندند!
حالا صاف صاف بلند شویم، می رویم به درگاه خدا – نه هر درگاهی، درگاه خداوند بلند مرتبه ی عالی و والا- و دستمان را عین بچه های تخس بلند کنیم و بگوییم: «رد کن بیاید!» زشت نیست؟ نه اصلاً نگوییم رد کن، بگوییم: «لطفاً بده!» باز زشت نیست؟ نمی گوید: سلامت کو؟ ادبت کو؟
درست است خداست و مهربانی و کرمش حد ندارد. حالا شاید یه کمی هم با او شوخی داشته باشیم؛ چون خیلی صمیمی است؛ ولی در دیزی باز است...
رسم درگاه خدا این است: «...به نام خدا (دعا را) آغاز كن، و او را تمجيد كن و ستايشش كن؛ چنانچه شايسته آن است، و بر پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) صلوات بفرست و حاجت خود را بخواه...» (1)
وقتی که سلام کردی، بعدش برو و سر سفره اش بنشین و نعمتهای بی شماره اش را دو لپی بخور!
پی نوشت:
1. كلينى، محمد بن يعقوب، أصول الكافي، ترجمه مصطفوى - تهران، كتاب فروشى علميه اسلاميه، چاپ: اول، 1369، ج4، ص: 236؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5.
*********
التماس دعا...
چگونه دعا کنیم؟ با سلام و صلوات ...
فرض کن می روی خانه ی خاله جانت و تا رسیدی، نه سلامی، نه علیکی، نه حتّی سر تکان دادنی به نشانه ی سلام؛ می روی آشپزخانه – فرض است دیگر!- یک بشقاب از کابینت برمی داری و برای خودت غذا می کشی و همان جا کف آشپزخانه می نشینی و دو لپی شروع می کنی به خوردن! در حالی که آن سوی آشپزخانه، خاله و شوهرخاله جان با دهان باز نگاهت می کنند و مادرت از خشم کبود شده و پدرت در شوک است!
البتّه اگر شوخی داشته باشی، آن هم خیلی، کسی تعجّب نمی کند؛ ولی اگر همین کار را در خانه ی رئیس پدرت که برای بار اوّل به خانه اش می روی انجام دهی... اصلاً فرضش هم محال است!
حرفم این است که همین عقل خودمان هم به ما می گوید وقتی کسی را دعوت می کنیم یا به خانه اش می رویم، حدّاقل سلام و علیکی بکنیم! حالا نمی خواهیم حال اهل و عیالش را بپرسیم، بی ادبی ماست! ولی دیگر سلام و «احوال شما؟»، «خانواده خوب هستند» را که دیگر بچّه ها هم بلندند!
حالا صاف صاف بلند شویم، می رویم به درگاه خدا – نه هر درگاهی، درگاه خداوند بلند مرتبه ی عالی و والا- و دستمان را عین بچه های تخس بلند کنیم و بگوییم: «رد کن بیاید!» زشت نیست؟ نه اصلاً نگوییم رد کن، بگوییم: «لطفاً بده!» باز زشت نیست؟ نمی گوید: سلامت کو؟ ادبت کو؟
درست است خداست و مهربانی و کرمش حد ندارد. حالا شاید یه کمی هم با او شوخی داشته باشیم؛ چون خیلی صمیمی است؛ ولی در دیزی باز است...
رسم درگاه خدا این است: «...به نام خدا (دعا را) آغاز كن، و او را تمجيد كن و ستايشش كن؛ چنانچه شايسته آن است، و بر پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) صلوات بفرست و حاجت خود را بخواه...» (1)
وقتی که سلام کردی، بعدش برو و سر سفره اش بنشین و نعمتهای بی شماره اش را دو لپی بخور!
پی نوشت:
1. كلينى، محمد بن يعقوب، أصول الكافي، ترجمه مصطفوى - تهران، كتاب فروشى علميه اسلاميه، چاپ: اول، 1369، ج4، ص: 236؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5.
*********
التماس دعا...

![[تصویر: babolgif-5.gif]](http://falshbaner.persiangig.com/image/allahom%20ajel/babolgif-5.gif)
.

