(۲/آذر/۹۲ ۱:۲۰)یا امام رضا نوشته است: [ -> ]بریدم.یه داغی به دلم نشسته که خواب و خوراک رو بر من حروم کرده،نمیتونم بازش کنم اما نفس و زندگیم رو کاملاً بهم ریخته.
کلیک کنید....در مورد صبــــــــــــــــــــــــــــــره!!!
(۲/آذر/۹۲ ۱:۲۰)یا امام رضا نوشته است: [ -> ]محرم هم اومد و رفت اما فرقی که نکردم هیچ بدتر هم شدم،خیلی بدتر،خیلی خیلی بدتر...بیشتر از اون چیزیکه فکر کنید اوضاعم خراب و روح و جسمم داغون و له شده،
استاد عزیزی فرمودند وقتی اینطوری میشیم یعنی سوء تغذیه گرفتیم باید به فکر درمانش باشیم
با مراجعه به طبیب + تغذیه مناسب ===> اگر دنبال درمان واقعی هستید بسم الله..
(۲/آذر/۹۲ ۱:۲۰)یا امام رضا نوشته است: [ -> ]،با هیچی آرامش نمیگیرم(نه قرآن،نه دعا،نه ذکر و ...)
اصلا موقع قران و دعا و ذکر و ... تمرکزی داشتید که نتیجه نگرفتید؟؟؟!!!!
اگر تمرکز و تفکر باشه حتما نتیجه مثبت هم داره (ارامش)
اگر تمرکز هم داشتید و نتیجه نگرفتید معلومه دفعاتش به نسبت مشکل پیش اومده کم بوده...هر اندازه ناآرومی یشتر باشه باید این تغذیه های مناسب هم بیشتر بشه تا نتیجه بهتر و کاملتر بدست بیاد
(۲/آذر/۹۲ ۱:۲۰)یا امام رضا نوشته است: [ -> ]یه بلایی سر خودم آوردم که خودم نمیدونم چیکار کنم،
...
دعا کنید تصمیم های احمقانه نگیرم.
دعام کنید.
دعاگو هستیم ان شاءالله...ولی خودتون هم باید بخواهید که مشکلتون حل بشه نه اینکه ناامیدانه برخورد کنید!!!
التماس دعا از همگی
در جواب تمام دوستانی که چه به صورت پیام خصوصی چه در همین تاپیک بهم نکاتی فرمودند(صبر داشتن،توکل،توسل،مشاوره و...) باید عرض که حقیر دیگه حوصله خودم رو هم ندارم.ای کاش میشد معنی "از زندگی خسته شدم"رو براتون کامل توضیح میدادم.
عزیزان دیگه حوصله ادامه زندگی ندارم،خسته ام.دیگه دلخوشی برای زندگی ندارم،یه دلخوشی داشتم که اونم از دستم رفت.
یه دردی تو این سینه هست که با هیچکی نمیتونم در میون بذارم جزء خدا،با خدا هم درمیون گذاشتم اما دلم آروم نشد،با اهلبیت هم در میون گذاشتم اما دلم آروم نشد،خلاصه کار از کارم گذشته.
قدیم ها با کوچکترین چیزها آرامش پیدا میکردم اما الان طوری شده که با هیچی ارامش ندارم.
نمیدونم دیگه چی باید بگم،مطمئنم تا حالا هیچکی تو شرایط من نبوده،نمیگم مشکلات فقط برای من هست،میدونم همه مشکلات دارن اما جنس مشکل با مشکل خیلی فرق داره،یه بار شما یه گره هایی تو زندگیت میفته که با دندون باز میشه اما این گره ایی که تو زندگی من افتاده فقط با قطع شدن طناب باز میشه"مرگ"
دوست دارم بگم مشکلم چیه اما معذورم،فقط همینقدر بدونید اینقدر بهم فشار آورده که دارم از پیاده روی روز اربعین کربلا منصرف میشم،دوستان خواهشاً متذکر نشید که "نه برو،حیفه،خوده امام حسین کمک میکنه و..."بدبختی اینکه من گوشم از همه این حرفها پر شده(استادمون همیشه بهمون میگفت اگر امثال شماها که از اول نوجوانی و جوانی با قال الصادق (علیه السلام) و قال الباقر(علیه السلام) بزرگ شدید چپ کنید دیگه به این راحتی ها نمیشه درستتون کرد،چون گوشتون پر شده از نصیحت و روایت و قرآن و...)
الان فقط به یکی نیاز دارم که بشینه حرف دلم رو گوش کنه و هیچی نگه فقط گوش کنه،گوش کردن یه هنری هست که همه کس بلد نیستند،یه بنده خدایی هست که میتونه کمک کنه اما...
میخواستم این موضوع آخر بگم که با دقت بیشتری بخونید،دیگه وقتتون برای دعا کردن من تلف نکنید،من تا وقتی خودم نخوام از دست هیچکی کاری برنمیاد،فعلا بدترین شرایط روحی و جسمی رو دارم،هیچ انگیزه ای برای ادامه زندگی ندارم،کارم فقط شده حسرت خوردن و گریه کردن با خاطرات گذشته...
ای کاش میشد آدمها رو بعضی وقتها شسشتو مغزی داد تا خاطرات گذشته رو فراموش کنن،اگر همچین جایی سراغ داشتید که شسشتوی مغزی کامل بدن معرفی کنید،خاطرات جزء جدانشدنی زندگی ما انسانهاست ولی ای کاش نبود،چون من هرچی دارم میکشم از خاطرات گذشته هست.
(۲/آذر/۹۲ ۱۱:۰۱)یا امام رضا نوشته است: [ -> ]نمیدونم دیگه چی باید بگم،مطمئنم تا حالا هیچکی تو شرایط من نبوده،نمیگم مشکلات فقط برای من هست،میدونم همه مشکلات دارن اما جنس مشکل با مشکل خیلی فرق داره،یه بار شما یه گره هایی تو زندگیت میفته که با دندون باز میشه اما این گره ایی که تو زندگی من افتاده فقط با قطع شدن طناب باز میشه"مرگ"
با سلام
(روی صحبت اول از همه به خودم هست دوستان خدایی ناکرده با دل نگیرید قصد جسارت ندارم)
این دوست ما کاملاً حق دارند
مشکل خیلی بزرگی گریبان ایشون رو گرفته
حتی مشکل دوست ما از مشکل و گرفتاری آقا و مولامون حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) هم بزرگتر هست که هزار و خورده ای سال منتظر دعای خالصانه جماعت پر مدعای به اصطلاح شیعه (اول از همه خودم) هست.
حتی مشکل دوست ما از مشکل و گرفتاری آقا و مولامون حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) هم بزرگتر هست که هزار و خورده ای سال داره برای ندام کاری ها، اشتباهات و گناهان جماعت پر مدعای به اصطلاح شیعه (اول از همه خودم) غم و غصه می خورند و برای ما دائماً استغفار می کنند و هیچ وقت ما رو از یاد نمی برند در صورتی که ما اکثر اوقات ایشان رو از یاد می بریم و نقش ایشان رو در زنگی خودمان کمرنگ و یا حتی بی رنگ می بینیم و با گناهان رنگ و وارنگ دل نازین آقا رو آزرده می کنیم
بنده وقتی می بینم که این دوست مشکل به این بزرگی دارند بکلی غم و غصه های هزار و اندی سال آقا امام زمان (علیه السلام) بکلی فراموشم میشه.
جهت رفع اضطرار از مضطر حقیقی همه با هم دست به دعا بشویم
امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء ؟
ان شاء الله که مشکل دوست ما هم حل بشود
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
با تشکر
سلام
واقعاً از تمام عزیزانی که به بنده لطف داشتند و به هر نحوی کمک کردند تشکر میکنم و دست تک تک شان رو میبوسم اما دیگه خسته ام.
از دیشب تا حالا فقط 2 ساعت خوابیدم(اونم مدام از خواب میپریدم)آشفتگی عجیبی پیدا کردم،بعضی از دوستان میگن ما هم تو هچین برهه ای از زندگی بوده ایم اما بعید میدونم کسی تو اوضاع من بوده باشه.
امروز تلویزیون داشت علائم افسردگی رو میگفت،خیلی از چیزاش به من میخورد اما میدونم افسردگی نیست(تلقین نیست،آگاهی که دارم رو میگم)ولی میترسم با این رویه به افسردگی شدید مبتلا بشم(تو رو خدا بحث مشاوره و روانشناس رو وسط نکشید،نمیخوام برم)
خودم احساس میکنم که اخلاقم از بچه ها بدتر شده و سر هر چیز کوچیکی بهونه میگیرم و به همه چیز گیر میدم.
دیگه نمیدونم چی بگم!!
حال ندارم،از بی خوابی خسته شدم.
میدونم خیلی مسخره حرف میزنم و چرت و پرت میگم اما حرف دلم رو میزنم.حوصله ندارم،دوست دارم فقط با یه نفر حرف بزنم.
هروقت ازمشکلی دلمون گرفت فقط بگوییم امان ازدل زینب یه صبرجمیل وجلیل بهمون عنایت میشه......برای فرج امام زمان وبازشدن تمامی گره های زندگیمان صلوات.......التماس دعا
به نام خدا
سلام
از جمعه تا الان 6بار در استانهای غربی زمین لرزه آمده.
خانه ها اصلا مستحکم نیستن.تورو به صاحب این ماه عزیز دعا کنید زلزله شدید نیاد وگرنه خیلی ها کشته میشن هم به خاطر آوار هم سرمای بی سابقه هوا.
اجرکم عندالله
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید.
شدیداً محتاج دعاتونم.
خداحافظ ....