بسم الله
.
.
در این تاپیک قصد داریم که نکته هایی رو بر گرفته از کتاب های "تفسیر نور" حجت الاسلام قرائتی قرار بدیم ....
(در کتاب "دقایقی با قرآن" ایشون هم به صورت مختصر این نکات آورده شده اند)
.
.
.
نکات کوتاه و خواندنی و کاربردی رو اینجا قرار میدیم ان شاء الله....
دوستانی که حال خوندن کل مطالب رو ندارین حداقل قسمت های قرمز رنگ رو بخونید...
باشد که با قران مانوس شویم....
.
.
.
.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
.
1
« بِسْمِ اللَّه الْرَّحْمَنِ الْرَّحِيمِ »
.
::::.حضرت على عليه السلام فرمود: «بسم اللَّه»، مايه بركت كارها و ترك آن موجب نافرجامى است.
::::.همچنين آن حضرت به شخصى كه جمله ى «بسم اللَّه» را مىنوشت، فرمود: «جَوِّدها» آنرا نيكو بنويس.
::::.در حديث مىخوانيم: «بسم اللَّه» را فراموش نكن، حتّى در نوشتن يك بيت شعر. و رواياتى در پاداش كسى كه اوّلين بار «بسم اللَّه» را به كودك ياد بدهد، وارد شده است.
::::.امام صادقعليه السلام نقل شده است: «بسم اللَّه» تاج سورههاست.
.
.
.
::.«بسم اللَّه» رمز خروج از تكبّر و اظهار عجز به درگاه الهى است.
::.«بسم اللَّه» گام اوّل در مسير بندگى و عبوديّت است.
::.«بسم اللَّه» مايه فرار شيطان است.
::.«بسم اللَّه» كلامى كه سخن خداوند با مردم و سخن مردم با خدا، با آن شروع مىشود.
.
.
.
شايد معناى اينكه مىگويند: تمام قرآن در سوره حمد، و تمام سوره حمد در بسم اللَّه، و تمام بسماللَّه در حرف (باء) خلاصه مىشود، اين باشد كه آفرينش هستى و هدايت آن، همه با استمداد از اوست. چنانكه رسالت پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله نيز با نام او آغاز گرديد. «اقرأ باسم ربّك».
.
.
بسم الله
.
.
.
« إِيّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » (حمد/5)
.
.
.
::. ابتدا بايد بندگى خدا كرد، آنگاه از او حاجت خواست. «نعبد، نستعين» .
.
::. بندگى، تنها در برابر خداوند رواست نه ديگران. «ايّاك نعبد»
.
::.گر چه عبادت از ماست، ولى در عبادت كردن نيز نيازمند كمك او هستيم. «ايّاك نعبد و ايّاك نستعين»
.
::.«ايّاك نعبد و ايّاك نستعين» يعنى نه جبر است و نه تفويض. چون مىگوييم: «نعبد» پس داراى اختيار هستيم و نه مجبور. وچون مىگوييم: «نستعين» پس نياز به او داريم و امور به ما تفويض نشده است.
.
::.از آداب دعا و پرستش اين است كه انسان خود را مطرح نكند و خود را در حضور خداوند احساس كند. «ايّاك نعبد...»
.
::.جمله «نعبد» هم اشاره به اين دارد كه نماز به جماعت خوانده شود و هم بيانگر اين است كه مسلمانان همگى برادر و در يك خط هستند.
.
::.گفتگو با محبوب واقعى شيرين است، شايد به خاطر همين كلمه «ايّاك» تكرار شد.
.
.
.
بسم الله .
.
.
3 .
«الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَمِمَّارَزَقْنَهُمْ يُنفِقُونَ »(بقره/3)
« (متّقين) كسانى هستند كه به غيب ايمان دارند و نماز را به پاى مىدارند و از آنچه به آنان روزى دادهايم، انفاق مىكنند. »
.
.
::. ايمان، از عمل جدا نيست. در كنار ايمان به غيب، وظايف و تكاليف عملى مؤمن بازگو شده است. «يؤمنون... يقيمون... ينفقون»
.
::.اساسىترين اصل در جهانبينى الهى آن است كه هستى، منحصر به محسوسات نيست. «يؤمنون بالغيب»
.
::.پس از اصل ايمان، اقامهى نماز و انفاق از مهمترين اعمال است. «يؤمنون... يقيمون... ينفقون»
. ::.برگزارى نماز، بايد مستمر باشد نه موسمى و مقطعى. «يقيمون الصّلاة» (فعل مضارع بر استمرار و دوام دلالت دارد.)
.
::. اگر باور كنيم آنچه داريم از خداست، با انفاق كردن مغرور نمىشويم. بهتر مىتوانيم قسمتى از آن را انفاق كنيم. «ممّا رزقناهم»
. ::.از هرچه خداوند عطا كرده (علم، آبرو، ثروت، هنر و...) به ديگران انفاق كنيم. «ممّا رزقناهم ينفقون»
.
.
.
=================================== حداقل قسمت های قرمز رو بخونید اگه حال ندارید.
===================================
.
.
بسم الله .
.
.
4 .
«وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ ءَامَنُواْ قَالُواْ ءَامَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَيَطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِءُونَ»(بقره/14)
« وچون با اهل ايمان ملاقات كنند گويند: ما (همانند شما) ايمان آوردهايم. ولى هرگاه با (همفكران) شيطان صفت خود خلوت كنند، مىگويند: ما با شما هستيم، ما فقط (اهل ايمان را) مسخره مىكنيم. »
.
.
::. منافق، نان را به نرخ روز مىخورد. «قالوا آمنا... قالوا انّا معكم»
.
::.به هر اظهار ايمان، نبايد اعتماد قطعى كرد و بايد مواظب عوامل نفوذى بود. «قالوا آمنّا»
. ::. كفّار و منافقان با همديگر ارتباط تشكيلاتى دارند و منافقان از آنان خطّ فكرى مىگيرند. «شياطينهم»
. ::.اظهار ايمان از سوى منافق موقتى است، ولى كفر او پايدار و ثابت است. «آمنّا، انّا معكم» (ايمان، با جملهى فعليه وكفر با جملهى اسميّه آمده وجمله اسميّه نشانهى دوام و ثبوت است.)
. ::. منافقان با كافران نه تنها همفكرند بلكه كمككارهم نيز هستند.«انّا معكم» (كلمه «مع»، در جايى بكار مىرود كه علاوه بر همفكرى، همكارى نيز باشد.)
.
.
بسم الله .
.
.
5 .
«الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِرَ شاً وَالسَّمَآءَ بِنَآءً وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَآءِ مَآءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الَّثمَر تِ رِزْقاً لَّكُمْ فَلَاتَجْعَلُواْ للَّهِ أَنْدَاداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ »(بقره/22)
« آن (خداوندى) كه زمين را براى شما فرشى (گسترده) وآسمان را بنايى (افراشته) قرار داد و از آسمان، آبى فرو فرستاد و به آن از ميوهها، روزى براى شما بيرون آورد، پس براى خداوند شريك و همتايى قرار ندهيد با آنكه خودتان مىدانيد (كه هيچ يك از شركا و بتها، نه شما را آفريدهاند ونه روزى مىدهند و اينها فقط كار خداست.) . »
.
.
::. ياد نعمتهاى الهى از بهترين راههاى دعوت به عبادت است. «اعبدوا ربّكم... الذى جعل لكم»
.
::.زمين وباران وسيله هستند، رويش گياهان وميوهها بدست خداست.«فأخرج»
. ::. ريشهى خداپرستى در فطرت و وجدان همه مردم است. «وانتم تعلمون»
.
::.پندار شريك براى خداوند، از جهل است. «لا تجعلوا لله اندادا وانتم تعلمون»
.
::. همهى انسانها، حقّ بهرهبردارى و تصرف در زمين را دارند. (در آيه «لكم» تكرار شده است.)
.
::. در نظام آفرينش، هماهنگى كامل به چشم مىخورد. هماهنگى ميان زمين، آسمان، باران، گياهان، ميوهها وانسان. (برهان نظم) «جعل، انزل، اخرج»
.
.
بسم الله .
.
.
6 .
«وَقُلْنَا يَا ادَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَداً حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَة فَتَكُونَا مِنَ الظَّلِمِينَ»(بقره/35)
« و گفتيم: اى آدم! تو با همسرت در اين باغ سكونت كن و از (هر كجاى) آن هر چه مىخواهيد به فراوانى و گوارايى بخوريد، امّا به اين درخت نزديك نشويد كه از ستمگران خواهيد شد. »
.
.
::. «شجر» علاوه بر درخت، به «بوته» هم گفته مىشود.بنابراين اگر در روايات و تفاسير مىخوانيم كه مراد از شجر در اين آيه گندم است، جاى اشكال نيست.
.
::.باغى كه آدم در آن مسكن گزيد، بهشت موعود نبوده است بلکه باغی از باغ های دنیا بوده زيرا: .
1- آن بهشت، براى پاداش است و آدم هنوز كارى نكرده بود كه استحقاق پاداش داشته باشد. «ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا منكم»
2- كسى كه به بهشت وارد شود، ديگر خارج نمىشود. «و ما هم بمخرجين»
3- در آن بهشت، امر و نهى و ممنوعيّت و تكليف نيست، در حالى كه آدم از خوردن درخت نهى شد. به علاوه در روايات اهل بيت عليهم السلام نيز آمده است كه بهشت آدم، بهشت موعود نبوده است
.
.
.
.
::. اين نهى كه براى حضرت آدم شد، نهى تكليفى نبود كه انجامش حرام باشد، بلكه جنبهى توصيه و راهنمايى داشت.
.
::.در مسكن، زن تابع مرد است. «انت و زوجك»
.
::. نزديك شدن به گناه همان، و افتادن در دامن گناه همان. «لا تقربا فتكونا»
.
::. در شيوهى تربيت، هرگاه خواستيد كسى را از كار يا چيزى باز داريد، ابتدا راههاى صحيح، باز گذاشته شود و سپس مورد نهى اعلام شود. ابتدا فرمود: «كُلا منها رغداً حيث شئتما» سپس فرمود: «لا تقربا»
.
.
بسم الله .
.
.
7 .
«وَإِذْ قُلْتُمْ يَمُوسَى لَنْ نَّصْبِرَ عَلَى طَعَامٍ وَحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجُ لَنَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِى هُوَ أَدْنَى بِالَّذِى هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْراً فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآءُو بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بآیاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ »(بقره/61)
« (نيز بخاطر آوريد) زمانى كه گفتيد: اى موسى، ما هرگز يك نوع غذا را تحمّل نمىكنيم، پس پروردگارت را بخوان تا از آنچه (به طور طبيعى از) زمين مىروياند، از سبزى و خيار و سير و عدس و پيازش، براى ما (نيز) بروياند. موسى گفت: آيا (غذاى) پستتر را بجاى نعمت بهتر مىخواهيد؟ (اكنون كه چنين است بكوشيد از اين بيابان خارج شده و) وارد شهر شويد، كه هر چه خواستيد براى شما فراهم است. پس (مُهر) ذلّت و درماندگى، بر آنها زده شد و (مجدّداً) گرفتار غضب پروردگار شدند. اين بدان جهت بود كه آنها به آيات الهى كفر مىورزيدند و پيامبران را به ناحقّ مىكشتند، و اين به سبب آن بود كه آنان گنهكار و سركش و متجاوز بودند. »
.
.
.
.
::. شكمپرستى و تنوع طلبی، عامل هبوط وسقوط انسانهاست. «لن نصبر على طعام واحد ...اهبطوا»
.
::. بىادبى در گفتگو، نشانهى روحيّهى سركش وطغيانگر است. آنها مىتوانستند بجاى «لن نصبر» هرگز صبر نمىكنيم، بگويند: يكنواختى غذا براى ما سنگين شده است. و يا بجاى «فادع لنا ربّك»، بگويند: «فادع لنا ربّنا»
. ::. بنىاسرائيل، نژاد پر توقّع و افزون طلب هستند. «فادع لنا، يخرج لنا»
.
::. راضى بودن به آنچه خداوند خواسته و صبر بر آن، تأمين كنندهى خير و مصلحت واقعى انسان است. «أتستبدلون الّذى هو ادنى بالّذى هو خير...»
.
::. شهرنشينى و داشتن همه نوع امكانات، نشانهى رشد و تكامل نيست، بلكه گاهى مايهى سقوط و هبوط است. «اهبطوا مصراً»
.
.
.
دوستان دقت کنید بنی اسرائیل اون موقع به خاطر تنوع طلبی و شکم پرستی و طلب دنیا از چشم خدا افتادند (تازه این یکی از دلایل بود) و حالا در زمان حاضر بنی اسرائیل (یهودیت صهیونیسم) با استفاده از همین امور (تنوع طلبی و ....) سعی میکنن مردم دنیا رو روز به روز از خدا دورتر کنن.... .
.
بسم الله .
.
.
8 .
«وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَقَ بَنِى إِسْر ءِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَ لِدَيْنِ إِحْسَاناً وَذِى الْقُرْبَى وَالْيَتَمى وَالْمَسَكِينِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْناً وَأَقِيمُواْ الصَّلَو ةَ وَءَاتُواْ الزَّكَو ةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلاً مِّنكُمْ وَ أَنْتُمْ مُّعْرِضُونَ »(بقره/83)
« و (بياد آريد) زمانى كه از بنىاسرائيل پيمان گرفتيم، جز خداوند يگانه را پرستش نكنيد و به پدر و مادر و خويشان و يتيمان و بينوايان، احسان كنيد و با مردم، به زبان خوش سخن بگوييد و نماز را برپاى داريد و زكات بدهيد. امّا شما (با اينكه پيمان بسته بوديد،) جز عدّهى كمى، سرپيچى كرديد و روى گردان شديد. »
.
.
.
.
::. توحيد، سرلوحهى مكتب انبياست. و بعد از آن كارهاى نيك قرار گرفته است. «لاتعبدوا الاّ اللّه و ....»
.
::. احسان به والدين بايد شخصاً صورت گيرد، نه با واسطه. حرف «ب» در «بالوالدين» به معناى مباشرت شخصى است. «بالوالدين احساناً»
. ::. گرايش به يكى از پدر و مادر، ممنوع است. «بالوالدين احساناً»
.
::. ابتدا خويشان نيازمند، سپس ديگران. «ذىالقربى واليتامى و...» البتّه در بين خويشاوندان نيز اولويّتها محفوظ است. «اولوا الارحام بعضهم اولى ببعض»
.
::. اگرچه به همهى مردم (نه تنها با مسلمانان، بلكه با همهى مردم ) نمىتوان احسان كرد، ولى با همه مىتوان خوب سخن گفت. «قولوا للنّاس حُسنا»
.
::. نماز ورابطه با خداوند، از زكات ورابطه با فقرا جدا نيست. «اقيموا الصلوة واتوا الزكوة»
.
::. اداى حقوق، داراى مراتب و مراحلى است. اوّل حقّ خداوند، سپس والدين، سپس خويشاوندان، سپس يتيمان كه كمبود محبّت دارند وآنگاه مساكين كه كمبود مادّيات دارند.
بسم الله .
.
.
9 .
«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَّنَعَ مَسَجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فى خَرَابِهَا اُؤلَئِكَ مَا كَانَ لَهُمُ أَنْ يَدْخُلُوهَآ إلّاَ خَآئِفِينَ لَهُمْ فِى الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِى الأَخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ »(بقره/114)
« كيست ستمكارتر از آنكه نگذاشت نام خدا در مساجد الهى برده شود و سعى در خرابى آنها داشت؟ آنان جز با ترس و خوف، حقّ ورود به مساجد را ندارند. بهرهى آنان در دنيا، رسوايى و خوارى و در آخرت عذاب بزرگ است. »
. ::. مساجدى مورد قبول هستند كه در آنها ياد خدا زنده شود. مطالب خداپسند و احكام خدا بازگو شود. «يذكر فيه اسمه»
.
::. دشمن از در و ديوار مسجد نمىترسد، ترس او از زنده شدن نام خدا و بيدارى مسلمانان است. «ان يذكر فيها اسمه»
.
یه چند تا نکته هم به نقل از حجت الاسلام قنبریان:
.
:::. این آیه یکی از وعده های آخرالزمانی قرآن هست .
.
.
:::. به دو دلیل این آیه منظورش ماجرای مشرکان بعد از فتح مکه نیست :
1.بعد از فتح مکه آیه نازل شد که مشرکان نجس هستند و وارد مسجد نشوند ولی در آیه اشاره شده در مسجد وارد "نمیشوند مگر با ترس" یعنی وارد میشوند اما با ترس.
2.مشرکین منع مسجد میکردند اما به ظن خودشون میخواستند عمارت درست کنن.اما این آیه گفته سعی در خراب کردنش دارند....
.
.
:::. "من اظلم" حدود 19 بار در قرآن آمده که 9 مورد از آنها تصریح شده به یهود و در بقیه به کس خاصی اطلاق نشده .
.
.
:::. به یاد بیارید ماجراهای فلسطین و اسرائیل را.
.
.
:::. این آیه رو با آیه های 4 تا 7 سوره اسراء کنار هم بذارید تا ماجرا روشن تر شود.
.
.
.
.
نکات بالا رو حجت الاسلام قنبریان در مستند پیشگویی قرآن درباره اسرائیل اشاره کرده اند.
در زیر میتوانید این مستند رو دانلود کنید :
http://www.radepaclip.com/?p=1369
5.6 مگ هست و ارزش دانلود رو داره
بسم الله .
.
.
10 .
« وَإِذِ ابْتَلى إِبْرَهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِى الظَّلِمِينَ »(بقره/124)
« و(به خاطر بياور) هنگامى كه پروردگارِ ابراهيم، او را با حوادث گوناگونى آزمايش كرد و او به خوبى از عهده آزمايش برآمد. خداوند به او فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم. ابراهيم گفت: از فرزندان من نيز (امامانى قرار بده)، خداوند فرمود: پيمان من به ستمكاران نمىرسد (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند شايسته اين مقامند). »
.
.
.
::. براى منصوب كردن افراد به مقامات، گزينش وآزمايش لازم است. «اذ ابتلى ابراهيم... بكلمات»
.
::. پستها ومسئوليّتها بايد تدريجاً و پس از موفّقيّت در هر مرحله به افراد واگذار شود. «فاتمّهن...»
.
::. ابراهيم عليه السلام در هر آزمايشى كه موفّق مىشد، به مقامى مىرسيد: در مرحله نخستين، عبداللّه شد. سپس به مقام نبىاللهى رسيد. و پس از آن رسول اللّه، خليل اللّه و در نهايت به مقام امامت و رهبرى مردم منصوب گرديد.
.
::. اين آيه يكى از آياتى است كه پشتوانه فكرى و اعتقادى شيعه قرار گرفته است كه امام بايد معصوم باشد و كسى كه لقب ظالم بر او صدق كند، به مقام امامت نخواهد رسيد.
.