(۲۱/آذر/۹۵ ۲۲:۲۷)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام محمد گرامی
بله نظر شما کاملاْ درسته.
اگر بخواهیم به سمت مفاهیم انسانی حرکت کنیم، خیلی از پستهایی که در این تاپیک ذکر میشه نقش مانع رو دارند. خیلی از این مطالب باعث ایجاد تنفر بی اساس در جامعه میشن. چه دلیلی داره که طرفدارای از حقوق حیوانات رو به "آب شنگولی خوردن" ربط بدیم؟ اصلا چه ربطی داره؟ چه دلیلی داره که جنایات جنگی یک ارتش رو به کل مردم یک کشور تعمیم بدیم؟ چه دلیلی داره که مفاهیم انسانی رو در تضاد با دین معرفی کنیم؟
از دوستان می خوام که یک بازنگری کلی در روند این تاپیک داشته باشند.
خدا بیامرزه آنری پوانکاره رو
تحقیقات فوق العاده ای داشتن. پیشنهادش می کنم

(۲۱/آذر/۹۵ ۲۲:۵۴)عمار94 نوشته است: [ -> ]سعدی گرامی پس تایید میفرمایید که اسراییل رژیمی نامشروع است و هر اقدامی تحت هر شرایطی برای باز پس گیری توسط صاحبانش اخلاقی میباشد و هر فردی هم که در اسراییل زندگی میکند در صورتی محترم است که از این رژیم نامشروع متنفر باشد .
بله عمار گرامی. اسرائیل یک رژیم نامشروع و غاصبه. مهمترین مسئله ای که در مورد اسرائیل وجود داره، بحث مالکیت زمینهاست و تبعیض نژادی.
اما آیا ما باید دخالت نظامی کنیم یا نه؟ این بحث خیلی پیچیده ایه. یه معیار باید باشه که مشخص کنه کجا دخالت نظامی خوب هست و کجا بد. خیلی از حکومتها هستند که تبعیض نژادی دارند حالا چه بر ضد مسلمانان چه بر ضد سیاه پوستان یا گروههای دیگر ولی ما ورود نظامی نکردیم. خیلی جاها هم در قرون اخیر حق خوری صورت گرفته ولی باز هم ما ورود نظامی نداریم. مثلاً در چین و روسی هم کشتار مسلمانان به طور وسیع صورت گرفته و اگرچه مسئولان ما در مقابل این اقدامات موضعگیری کردند، اما چیزی در حد یک تهدید نظامی به چشم نمی خوره.
علاوه بر این، مسئله دیگه اینه که آیا لازمه پیش از ورود نظامی به مسئله فلسطین، از مردم فلسطین نظرخواهی بشه یا خیر؟ آیا نظر اکثریت ملاکه یا نه؟ آیا راه حل دیگری غیر از مسئله نظامی وجود داره یا خیر؟ اصلاً آیا در صورت وقوع جنگ، وضعیت مسلمانان بهتر میشه یا اینکه خرابی ها و تلفاتی که به وجود میاد در مجموع به ضرر اونهاست؟ در کل مسئله خیلی پیچیده ای هست.
(۲۱/آذر/۹۵ ۲۳:۳۸)سعدی نوشته است: [ -> ]علاوه بر این، مسئله دیگه اینه که آیا لازمه پیش از ورود نظامی به مسئله فلسطین، از مردم فلسطین نظرخواهی بشه یا خیر؟
سعدی گرامی میشه با (نقل قول) نشون بدید از کجای پست من چنین نتیجه گیری کردید؟
به هر حال یا من بلد نیستم درست حرف بزنم یا شما بلد نیستید درست بفهمید . حل اشکالات خودمون مهمتر از هر مسئله ای هست .
آقا عمار، برداشت اشتباه خیلی در بحثها معموله. کافیه اشاره کنید که منظور شما این نبوده.
به هر حال ایران حتی در حال حاضر هم ورود نظامی به مسئله داره (به صورت غیر مستقیم)
![[تصویر: 1980101_309.jpg]](http://cdn.mashreghnews.ir/files/fa/news/1395/9/22/1980101_309.jpg)
در جواب به جناب سعدی که به این تاپیک و موضوعات اون اعتراض دارند عرض میشود که بنده برام فرقی نداره که چه کسی و در چه جایگاهی و با چه لباسی و در چه قوم و ملیتی به اسلام ضربه میزنه و..
[b]به فرموده رهبر انقلاب
1-"فضای مجازی به اندازه انقلاب اسلامی اهمیت دارد.و عرصه فرهنگی عرصه جهاد است." 2-"اگر از فضای مجازی غافل شویم اگر نیروهای مؤمن و انقلابی این میدان را خالی کنند مطمئنا ضربه خواهیم خورد."
3-"هر کس به اندازه وسع و توان و هنر خود باید در این میدان حضور یابد ."
4-"گاهی انسان حرف حق را می تواند با استدلال قوی و با زبان شیوا و هنرمندانه بیان کند که این حرف به گوش و چشم هزاران و شاید میلیونها مخاطب برسد ."
5-"گاهی شاید ما حرفی برای گفتن نداشته باشیم اما می توانیم انعکاس کارهای خوب و هنری دیگران در فضای مجازی بشویم . "
6-"گاهی با یک کلام ،یک جمله می توانیم باعث تقویت روحیه جناح مؤمن انقلابی فعال در فضای مجازی بشویم."
7-"به اعتقاد من ، امروزه ذکر مستحبی بعد از نماز ما ، کار فرهنگی و جهادی در فضای مجازی است."
8-"به فرموده رهبر فرزانه انقلاب :رایانه و فضای مجازی که الان در اختیار شماست اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید ، می توانید یک حرف درست خودتان را به هزاران مستمعی که شما آنها را نمی شناسید ، برسانید . این فرصت فوق العاده ای است مبادا این فرصت ضایع شود . اگر ضایع شد ، خدای متعال از من و شما در روز قیامت سوال خواهد کرد . "۹۱/۷/۲۰
و برخوردهای انقلابی با هر کسی که مخالف انقلاب و اصل نظام و اسلام و مظلومین داشته باشه ،خواهم داشت ... و طبق ایات جهاد که در قران کریم نوشته شده به این راه هم ادامه خواهم داد ...هر کسی هم ذره ای از این راه منحرف بشه مشمول این ایات خواهد بود که تفسیرش رو در ذیل به صورت مفصل برای شما و همه دوستان بزرگوار خواهم اورد.
جهاد یک قانون عمومی در عالم آفرینش است و همه موجودات جهان اعم از نباتات و حیوانات بوسیله جهاد مانع را از سر راه خود برمی دارند تا بتوانند به کمال مطلوب خود برسند و با عوامل نابودی خود مبارزه کنند. جَهد را تلاش توأم با رنج معنی می کنند.جهاد، مصدر است بمعنی تلاش و نیز اسم است به معنی جنگ و جنگ را از آن جهت جهاد گویند که تلاش توأم با رنج است. (قاموس قرآن)
البته باید توجه داشت که جهاد علاوه بر نبردهای دفاعی و گاه تهاجمی، مبارزات علمی، اقتصادی فرهنگی و سیاسی را نیز در بر می گیرد.
از آنجا که همیشه افراد زورمند و خودکامه، فرعونها و نمرودها اهداف انبیاء را مزاحم خود می دیده اند در برابر آنها، ایستاده و جز به محو دین و آیین خدا راضی نبودند. از طرفی دینداران راستین در عین تکیه بر عقل و منطق و اخلاق باید در مقابل این گردنکشان ظالم بایستند و راه خود را با مبارزه و درهم کوبیدن آنان، به جلو باز کنند. به هر حال یکی از افتخارات ما مسلمانان آمیخته بودن دین با مسأله حکومت و داشتن دستور جهاد در برنامه های دینی است. اسلام بر خلاف مسیحیت کنونی که می گوید: «...هرکس به رخساره راست تو طپانچه زد رخساره دیگر را به سوی او بگردان (انجیل متی، باب پنجم، شماره 39) چنین دستوری نمی دهد، چرا که این دستور انحرافی باعث جرأت و جسارت ظالم و تجاوزگر می شود، حتی مسیحیان جهان امروز نیز هرگز به چنین دستوری عمل نمی کنند و کمترین تجاوزی را با پاسخی شدیدتر که آن هم بر خلاف دستور اسلام است جواب می گویند.
جهاد اسلامی اهدافی را تعقیب می کند و آنچه ما را از دیگران جدا می سازد همین است. جهاد اسلامی برای خاموش کردن فتنه ها، دفاع از خویشتن، محو شرک و بت پرستی و برای حمایت از مظلومان وضع شده است.
در قرآن کریم، در آیات مختلفی سخن از جهاد و وصف مجاهدان و پاداش آنان به میان آمده است و حتی خداوند به جهادگران بیدار سوگند یاد کرده است و فرموده: «سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) در حالی که نفس زنان پیش می رفتند، سوگند به افروزندگان جرقه آتش(در برخورد سمهایشان با سنگهای بیابان)، سوگند به هجوم آوردندگان سپیده دم،(که آنچنان بر دشمن هجوم سریع می برند) که گرد و غبار به هر سو پراکنند،(ناگهان) در میان دشمن ظاهر شدند».(1)
[b]از اینجا روشن می شود که جهاد آنچنان عظمتی دارد که حتی نفسهای اسبهایمجاهدان، شایسته سوگند است. و همچنین جرقه های ناشی از برخورد سمشان به سنگها و گردوغباری که در فضا پخش می شود. آری گرد و غبار صحنه جهاد هم پرارزش است.
خداوند در آیه 251 سوره بقره به یک قانون کلی اشاره کرده و می فرماید: «و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند سراسر زمین فاسد می شود.» و در جایی دیگر یکی از فلسفه های تشریع جهاد را چنین بازگو می کند: «و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند. دیرها و صومعه ها و معابد یهود و نصارا و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می شود، ویران می گردد.»(2)
[/b]از آن جا که هرگونه دعوت به خداپرستی بر ضد جبّارانی است که می خواهند مردم همچون خدا آنها را بپرستند! اگر آنها فرصت پیدا کنند تمام این مراکز را با خاک یکسان می کنند.
[b]قرآن کریم یکی از خصوصیات یاران پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را چنین بر می شمرد که: «در برابر کفار شدید و دلسختند» (اشدّاء علی الکفّار)(3)، آری مؤمنان در میدان جهاد آنچنان می غرّند که نمی توان تصور کرد، آنها همان کسانی اند که در خلوت شبانه شان با معبود گریه سر می دهند.
خداوند در آیه 71 سوره نساء فرمان آماده باش دائمی به مسلمانان می دهد و برای حفظ موجودیت اجتماعشان می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید، با کمال دقت مراقب دشمن باشید، مبادا غافلگیر شوید و از ناحیه آنها خطری به شما برسد.» سپس دستور می دهد که برای مقابله با دشمن از روشها و تاکتیکهای مختلف استفاده کنید و «در دسته های متعدد یا به صورت اجتماع، برای دفع دشمن حرکت کنید.» این آیه دستور جامع و همه جانبه ای به تمام مسلمانان، در همه قرون و اعصار می دهد که برای حفظ امنیت خود و دفاع از مرزهای خویش دائماً مراقب باشند. و یکنوع آماده باش مادی و معنوی بطور دائم بر اجتماع آنها حکومت کند و حتی خداوند در آیه 102 سوره نساء برای آنکه مسلمانان در میدان جنگ، موقع نماز از دشمن غفلت نکنند دستور نماز خوف را تشریع می کند و این چیزی جز توجه دادن مسلمانان به دشمن و لزوم هوشیاری و بیداری در همه مکانها و زمانها نیست.
و از طرفی خداوند به لزوم آمادگی رزمی کافی در برابر دشمنان تأکید کرده، می فرماید: در برابر دشمنان هرچقدر توانایی دارید از نیرو و قدرت و اسبهای ورزیده برای میدان آماده سازید. با این وسایل دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید، «و اعدّوا لهم مااستطعتم من قوّةٍ و من رباط الخیل ترهبون به عدوّ اللّه و عدوّکم»(4) در این آیه خداوند به مسلمانان هشدار می دهد که در انتظار نمانید تا دشمن به شما حمله کند و آنگاه آماده مقابله شوید، بلکه از پیش باید به حد کافی آمادگی در برابر هجومهای احتمالی دشمن داشته باشید. تعبیر آیه به قدری وسیع است که بر هر عصر و زمان و مکانی تطبیق می کند و باید به عنوان یک شعار همگانی در همه جا تبیلغ شود. تأکیدات قرآن بر امر جهاد باعث شده است که مسلمانان در طول تاریخ این میدان را خالی نگذارند و در صحنه های مختلف حتی با نفرات کمتر، در میدان جنگ پیروز شوند.
مسلمانان با این شعار در میدانها حضور پیدا می کردند که ما در هر حال به «احدی الحسنیین» (یکی از دو نیکی) می رسیم، یا پیروز می شویم و یا در راه خدا و اعتقاد خود شهید می شویم که این خود نوعی پیروزی است در هر حال برای مسلمانی که در میدان جهاد حاضر می شود شکست معنا ندارد که این خود علاوه بر تقویت اراده و دادن انگیزه، دشمنان را نیز متحیر و مرعوب می کند. در عصر حاضر نیز استعمارگران از این تعالیم قرآن به شدت وحشت دارند و سعی بر دور کردن مسلمانان از مفاهیمی چون جهاد و شهادت دارند. امام علی(علیه السلام) درباره جهاد می فرمایند:«انّ الجهاد بابٌ من ابواب الجنّه فتحه اللّه لخاصّة اولیاءه ؛ جهاد، دری از درهای بهشت است که خداوند آنرا به روی خواص اولیاء خود باز کرده است»(5) و حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) می فرماید: «ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد.»
با این مقدمه، به بررسی ابعاد جهاد و مرور شخصیت مجاهدان از دیدگاه قرآن کریم می پردازیم در این بحث از تفسیر گرانقدر نمونه بهره برده ایم.
هنگامی که مسلمانان در مکه بودند مشرکان پیوسته آنها را آزار می دادند. مسلمانانی که مورد شکنجه و اذیت قرار می گرفتند مرتباً خدمت پیامبر می رسیدند و شکایت می کردند و اذن جهاد می خواستند. اما پیامبر به آنها می فرمود: صبر کنید، هنوز دستور جهاد به من داده نشده است. تا اینکه پیامبر از مکه به مدینه هجرت نمود. خداوند آیه 39 سوره حج را نازل فرمود. این آیه که متضمن اذن جهاد است، نخستین آیه ای است که درباره جهاد نازل شده است. خداوند در این آیه می فرماید: «خداوند به کسانی که از طرف دشمنان بر آنها جنگ تحمیل شده است اجازه جهاد داده است، چرا که آنها مورد ستم قرار گرفته اند؛ اذن للّذین یقاتلون بانّهم ظلموا». سپس این اجازه را با وعده پیروزی از سوی خداوند تکمیل کرده، می فرماید: «و خداوند قدرت بر یاری کردن آنها را داراست» مسلمانان باید آنچه در توان دارند در عالم اسباب بکار گیرند و در انتظار یاری خداوند نیز باشند، این همان برنامه ای بود که پیامبر اسلام در تمام مبارزاتش بکار می گرفت و پیروز می شد. در آیه 190 سوره بقره نیز خداوند دستور مقاتله و مبارزه با کسانی که با مسلمانان می جنگند را صادر کرده و می فرماید: «با کسانی که با شما می جنگند در راه خدا پیکار کنید؛ و قاتلوا فی سبیل اللّه الّذین یقاتلونکم» تعبیر به «فی سبیل اللّه» هدف اصلی جنگهای اسلامی را روشن می سازد که جنگ در منطق اسلام هرگز بخاطر انتقامجویی یا جاه طلبی یا کشورگشایی نیست. بلکه تمام حرکات و رفتار هنگام و بعد از جنگ رنگ خدایی دارد. قرآن کریم در ادامه توصیه به رعایت عدالت، حتی در میدان جنگ و در برابر دشمنان کرده، می فرماید: «از حدّ تجاوز نکنید، چرا که خداوند تجاوزکاران را دوست ندارد». خداوند در آیه بعد با صراحت بیشتری دستور جهاد را بیان کرده و می فرماید: «آنها (همان مشرکانی که از هیچ گونه ضربه زدن به مسلمین خودداری نمی کنند) را هر کجا بیابید به قتل برسانید و از آنجا که شما را (از مکه) بیرون کردند، آنها را بیرون کنید»(6)
[b]چرا که این یک نوع دفاع عادلانه و مقابله به مثل منطقی است. خداوند در آیه 192 همین سوره با اشاره به هدف جهاد در اسلام می فرماید:«با آنها پیکار کنید تا فته از میان برود و دین مخصوص خدا باشد» و بعد اضافه می کند: «اگر آنها (از اعتقاد نادرست خود) دست بردارند (مزاحم آنها نشوید زیرا) تعدی جز بر ستمکاران روا نیست؛ و قاتلوهم حتّی لا تکون فتنه و یکون الدّین للّه فان انتهوا فلاعدوان الّا علی الظّالمین». نظیر این تعبیر در جای دیگر نیز آمده است: «و قاتلوهم حتّی لاتکون فتنه و یکون الدّین کلّه للّه فان انتهوا فانّ اللّه بما یعملون بصیر»(7) در تفسیرهای اهل سنت و تفاسیر مختلف شیعه از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که چنین فرمود:«تأویل و تفسیرنهایی این آیه هنوز فرا نرسیده است و هنگامی که قائم ما قیام کند، کسانی که زمان او را درک کنند تأویل این آیه را خواهند دید، به خدا سوگند در آن موقع، دین محمّد به تمام نقاطی که شب پوشش آرام بخش خود را بر آن می افکند خواهد رسید تا در سراسر زمین مشرک و بت پرستی باقی نماند». در جای دیگر خداوند می فرماید: «در راه خدا پیکار کنید و بدانید خداوند شنوا و دانااست ؛ و قاتلوا فی سبیل اللّه و اعلموا انّ اللّه سمیعٌ علیم».(8)
یکی دیگر از آیاتی که در آن به جهاد امر شده است آیه 75 سوره نساء است. در این آیه دعوت به جهاد بر اساس تحریک عواطف انسانی می باشد. در این آیه خداوند می فرماید: «چرا شما در راه خدا و در راه مردان و زنان و کودکان مظلوم و بی دفاعی که در چنگال ستمگران گرفتار شده اند مبارزه نمی کنید؟ (آیا عواطف انسانی شما اجازه می دهد که خاموش باشید و این صحنه های رقت بار را تماشا کنید؟) و مالکم لاتقاتلون فی سبیل اللّه و المستضعفین من الرّجال و النّساء و الولدان».
[b]در آین آیه شریفه ضمن دعوت به جهاد به یکی از اهداف متعالی جهاد در اسلام نیز اشاره شده است. رهایی و نجات مظلومین در هر جای عالم یکی از وظایف مردان مسلمانی است که قرآن را آویزه گوش خود کرده اند و اگر به این آیه نجات بخش قرآن به معنای واقعی عمل شده بود، در دنیای امروز انسانها اینگونه به استضعاف کشیده نشده بودند. خداوند در آیه بعد برای تشجیع مجاهدان و ترغیب آنها به مبارزه با دشمن و نیز مشخص ساختن صفوف و اهداف مجاهدان می فرماید: «افراد با ایمان در راه خدا و آنچه به سود بندگان خدا است پیکار می کنند ولی افراد بی ایمان در راه طاغوت و قدرتهای ویرانگر ؛ الّذین آمنوا یقاتلون فی سبیل اللّه و الّذین کفروا یقاتلون فی سبیل الطّاغوت»(9) این آیه نیز تأکیدی دیگر بر انگیزه های مجاهدان است. آنگاه که انگیزه جهاد الهی باشد، مجاهدان اجازه هرگونه برخورد و رفتار حتی در میدان جهاد را ندارند. در هر حال زندگی خالی از مبارزه نیست، منتهی جمعی در مسیر حق و عدّه ای در راه باطل و شیطان پیکار می کنند. خداوند در ادامه آیه با تأکید بر جهاد می فرماید: «با یاران شیطان پیکار کنید و از آنها وحشت نداشته باشید؛ فقاتلوا اولیاء الشّیطان»
یکی دیگر از آیاتی که در آن خداوند فرمان به جهاد داده است. آیه 78 سوره حج است، «و در راه خدا جهاد کنید و حق جهادش را ادا نمائید، و جاهدوا فی اللّه حقّ جهاده».
در آیه 73 سوره توبه خداوند به پیامبر دستور شدت عمل در برابر کفار و منافقین را داده و می فرماید: «ای پیامبر با کافران و منافقان جهاد کن و در برابر آنها روش سخت و خشن در پیش گیر».
«یا ایّها النّبی جاهد الکفّار و المنافقین واغلظ علیهم» البته طرز جهاد در برابر کفار جهاد همه جانبه و مخصوصاً جهاد مسلحانه است و منظور از جهاد با منافقان انواع و اشکال دیگر مبارزه، غیر از مبارزه مسلحانه است مانند مذمت،توبیخ، تهدید و رسوا ساختن. خداوند علاوه بر آنکه به پیامبرش فرمان جهاد می دهد، یکی از وظایف او را تشویق و ترغیب مسلمانان و مؤمنین به جهاد بر می شمارد و می فرماید: «یا ایّها النّبی حرّض المؤمنین علی القتال ؛ ای پیامبر مؤمنان را به جنگ با دشمن تشویق کن»(10) آیه فوق بیانگر اهمیت تقویت هرچه بیشتر روحیه سربازان می باشد و نیز یک دستور اسلامی به رهبر جامعه اسلامی است. خداوند در ادامه برای تشویق مسلمانان، خود نیز وعده نصرت و یاری داده، می فرماید: «اگر از شما بیست نفر سرباز با استقامت باشند بر دویست نفر غلبه خواهند کرد و اگر از شما صدنفر باشند بر هزار نفر از کافران غلبه می کنند» به این ترتیب مسلمانان نباید منتظر این باشند که از نظر نفرات جنگی با دشمن در یک سطح مساوی قرار گیرند بلکه حتی اگر عدد آنها یک دهم دشمن باشد باز وظیفه جهاد بر آنها فرض است. اما به دنبال دستور سنگین فوق خداوند آنرا چند درجه تخفیف می دهد و می گوید: «هم اکنون خداوند به شما تخفیف داد و دانست در میان شما افرادی ضعیف و سست هستند، در این حال اگر از شما صد نفر سرباز با استقامت باشد بر دویست نفر غلبه می کنند و اگر هزار نفر باشند بر دوهزار نفر به فرمان خدا پیروز می شوند.»(11) یعنی هنگامی که مسلمانان گرفتار ضعف و سستی شوند و در میان آنها افراد تازه کار و ناآزموده باشند مقیاس سنجش همان نسبت دو برابر است. واقعیت این است که در هیچ کدام از جنگهای صدر اسلام عدّه و تجهیزات مسلمین برتری بر عده و تجهیزات کفار نداشت و عامل پیروزی آنها، اعتقاد و عزم راسخ مسلمین و نصرت خداوند بود. و این مسأله در مورد جنگ عراق با ایران نیز صادق بود و ایرانیان در حالی 8 سال در برابر عراق و تجاوز او ایستادند که تمام ابرقدرتها و دنیا پشت سر عراق بود و نیروی ایمان و امداد الهی بود که ایرانیان را در آخر سربلند کرد.
[b]این همان وعده خداوند است که می فرماید:«یا ایّها الّذین آمنوا ان تنصروا اللّه ینصرکم و یثبّت اقدامکم ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری می کند و گامهایتان را استوار می سازد.»(12) و این است وعده نصرت خداوند.
نکته ای که به آن باید توجه داشت این است که برای انسانهای معمولی یک امر طبیعی است که جنگ ولو با دشمن و در راه خدا خوشایند نیست. در جنگ هم اموال و انسانها تلف می شوند و هم جراحتها و مشقات وجود دارد، البته برای عاشقان راه حق و کسانی که در سطح بالایی از معرفت قرار دارند جنگ با دشمنان حق شربت گوارایی است که آنان همچون تشنه کامان به دنبال آن می روند و مسلماً حساب آنها از حساب توده مردم جدا است. خداوند در آیه 216 سوره بقره می فرماید:«جنگ (با دشمن) بر شما مقرر شده است، در حالی که از آن اکراه دارید؛ کتب علیکم القتال و هو کرهٌ لکم» و سپس به عنوان یک قانون کلی و اصل اساسی که حاکم بر قوانین تکوینی و تشریعی خداوند است اشاره کرده و می فرماید: «چه بسا از چیزی اکراه داشته باشید، در حالی که برای شما خیر است و چه بسا چیزی را دوست داشته باشید و آن برای شما شرّ است.»
[b]خداوند در آیه 16 سوره توبه مسلمانان را از طریق دیگری تشویق به جهاد کرده، متوجه مسؤولیت سنگین خود در این رابطه می کند که نباید تصور کنید تنها با ادعای ایمان همه چیز درست می شود. بلکه صدق نیت و درستی گفتار و واقعیت ایمان شما در مبارزه با دشمنان، آن هم یک مبارزه خالصانه و دور از هرگونه نفاق روشن می شود. نخست می گوید: آیا گمان کردید شما به حال خودتان رها می شوید و درمیدان آزمایش قرار نخواهید گرفت، در حالی که هنوز مجاهدان شما و همچنین کسانی که جز خدا و پیامبر و مؤمنان محرم اسراری برای خود انتخاب نکرده اند، مشخص نشده اند. در حقیقت جمله فوق دو مطلب را به مسلمانان گوشزد می کند و آن، اینکه تنها با اظهار ایمان کارها سامان نمی یابد و شخصیت اشخاص روشن نمی شود، بلکه با دو وسیله، مردم آزمون می شوند. نخست جهاد در راه خدا و دوم ترک هرگونه رابطه و همکاری با منافقان و دشمنان که اولی دشمنان خارجی را بیرون می راند و دومی دشمنان داخلی را. در جای دیگر خداوند برای تأکید بیشتر می فرماید:«ما قطعاً همه شما را می آزمائیم، تا معلوم شود مجاهدان واقعی و صابران از میان شما کیانند(و مجاهد نماها و منافقان چه کسانی) ؛ و لنبلونّکم حتّی نعلم المجاهدین منکم و الصّابرین»(13)
در آیه 19 سوره محمد موضع گیریهای مختلف «مؤمنان» و «منافقان» در برابر فرمان جهاد روشن می شود. «کسانی که ایمان آورده اند می گویند چرا سوره ای نازل نمی شود» سوره ای که در آن فرمان جهاد باشد و تکلیف ما را در برابر دشمنان سنگدل روشن سازد. این وضع حال مؤمنان راستین است. اما (منافقان هنگامی که سوره واضح و روشنی نازل می گردد که در آن سخنی از جنگ است، منافقان بیمار دل را می بینی که همچون کسی که در آستانه مرگ قرار گرفته است ( با نگاهی مات و مبهوت و چشمانی که حدقه آنها از کار ایستاده) به تو نگاه می کنند.»
میدان جهاد برای مؤمنان، میدان اظهار عشق به محبوب و میدان پایداری و مقاومت و پیروزی است. و در چنین میدانی ترس معنی ندارد. اما برای منافقان میدان مرگ و نابودی و بدبختی است، میدان شکست و جدایی از لذات دنیا است. میدانی است تاریک و ظلمانی با آینده ای وحشتناک و مبهم!
خداوند در آیه 77 سوره نساء ضمن نکوهش کسانی که ابتدا منتظر فرمان جهاد بودند ولی بعد از نزول آیات جهاد، برای شرکت در میدان جهاد مسامحه کردند می فرماید: «راستی شگفت انگیز است (حال جمعیتی که در یک موقعیت نامناسب با حرارت و شور عجیبی تقاضا می کردند به آنها اجازه جهاد داده شود). و به آنها دستور داده شد که فعلاً خودداری کنید و به خود سازی و انجام نماز و تقویت نفرات خود و ادای زکات بپردازید، اما هنگامی که زمینه از هر جهت آماده شد و دستور جهاد نازل گردید، ترس و وحشت یکباره وجود آنها را را فرا گرفت و زبان به اعتراض در برابر این دستور گشودند و صریحاً گفتند: خدایا چرا به این زودی دستور جهاد را نازل کردی؟ چه خوب بود مدتی این دستور به تأخیر می افتاد».
پی نوشت ها:
ـــــــــــــــــــــــ
1. سوره عادیات، آیات 5 ـ 1.
2. سوره حج، آیه 40.
3. سوره فتح، آیه 29.
4. سوره انفال، آیه 60.
5. نهج البلاغه، خطبه 27.
6. سوره بقره، آیه 191.
7. همان، آیه 244.
8. سوره انفال، آیه 39.
9. سوره نساء، آیه 76.
10. سوره انفال، آیه 65.
11. سوره انفال، آیه 66.
12. سوره محمد، آیه 7.
13. سوره محمد، آیه 31.
اختلاس
.
کشته شدن سگ های ولگرد!
توهین به صنف، قشر یا قومی خاص در تلوزیون یا یک رسانه!
مخالفت با لغو کنسرت!
اعتراض به دستگیری فلان محکوم امنیتی!
.
برای همه موضوعات بالا و خیلی موضوعات بی اهمیت تر دیگه تا حالا بارها تجمع اعتراضی برگزار شده!
.
ولی تا حالا دیدین چپ و راست، اصلاح طلب و اصولگرا
یکصدا اعتراض یا راهپیمایی قابل توجهی علیه اختلاس برگزار کنن؟
.
یکی از مصیبت های جامعه ما اینه با رو شدن یه اختلاس تو کشور، سریع یه گروه گارد میگیرن و ازش دفاع میکنن!
.
اگه روزی که اختلاسی رومیشه، همه حتی حامیان حزب حاکم هم بهش اعتراض کنن اونوقت سیاستمدار هم حساب کار دستش میاد!
نهایت تلاششون رو میکنن تا اعتماد از دست رفته طرفداراشونو با مجازات و معرفی دزد ها بدست بیارن!
.
تو کره جنوبی گروهی از مردم و رسانه ها نگفتن اینایی که تو خیابون به اختلاس رفیق نخست وزیر اعتراض کردن، دلواپسن و برای تخریب ما اعتراض میکنن!
.
ولی تو ایران همیشه و تا بوده از موضوع اختلاس استفاده سیاسی شده!
عده ای از سیاسیون هم یاد گرفتن همیشه مواردی از اختلاس رو پنهان نگه دارن تا روز مبادا ازش برای حذف رقیب استفاده کنن!
.
یارو سال هشتاد و دو از بیمه ایران اختلاس کرد!
ده سال قضیه رو هوا بود تا بالاخره روز مبادا و سال نود ودو رو کردنش برای کوبیدن یکی دیگه!
.
یارو از شهرداری تهران اختلاس کرد و محکوم شد و زندان رفت!
ولی یه گروه خاص هنوز دارن ازش حمایت میکنن و بهش تو حزب مسولیت میدن و برای سخنرانی در همایش مبارزه با فساد دعوتش میکنن!
.
یارو سه هزار میلیارد دزدید و دست خیلیا تو کار بود! ولی برای رو نشدنش فراریش دادن از کشور و وسیله ای شد برای کوبیدن یکی دیگه!
.
الانم هشت هزار میلیارد به انواع مختلف برده شده، دهها نفر بخاطر شکم گنده کردن و آب کرفس نوشیدن از بیت المال خوردن و بردن ،باز مردم و رسانه ها دو دسته شدن!
.
یه دسته کلا میگن قانونی بوده و به استناد اینکه تو گروه شما هم دزدی شده میگن نوش جونمون اصلا!
.
یه دسته هم کلا اختلاسگرای اصلی و دزد ها رو ول کردن دارن به روش گروه مقابل ازش برای کوبیدن طرف مقابل استفاده میکنن!
.
حتی غیر از اینا دسته ای از مردم هم هستن که نسبت به اختلاس تنفر ندارن!بلکه حسرتشو میخورن!
.
ناراحتیشونم اینه که چرا اونا دزدیدن ولی دست ما نرسیده بدزدیم!
.
.
پ.ن؛
دوست پهلوی پرست عزیزم شما هیس لطفا!
.
تمامی اختلاس های بعد انقلاب هنوز حتی به رقم معادل یکی از جواهرات دزدیده شده توسط ممدرضا نرسیده!
اتفاقااونی که دزدیده آرزوش اینه به سبک شماها زندگی کنه
.
معین_ثائر
.
![[تصویر: photo532576653830095393.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/2RlSh3AfYC/large/photo532576653830095393.jpg)
ژنرال چهار ستاره (ارتشبد) پترائوس فرمانده نیروهای برون مرزی آمریکا، نامزد پست وزیر امور خارجه
ببینید ترامپ کیو برای وزارت خارجه آمریکا انتخاب کرده !!!
یه دیپلمات خندان کار کشته کت و شلواری ،که با پنبه سر میبره؟؟؟ . متاسفانه نع!!!!
معرفی میکنم، ژنرال_دیوید_پترائوس!!!!
برید از عراقی ها بپرسید پترائوس کیه ! چون طعم دموکراسی شو بهتر چشیدن ! آنقدر بگم که ایشون بالاترین مقام نظامی آمریکا، ژنرال چهار ستاره (یا ارتشبد) هستند که فرمانده نیروی های برون مرزی درگیر در افغانستان و عراق بودند و اندازه موهای سر ترامپ و هیلاری ، آدم کشته!شاید هم بیشتر !
تموم شد ؟
بازم نهع !
ایشون رئیس_سابق_سازمان_مخوف_سیا هم بودند !!
یک کهنه سرباز که از 22 سالگی استخدام ارتش آمریکا شده 42 ساله که فقط دوتا کار و کرده !
جنگ و کشتار، کشتار و جنگ !!!
حالا باید بریم گوش این جوجه روشنفکرها رو که میگن شماها جنگ طلبید و اینا همش توهم_توطئه است دستگاه دیپلماسی جای عربده کشی نیست و بگیریم بیاریم نزدیک مانیتور و بگیم بچه سوسول، خوب نگاه کن !
اینا اربابان آمریکایی تو هستن که دوست داری شبیهشون بشی !
این بابا هم اسمش دیوید پترائوسه ! این و نافشو با سرنیزه بریدن، یک ماشین کشتار تمام عیاره !
خاک افغانستان و عراق و سربازان این آقا به توبره کشیدن !
تو سن 64 سالگی هم دست از سرش بر نداشتن !
میخوان بکننش رئیس دستگاه دیپلماسی ایالات متحده !
بالاترین مقام نظامی و امنیتی ابر قدرتی مثل آمریکا رو میخوان بکنن وزیر امور خارجه !
ببین وروجک ایشون فرمانده نیروی های برون مرزی آمریکا هست !
معادل داخلی ایشون، دور از جون حاج قاسم، میشه سرلشگر سلیمانی !
فردا اگر، حاج قاسم و بکنن وزیر خارجه همین شماها خودتون و جر میدید که دستگاه دیپلماسی جای سرهنگ ها نیست !
گرفتید چی شد یا نه؟
ته ته ته مقامات نظامی و امنیتی شون (ارتشبد)و میارن برای وزارت خارجه !
یعنی آقا اینا دیگه تو پنتاگون نمیجنگند، براشون خیلی خرج داره !
تو وزارت خارجه میجنگن !!! باید یکی و بفرستیم جلوش که فکر نکنه آمریکا میتونه با یه بمب کل سیستم دفاعی ما رو نابود کنه !
سیاست خارجی یعنی این !!!!
که متاسفانه تو هیچ دانشگاه علوم سیاسی توسط هیچ استاد علوم سیاسی تدریس نمیشه !!!!!
آمریکا اینه
مکتب عاشورا
اگر مکتب عاشورایی حسین ابن علی علیه السلام درست تبیین شده بود، اگر مفهوم هیهات من الذله درک شده بود، این روزها اینقدر نگران اعتبار بخشی به پاسپورت ایرانی آن هم با مهر تأیید آمریکا نبودیم.
اینکه امروز سینه زن حسین علیه السلام عزت را در رابطه با امریکا می بیند، منبری می گوید : با امریکا و اسراییل کاری نداشته باشید اینکه بر منبرهایمان حرفی از سیاست نیست و مجلس وعظ و خطابه اباعبدالله در حد بیان مسائل شرعی غسل و وضو و احکام فردی مان محدود شده است، نشان از این دارد که درک نکردیم هدف قیام حسین بن علی علیه السلام را و مسیر را غلط رفتیم.
حدیث نبوی « ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه » را اگر درست تفسیر کرده بودیم،امروز « امام حسین علیه السلام » را در حد دارالشفاء تنزل نداده بودیم، کوره ای را که وظیفه اش ذوب کردن است، در حد گرمادهی به مردم معرفی نکرده بودیم.
اگر عزت داشتن رفاه و اسایش و اعتبار دنیا بود، پس چرا حسین بن علی (علیه السلام) تن به این عزت نداد و نه به آرامش نه امنيت و نه آسايش فرزندان و نه به اقتصاد فكر نكرد.
اگر نعمت های دنیا انسان را معتبر می کند، پس نعوذ بالله ,حسین (علیه السلام) در روز عاشورا بی اعتبار شد، چرا که هم اموالش را به یغما بردند هم خودش را کشتند، هم اهل و عیالش را به اسارت بردند
حتی از کهنه پیراهنش هم دریغ نکردند، تا عنوان کنند : که حسین (علیه السلام) انسان بزرگی نبوده، چرا که رسم عرب بر اینست که اگر بزرگی را کشتی، به احترام بزرگیش لباسش را از بدنش خارج نکن.
چرا با وجود اینهمه عزادار و سینه زن هنوز اینهمه واجبات بر زمین مانده ؟؟
چرا سبک زندگی مان دیگر اسلامی نیست؟؟ چرا فرهنگ غنی مان ممزوج شده با فرهنگ غرب و رنگ باخته ؟؟
معنی "شیعَتُنا من شَیَّعَنا" چیست ؟؟
تا چه حد قدم جای قدم اماممان گذاشتیم ؟؟
دغدغه لقمه هامان را تا چه حد داریم ؟؟
همان لقمه هایی که صفی ساخت از امت رسول الله در برابر میوه دلش و سر حسین (علیه السلام) را برید تا جواز بهشتش باشد.
آیا نگاه مان نگاه حقوق بشری ابا عبدالله است که همان صورتی را که بر صورت جگر گوشه اش علی اکبر گذارد ... بر صورت غلام سیاهی چون جوُن گذارد ؟؟
غلامی که هیچ یک از ملاک های اعتبار دنیایی را نداشت جز ملاک عزتمندی حسینی ؟؟
آنچه که باعث قیام حسین بن علی علیه السلام شد، انحراف در دین بود، دینی که وارونه شده بود !!
کسانی که در اردوگاه مقابل امام مظلوممان حسین (علیه السلام) بودند هم نماز می خواندند، هم روزه و حج و دیگر مناسک اسلامی را به جا می آوردند
اما گروهی فاسد و عیاش و ظالم بودند و گروهی فشل و ظلم پذیر
بهتر نیست قدری بیشتر به فلسفه قیام حسینی بیندیشید ؟؟
نقل قول:در جواب به جناب سعدی که به این تاپیک و موضوعات اون اعتراض دارند عرض میشود که بنده برام فرقی نداره که چه کسی و در چه جایگاهی و با چه لباسی و در چه قوم و ملیتی به اسلام ضربه میزنه و..
سلام
مشکل اینه که برخی هم نادانسته دارند ضربه می زنند. شما توی عنوان تاپیکتون نوشته اید دغدغه های انقلابیون بی سواد! بعد هم متنهایی قرار میدید که پره از توهین و مغلطه و خالیه از منطق. فکر می کنید این عنوان و این متنها چه تصوری رو ایجاد می کنند؟ اگر هدفتون خراب کردن وجهه انقلابیون نیست، پس لطفاً هم عنوان رو عوض کنید و هم متنهای سنجیده تری قرار بدید.
جهاد هم باید با عقلانیت باشه، وگرنه میشه حکایت همون کسایی که از دیوار سفارت عربستان بالا رفتند و باعث شدند همه چیز به نفع عربستان تموم بشه.
(۲۲/آذر/۹۵ ۱۷:۵۴)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام
مشکل اینه که برخی هم نادانسته دارند ضربه می زنند. شما توی عنوان تاپیکتون نوشته اید دغدغه های انقلابیون بی سواد! بعد هم متنهایی قرار میدید که پره از توهین و مغلطه و خالیه از منطق. فکر می کنید این عنوان و این متنها چه تصوری رو ایجاد می کنند؟ اگر هدفتون خراب کردن وجهه انقلابیون نیست، پس لطفاً هم عنوان رو عوض کنید و هم متنهای سنجیده تری قرار بدید.
جهاد هم باید با عقلانیت باشه، وگرنه میشه حکایت همون کسایی که از دیوار سفارت عربستان بالا رفتند و باعث شدند همه چیز به نفع عربستان تموم بشه.
سلام
این موضوع و نحوه و سبک نوشتاری بنده به هیچ وجه تغییر نخواهد کرد ...قرار نیست ادبیات تمام انقلابیون از نوع فدایت شوم باشه و به سبک مسیحیان که میگن اگر یک سیلی خوردید طرف دیگر صورت خود را بکارید تا به ان طرف هم سیلی دیگری خورده شود ....متنهای نوشته شده اینهء تمام نمای رفتار ابطال طلبها و افولگرایانی هست که به صورت روزانه به انقلابیون لجن پراکنی میکنند و هیچ رحم و شفقتی در متنها برای انها ذکر نخواهد شد.
جناب vahrakan
متنی که شما قرار دادید، سعی می کنه دین رو در تضاد با انسانیت معرفی کنه. در نتیجه هم به دین ضربه میزنه و هم به انسانیت. اما این که بخواهید این رویه رو تغییر بدید یا نه بستگی به خود شما داره.
![[تصویر: photo293057060855199700.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/C37q7ieQe8/large/photo293057060855199700.jpg)
سلبریتی کیه؟؟؟
.
.
کسیه که چون چند صد هزار نفر به طور مجازی فالووش کردن تا عکس های خصوصی و لباس و هرچیز دیگه شو ببینن با خودش خیال میکنه این تعداد آدم واقعا همگی اونو حمایت میکنن و قبولش دارن!
.
سلبریتی کسیه که از تمام فضایل و مکارم دنیا فقط تو یه زمینه خاص مثل شوتبال، بازیگری، مطربی و... نیمچه حرفی برای گفتن داره و تو سایر زمینه ها از متوسط جامعه پایین تره!
.
کسیه که بخاطر همین نیمچه فضیلت تک بعدیش کلی پول به جیب زده و خروار خروار خرج بیهوده میکنه و از طرفی هم از فقر موجود در جامعه میناله!
.
سلبریتی ها بهترین ابزار و آلات دست سیاستمداران هستند! خصوصا طبقه ثروتمند و مافیایی حاکم دنیا که از این جماعت به عنوان عروسک های خیمه شب بازی برای خوابوندن عوام استفاده میکنن!
.
سلبریتی ها اکثرا پوسته ای عوام فریب و خوش آب و رنگ دارند ولی درونی با انواع بیماری های روحی و کمبود های عاطفی!
.
زندگی سلبریتی ها همیشه از دور رویایی بوده و نقش آرزوهای دست نیافتنی برای جوانان و حتی بزرگترها رو داشتن ، ولی وقتی روشون زوم میشه کیفیتشون میاد پایین و ابدا چیزی نیست که کسی بخواد تا آخر عمرش به اون سبک زندگی کنه!
.
سلبریتی ها کسایین که تشنگی بیمار گونه ای برای بیشتر دیده شدن و حاضرن به هر عمل و رفتار و گفتار و پوششی دست بزنن که شاید بیشتر دیده بشن و تعداد دنبال کنندگانشون بیشتر بشه!
.
از عمل دماغ و تزریق ژل به لب و گونه و فلان جا گرفته تا؛
بغل کردن یه سگ عجیب الخلقه و پوشیدن لباس های نامتعارف و هر کار دیگه ای!
.
به طور عام سلبریتی ها وقتی برای مطالعه و افزودن به اطلاعات و تحلیلشون ندارن مگه اطلاعاتی که طبقه ثروتمند و مافیای قدرت بهشون میده تا شیپور چی و بوق رسانه ای این طبقه باشن بدون اینکه حتی خودشون بدونن!
.
تو ایران یا هر کشور دیگه ای معمولا طیف عمده سلبریتی هاش چه بازیگر چه خواننده چه شوتبالیست،معمولا طرفدار و دنباله روی مافیای ثروت و قدرتن و این به شما معیاری کاربردی میده برای تشخیص!
.
سلبریتی ها معمولا فعالیت های اجتماعی و فرهنگی خاصی رو پیگیری میکنن که اگه دنبالش برین در اکثر موارد به هسته ای سیاسی و گاها فراملی میرسین که کارشون جذب سلبریتی ها و تامینشون برای به راه انداختن این فعالیت های اکثرا هنجار شکن ولی در راستای منافع قدرت های بزرگه!
.
.
پ.ن؛
وقتی اکثریت سلبریتی ها مشغول سینه زدن برای یک سمتن و از کسی حمایت میکنن کلا اون سمت و اون شخص رو ببوسید بذارید کنار!
.
معین_ثائر