(۲/شهریور/۹۶ ۲۱:۵۱)Nadia نوشته است: [ -> ]دلیل سقوط آندلس قدرت طلبی هر کدام از حکام محلی بود که به جای اتحاد، دنبال گرفتن قدرت از دست بقیه بودن و با اینکارشون به مسیحیان فرصت دادن که اسلام را از اسپانیا بیرون کنن.
بقیه دلایلی که ذکر میشه فرافکنی هست
الان همه کشورهای مسیحی بی حجاب هستن. کسی میتونه بره اونجاها رو تسخیر کنه؟!! من نمیدونم کی میخوان دست از سر زنها بردارن و همه ی بی کفایتی خودشون را به زنها ربط ندن؟
بارون نیاد تقصیر زنهاست... خشکسالی بشه تقصیر زنهاست ... اقتصاد خراب شه تقصیر زنهاست ... مردم دزد و قاتل و متجاوز بشن تقصیر زنهاست .... سیل بیاد تقصیر زنهاست ....امریکا و اسراییل حمله کنه تقصیر زنهاست !! اختلاس بشه تقصیر زنهاست!!... اینقدر که این زنها مهمن که همه چیز تقصیر اونهاست بعد یک زن رو نمی زارن وزیر!!! اگه زن مهمه نقشش تو کشور کجاست؟ اگه مهم نیست چرا تمام بی کفایتی ها و بی عرضگی های خودشون را تقصیر زنها میندازن؟؟
اگه مشکلات کشور فقط زنها هستن دست زنها رو که از همه جا کوتاه کردن! چرا مشکلات حل نمیشه؟ مریم میرزاخانی رو هم که فراری و به کشتن دادن ! دیگه چی میخوان؟؟؟
راهکارشون برای حفظ قدرت هم فقط امنیتی کردن کشوره! دانشگاه آزاد را میدن دست یک اطلاعاتی! وزارت ارتباطات دست یک اطلاعاتی! کل کشور دست اطلاعات سپاه!
اسم کشور را بزارن جمهوری امنیتی ایران! صد رحمت به داعش!
از حرفهای شما انقدر بوی گند فمینیستی بلند شده که حال بچه های تالار به هم خورده .....هزار ساله در تمامی کتب تاریخی ، اعم از کتب تاریخی مسلمانان و مسیحیان به موضوع اندلس و چگونگی تسخیر این کشور اشاره و شما حالا اومدید با این جفنگیات فمینیستی جبههء حمایت از زنان گرفتید ، برید عوامل به وجود امدن خیلی از جنگها در خیلی از جنگهای دنیا رو بخونید ، بعدش بیاید این عقاید چندش اور فمینیستی رو به خورد منتقدانتون بدید .
فساد اخلاقی مسلمانان بر اثر رفاه و غنای سرزمین اندلس1
مهاجران اولیه مسلمان به اندلس را اعراب و بربرهای بدوی شمال آفریقا تشکیل می داد که طبیعتاً ثروت و غنای این سرزمین در چشم آنها بسیار جلوه گر می شد. رفاه و غنای پدید آمده به خصوص در زندگی سلاطین و درباریان و ادبیات این دوره به خوبی نمود یافته است.
از ابتدای فتح اندلس تا زمان مرابطین، امرا، خلفاء و سلاطینی که بر قسمت ها ی مختلف این سامان حکم می راندند اگرچه خود را مدافعان دین اسلام می خواندند ولی در عمل هیچگاه برطبق قوانین و مقررات دینی و مذهبی عمل نمی کردند.2
از همان ابتدا تمام تلاش این حاکمان، رقابت با شرق در زمینه های مختلف بود که به مرور کار از تقلید به رقابت کشید و مسلمانان اندلس بیش از شرقیان در احداث باغ ها، کاخ ها، مساجد، مکتبخانه ها و شهرها به کوشش پرداختند و در مقرب ساختن شعرا و دانشمندان و آوازخوانان مرد و زن بر آنها پیشی گرفتند؛ به طوری که شعرا دانشمندان و ترانه خوانندگان را از شرق به اندلس دعوت می کردند تا بدین وسیله بر دولت عباسیان فخر و مباهات نمایند.2
یکی از سلاطین بنوعَبّاد به نام معتمد (حک. ۴۶۰ ـ ۴۸۴ق) که خود طرفدار شعر و موسیقی بود اموال زیادی را صرف آن می کرد. وی دلبسته یکی از کنیزانش به نام رَمیکیه بود. رمیکیه قصر را از خنده پر کرده، محیطی پرنشاط فراهم آورده بود. عالمان دین ملامتش می کردند که شوهرش به کارهای دینی بی اعتناست و مسجدهای شهر تقریباً از نمازگزار خالی است.3
فساد حکام اموی دامنگیر اطرافیانشان نیز شده بود: ولاده، دختر مستکفی، خلیفه اموی، در شعری رخسار خود را برای هر که مایل به بوسیدن آن باشد به رایگان در اختیار نهاده بود.4
به نوشته یکی از نویسندگان غربی وی حجاب را به طور کامل به کنار نهاده بود.5
با توجه به گسترش عیوب و مفاسد اجتماعی، اخلاقی و اقتصادی بین حکام، وزرا و رؤسا در دوره ملوک الطوایف (دوره تجزیه طلبی)، مردم نیز بنابر قاعده «الناس علی دین ملوکهم» گرفتار منکراتی از قبیل احتکار، شرب خمر، رباخواری، دزدی و … شده بودند؛ چنان که عده ای می گفتند این اوضاع جز توسط نبی اصلاح نمی شود.6
گسترش چنین اعمال قبیحی در این ایام مقاومت مردم را در برابر تهاجمات مسیحیان به شدت ضعیف کرده بود و از این رو هرگاه که مسلمانان تحت محاصره دشمن قرار می گرفتند چاره ای جز تسلیم نداشتند.7
سروده ابن غسال در غم سقوط شهر بُبَشتَر نمونه ای از رواج فساد و فحشا در بین مسلمانان است: «اگر گناهان مسلمانان و فرورفتن آنها در منجلاب معاصی بزرگ و کوچک نبود، هیچگاه سواران مسیحی بر آنها پیروز نمی شدند. آری! علت ضعف، گناهانشان بود. افراد فاسد کارهای خود را پنهان نمی کردند و افراد نیکوکار هم از روی ریا کار می کردند».8
توجه به ادبیات اندلس نیز این موضوع را تأیید می کند. دست کم تا پایان دوره ملوک الطوایف، ادبیات مخصوصاً شعر دارای صبغه غیر دینی بود.9
محور اصلی شعر اندلسی، تجمل پرستی و لذت جویی بود. سایر اندیشه های معتبر ادب عربی از قبیل تمثیلات، زهدیات و عرفانیات نیز سخنگویانی داشت، لکن اوج شعری نداشت. در عوض سخن از شب های عیش و نوش بر روی رودخانه یا سخن از دلبران غزال مانند و دختران باریک میان در میان است.10
با افزایش ثروت مسلمین، شور دینی ایشان نیز کاهش یافت و موجی از شکاکیت و تردید در عقیده مردم پدید آمده بود (سده پنجم هجری). فرقه ای پدید آمده بود که می گفت همه موضوعات مربوط به دین باطل است و احکام دین را از نماز و روزه و حج و زکات مسخره می کردند. به جز این فرقه، گروه دیگری نیز به وجود آمده بود که خود را «پیرو دین جهانی» نام داده بودند. این گروه نیز با همه عقاید دینی مخالف بود و دینی را که فقط بر مبادی اخلاقی استوار باشد تبلیغ می کرد. یک فرقه لاادری نیز بود که می گفتند عقاید دینی ممکن است درست یا نادرست باشد و ما آن را نه تأیید و نه انکار می کنیم؛ هر چه هست ما از حقیقت آن بی خبریم و نمی توانیم عقایدی را که از اثبات صحت آن عاجزیم، بپذیریم.11
[1] . شایان ذکر است که در این باره از منابع ضعیف و غیر مستندی همچون کتاب «غروب آفتاب در اندلس» ـ که برای چندین دهه مأخذ اطلاعات بخش گسترده ای از طبقه دینی ما بوده است ـ استفاده نشد.
[2] . موسوی، «نگاهی به فرهنگ و ادبیات عرب در اندلس»، ۱۱۰٫
[3] . همو، ۱۱۱٫
[4] . دورانت، ویل، ۴/ ۱۹۸۴٫
[5] . انـا و الله اصـلـح لـلمعالـی و امشی مشیتی و اتیه تیها
و امکن عاشقی من صحن خدی و اعطی قبلتی من یشتهیها
[6] . ناصری طاهری، ۹۷٫
[7] . همتی، ۱۳۱ به نقل از این بسام، ۱/ ۵۹۳، ۲/ ۵۶ ـ ۵۷٫
[8] . همانجا.
[9] . آیتی، آندلس یا حکومت مسلمین در اروپا، ه، ۱۳۵٫
[10] . موسوی، ۱۱۰٫
[11] . وات، مونتگمری، اسپانیای اسلامی، ۱۳۴ ـ ۱۳۵٫
در ادامه باید بگم دانشگاه ازاد دست یک وزارت اطلاعاتیه ..درست ...وزارت ارتباطات هم دست یک وزارت اطلاعاتیه ....درست ...چه ربطی داره ....اطلاعات سپاه چه ربطی به وزارت اطلاعات داره .....
انتقادتون از مذهبیونه و این در حالیه که چهل سال از انقلاب میگذره و فقط هشت سال این حکومت دست مذهبی ها بوده ...بقیه دست خود امثال شما ها بوده (موسوی هشت سال ، هاشمی هشت سال ، خاتمی هشت سال ، روحانی هشت سال ) هشت سال هم احمدی نژاد ....اون خانم مرحومه دانشمند هم با انتخاب خودش از کشور خارج شده بود ...برای ایشون بهترین امکانات این جا محیا بود ....در کشور مهد فمینیست ...که دچار سرطان شد .....همون امریکا در حدود یک و نیم سال به پدر و مادرش ویزا نداد ...و در طول این مدت بدون بیمه در این کشور امور درمانیش انجام می شده و اون هم با کمک همکاران دانشگاهیش بوده ....این چه ربطی به جمهوری اسلامی ایران داره ....یکی از کشور خارج شده و در اونجا سرطان گرفته و نتونسته درمان بشه ...تقصیر ایرانه .....برداشت شما هم از این تفاسیر فرقی با این نداره که فکر می کنید همه چیز تقصیر زنان هست لابد ....برید این رو جایی دیگه بفرمایید تا خریدار داشته باشه
( ویرایش توسط معاون)