(۳/آبان/۹۵ ۱۵:۱۶)vahrakan نوشته است: [ -> ]محتویات ذهن باستان پرستان_اسلام ستیزان_مخالفان!
.
.
یکی از مزایایی که گوشی هوشمند برای دوستان ما داشت این بود که خیلی ها رو تاریخ شناس کرد که حتی به نقطه ای رسیدن که تاریخ شناسان قبلی و اساتید رو هم نفی و رد میکنن!
.
کل محتویات قسمت تاریخ شناسی مغز مبارکشون از سلسله ها و دوران تاریخی ایرانو هم میشه در اطلاعات پایین خلاصه کرد! .
نیا_ایلامی ؛
نمیدونم! مدارک مستدلی در دسترس نیس که بشه قضاوت کرد!واسه خیلی وقت پیشه!
.
عیلام؛
نمیشناسم! فک کنم یکی از استان های فعلی ایرانه!
.
مناییان:
اسم فامیلیه؟؟؟
.
مادها؛
چه انتظارهایی داریا!
.
سکاها؛
نوک زبونمه ها، الان میگم!
.
هخامنشیان؛
اصلا مگه کسی هست که خون آریایی تو رگ هاش باشه و اون دوران سراسر شکوه و عظمت رو نشناسه؟؟؟؟
تو اون دوران برده داری نداشتیم!
پادشاهان اون دوران به حقوق زنان احترام میذاشتن و فقط یه زن داشتن!
گفته شده تو اون دوران فساد و اختلاس نداشتیم!
اولین پارکینگ طبقاتی و اولین سینما هم واسه اون دوران بود!
پادشاهان اون دوران با قدرت های معنوی خودشون کشور های دیگه رو فتح میکردن و مردم مناطق دیگه جهان آرزوشون این بود که خونه زندگیشون توسط پادشاهان هخامنشی فتح شه!
کلی آثار باستانی و سند و کتیبه و اجسام دیگه هم از اون دوران باقی مونده که نشون میده چقدر خوب بودیم ما!
.
اشکانیان؛
اسمش آشناس! شاید اسم این سلسله بخاطر این بوده که دوران هخامنشیان زود تموم شده و مردم در فراغش زیاد اشک میریختن![/b]
.
ساسانیان؛
اطلاعات خاصی در دسترس نیست ولی میدونم اون دوران خیلی خوب بودیم و مسلمونای عرب بیابان نشین پاپتی اومدن و همه رو کشتن و به همه تجاوز کردن! دهها هزارسرباز ساسانی هم چون از خونریزی بدشون میومد از ایران دفاع نکردن! اینایی که میگن مردم و خیلی از سربازا خودشون پذیرای اسلام بودن هم وطن فروشن!
.
عباسیان:
حتما رگ و ریشه حسن عباسی به اینا برمیگرده!اونقده بدم میاد از این بیسواد!
.
صفاریان؛
اسم یه خواننده نیس؟
.
سامانیان:
حتما مردم تونستن ویرانی های حمله اعراب رو آباد کنن و اسمشو گذاشتن سامانیان
.
زیاریان؛
حتما عرب پرست بودن و اهل زیارت!
.
آل بویه_غزنویان_سلجوقیان_خوارزمشاهیان_ایلخانی
_تیموریان_قراقویونلوها ;
اینا رو خداییش معلممون درس نداده بود!
.
صفویان؛
اینا خیلی عرب پرست بودن! اصلا تشیع رو اینا درست کردن!دیروز تو تلگرام خوندم!
.
افشاریان:
فک کنم فرش افشار تو این سلسله بافته میشده!
زندیان
قاجاریان
.
پهلوی؛
اون دوتای قبلی رو بی خیال!
شکوه و عظمت ایران در دوره پهلوی رو عشق است!
.
معین_ثائر
داداش من و تو همدردیم ، تلگرام شده مرجع تمامی علوم ملت . بعد تازه بعضی ها تلگرام می خونن فکر میکنن دارن چه مطالعات عظیمی انجام میدن. قیافه هاشون شبیه پروفسور سمیعی میشه اونم وسط یه جراعی سخت.
ولی از اون ور گفتیم از این ور هم بگیم دیگه . یه امام زاده از دوره سلجوقیان نزدیک محل زندگی ما بالای یه کوهی بود. سالم هم بود نماشم مشکلی نداشت. میراث فرهنگی اومده آجر سه سانتی زده نماشو. توشم از حالت اصلیش درآورده.
عکس های 20 سال پیش تخت جمشید رو با عکس های الانش مقایسه کن. حاجی تاریخ ما رو دارن به یغما می برن. شهر سوخته وقتی کشف شد چه بلایی سرش اومد؟ دوتا سرباز نذاشتن بالا سرش که همشو چند شبه ندوزدند.
حالا تاریخ عیلامی با شکوه تر باشه یا هخامنشی چه فرقی داره . مثلا اگه الان یه آثر تاریخی از عیلامیان بود ازش درست محافظت می شد؟
اینکه دین ما شیعه هست و ما هم اعتقاد داریم اصلا هیچ دین و حکومتی باهاش قابل قیاس نیس هم جای خودش . اما زمانی که اعراب درفش کاویانی رو پاره کرده بودن و به مدینه اورده بودن و بعدش هم تیکه تیکه کردنشون حضرت علی ازشون انتقاد کرد و فرمود ، نباید به نماد یه ملت توهین بشه.(کتابشو یادم نیس ، اما رائفی پور هم تو یکی از سخنرانیاش گفت ) اما الان نگاه کن هیچی از تاریخ خوب ما نمیگن که هیچ . از کتاب های مدرسه که حذفش میکنن و از آثارشم محافظت نمی کنن خوب هر کس این وضعیت رو ببینه فک میکنه این حکومت با تاریخ ما سر لج داره و حالت دفاعی میگیره بعدشم این وضعیت پیش میاد.
یه دلیل هم که ملت اینقدر محو تلگرام شدن ، به خاطر اینه که اطلاعات درست به اندازه کافی بهشون نمی رسه.
نقل قول:میگه الان همه این شکلی شدن! اصلا مگه مشکل مملکت ما یه_تارمو و حفره های شلوار منه؟؟؟
واقعا مشکل مردم ما الان مشکل موي بچه هاي ماست؟ خوب بچه ها دوست دارند شکل موهاشون را هر جوري که دوست دارند بزارن، به من و تو چه ربطي داره؟ من و تو بياييم به مشکل اساسي کشور برسيم... دولت بايد امنيت رواني ايجاد کنه... پشتيباني کنه از مردم... دولت خدمتگزار همس، چرا مردمو کوچيک مي کنيم؟ يعني مشکل مهم جووناي ما اينه که الا ن جوونا دوس دارن شکل موهاشون را چه جوري بزارن و دولت نمي زاره؟ شان دولت اينه؟ شان مردم اينه؟ اينه واقعا؟ مشکل ما مثلا اينه که فلا ن دختر ما فلان لباسو پوشيد؟ يعني مشکل کشور ما اينه؟ مشکل مردم ما اينه؟!
(۳/آبان/۹۵ ۱۵:۱۶)vahrakan نوشته است: [ -> ]
.
[b]صفویان؛
اینا خیلی عرب پرست بودن! اصلا تشیع رو اینا درست کردن!دیروز تو تلگرام خوندم!
توی یک سفر خارج از کشور بودم دیدم شبکه های ماهواره ای داعشی شبیه همین حرف ها رو درباره دوران صفویه روز و شب تکرار می کردند
یک شبکه مخصوصا برای این موضوع دارند
فقط این رو بدونید بغیر از جاسوس ها افراد چندانی میان مردم اینا رو باور نمی کنند اون هایی هم که احیانا دیدید تکرار می کنند شبیه افرادی از میان همان افراد چند هزار نفری هستند که سال 88 به کروبی رای داده بودند
ولی نکته جالبش همین جاست که چرا ملی گراها و داعشی ها و شیرازی ها و ... توی جاهای واضح همه با هم هم صدا می شوند؟
دغدغه من بی سواد همین هم صداییه همه این ها با هم توی قضیه سوریه هم همینجور یک صدا هستند درواقع داعشی ها ی ایران فتنه گران 88 خودشون رو براحتی لو میدن
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥
باغ دولت، گلابی دادنش اینقدرها هم بد نیست
دقیقاً همـان موقـع که سخنـگوی دولت داشت از برخورد با "نجومی بگیر ها" می گفت و همزمان
صفدر حسینی به عنوان ذخیره ی نظام نهایتاً با 50 میلیون فیش حقوقی داشت استعفا می داد،
یک رقم تاریخـی چنـدیـن هزار میلیاردی بودجه به بخش نظام سلامت به عنوان بزرگتریـن پروژه ی
دولت بـرای مـردم تزریـق شد تـا "وزیـر بهداشت میلیـاردر دولت آقای روحانی" طرح تحـول در نظام
سلامت را اجرا کنـد. طرحی که در یک گام، درآمد پزشکان متخـصصی که مـاهـانـه بعضاً دو برابر
صـفـدر حسیـنـی حقوق می گرفتنـد را خیـلی قانونی با دو و نیـم بـرابـر کردن تعرفه ها به 6 برابر
حــقــوق صـفـــدر حسـیـنـی رســانـد.
2 سال پیـش بخاطـر موج مثبتـی که با پروپاگاندای ابتدایی طرح تحول در رسانه ها راه افتاده بود،
از "رجانیوز" و "تسنیـم" تا "شـرق" و "اعتماد" و البـاقـی، جـزو حامیـان وزیـر به شمار می رفتند و
انتقادکنندگان از این طرح، بایکوت می شدند. ولی امروز با موج جدید افشای فیش هـای حقوقی
مانند ایـن فیـش حـقـوقـی 186 میـلیونی پـزشـک ارومیـه ای، معلوم شد چگونه در روزهـایی که
![[تصویر: Imageccc01.jpg]](http://s9.picofile.com/file/8272424200/Imageccc01.jpg)
بخـش هــای زیــادی از کـشــور بـه دلـیـل مـشـکـل بـودجـه و نـقـدیـنـگـی تـعـطـیــل شده بـود،
یک قانـون گره خورده با منافع یک عده خاص با تزریق آنهمه بودجه چنـدهزار میلیـاردی، باغ دولت
را تبدیل به یکی از گلابی دهنده ترین باغ ها به یک عده معدود کرد. به جز طـرح تحـول، دولـت از
روز اول با تعطیلی طرح هایـی مثـل شبـنـم و ایـران کـد و کارت سوخـت گلابی هایـی بیشـمار و
درآمـدهـای نجـومـی هـم بیـن قاچـاقچـی هـا توزیـع کـرده که بمـانـد بـرای بعـد. لــذا بـاغ دولـت،
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
ی جور دلسوز دیگه هم داریم !:
از آزادی هایی که محدود شده حکایت ها واسه تعریف کردن دارن!!
دلشون خونه از تفتیش عقایدی که تو مملکت هست!!!
اما تا یکی ی سفر زیارتی میره یا واسه کربلا و مکه اسم مینویسه صدای ناله شون در میاد که "واقعا وقتی این همه گشنه وبچه های کار تو مملکت داریم اون سفر زیارتی واجب بود ؟! -وطنم پاره تنم !!"
اونوقت خودشون سالی چندروز کلا تو ایران هستند و خبرشون زمانی رسانه ای میشه که تو ماه محرم یا رمضان ی هواپیما که به تایلند میرفته سقوط میکنه
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥
قالیباف، املاک نجومی و مواضع گفتمان سوز
اینکه شـب گذشتـه دادستـان کل کشور اصل تخلف در واگـذاری املاک در شهرداری تهران را تأیید
کـرد؛ نـکــتــه ی جـدیــد یا غافلگیـــرانــه ای نیـسـت.
مشـی مدیریتـی "محـمـدباقـر قالیباف" در 11 سـال گذشـتــه در تهران بسیار بدتـر از این است که
مصداق نقد او املاک نجومی باشد؛ او مدیری عمیقاً تکنـوکرات است که اگر در همـه این سال ها
"قبیـله گرایـی" در بیـن بخشـی از اصولگرایان حاکم نبود باید بواسطه ی "مواضع گفتـمان سوز" و
مدیـریـت پر از اشتبـاهش توسـط خـود اصولگرایان طرد میشد نه آنکه امروز تازه هزینـه ی مدیـریت
پرخطای او را اصولگرایان و نیروهای انقلابی تقبل کنند.
همچنان برایـم سؤال است کسـی که یک نمونه از نتیجه مدیریت شهری او املاک نجومی است؛
در سیاست خارجی مدل برجام را موفق میداند و مخالف طرح هولوکاست است، در فتنـه ی 88 تا
مدتـها سکـوت اختیـار کرد و در عرصه فرهنگ کارنامه نهادهای زیر نظرش در شهرداری تهران ثابـت
می کند کدام جـریـان را حمـایـت کرده است؛ با کدام معیار و اصولی باید عنوان اصولگرایی را یدک
سلام
ما کلاس اول دبستان بودیم.
این اخوی مان که اکنون دو سال از ما بزرگتر هستند، بخاطر می آوریم که در آن زمان هم، دو سال از ما بزرگتر بودند.
در همه جا و در همه کار با هم بودیم .
عینهو دو تا شریک.یک روز دو نفری با هم رفتیم، نان بخریم.
نان در آن روزگار دانه ای دو قران یا شاید پنج قران بود
البته نه اینکه نان آن موقع مثل همه چیز این موقع، دو نرخی و یا چند نرخی باشد بلکه ما یادمان نیست.
خلاصه ! به سمت نانوایی می رفتیم که به یکباره اخوی هیجان زده گفتند : «پول، پول!».گفتیم:«کو،کجاست،کو پول؟!»
یک دو قرانی روی زمین توی خاک ها افتاده بود.
آن زمان مثل حالا نبود که تا توی دهن خلق الله را هم آسفالت کنند! -به سلامتی شما- خیابان ها و کوچه های اطراف خانه ی ما، همه خاکی بود.خلاصه ! اخوی دو زاری را برداشتند.
نان را خریدیم و به خانه برگشتیم. مرحومه مادر در زیرزمین مشغول طبخ غذا بودند.اخوی خوش خیال ما، نان را روی میز گذاشت و گفت : «اینم پیدا کردیم» و دو قرانی را به مادر نشان داد.مرحومه مادر پرسیدند : «از کجا؟!» اخوی گفت:«توی خیابون، روی زمین افتاده بود.
صاحب نداشت.» مادر گفتند : «مگر پول، بی صاحب میشه؟!
پول، روی زمین افتاده بود، تو هم برداشتیش؟!»
اخوی گفت : «بله برداشتم.» مادر گفتند :
«با کدوم دستت پول رو برداشتی؟!»
اخوی از همه جا بی خبر گفت : «با این دست!». آقا!
این دست داداش ما که بالا آمد -خدا بیامرزد رفتگان شما را
این مرحومه مادرمان مثل اینکه دزد گرفته باشند، جوری این مچ دست اخوی را در دست گرفتند گویی دزدی، در چنگ یک عدالتی گرفتار آمده که اصلا" عدالتش اهل پارتی بازی و سفارش و حق حساب نیست.
از ترس مجازات و سوز کیفر یک رعشه ای به تن ما اخوان افتاد، کانه هر دو به بیماری پارکینسون مادرزادی(!) مبتلا هستیم. مرحومه مادر این اخوی نگون بخت ما را همینطور که به سمت چراغ گاز می بردند، فرمایش می کردند :
«الان یک قاشق داغ می کنم، پشت دستت میذارم تا یادت بمونه پولی که مال تو نیست، بهش دست نزنی».
عزم مرحومه مادر برای مبارزه با هر گونه فساد اقتصادی (اعم از دانه ریز و یا دانه درشت آن) یک جزمی داشت، بیا و ببین ! چشم تان روز بد نبیند، مادر شعله چراغ گاز را که روشن کردند، این اخوی ما زد زیر گریه.مثل ابر بهار اشک می ریخت.
از همان فاصله چند متری ما هم سوزش آن داغ را زیر پوست مان حس کردیم و زدیم زیر گریه. محشر کبری (!) به پا شده بود.
با کم و زیادش حداقل پنجاه دفعه این اخوی ما هی گفت :
«غلط کردم مادر! مادر غلط کردم!»
بالاخره دل مادر به رحم آمد و گفتند :
«این دفعه اول و آخرت بود؟!»
اخوی هم به جمیع کائنات در عالم هستی، قسم یاد کرد که دفعه اول و آخرش باشد.
مادر دست اخوی را که رها کردند.
نگاه پر جذبه مادر به ما دوخته شد. قلب مان آمد توی دهن مان. فهمیدیم که به عنوان مشارکت یا معاونت در برداشتن دو زاری مردم، متهم ردیف دوم پرونده هستیم.
در کسری از ثانیه تجزیه تحلیل کردیم که باید به یک جایی پناه(!) برد. آن موقع امکانات نبود و ما نمی توانستیم به کانادا پناهنده شویم، پس هیچ جا بهتر از گوشه حیاط به ذهن مان نرسید.
مثل تیری که از چلهکمان رها شده باشد، پلههای زیرزمین را دو تا یکی کردیم. رفتیم داخل حیاط و -گلاب به رویتان- به مستراح گوشهحیاط پناهنده شدیم. در را هم از داخل به رویخودمان قفل کردیم.
صدای هر تپش قلب مان را دو بار می شنیدیم که صدای دومش مربوط به پژواک صدای قلب مان از دیوارهای مستراح بود . مادر به پشت درب اقامتگاه (!) ما رسیدند و گفتند :
«بیا بیرون!» ولی ما فقط عاجزانه التماس می کردیم :
«غلط کردم مادر! مادر غلط کردم!».مرحومه مادر دریافتند با توجه به محل پناهندگی(!) ما، این «غلط کردم!» خیلی فراتر از یک «غلط کردم» معمولی است و حواشی زیادی بر آن مترتب است!
بالاخره با کلی عجز و لابه، مادر امان دادند.
اکنون ما از یک حبس خود خواسته مستراحی و یک کیفر داغ، رهایی جسته بودیم. ندایی از درون به ما نهیب زد که : «استثنائا" همین یک بار جستی ملخک!».
از آن زمان تا امروز بیش از چهل و چهار سال می گذرد.
شما الان کل بودجه جاری و عمرانی ایالات متحده آمریکا را بسپار
به این اخوی ما . دور از جان ، اگر از گرسنگی بمیرد به پول دشمنش هم دست نمی زند.حالا گم شدن(!) این چند هزار میلیارد تومان پول
از صندوق ذخیره فرهنگیان هم ممکن است که دو حالت داشته باشد یا پول های گمشده را برادران(!) فکر کرده اند که بیصاحب(!) است .
و برداشتهاند اما به مادرشان نگفتهاند و یا پول را برداشته ...
و به مادرشان هم گفتهاند ، اما ... مادر ایشان ،عزم جدی در مبارزه
با مفاسد اقتصادی نداشتهاند!
وگرنه چند هزار میلیارد تومان پول به آن سنگینی که پا ندارد، تا برای خودش برود به راه رفتن و دوردور کردن!
ابراهیم پس از شهادت مظلومانه مختار_ثقفی با مصعب بیعت و در جنگ با مروانیان به طرز فجیعی کشته و سوزانده میشود.
ابراهیم مالک اشتر، جنگجوی دلاور و شجاعی بود که در بیعت با مختار به خونخواهی شهدای کربلا برخواست.[/b]
بیشتر افراد سپاه ابراهیم و مختار، ایرانی بودند.
پس از غلبه بر لشکر ابن زیاد و به هلاکت رسیدن او توسط ابراهیم و در نبود او ، شورشیان با تحریک مصعب بن زبیر به کوفه حمله کردند.
دراین بین، ابراهیم بارها نامه های مختار را دریافت کرد ، اما عمدا و به بهانه های مختلف از کمک به مختار سرپیچی کرد .
عده ای از مورخان علت این جدایی را دسیسه هایی از سوی لشکر مصعب میدانند و برخی هم تحریک های اطرافیان که مدام در گوش ابراهیم از برتری های او نسبت به مختار میخواندند ...
پس از شهادت غریبانه و مظلومانه مختار، مصعب بن زبیر از یک سو و عبدالملک مروان از سوی دیگر در ابراهیم طمع کردند تا او را که سرداری نام آور و مدیری دارای نفوذ بود، با خود همراه سازند؛
از اینرو، مصعب نامهای به ابراهیم نوشت، به او وعده داد در صورتی که حکومت ابن زبیر را بپذیرد، امارت مناطق شمالی عراق را به او میسپارد. نامه مشابهی نیز از سوی عبدالملک مروان - خلیفه اموی شام - به دست ابراهیم رسید.
سرانجام ابراهیم پس از مشورت با اطرافیان، با مصعب بیعت کرد ...
تا این که عبدالملک در سال ۷۱ یا ۷۲ قمری به مصعب حمله برد، و مصعب ابراهیم را برای مقابله با عبدالملک فراخواند که در نزدیک بغداد با هم رو به رو شدند.
در لحظات حساس جنگ، یکی از فرماندهان منسوب مصعب فرار کرد و عدّه زیادی را هم فراری داد. بدین ترتیب ابراهیم در محاصره افتاد. ناگهان با نیزهها به طرف او هجوم بردند و او را که به شدت مقاومت میکرد، به قتل رساندند.
قاتل ابراهیم، سر او را جدا کرد و برای عبدالملک بردند و سپس غلامان «عبيدالله بن زياد» به سبب کینهای که از ابراهیم داشتند، بدنش را با آتش سوزاندند .
مرقد او بین جاده قدیمی بغداد است. این قبر تا سامرّا ۸ فرسخ و تا دجله ۴ فرسخ فاصله دارد و مرقد او همان محل کشتهشدن اوست که به قبر «شیخ ابراهیم» شهرت دارد.
ابن اثیر جزری، علی بن محمد، الكامل فی التاریخ، ج 4، ص 261 – 264، دار صادر، بیروت، 1385ق. _الكامل، ج 4؛
ماهیت_قیام_مختار
کل_یوم_عاشورا_و_کل_أرض_کربلا
اللهم_اجعل_عواقب_امورنا_خیرا
یالثارات_الحسین
بصیرت خیانت
تزویر نفوذ ولایت
.