۲۵/آذر/۹۵, ۱۶:۵۲
![[تصویر: photo532576834218714762.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/4lifTmNqXj/large/photo532576834218714762.jpg)
آیا این سند، باعث دستگیری "بابک زنجانی" شده است؟!
بابک زنجانی ـ ابربدهکار نفتی ـ چند روز قبل از دستگیری به خوبی و خوشی در مهمانی باشگاه پرسپولیس شرکت کرد و در حالی که عدد 6 را با دستان خود به عکاسان نشان می داد، زمزمه خرید این باشگاه را نیز زیر لب تکرار می کرد. او که در زمان اوج تحریم ها خود را ناجی ملت، در فروش نفت های مانده بر روی دست وزارت نفت می خواند و در حالی که شرایط خود را پایدار می دید، در عین ناباوری، بازداشت گردید.
گمانه زنی ها از روز اول بازداشت زنجانی در مورد نحوه برخورد با او زیاد بود، اما یکی از قابل تامل ترین آنها این است که "وی دلال دولت قبل بود و روحانی دوست داشت با دلال دولت خود کار کند".
اما در این بین سندی را ویکی لیکس منتشر می کند که علی رغم مهم بودن، از چشم ها پنهان ماند. سندی که به خوبی نشان می دهد رئیس هلدینگ "سورینت" در استکهلم با یکی از وابستگان ایالات متحده آمریکا(سفیر یا مامور سازمان سیا) جلسه ای اختصاصی برگزار می کند و می گوید بر خلاف اینکه فکر می کنند من در ایران خواهم ماند، خواستار جابجایی خود و اموالم به آمریکا هستم.
بخشی از نظام به"زنجانی" اعتماد کرده و حجمی از تولید روزانه نفت ایران را در اختیار او قرار داده بودند با این فرض که او نیز "امین" کشور در مواقع سخت خواهد ماند اما افشای سند ملاقات وی با آمریکاییها و مهمتر از آن انتقال اموال عظیمش به بیرون از مرزها، عقلانی است که اصلی ترین دلیل بازداشت وی بوده باشد.
پی نوشت: این همان سندی است که کانال ضد انقلاب "آمدنیوز" چند روز پیش به عنوان سند اختصاصی! قصد انتشارش را داشت در حالی که مدت ها قبل توسط ویکی لیکس منتشر شده بود.
http://s3.img7.ir/VnPhs.jpg
مکانیزم ماله روحانی در برابر مکانیزم ماشه آمریکا
حمید رسایی: آمریکا یکبار دیگر با تمدید ۱۰ ساله قانون تحریم ها (isa) برجام را نقض کرد. بعد از موضع گیری صریح و شفاف رهبر انقلاب مبنی بر اینکه اقدام آمریکا نقض برجام بوده و باید با واکنش جمهوری اسلامی مواجه شود، آقایان حسن روحانی، علی لاریجانی، جواد ظریف و علی اکبر ولایتی هم در مواضع علنی، این اقدام را نقض برجام نامیدند و وعده واکنش شدید، متناسب و متقابل ایران را دادند!
طبعا با توجه به ادعای ولایتمداری که این چهره ها از خود نشان می دهند و با توجه به ادعای روحانی مبنی بر اینکه در مذاکرات هسته ای، تمام اقدامات حتی جزئیات بر اساس نقشه راهی بوده که رهبر انقلاب تعیین کرده است، انتظار افکار عمومی این بود که پاسخ دولت و هیأت نظارت بر حسن اجرای برجام که فرمان پرونده هسته ای را در اختیار دارند، بر اساس دستور العملی باشد که رهبر انقلاب صریح و آشکار در نامه تأیید اجرای مشروط برجام آن را اعلام کرده اند، اما ...
اما در مقام عمل این کوه، سوگمندانه باز هم موش زائید! هیأت نظارت بر حسن اجرای برجام که اصلی ترین افراد آن، خود مسبب تحمیل این خسارت محض به کشور بوده اند، نقض برجام توسط آمریکا را با اقداماتی که انجام آنها قبل از این هم مجاز و در چارچوب برجام بوده، پاسخ دادند! در حقیقت حسن روحانی به آمریکایی ها این سیگنال را ارسال کرد که اگر شما برجام را نقض کنید، ما بیشتر به آن پایبند می مانیم!
تصمیم این هیات «پیگیری حقوقی اقدام خصمانه آمریکا در تمدید تحریم ها» و «برنامهریزی برای طراحی و ساخت پیشران هستهای و مطالعه و طراحی تولید سوخت مصرفی آن» همانطور که رسما از طرف آمریکایی ها ناقض برجام دانسته نشده، در حقیقت در برابر نقض برجام، چراغ سبزی به آنهاست تا بعد از این، باز هم ما را تحریم و برجام را نقض کنند، چون می دانند که دولت روحانی و تیم نظارت کننده بر حسن اجرای برجام، باز هم رفتار آنها را توجیه خواهند کرد و بنای نقض برجام را ندارد!
بدون اغراق باید گفت: آقایان مدافع برجام، در برابر مکانیزم ماشه غربی ها (که با کوچکترین اقدام ما تحریم ها را رسما برمی گرداند)، از مکانیزم ماله استفاده می کنند که نتیجه آن، فشار و تحریم بیشتر خواهد بود
حمید رسایی: آمریکا یکبار دیگر با تمدید ۱۰ ساله قانون تحریم ها (isa) برجام را نقض کرد. بعد از موضع گیری صریح و شفاف رهبر انقلاب مبنی بر اینکه اقدام آمریکا نقض برجام بوده و باید با واکنش جمهوری اسلامی مواجه شود، آقایان حسن روحانی، علی لاریجانی، جواد ظریف و علی اکبر ولایتی هم در مواضع علنی، این اقدام را نقض برجام نامیدند و وعده واکنش شدید، متناسب و متقابل ایران را دادند!
طبعا با توجه به ادعای ولایتمداری که این چهره ها از خود نشان می دهند و با توجه به ادعای روحانی مبنی بر اینکه در مذاکرات هسته ای، تمام اقدامات حتی جزئیات بر اساس نقشه راهی بوده که رهبر انقلاب تعیین کرده است، انتظار افکار عمومی این بود که پاسخ دولت و هیأت نظارت بر حسن اجرای برجام که فرمان پرونده هسته ای را در اختیار دارند، بر اساس دستور العملی باشد که رهبر انقلاب صریح و آشکار در نامه تأیید اجرای مشروط برجام آن را اعلام کرده اند، اما ...
اما در مقام عمل این کوه، سوگمندانه باز هم موش زائید! هیأت نظارت بر حسن اجرای برجام که اصلی ترین افراد آن، خود مسبب تحمیل این خسارت محض به کشور بوده اند، نقض برجام توسط آمریکا را با اقداماتی که انجام آنها قبل از این هم مجاز و در چارچوب برجام بوده، پاسخ دادند! در حقیقت حسن روحانی به آمریکایی ها این سیگنال را ارسال کرد که اگر شما برجام را نقض کنید، ما بیشتر به آن پایبند می مانیم!
تصمیم این هیات «پیگیری حقوقی اقدام خصمانه آمریکا در تمدید تحریم ها» و «برنامهریزی برای طراحی و ساخت پیشران هستهای و مطالعه و طراحی تولید سوخت مصرفی آن» همانطور که رسما از طرف آمریکایی ها ناقض برجام دانسته نشده، در حقیقت در برابر نقض برجام، چراغ سبزی به آنهاست تا بعد از این، باز هم ما را تحریم و برجام را نقض کنند، چون می دانند که دولت روحانی و تیم نظارت کننده بر حسن اجرای برجام، باز هم رفتار آنها را توجیه خواهند کرد و بنای نقض برجام را ندارد!
بدون اغراق باید گفت: آقایان مدافع برجام، در برابر مکانیزم ماشه غربی ها (که با کوچکترین اقدام ما تحریم ها را رسما برمی گرداند)، از مکانیزم ماله استفاده می کنند که نتیجه آن، فشار و تحریم بیشتر خواهد بود
ﺁﻳﺎ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺷﺐ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻳﺎﺭﺍﻧﻪ ﻫﺎ ، ﺷﺐ ﻋﺰﺍی ﺩﻭﻟﺖ ﺍﺳﺖ ؟؟
ﻗﻴﻤﺖ ﺑﻨﺰﻳﻦ سهمیه ای ﺳﺎﻝ 92 ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ 100 ﺗﻮﻣﺎﻥ
قیمت بنزین آزاد سال 92 برابر با 400 تومان
ﻗﻴﻤﺖ ﺑﻨﺰﻳﻦ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 95 برابر ﺑﺎ 1000 ﺗﻮﻣﺎﻥ
ﺍﺧﺘﻼﻑ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ سهمیه ای 900 ﺗﻮﻣﺎﻥ و آزاد 600 تومان
ﻣﺼﺮﻑ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺑﻨﺰﻳﻦ ﻛﺸﻮﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ 71 ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻟﻴﺘﺮ
ﺟﻤﻌﻴﺖ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﻳﺎﺭﺍﻧﻪ در سال 92 ﺣﺪﻭﺩ 72 ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻧﻔﺮ
ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻳﺎﺭﺍﻧﻪ دریافتی ﻫﺮ ﻧﻔﺮ سال 92 ﺩﺭ ﺭﻭﺯ 1500 ﺗﻮﻣﺎﻥ
ﺍﺧﺘﻼﻑ ﻗﻴﻤﺖ ﺑﻨﺰﻳﻦ ﻗﺒﻞ ﻫﺪﻓﻤﻨﺪی ﺑﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺮﺍی ﻫﺮ ﻧﻔﺮ 900 ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ
ﻗﻴﻤﺖ ﮔﺎﺯﻭﺋﻴﻞ سهمیه ای ﺳﺎﻝ 92 ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ 16 ﺗﻮﻣﺎﻥ
ﻗﻴﻤﺖ ﮔﺎﺯﻭﺋﻴﻞ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 95 ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ 350 ﺗﻮﻣﺎﻥ
ﺍﺧﺘﻼﻑ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ 334 ﺗﻮﻣﺎﻥ
ﻣﺼﺮﻑ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﮔﺎﺯﻭﺋﻴﻞ ﻛﺸﻮﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ 76 ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻟﻴﺘﺮ
ﺟﻤﻌﻴﺖ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﻳﺎﺭﺍﻧﻪ ﺣﺪﻭﺩ 72 ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻧﻔﺮ
ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻳﺎﺭﺍﻧﻪ ﻫﺮ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ 1500 ﺗﻮﻣﺎﻥ
ﺍﺧﺘﻼﻑ ﻗﻴﻤﺖ ﮔﺎﺯﻭﺋﻴﻞ ﻗﺒﻞ ﻫﺪﻓﻤﻨﺪی ﺑﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺮﺍی ﻫﺮ ﻧﻔﺮ 340 ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ
ﺑﻌﺪ از روی کار آمدن دولت حسن روحانی در سال 92 ﻗﻴﻤﺖ ﺑﻨﺰﻳﻦ ، ﮔﺎﺯﻭﺋﻴﻞ ، ﻣﺎﺯﻭﺕ ، ﮔﺎﺯ ﺧﺎنگی، ﮔﺎﺯ سی ﺍﻥ جی ، ﮔﺎﺯ ﺍﻝ پی جی ، ﺑﺮﻕ ، آب ، ﻧﻔﺖ ﺳﻔﻴﺪ ﻭ ﻧﺎﻥ و ... ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻳﺎﻓﺖ .
با همین روش ساده افزایش قیمت و گرانیهای خود دولت در همین چند قلم را محاسبه کنید، به رقم باور نکردنی 6300 تومان دریافتی دولت به ازای هر نفر از مردم می رسید، در صورتی که دولت روحانی به هر نفر همان مبلغ 1500 تومان سال 92 و زمان دولت احمدی نژاد را پرداخت می کند
یعنی همان ماهی 45000 تومان که دیگر ارزشی ندارد
در صورتی که طبق این محاسبه ساده باید میزان یارانه پرداختی دولت به ازای هر نفر 189000 = 6300 × 30 به حروف صد و هشتاد و نه هزار تومان باشد .
حال اگر این محاسبه ساده را در اقلام دیگر ادامه بدهید باز به رقم باور نکردنی حدود 11000 تومان به ازای هر نفر می رسید .
بماند که دولت روحانی در همه جنبه ها با افزایش قیمتهای مداوم دست در جیب مردم دارد .
از افزایش پرداختی ها بابت گرفتن شناسنامه و کارت ملی و گواهینامه و پاسبورت یا تعویض و المثنی تا دریافتی های بانکی بابت تراکنش ها تا آلی ماشاء الله
بزبان ساده بگویم که دولت حسن روحانی برای مبلغ ناقابل 45000 تومانی یارانه، چند برابرش را از مردم دریافت می کند .
حال متوجه شدید چرا به دولت حسن روحانی « دولت تیغ زن » !! گفته می شود ؟؟
دولتی که حداقل سه مرتبه نرخ های قبوض آب و برق و گاز و ... را افزایش داده، اما با وجود اینکه «یارانه دریافتی» میلیونها نفر را قطع نموده، هیچ افزایش پرداختی یارانه حتی به مردم مستضعف! و دهک های پایین جامعه هم نداشته و تنها ﺣﻘﻮﻕ ﻭﺯﺭﺍی ﺩﻭﻟﺖ ﺭﻭﺣﺎنی ﺑﻴﺶ ﺍﺯ 400 ﺩﺭﺻﺪ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻳﺎﻓﺘﻪ است !!
ﺁﻳﺎ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻳﺎﺭﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﺑﺮﺍی ﺩﻭلتی ﻫﺎ ﺳﺨﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ؟؟
یک شخص بزرگواری می گفت : ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺍﺯ سختی ﻭ ﻣﺸﻜﻼﺕ زندگی معترض و ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ، بلکه ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻛﻪ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﻧﻴﺴﺖ و تبعیض ساختاری وجود دارد !!
ﻣﺮﺩﻡ می ﺑﻴﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﺳﺨﺖ ﺯﻧﺪگی ﻋﺎﻣﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺮخی ﺩﺭ ﺍﻭﺝ ﺧﻮﺷﮕﺬﺭﺍنی ﻫﺴﺘﻨﺪ و فقط مبلغ هشت میلیارد ناقابل خرج سونا و استخر نهاد ریاست جمهوریشان می شود، تا آقایان به دلیل زحمات و خدمات زیاد به مردم، در آنجا به تفریح بپردازند .
این چیزهاست که مردم را معترض نموده است !!
ﻗﻴﻤﺖ ﺑﻨﺰﻳﻦ سهمیه ای ﺳﺎﻝ 92 ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ 100 ﺗﻮﻣﺎﻥ
قیمت بنزین آزاد سال 92 برابر با 400 تومان
ﻗﻴﻤﺖ ﺑﻨﺰﻳﻦ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 95 برابر ﺑﺎ 1000 ﺗﻮﻣﺎﻥ
ﺍﺧﺘﻼﻑ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ سهمیه ای 900 ﺗﻮﻣﺎﻥ و آزاد 600 تومان
ﻣﺼﺮﻑ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺑﻨﺰﻳﻦ ﻛﺸﻮﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ 71 ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻟﻴﺘﺮ
ﺟﻤﻌﻴﺖ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﻳﺎﺭﺍﻧﻪ در سال 92 ﺣﺪﻭﺩ 72 ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻧﻔﺮ
ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻳﺎﺭﺍﻧﻪ دریافتی ﻫﺮ ﻧﻔﺮ سال 92 ﺩﺭ ﺭﻭﺯ 1500 ﺗﻮﻣﺎﻥ
ﺍﺧﺘﻼﻑ ﻗﻴﻤﺖ ﺑﻨﺰﻳﻦ ﻗﺒﻞ ﻫﺪﻓﻤﻨﺪی ﺑﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺮﺍی ﻫﺮ ﻧﻔﺮ 900 ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ
ﻗﻴﻤﺖ ﮔﺎﺯﻭﺋﻴﻞ سهمیه ای ﺳﺎﻝ 92 ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ 16 ﺗﻮﻣﺎﻥ
ﻗﻴﻤﺖ ﮔﺎﺯﻭﺋﻴﻞ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 95 ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ 350 ﺗﻮﻣﺎﻥ
ﺍﺧﺘﻼﻑ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ 334 ﺗﻮﻣﺎﻥ
ﻣﺼﺮﻑ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﮔﺎﺯﻭﺋﻴﻞ ﻛﺸﻮﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ 76 ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻟﻴﺘﺮ
ﺟﻤﻌﻴﺖ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﻳﺎﺭﺍﻧﻪ ﺣﺪﻭﺩ 72 ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻧﻔﺮ
ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻳﺎﺭﺍﻧﻪ ﻫﺮ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ 1500 ﺗﻮﻣﺎﻥ
ﺍﺧﺘﻼﻑ ﻗﻴﻤﺖ ﮔﺎﺯﻭﺋﻴﻞ ﻗﺒﻞ ﻫﺪﻓﻤﻨﺪی ﺑﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺮﺍی ﻫﺮ ﻧﻔﺮ 340 ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ
ﺑﻌﺪ از روی کار آمدن دولت حسن روحانی در سال 92 ﻗﻴﻤﺖ ﺑﻨﺰﻳﻦ ، ﮔﺎﺯﻭﺋﻴﻞ ، ﻣﺎﺯﻭﺕ ، ﮔﺎﺯ ﺧﺎنگی، ﮔﺎﺯ سی ﺍﻥ جی ، ﮔﺎﺯ ﺍﻝ پی جی ، ﺑﺮﻕ ، آب ، ﻧﻔﺖ ﺳﻔﻴﺪ ﻭ ﻧﺎﻥ و ... ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻳﺎﻓﺖ .
با همین روش ساده افزایش قیمت و گرانیهای خود دولت در همین چند قلم را محاسبه کنید، به رقم باور نکردنی 6300 تومان دریافتی دولت به ازای هر نفر از مردم می رسید، در صورتی که دولت روحانی به هر نفر همان مبلغ 1500 تومان سال 92 و زمان دولت احمدی نژاد را پرداخت می کند
یعنی همان ماهی 45000 تومان که دیگر ارزشی ندارد
در صورتی که طبق این محاسبه ساده باید میزان یارانه پرداختی دولت به ازای هر نفر 189000 = 6300 × 30 به حروف صد و هشتاد و نه هزار تومان باشد .
حال اگر این محاسبه ساده را در اقلام دیگر ادامه بدهید باز به رقم باور نکردنی حدود 11000 تومان به ازای هر نفر می رسید .
بماند که دولت روحانی در همه جنبه ها با افزایش قیمتهای مداوم دست در جیب مردم دارد .
از افزایش پرداختی ها بابت گرفتن شناسنامه و کارت ملی و گواهینامه و پاسبورت یا تعویض و المثنی تا دریافتی های بانکی بابت تراکنش ها تا آلی ماشاء الله
بزبان ساده بگویم که دولت حسن روحانی برای مبلغ ناقابل 45000 تومانی یارانه، چند برابرش را از مردم دریافت می کند .
حال متوجه شدید چرا به دولت حسن روحانی « دولت تیغ زن » !! گفته می شود ؟؟
دولتی که حداقل سه مرتبه نرخ های قبوض آب و برق و گاز و ... را افزایش داده، اما با وجود اینکه «یارانه دریافتی» میلیونها نفر را قطع نموده، هیچ افزایش پرداختی یارانه حتی به مردم مستضعف! و دهک های پایین جامعه هم نداشته و تنها ﺣﻘﻮﻕ ﻭﺯﺭﺍی ﺩﻭﻟﺖ ﺭﻭﺣﺎنی ﺑﻴﺶ ﺍﺯ 400 ﺩﺭﺻﺪ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻳﺎﻓﺘﻪ است !!
ﺁﻳﺎ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻳﺎﺭﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﺑﺮﺍی ﺩﻭلتی ﻫﺎ ﺳﺨﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ؟؟
یک شخص بزرگواری می گفت : ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺍﺯ سختی ﻭ ﻣﺸﻜﻼﺕ زندگی معترض و ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ، بلکه ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻛﻪ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﻧﻴﺴﺖ و تبعیض ساختاری وجود دارد !!
ﻣﺮﺩﻡ می ﺑﻴﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﺳﺨﺖ ﺯﻧﺪگی ﻋﺎﻣﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺮخی ﺩﺭ ﺍﻭﺝ ﺧﻮﺷﮕﺬﺭﺍنی ﻫﺴﺘﻨﺪ و فقط مبلغ هشت میلیارد ناقابل خرج سونا و استخر نهاد ریاست جمهوریشان می شود، تا آقایان به دلیل زحمات و خدمات زیاد به مردم، در آنجا به تفریح بپردازند .
این چیزهاست که مردم را معترض نموده است !!
انقلاب اسلامی» گرفتار در چنگال مافیای مخوف «حکومت در سایه»
یکی از بزرگترین سئوال هایی که در ذهن اغلب ملت ایران وجود دارد و بدخواهان انقلاب همواره تلاش میکنند با تکیه بر آن اصل نظام مقدس جمهوری اسلامی و انقلاب را زیر سئوال ببرند این است که چرا در نظامی که اسمش جمهوری اسلامی است معضلات کلانی مانند بانکداری ربوی، قاچاق، بی عدالتی و تبعیض طبقاتی، اختلاس و غیره وجود دارد و با تکیه بر همین معضلات نتیجه گیری میکنند که اساس و اصل انقلاب و نظام مشکل دارد و میبایست تغییر کند.
بعنوان مثال موضوع بانکداری ربوی که ریشۀ بسیاری از معضلات ملت ایران است و یا موضوع عدم توانایی در طراحی و ساخت خودرویی در تراز خودرو های معمول دنیا از جمله مسائلی است که مدام با تکیه بر آن نظام و انقلاب را زیر سئوال میبرند.
[b] اگر بخواهیم پاسخی صحیح، منطقی و جامعی به این پرسش ها بدهیم میبایست حاکمیت کشور در تمام سالهای بعد از انقلاب را به دو بخش تقسیم کنیم. حکومت جمهوری اسلامی و حکومت در سایه.
حقیقت این است که نظام استکبار جهانی که در هیچ کجای جهان و حتی در امریکا و اسرائیل علیرغم تصور توده های مردم توسط همین سیاستمدارانی که مردم به چشم میبینند گردانده و اداره نشده و نمیشود و سیاستمدارانی همچون رئیس جمهور و نخست وزیر و پادشاه و غیره همگی در اصل پست ترین رده را در هرم صهیونیستی ادارۀ دنیا داشته و چیزی بیش از یک سرباز و مأمور که مجبور است فرامین "اربابان در سایه" را اطاعت کنند، نیستند و ایران قبل از انقلاب و محمدرضا پهلوی نیز از این قاعده مستثناء نبوده و به گواه تاریخ توسط دستهای پنهانی در پشت پرده اداره میشدند.
بنابراین طبیعی است سیستم های اطلاعاتی و امنیتی نظام سلطه که تا آنزمان بیش از یک قرن در منطقه و ایران حضور داشته و صورت مویرگی در تمامی ارکان نظام طاغوت پهلوی حضور داشته و از مزایای دسته بندی دقیق اقوام و احزاب و گروههای مختلف ملت ایران حتی در حوزه ها و غیره بهره مند بوده و با هرکدام از آنها راه های ارتباطی خاص خود را داشتند، وقتی وقوع انقلاب اسلامی 57 را اجتناب ناپذیر می دیدند به فکر سناریو ها و راه کار های موازی دیگری برای "سرنگونی" و یا "کنترل" آن افتاده و به دنبال ساز و کاری برای پیاده کردن آن باشند که از مهمترین و قابل لمس ترین آنها میتوان به حوادثی مانند کودتای نوژه، حادثۀ طبس، پیگیری تجزیه ایران با طرح های استقلال طلبی اقوام، ترور ها و جنگ تحمیلی اشاره کرد.
همچنین طبیعی است نظام سلطه ای در سالهای منتهی به انقلاب و به جهت دستیابی به اهدافی که در بالا گفته شد شروع به حذف و یا فراری دادن مهره های رسمی و شناخته شده و یا اصطلاحاً سوختۀ خود و جایگزینی آنها با مهره های پنهان، مخفی و یا اصطلاحاً "نفوذی" با دسته بندی و رده بندی های خاص در جبهۀ انقلابیون آن زمان کند تا بتواند از هرکدام و بسته به سطح رده بندی آنها در زمان لازم بهرۀ لازم را ببرد.
اما سئوال اساسی آن است که آیا تمامی تلاش های نظام سلطه برای سرنگونی انقلاب همانهایی بود که در اوایل انقلاب و در کوران حوادث آن روز اتفاق افتاد یا برنامه های پیچیده تر و پنهان تری برای "کنترل" انقلاب و "براندازی نرم" آن وجود داشت ؟
قطعاً میتوان گفت جنگ تمام عیار تحمیلی علیه ایران بزرگترین و البته آخرین تلاش علنی نظام سلطه برای سرنگونی انقلاب اسلامی ملت ایران بود و دقیقاً بعد از آنکه نظام سلطه خود را عاجز از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی به شیوه های سخت دید، جنگ نرم شروع شد و درست همان زمان بود که مأموریت "سلول های خفتۀ" نفوذی در ارکان نظام شروع شد و "حکومت در سایه" با شروع پروژۀ مهار ایران از درون و خوراندن جام زهر به امام، به صورت رسمی آغاز به کار کرد.
از آن زمان تا کنون هرگز حاکمیت مقدس جمهوری اسلامی بر تمام امور نظام محقق نشد و همواره در تمام مسائل کشور جدال و کش مکشی پایان ناپذیر با "حکومت در سایه" وجود داشته که در بسیاری جمهوری اسلامی و در بسیاری "حکومت در سایه" موفق بوده و دست برتر داشته است که البته "حکومت در سایه" با آنکه ضربه های سنگینی به پیکرۀ انقلاب وارد کرده و همواره وزنه ای ثقیل به پای انقلاب بوده،هیچگاه نتوانسته انقلاب را متوقف و یا منحرف نماید.
حال با توضیحاتی که داده شد وقتی حاکمیت کشور را به دو قسمت "جمهوری اسلامی" با ذات و منش انقلابی به رهبری امام خامنه ای و "حکومت در سایه" با ذاتی غیر انقلابی و نماد "فتنه" تقسیم کنیم پیشرفتها و عقب ماندگی کشور را به صورت ذهنی بررسی کرده و میزان تأثیر یکی از این دو حاکمیت را در آنها لحاظ کنیم، خواهیم دید هرجا مانند صدور انقلاب، توان دفاعی و موشکی، پیشرفت فضایی و غیره پیشرفتی وجود داشته مربوط به "حاکمیت جمهوری اسلامی" و انقلابیون و هرجا مانند خودرو سازی و بانکداری و اشرافی گری و اختلاس عقبگرد و معضلی وجود داشته مربوط به "حکومت در سایه" و غیرانقلابیون است.
بعبارتی ساده تر هرجا مشاهده کردید معضلی حل نمیشود و پیشرفتی وجود ندارد و معضلی لاینحل مانده مطمئن باشید دست "حکومت در سایه" در جریان است و هر جا دیدید پیشرفت داریم بدانید دست "جمهوری اسلامی" باز بوده و دخالت "سایه نشینان" کم و یا قطع است.
برای فهم بهتر این موضوع میتوانید موضوع هسته ای را بعنوان یک نمونۀ کامل بررسی کرده و نتیجۀ انقلابی گری و دوری از انقلابی گری را به وضوح تماشا کرده و به این شیوه انقلابیون و غیرانقلابیون را بشناسید.
اینجاست که رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای میفرمایند:
((ما هرجا انقلابي عمل كرديم، پيش رفتيم و هرجا از انقلابيگري و حركت جهادي غفلت كرديم، عقب مانديم و ناكام شديم))
یکی از بزرگترین سئوال هایی که در ذهن اغلب ملت ایران وجود دارد و بدخواهان انقلاب همواره تلاش میکنند با تکیه بر آن اصل نظام مقدس جمهوری اسلامی و انقلاب را زیر سئوال ببرند این است که چرا در نظامی که اسمش جمهوری اسلامی است معضلات کلانی مانند بانکداری ربوی، قاچاق، بی عدالتی و تبعیض طبقاتی، اختلاس و غیره وجود دارد و با تکیه بر همین معضلات نتیجه گیری میکنند که اساس و اصل انقلاب و نظام مشکل دارد و میبایست تغییر کند.
بعنوان مثال موضوع بانکداری ربوی که ریشۀ بسیاری از معضلات ملت ایران است و یا موضوع عدم توانایی در طراحی و ساخت خودرویی در تراز خودرو های معمول دنیا از جمله مسائلی است که مدام با تکیه بر آن نظام و انقلاب را زیر سئوال میبرند.
[b] اگر بخواهیم پاسخی صحیح، منطقی و جامعی به این پرسش ها بدهیم میبایست حاکمیت کشور در تمام سالهای بعد از انقلاب را به دو بخش تقسیم کنیم. حکومت جمهوری اسلامی و حکومت در سایه.
حقیقت این است که نظام استکبار جهانی که در هیچ کجای جهان و حتی در امریکا و اسرائیل علیرغم تصور توده های مردم توسط همین سیاستمدارانی که مردم به چشم میبینند گردانده و اداره نشده و نمیشود و سیاستمدارانی همچون رئیس جمهور و نخست وزیر و پادشاه و غیره همگی در اصل پست ترین رده را در هرم صهیونیستی ادارۀ دنیا داشته و چیزی بیش از یک سرباز و مأمور که مجبور است فرامین "اربابان در سایه" را اطاعت کنند، نیستند و ایران قبل از انقلاب و محمدرضا پهلوی نیز از این قاعده مستثناء نبوده و به گواه تاریخ توسط دستهای پنهانی در پشت پرده اداره میشدند.
بنابراین طبیعی است سیستم های اطلاعاتی و امنیتی نظام سلطه که تا آنزمان بیش از یک قرن در منطقه و ایران حضور داشته و صورت مویرگی در تمامی ارکان نظام طاغوت پهلوی حضور داشته و از مزایای دسته بندی دقیق اقوام و احزاب و گروههای مختلف ملت ایران حتی در حوزه ها و غیره بهره مند بوده و با هرکدام از آنها راه های ارتباطی خاص خود را داشتند، وقتی وقوع انقلاب اسلامی 57 را اجتناب ناپذیر می دیدند به فکر سناریو ها و راه کار های موازی دیگری برای "سرنگونی" و یا "کنترل" آن افتاده و به دنبال ساز و کاری برای پیاده کردن آن باشند که از مهمترین و قابل لمس ترین آنها میتوان به حوادثی مانند کودتای نوژه، حادثۀ طبس، پیگیری تجزیه ایران با طرح های استقلال طلبی اقوام، ترور ها و جنگ تحمیلی اشاره کرد.
همچنین طبیعی است نظام سلطه ای در سالهای منتهی به انقلاب و به جهت دستیابی به اهدافی که در بالا گفته شد شروع به حذف و یا فراری دادن مهره های رسمی و شناخته شده و یا اصطلاحاً سوختۀ خود و جایگزینی آنها با مهره های پنهان، مخفی و یا اصطلاحاً "نفوذی" با دسته بندی و رده بندی های خاص در جبهۀ انقلابیون آن زمان کند تا بتواند از هرکدام و بسته به سطح رده بندی آنها در زمان لازم بهرۀ لازم را ببرد.
اما سئوال اساسی آن است که آیا تمامی تلاش های نظام سلطه برای سرنگونی انقلاب همانهایی بود که در اوایل انقلاب و در کوران حوادث آن روز اتفاق افتاد یا برنامه های پیچیده تر و پنهان تری برای "کنترل" انقلاب و "براندازی نرم" آن وجود داشت ؟
قطعاً میتوان گفت جنگ تمام عیار تحمیلی علیه ایران بزرگترین و البته آخرین تلاش علنی نظام سلطه برای سرنگونی انقلاب اسلامی ملت ایران بود و دقیقاً بعد از آنکه نظام سلطه خود را عاجز از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی به شیوه های سخت دید، جنگ نرم شروع شد و درست همان زمان بود که مأموریت "سلول های خفتۀ" نفوذی در ارکان نظام شروع شد و "حکومت در سایه" با شروع پروژۀ مهار ایران از درون و خوراندن جام زهر به امام، به صورت رسمی آغاز به کار کرد.
از آن زمان تا کنون هرگز حاکمیت مقدس جمهوری اسلامی بر تمام امور نظام محقق نشد و همواره در تمام مسائل کشور جدال و کش مکشی پایان ناپذیر با "حکومت در سایه" وجود داشته که در بسیاری جمهوری اسلامی و در بسیاری "حکومت در سایه" موفق بوده و دست برتر داشته است که البته "حکومت در سایه" با آنکه ضربه های سنگینی به پیکرۀ انقلاب وارد کرده و همواره وزنه ای ثقیل به پای انقلاب بوده،هیچگاه نتوانسته انقلاب را متوقف و یا منحرف نماید.
حال با توضیحاتی که داده شد وقتی حاکمیت کشور را به دو قسمت "جمهوری اسلامی" با ذات و منش انقلابی به رهبری امام خامنه ای و "حکومت در سایه" با ذاتی غیر انقلابی و نماد "فتنه" تقسیم کنیم پیشرفتها و عقب ماندگی کشور را به صورت ذهنی بررسی کرده و میزان تأثیر یکی از این دو حاکمیت را در آنها لحاظ کنیم، خواهیم دید هرجا مانند صدور انقلاب، توان دفاعی و موشکی، پیشرفت فضایی و غیره پیشرفتی وجود داشته مربوط به "حاکمیت جمهوری اسلامی" و انقلابیون و هرجا مانند خودرو سازی و بانکداری و اشرافی گری و اختلاس عقبگرد و معضلی وجود داشته مربوط به "حکومت در سایه" و غیرانقلابیون است.
بعبارتی ساده تر هرجا مشاهده کردید معضلی حل نمیشود و پیشرفتی وجود ندارد و معضلی لاینحل مانده مطمئن باشید دست "حکومت در سایه" در جریان است و هر جا دیدید پیشرفت داریم بدانید دست "جمهوری اسلامی" باز بوده و دخالت "سایه نشینان" کم و یا قطع است.
برای فهم بهتر این موضوع میتوانید موضوع هسته ای را بعنوان یک نمونۀ کامل بررسی کرده و نتیجۀ انقلابی گری و دوری از انقلابی گری را به وضوح تماشا کرده و به این شیوه انقلابیون و غیرانقلابیون را بشناسید.
اینجاست که رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای میفرمایند:
((ما هرجا انقلابي عمل كرديم، پيش رفتيم و هرجا از انقلابيگري و حركت جهادي غفلت كرديم، عقب مانديم و ناكام شديم))
![[تصویر: photo532580905847720666.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/xbVzqbuo4G/large/photo532580905847720666.jpg)
![[تصویر: photo532581885100202552.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/jlFIJgEltR/large/photo532581885100202552.jpg)
![[تصویر: palestinemap1.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/5o1UeAHmra/large/palestinemap1.jpg)
![[تصویر: 1077642_482.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/XwTSjGx5C6/large/1077642_482.jpg)
![[تصویر: photo532584045468813876.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/2SaoH1bHtk/large/photo532584045468813876.jpg)
![[تصویر: Image_IO_03.jpg]](http://s8.picofile.com/file/8278887184/Image_IO_03.jpg)
![[تصویر: Image_IO_02.jpg]](http://s8.picofile.com/file/8278887100/Image_IO_02.jpg)
![[تصویر: 1394082515515274_PhotoL.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1394/08/25/1394082515515274_PhotoL.jpg)

![[تصویر: photo532583031856532777.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/i6Glu8Qtbx/large/photo532583031856532777.jpg)
![[تصویر: ashas.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/DxkJeGXIOI/large/ashas.jpg)
![[تصویر: photo266478411658170888.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/foZwHc3ilP/large/photo266478411658170888.jpg)