۵/خرداد/۹۶, ۱۱:۲۱
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122
۶/خرداد/۹۶, ۵:۵۸
پیام شهدا: نه یک شب و نه یک قشر، بلکه شادی دائم همهی مردم!
حسین قدیانی: الساعه داشتم با «سردار باقرزاده» حرف میزدم. میگفت: «یکی از شهدای تازه تفحص شده، شهیدی است به نام «علی محمدرضایی» که قصهی عجیبی دارد! این شهید عزیز، بیسیمچی «سردار عراقی» جانشین وقت نیروی زمینی سپاه بود. از بچههای لشکر ۸ نجف اشرف اصفهان اما اهل قزوین. لابد میدانی که تعدادی از بچههای «لشکر ۸» از استان قزوین بودند. ما پیکر پاک این شهید را در «امالرصاص» پیدا کردیم و بر اساس شواهد متوجه شدیم که از شهدای عملیات «کربلای ۴» است! نکتهی عجیب اینجاست که بدانی استخوان پای این شهید، درون یک پای مصنوعی بود! یعنی این شهید، جانباز هم بوده! و با همان وضع، همچنان مشغول رزم! آنهم کجا؟ امالرصاص! آنهم کی؟ کربلای ۴! از این عجیبتر اینکه بدانی برادر این شهید، سال پیش در جبههی شام به شهادت میرسد، بیآنکه پیکرش برگردد! تو حالا خانوادهای و پدر و مادری را تصور کن که ۳۰ سال پیش، یک شهید جاویدالاثر دادهاند و این سالیان هم، یکی دیگر! آنوقت، یک سال بعد از شهادت دومین شهید و بعد از ۳۱ سال، پیکر مطهر شهید اول برمیگردد!»
القصه! بغض داشت صدای سردار! و گلایهای بلندبالا از فلان عنصر فتنهگر، که تشییع پیکر شهیدانی از تبار شهید محمدرضایی را واکنش به نتیجهی انتخابات یا در جهت مخالفت با شادی مردم، تفسیر کرده بود: «قبلا هم از این نامردیها کرده بودند! بنویس این نامردیها را! بنویس! بنویس که ما به وزارتخانههای مرتبط مثل امور خارجه، اول سال، اگر قراری بر تشییع شهدای تفحص شده باشد، برنامه میدهیم! بنویس که قسمت ایثارگران همین وزارتخانه در جریان برنامهی قبلی ما بود! در «تشییع میدان بهارستان» آنوقتی که ما برنامه دادیم، اصلا و ابدا نمیدانستیم که چند ماه بعد، مراسم ما میخواهد با فلان دور از مذاکرات، تلاقی داشته باشد! در اوج نامردی، اصحاب تفحص را و آن همه تشییعکننده را متهم کردند به تخریب مذاکرات! و حالا گیرم تلاقی پیدا کرده! مگر مذاکرات این حضرات، حول چه محورهایی بود که تشییع شهدا میشود مخل آن؟! این دوره هم، ما از چند ماه پیش، روز تشییع را اعلام کرده بودیم! هم به دستگاهها و هم به جراید! پس چرا مینویسند مخالفت با نتیجهی انتخابات یا شادی مردم؟! مگر مهیا کردن تشییع این همه شهید، کار یک روز و دو روز است؟! خودشان از شهدا و پیام شهدا و تشییع شهدا میترسند؛ آنوقت، تفحص را متهم میکنند به سیاسیکاری و سوءاستفاده از شهدا! بنویس این نامردیها را!»
چشم سردار تفحص! مینویسم! آری! مینویسم اما علیه خودت! چرا خواب جماعت را بهم میزنی؟! چرا میخواهی با «تشییع شهدا» یکی هم «پیام شهدا» را منتقل کنی؟! چرا دست از شعائر شهدا برنمیداری؟! مگر نمیبینی بیم دارند از «مرگ بر آمریکا» که همان شعار شهدا بود؟! مگر نمیبینی هیهاتشان از «عزت» است و نه «ذلت»؟! مگر نمیبینی اسلحهی شهدا را دست حاجقاسم برنمیتابند؟! مگر نمیبینی اصل و اساس رزمندگی را میزنند؟! اینها سردار سلیمانی را تا همین حد دوست دارند که ضامن امنیت رانتخواریشان باشد و الا سخن از «فرهنگ شهادت» اگر بگوید، او هم میشود «خشونتطلب»! مگر ندیدی چه کردند با موشکهای شهید طهرانیمقدم؟! گمانم سر تو در خاک امالرصاص بود و وقت نکردی مناظرهها را ببینی! عامل ابقای تحریمها مشخص شد؛ وصیتنامهی سردار شهیدی که دنیا را بدون «غدهی سرطانی» میخواست!
میدانی فرماندهی تفحص! هیچ روزی برای مشایعت پیکر شهدا، از نظر این جماعت، روز مناسبی نیست! آخر اینها بر خلاف اغلب رأیدهندگانشان که هر چند سال یک بار شادی میکنند، هر روز و هر شب، بساط شادیشان پهن است! سلطان «دید»ند و امپراطور «بازدید»! شبی در خانهی شیخ رمال! شبی در لانهی شیخ کذاب! روزی در حال لاس! روزی در کار اختلاس! چه کار داری به جماعت؟! بگذار خوش باشند! شهدا خراب میکنند این خوشی را! هر روز که بیایند! حین مذاکره، مذاکره را! حین مغازله، مغازله را! حین رانتخواری، رانتخواری را! حین حقوق نجومی، حقوق نجومی را! تشییع پیکر شهدا! بس کن سردار! ذائقهی جماعت، عوض شده! عوضی شده! هر که بیشتر و بهتر بدزدد، نمیبینی که بزعم ایشان، «ذخیره»تر میشود؟! و «امانتدار»تر؟! تشییع پیکر شهدا! گمانم تو گیر کردهای در جنوب! و حضرات در شمال! تو در امالرصاص! حضرات در کیش! تو در دوکوهه! حضرات در توچال! تازگیها زرنگ هم شدهاند! ذرهبین میاندازند در دلنوشت آدم! توهین فلانی به مردم شمال! به کوسههای کیش! به میمونهای توچال! به شیخک اولی از سمت راست! به ناطقی از دیار کور! به عالمی کر! به ملبسی لال! به شعار اعتدال! تشییع پیکر شهدا! سردار تفحص! شهید امروز را برنمیتابند و تو اما از دل جنگ، شهید برایشان کشف میکنی؟! مگر ندیدی فردای شهادت سردار سپاه قدس، تیتر زدند: «سرتیپ حسین همدانی در سوریه کشته شد»؟!
شگفتا! دستگاه قضایی، «تو» هم به ایشان نگفت! تشییع پیکر شهدا! ۴ تکه استخوان! زخم زبان! زمانهی زخم! زبانهی آتش! گدازهی فتنه! ذبح حقیقت، پیش پای مصلحت! زر و زور و تزویر! و دروغ بزرگی به نام تدبیر! هان ای آقایان وقیح! هان ای حضرات بیحیا! شما اگر مدافع شادی واقعی این مردم بودید، به جای مردمفریبی و رقیبهراسی و دروغ، مشکل بیکاری و رکود را حل میکردید! درد شما «شادی مردم» نیست؛ ترس از پیام شهداست! درد شما «تشییع پیکر شهدا» نیست؛ پیام این مشایعت است! و پیام این دردانههای شهادت است! درد شما «شادی خودتان» است، نه شادی این مردم! لطفا از مردم و از شادی مردم، استفادهی ابزاری نکنید! و این همه از پیام شهدای این مردم نترسید! از قضا، شهدای این دیار رفتند و ۳۰ سال بعد با تابوتی پر از این پیام برگشتند که شادی، حق هر شب و هر روز همهی این ملت است، نه فقط یک شب! و نه فقط بخشی از ملت! ملت برای شما یعنی روز انتخابات و شبی هم پایکوبی و بعد هم خفقان! و مگر نه آن است که حتی اعتراض ۲ روز دیگر دختران و پسران شنبهشب به بیکاری و رکود را چون دورهی قبل، حواله به جهنم میدهید؟! اصلا یک سئوال! آن روز که ما در بهارستان بودیم و شما در مذاکره، دقیقا چه داشتید رد و بدل میکردید که از آن تشییع باشکوه، تعبیر به «مزاحم» کردید؟! هیهات! شهدای این مردم، مزاحم شادی این ملت نیستند! اصحاب تفحص هم!
من، همهی شما را دعوت میکنم به یک پیشنهاد! برویم نزد همان جوانان شاد شامگاه شنبه، یعنی پروپاقرصترین رأیدهندگان به جریان خودتان، با این پرسش که «آیا مسئول بیکفایت، مخل شادی همیشگی و نشاط دائم شماست یا روز تشییع شهدا؟!» قدر مسلم، جواب رد به این پیشنهاد یا نادیده گرفتن آن، یعنی اعتراف بزرگ شما به پدیدهی زشت مردمفریبی! و اذعان بزرگ شما به اینکه حتی نزد رأیدهندگان پای کارتان هم، بیآبرو و بیمایه هستید! گفت: «شهیدان، زندهاند؛ الله اکبر!» که اگر «زنده» نبودند، رجالگان زر و زور و تزویر را، این همه از ایشان، هراس نبود! پس خوش آمدی سبکبار با وفای امالرصاص! دیدی که «برادر» اسلحهات را زمین نگذاشت؟! دیدی که پیکر او هم برنگشت؟! دیدی که بر ما چه گذشت؟! شنیدی تهمتهای آشنا را؟! یا اخا ادرک اخاک...
حسین قدیانی: الساعه داشتم با «سردار باقرزاده» حرف میزدم. میگفت: «یکی از شهدای تازه تفحص شده، شهیدی است به نام «علی محمدرضایی» که قصهی عجیبی دارد! این شهید عزیز، بیسیمچی «سردار عراقی» جانشین وقت نیروی زمینی سپاه بود. از بچههای لشکر ۸ نجف اشرف اصفهان اما اهل قزوین. لابد میدانی که تعدادی از بچههای «لشکر ۸» از استان قزوین بودند. ما پیکر پاک این شهید را در «امالرصاص» پیدا کردیم و بر اساس شواهد متوجه شدیم که از شهدای عملیات «کربلای ۴» است! نکتهی عجیب اینجاست که بدانی استخوان پای این شهید، درون یک پای مصنوعی بود! یعنی این شهید، جانباز هم بوده! و با همان وضع، همچنان مشغول رزم! آنهم کجا؟ امالرصاص! آنهم کی؟ کربلای ۴! از این عجیبتر اینکه بدانی برادر این شهید، سال پیش در جبههی شام به شهادت میرسد، بیآنکه پیکرش برگردد! تو حالا خانوادهای و پدر و مادری را تصور کن که ۳۰ سال پیش، یک شهید جاویدالاثر دادهاند و این سالیان هم، یکی دیگر! آنوقت، یک سال بعد از شهادت دومین شهید و بعد از ۳۱ سال، پیکر مطهر شهید اول برمیگردد!»
القصه! بغض داشت صدای سردار! و گلایهای بلندبالا از فلان عنصر فتنهگر، که تشییع پیکر شهیدانی از تبار شهید محمدرضایی را واکنش به نتیجهی انتخابات یا در جهت مخالفت با شادی مردم، تفسیر کرده بود: «قبلا هم از این نامردیها کرده بودند! بنویس این نامردیها را! بنویس! بنویس که ما به وزارتخانههای مرتبط مثل امور خارجه، اول سال، اگر قراری بر تشییع شهدای تفحص شده باشد، برنامه میدهیم! بنویس که قسمت ایثارگران همین وزارتخانه در جریان برنامهی قبلی ما بود! در «تشییع میدان بهارستان» آنوقتی که ما برنامه دادیم، اصلا و ابدا نمیدانستیم که چند ماه بعد، مراسم ما میخواهد با فلان دور از مذاکرات، تلاقی داشته باشد! در اوج نامردی، اصحاب تفحص را و آن همه تشییعکننده را متهم کردند به تخریب مذاکرات! و حالا گیرم تلاقی پیدا کرده! مگر مذاکرات این حضرات، حول چه محورهایی بود که تشییع شهدا میشود مخل آن؟! این دوره هم، ما از چند ماه پیش، روز تشییع را اعلام کرده بودیم! هم به دستگاهها و هم به جراید! پس چرا مینویسند مخالفت با نتیجهی انتخابات یا شادی مردم؟! مگر مهیا کردن تشییع این همه شهید، کار یک روز و دو روز است؟! خودشان از شهدا و پیام شهدا و تشییع شهدا میترسند؛ آنوقت، تفحص را متهم میکنند به سیاسیکاری و سوءاستفاده از شهدا! بنویس این نامردیها را!»
چشم سردار تفحص! مینویسم! آری! مینویسم اما علیه خودت! چرا خواب جماعت را بهم میزنی؟! چرا میخواهی با «تشییع شهدا» یکی هم «پیام شهدا» را منتقل کنی؟! چرا دست از شعائر شهدا برنمیداری؟! مگر نمیبینی بیم دارند از «مرگ بر آمریکا» که همان شعار شهدا بود؟! مگر نمیبینی هیهاتشان از «عزت» است و نه «ذلت»؟! مگر نمیبینی اسلحهی شهدا را دست حاجقاسم برنمیتابند؟! مگر نمیبینی اصل و اساس رزمندگی را میزنند؟! اینها سردار سلیمانی را تا همین حد دوست دارند که ضامن امنیت رانتخواریشان باشد و الا سخن از «فرهنگ شهادت» اگر بگوید، او هم میشود «خشونتطلب»! مگر ندیدی چه کردند با موشکهای شهید طهرانیمقدم؟! گمانم سر تو در خاک امالرصاص بود و وقت نکردی مناظرهها را ببینی! عامل ابقای تحریمها مشخص شد؛ وصیتنامهی سردار شهیدی که دنیا را بدون «غدهی سرطانی» میخواست!
میدانی فرماندهی تفحص! هیچ روزی برای مشایعت پیکر شهدا، از نظر این جماعت، روز مناسبی نیست! آخر اینها بر خلاف اغلب رأیدهندگانشان که هر چند سال یک بار شادی میکنند، هر روز و هر شب، بساط شادیشان پهن است! سلطان «دید»ند و امپراطور «بازدید»! شبی در خانهی شیخ رمال! شبی در لانهی شیخ کذاب! روزی در حال لاس! روزی در کار اختلاس! چه کار داری به جماعت؟! بگذار خوش باشند! شهدا خراب میکنند این خوشی را! هر روز که بیایند! حین مذاکره، مذاکره را! حین مغازله، مغازله را! حین رانتخواری، رانتخواری را! حین حقوق نجومی، حقوق نجومی را! تشییع پیکر شهدا! بس کن سردار! ذائقهی جماعت، عوض شده! عوضی شده! هر که بیشتر و بهتر بدزدد، نمیبینی که بزعم ایشان، «ذخیره»تر میشود؟! و «امانتدار»تر؟! تشییع پیکر شهدا! گمانم تو گیر کردهای در جنوب! و حضرات در شمال! تو در امالرصاص! حضرات در کیش! تو در دوکوهه! حضرات در توچال! تازگیها زرنگ هم شدهاند! ذرهبین میاندازند در دلنوشت آدم! توهین فلانی به مردم شمال! به کوسههای کیش! به میمونهای توچال! به شیخک اولی از سمت راست! به ناطقی از دیار کور! به عالمی کر! به ملبسی لال! به شعار اعتدال! تشییع پیکر شهدا! سردار تفحص! شهید امروز را برنمیتابند و تو اما از دل جنگ، شهید برایشان کشف میکنی؟! مگر ندیدی فردای شهادت سردار سپاه قدس، تیتر زدند: «سرتیپ حسین همدانی در سوریه کشته شد»؟!
شگفتا! دستگاه قضایی، «تو» هم به ایشان نگفت! تشییع پیکر شهدا! ۴ تکه استخوان! زخم زبان! زمانهی زخم! زبانهی آتش! گدازهی فتنه! ذبح حقیقت، پیش پای مصلحت! زر و زور و تزویر! و دروغ بزرگی به نام تدبیر! هان ای آقایان وقیح! هان ای حضرات بیحیا! شما اگر مدافع شادی واقعی این مردم بودید، به جای مردمفریبی و رقیبهراسی و دروغ، مشکل بیکاری و رکود را حل میکردید! درد شما «شادی مردم» نیست؛ ترس از پیام شهداست! درد شما «تشییع پیکر شهدا» نیست؛ پیام این مشایعت است! و پیام این دردانههای شهادت است! درد شما «شادی خودتان» است، نه شادی این مردم! لطفا از مردم و از شادی مردم، استفادهی ابزاری نکنید! و این همه از پیام شهدای این مردم نترسید! از قضا، شهدای این دیار رفتند و ۳۰ سال بعد با تابوتی پر از این پیام برگشتند که شادی، حق هر شب و هر روز همهی این ملت است، نه فقط یک شب! و نه فقط بخشی از ملت! ملت برای شما یعنی روز انتخابات و شبی هم پایکوبی و بعد هم خفقان! و مگر نه آن است که حتی اعتراض ۲ روز دیگر دختران و پسران شنبهشب به بیکاری و رکود را چون دورهی قبل، حواله به جهنم میدهید؟! اصلا یک سئوال! آن روز که ما در بهارستان بودیم و شما در مذاکره، دقیقا چه داشتید رد و بدل میکردید که از آن تشییع باشکوه، تعبیر به «مزاحم» کردید؟! هیهات! شهدای این مردم، مزاحم شادی این ملت نیستند! اصحاب تفحص هم!
من، همهی شما را دعوت میکنم به یک پیشنهاد! برویم نزد همان جوانان شاد شامگاه شنبه، یعنی پروپاقرصترین رأیدهندگان به جریان خودتان، با این پرسش که «آیا مسئول بیکفایت، مخل شادی همیشگی و نشاط دائم شماست یا روز تشییع شهدا؟!» قدر مسلم، جواب رد به این پیشنهاد یا نادیده گرفتن آن، یعنی اعتراف بزرگ شما به پدیدهی زشت مردمفریبی! و اذعان بزرگ شما به اینکه حتی نزد رأیدهندگان پای کارتان هم، بیآبرو و بیمایه هستید! گفت: «شهیدان، زندهاند؛ الله اکبر!» که اگر «زنده» نبودند، رجالگان زر و زور و تزویر را، این همه از ایشان، هراس نبود! پس خوش آمدی سبکبار با وفای امالرصاص! دیدی که «برادر» اسلحهات را زمین نگذاشت؟! دیدی که پیکر او هم برنگشت؟! دیدی که بر ما چه گذشت؟! شنیدی تهمتهای آشنا را؟! یا اخا ادرک اخاک...
۶/خرداد/۹۶, ۸:۰۸
(۵/خرداد/۹۶ ۱۱:۲۱)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]شهر که شلوغ میشه ...قورباغه هم هفت تیر کش میشه
![[تصویر: 754564_766.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/yDtIlEiK5I/large/754564_766.jpg)
جنون عربی
خرید ۱۱۰ میلیارد دلاری سلاح عربستان از امریکا نشان دهنده راهبردهای جدیدی از طرف این کشور در سیاستهای بین المللی اش است .
از طرفی شرکت نکردن قطر در تشکیل یک ناتو عربی نیز نشان دهنده این است یکی از اهداف بلند مدت این کشور دست یابی به منابع زیرزمینی این کشور و تبدیل شدن به یک منبع لایزال انرژی در سطح جهان است.
با توجه به توان نظامی بالای ایران شاید یکی از اهداف کوتاه مدت این کشور افزایش قدرت بازدارندگی در برابر ایران است چون گرچه عربستان در معادلات ایران تقریبا هیچ است اما باید به این نکته نیز توجه کرد که ایران در معادلات عربستان تقریبا همه چیز است .
البته بسیاری از این سلاحها به دست شورشیان سوری و عراقی خواهد رسید و از نظر تسلیحاتی باید منتظر جهش چشمگیر قدرت تسلیحاتی تروریستهای داعش و النصره باشیم .
از طرفی با وضعیت تقریبا ورشکسته اقتصاد امریکا این قرار داد همانند یک مسکن بسیار قوی به بازار تسلیحاتی امریکا تزریق شد و تلاش بی حد و حصر ترامپ برای ایجاد ایران هراسی در جهان عرب نیز موید این مطلب است . ترامپ یک تاجر موفق آمریکاییست که بدون توجه به شخصیت در ویترین او باید گفت زکاوت خام کردن اعراب را برای این تجارت بزرگ تسلیحاتی را داشت . یادمان نرود از زمان انتخاب ترامپ تا قبل از سفر وی به عربستان سیاستش در مقابل عربستان با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن بود که از قضا بسیار زیاد از این سیاست جواب گرفت.
به هر طریق باید دستگاه دیپلماسی و سیاستگزاران روابط بین الملل بیش از پیش جواسشان به تحولات پیرامون کشور باشد چون این خرید ممکن است اعتماد به نفس کاذبی را در بین حکام سعودی ایجاد کند و آنها دست به اقدامات جنون آمریزی بزنند که متیجه آن هرچه باشد منفعتش فقط و فقط برای غرب خواهد بود.
والعاقبه_للمتقین
علی_مختارزاده
۶/خرداد/۹۶, ۱۵:۳۲
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥
تحلیل بر آراء «مردم» در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥
تحلیل بر آراء «مردم» در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
نوشـته حاضر تحلیلی است بر آراء مرم در انتخابات دوره دوازدهم ریاست جمهوری و روی سخن
آن نیروهای حزبالله است از هر جناحی (اصلاحطلب، اصـولـگـرا "یا به قول خودشان انقلابی" و
احمدینژادی)
![[تصویر: arhabbasi_09988123.jpg]](http://s8.picofile.com/file/8296072876/arhabbasi_09988123.jpg)
![[تصویر: arhabbasi_09988123.jpg]](http://s8.picofile.com/file/8296072876/arhabbasi_09988123.jpg)
بعد از این انتـخابات یک مسئـله مهم و حیاتی وجود دارد که نیروهای دلسوز انقلاب حتما باید به
آن توجه کنند و آن تحلیـل آراء مردم است. چیزی که مردم در برگه رأی نوشتند، عموما نام یکی
از کاندیـداها بوده است؛ اما این دو کلمه حرف زیادی برای گفتن دارد و بایـد رمـزگشـایی شود و
اگر به آن توجه نشود، ضربه سنگینی به اسلام و انقلاب وارد خواهد آمد. اولیـن کلـمـه رمز آراء
مردم «نـه» است، یک «نـه بزرگ». اما «نه» به چه چیزی؟! بگذارید کمی تقسیم بندی نماییم:
کسـانی که به آقـای رئیسی رأی دادنـد. (تعداد: حدود 16 میلیون نفر) دومین کلمه رمز آراء ایـن
دسته، آقـای «روحانی» است؛ یعنی «نه به روحانی». علت این رأی هم مشخص است. اگر از
رویکرد غرب گـرایـانـه این دولـت و سیـاست های کلی اش بگذریـم، این دولت ناکارامدترین دولت
پس از مشروطه است (شاید حتی قبـل از مشـروطه هم باشد! نگارنده مطالعهای بر دولتهای
قبل از مشروطه نداشته است).
بنابرایـن علت آراء این 16 میلیون مشخص است. البته تحلیلگران و سرشاخههای امت حزبالله از
آقایـان عبـدالله گنـجـی، رضـا سـراج، مـهـدی محمدی و... سعی دارند، پس از «نه به روحانی»،
«بله به رئیسی» را با هیجانی کردن فضا به حزباللهیها قالـب کنند که ایـن دروغ محض است.
![[تصویر: arhabbasi_09977123.jpg]](http://s9.picofile.com/file/8296072850/arhabbasi_09977123.jpg)
![[تصویر: arhabbasi_09977123.jpg]](http://s9.picofile.com/file/8296072850/arhabbasi_09977123.jpg)
امـا در فضـای پـس از انتـخـابـات و بعد از خوابیدن شور و حال و احساسات، اگر فضا آرام شود و
امـت حزبالله بـه خـود بازگـردد، مطمئنا آقای رئیسی را کاندیـدای ایجابی خود نخواهد دید. فقط
کافیست که خود را از هژمونی تحلیلگرانی از آن دست که نام بـردده شد، دور کند و خود اندکی
فکر کند و یک "چــرا" جـلوی اقـدامات و کارها و بدیهیـاتی که در فضای احساسی قبول کرده بود
بگذارد و خود به آن ها جواب دهد. مطمـئـنـا به همیـن نتیجـه خواهد رسید✿✿✿✿✿✿✿✿✿☼✿
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
۶/خرداد/۹۶, ۲۰:۴۳
(۶/خرداد/۹۶ ۱۵:۳۲)MEEAAD نوشته است: [ -> ]░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥
امـا در فضـای پـس از انتـخـابـات و بعد از خوابیدن شور و حال و احساسات، اگر فضا آرام شود وامـت حزبالله بـه خـود بازگـردد، مطمئنا آقای رئیسی را کاندیـدای ایجابی خود نخواهد دید. فقطکافیست که خود را از هژمونی تحلیلگرانی از آن دست که نام بـردده شد، دور کند و خود اندکیفکر کند و یک "چــرا" جـلوی اقـدامات و کارها و بدیهیـاتی که در فضای احساسی قبول کرده بودبگذارد و خود به آن ها جواب دهد. مطمـئـنـا به همیـن نتیجـه خواهد رسید✿✿✿✿✿✿✿✿✿☼✿
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
!!!
شما در انتخابات 96 حضور داشتید؟
گویا تصور شما براین هست که 20 تا یا شاید هم 30 کاندیدا وجود داشت و حزب الله رئیسی رو انتخاب کرد!!!
بابا فقط روحانی بود و رئیسی و اون دوتا که اومده بودن موز بخورن!
به کدوم رای می دادیم؟ به فریدون؟
انتظار داشتید انقلابی بودن و چه و چه رو به کدومشون منتسب کنیم در اون بحبوحه؟
شاید انتظار داشتید تمام حزب الله مثل آن کارگر متین و بی آلایش آذری (در آن عکس معروف) بخاطر ضد آمریکایی بودن به روحانی رای بدن؟
دوباره تاکید میکنم فقط روحانی بود و رئیسی گزینه دیگه ای نبود که اسمش رو بنویسی. لذا مجبور بودیم تمام اون صفات رو به آقای رئیسی منتسب کنیم چه خودش بخواد یا نخواد.
البته گویا مشاهده شده که عده ای تقویم هاشون رو چندسال بود عوض نکرده بودن و رای به "احمدی نژاد" داده بودن.
پ.ن بیانیه شماره هشتصد و پونصد: وزیر کشور اعلام کرد در هنگام شمارش ارا عده ای به تصور اینکه در سال های 84 تا 88 زندگی میکنیم همچنان به احمدی نژاد رای داده بودن، کارشناسان می گویند گویا این افراد برای فرار از رجیستری نرم افزارهای کامپیوتر شخصی شان، تنظیمات تاریخ ویندوز7 خود را به چندسال قبل برده بودند که باعث سردرگمی آنها در هنگام رای دادن شده بود.

۶/خرداد/۹۶, ۲۰:۵۸
جناب میعاد من قبل از انتخابات آقای رئیسی رو نمیشناختم ولی در حین انتخابات و بعدش ارادت خاصی بهشون پیدا کردم. نکته خوبی هم که در مورد ایشون دیدم این بود که رقیب دریده ای که از لوله گفتن هم دریغ نداشت نتونست لکه ای تو زندگی ایشون پیدا کنه تا های و هوی راه بندازه.
البته آقای رئیسی کامل نبود ولی در بین گزینه ها بهترین بود.
راستی رفیق، جناب احمدی نژاد از امتحان ولایت مداری رو سیاه بیرون اومد همونطوری که چندیدن بار هم رفوزه شده بود.
البته آقای رئیسی کامل نبود ولی در بین گزینه ها بهترین بود.
راستی رفیق، جناب احمدی نژاد از امتحان ولایت مداری رو سیاه بیرون اومد همونطوری که چندیدن بار هم رفوزه شده بود.
۶/خرداد/۹۶, ۲۲:۴۱
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥
تحلیل بر آراء «مردم» در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری (2)
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥
تحلیل بر آراء «مردم» در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری (2)
کسـانی که به آقای «روحانی» رای دادند. (تعداد: حدود 23.5 میلیون نفر) با توجه به وضعیت این
دولـت و اقدامات (اگـر اقدامی داشته باشد!) و سیاستهایش و ناکارامدیاش در همهی حوزهها،
مسلما ایــن 23.5 میـلیـون «بــله» به آقـای روحانی نیست. و اگر از حدود 10 درصد این آرا، یعنی
کسـانی که حــزبی رأی داده اند هم بگذریم، این رأی حتی «بله» به سید محمد خاتمی و جریانِ
اصلاحات هم نیـست و اساساً «بـلـه» نیست. امـا «نـه» به چـه چیـزی است؟ قـسـمـت دوم از
رمزگشایی رأی این 23.5 میلیون، یک کلمه و یک فرد نیست، بلکه یـک مجمـوعه کارها، اقـدامات،
نهادها، و تـفکـراتـی است که آقای رئیسی خواستـه و یا نـاخـواستـه نماد آنهـا است. این 23.5
میلیون کسانی هستند که «ضد حاکمیت» هستند (حاکمیت نه به معنـای نظام و یا انقلاب). این
![[تصویر: alimat1979_jhj66.jpg]](http://s9.picofile.com/file/8296106068/alimat1979_jhj66.jpg)
![[تصویر: alimat1979_jhj66.jpg]](http://s9.picofile.com/file/8296106068/alimat1979_jhj66.jpg)
23.5 میلیـون کسانی هستند که با «الیگارشی قدرت» مشکل دارند. اینها کسانی هستنـد که با
انحصارطلبی در برخی قسمت های جمهوری اسلامی مخالف اند. اینها کسانی هستنـد که فقط
یکبار گذرشان به قوه محترم قضائیه افتاده است. اینها کســانی هستنـد که سـال 88 بـا اعتـراضِ
مسالمت آمیزشان «برخورد امنیتی» شده است [1]. اینـها کسـانی هسـتند که از تـزویـر و ریا در
جمهوری اسلامی خسته شده اند؛ مثلاً در زمانی که تحریم کمر کشور را خـم کرده است و وضع
اقتصادی مردم اسفناک است و به آنها گفته میشود صرفه جویی کنید و کلیدواژه «مقاومت» در
فضای کشور بولد می شود، تصـاویـر ضـیـافـت افطـار برخی مسئولین، عکس های عروسی دخترِ
فــــلانــی، عــکــس های میـهـمـانـی پـســر بــهــمـانـی و ... را مـیبیـنـنـد✿✿✿✿✿✿✿✿✿☼✿
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------[1] موضع نگـارنـده دربارهی فتنـهی 88 مشـخص است؛ اما در سال 88 حرف مردمی که به خاطر
همین اقدامات و تفکـرات حاکم بر برخی نهادهای کشـور، دست به اعتراض علیه الیگارشی قدرت
در جمهوری اسلامی زدند و حـرفشـان نه تقلب (که اصلا هیچ ربطی به تقلب و انتخابات نداشت)
بلکه نوعی اعتراض به وضعیت موجود در برخی قسمتها در جمهوری اسلامی بود، شنیده نشد
و با آنها در کنار فتنه گرانی که کشور را رو به افول بردند، برخورد «امنیتی» شد.
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
۷/خرداد/۹۶, ۰:۰۸
(۶/خرداد/۹۶ ۲۲:۴۱)MEEAAD نوشته است: [ -> ]موضع نگـارنـده دربارهی فتنـهی 88 مشـخص است؛ اما در سال 88 حرف مردمی که به خاطرجدا این حجم از دو رویی غیر قابل وصفه
همین اقدامات و تفکـرات حاکم بر برخی نهادهای کشـور، دست به اعتراض علیه الیگارشی قدرتدر جمهوری اسلامی زدند و حـرفشـان نه تقلب (که اصلا هیچ ربطی به تقلب و انتخابات نداشت)بلکه نوعی اعتراض به وضعیت موجود در برخی قسمتها در جمهوری اسلامی بود، شنیده نشدو با آنها در کنار فتنه گرانی که کشور را رو به افول بردند، برخورد «امنیتی» شد.
حالا شدن معترض؟ این هشت سال چی بودن؟
۷/خرداد/۹۶, ۰:۲۶
نقل قول:اصلا هم موضع شما مشخص نیست..من که نفهمیدم..موضع نگـارنـده دربارهی فتنـهی 88 مشـخص است؛ اما در سال 88 حرف مردمی که به خاطرهمین اقدامات و تفکـرات حاکم بر برخی نهادهای کشـور، دست به اعتراض علیه الیگارشی قدرتدر جمهوری اسلامی زدند و حـرفشـان نه تقلب (که اصلا هیچ ربطی به تقلب و انتخابات نداشت)بلکه نوعی اعتراض به وضعیت موجود در برخی قسمتها در جمهوری اسلامی بود، شنیده نشدو با آنها در کنار فتنه گرانی که کشور را رو به افول بردند، برخورد «امنیتی» شد.
ببخشیدا این معترض هایی که میگین سوای یه عده ای که واقعا فریب خورده بودن ولی اصلش با جمهوری اسلامی مشکل داشتن.نظام رو خواستن ریشه کن کنن..
شما دارین این اتفاق رو مصادره به مطلوب میکنین در صورتی که مردم از ترس بازگشت به گذشته یعنی شرایط اقتصادی سال ۹۰ به بعد یا موضوع آزادی مثل بازگشت گشت ارشاد به روحانی رای دادن..
بهتره بجای اینکه تو لفافه ای کلیت نظام رو زیر سوال ببرین تحلیلی کنین که چرا این ترس از بازگشت هنوز بعد ۴سال وجود داره
۷/خرداد/۹۶, ۵:۳۳
اون مردان متمدن و جنتلمنی که روز روشن اون بیسجی موتور سوار رو تا حد، مرگ کتک زدن و بی شرمانه و پست ایشون جلو انظار عمومی و حتی زنان خیابان کامل برهنه کردن از نظر شما جز کدوم دسته بودن؟ سران!!! فتنه گر یا مردمان معترض نجیب؟
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122
![[تصویر: r4bh_photo_2017-05-25_23-47-53.jpg]](http://uupload.ir/files/r4bh_photo_2017-05-25_23-47-53.jpg)