(۲/آبان/۹۵ ۱۱:۱۱)vahrakan نوشته است: [ -> ]سلام برادر عزیزم اقا میثم گل
[b]من ناراحت نیستم ،سبک نگارش این چنینی مورد پسنده بنده هست و هیجان حاصل از این سبک هجو تلخ رو دوست دارم ،یاداوری تاریخ چیز بسیار خوبیه و همیشه باعث میشه هنگامی که ایندگان و افرادی که در حال حاضر به گذشته نگاه می کنند از اون درس بگیرند و یا راه فراری برای تکرار اشتباهات گذشتگان پیدا کنند .حال برای سوال فوق مثالی می اورم که در مثال هیچ مناقصه ای وجود ندارد.
بالفرض که ان 100 نفر اقلیت در مجلس که به قول شما اعتراض هم می نمودند ،نتوانستند به اکثریت غلبه کنند ،اما این چیزی از کم کاری انها کم نمی کند ، به نظر من اگر انها به این موضوع به شکل اصولی تر و جدی تر می پرداختند ،برجامیان ،قراردادی اینچنینی را ظرف مدت 20 دقیقه به تصویب نمی رساندند و این نشان می دهد که فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر در این مجلس به درستی به اجرا در نیامده است .
در قرآن كريم دربارة عقوبت ترك امر به معروف و نهي از منكر حكايتهايي دربارة امتهاي گذشته نقل شده است كه داستان اصحاب سبت يكي از آنهاست. داستان اصحاب سبت در سورههايي از قرآن مجيد نظير سورة بقره، مائده، اعراف و سورههاي ديگر بيان شده است. تكرار اين داستان در سورههاي مختلف دليل بر اهميت آن است.
"سبت" در لغت به معنى تعطیل عمل براى استراحت است و اینكه در قرآن در سوره "نبا" مى خوانیم «
وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً؛[نباء۹/]
خواب شما را مایه راحت شما قرار دادیم» نیز اشاره به همین موضوع است، و روز شنبه را از این جهت" یوم السبت" نامیده اند كه برنامه هاى كسب و كار معمولى در آن تعطیل مى شد، سپس این نام بر این روز باقى ماند.
[۱]
آیات متعددی در قرآن به مساله حرمت روز شنبه پرداخته است که مساله ای مرتبط به قوم یهود است:
«
وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذینَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِی السَّبْتِ فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئینَ؛[بقره/۶۵]
به طور قطع از حال كسانى از شما، كه در روز شنبه نافرمانى و گناه كردند، آگاه شده اید! ما به آنها گفتیم: «به صورت بوزینه هایى طرد شده درآیید!»
«
یا أَیُّهَا الَّذینَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً؛[نساء/۴۷]
اى كسانى كه كتاب (خدا) به شما داده شده! به آنچه (بر پیامبر خود) نازل كردیم- و هماهنگ با نشانه هایى است كه با شماست- ایمان بیاورید، پیش از آنكه صورتهایى را محو كنیم، سپس به پشت سر بازگردانیم، یا آنها را از رحمت خود دور سازیم، همان گونه كه «اصحاب سبت» [گروهى از تبهكاران بنى اسرائیل] را دور ساختیم و فرمان خدا، در هر حال انجام شدنى است!»
«[color= ]وَ قُلْنا لَهُمْ لا تَعْدُوا فِی السَّبْتِ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ میثاقاً غَلیظاً[/color]؛[نساء/۱۵۴]
و (نیز) گفتیم: روز شنبه تعدّى نكنید (و دست از كار بكشید!) و از آنان (در برابر همه اینها،) پیمان محكمى گرفتیم.»
«
وَ سْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْیَةِ الَّتىِ كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ یَعْدُونَ فىِ السَّبْتِ إِذْ تَأْتِیهِمْ حِیتَانُهُمْ یَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَ یَوْمَ لَا یَسْبِتُونَ لَا تَأْتِیهِمْ كَذَالِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُواْ یَفْسُقُونَ؛[اعراف/۱۶۳]
و از آنها درباره (سرگذشت) شهرى كه در ساحل دریا بود بپرس! زمانى كه آنها در روزهاى شنبه، تجاوز (و نافرمانى) خدا مىكردند همان هنگام كه ماهیانشان، روز شنبه (كه روز تعطیل و استراحت و عبادت بود، بر سطح آب،) آشكار مى شدند امّا در غیر روز شنبه، به سراغ آنها نمى آمدند این چنین آنها را به چیزى آزمایش كردیم كه نافرمانى مى كردند.»
«
إِنَّما جُعِلَ السَّبْتُ عَلَى الَّذینَ اخْتَلَفُوا فیهِ وَ إِنَّ رَبَّكَ لَیَحْكُمُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ فیما كانُوا فیهِ یَخْتَلِفُونَ؛[نحل/۱۲۴]
(تحریمهاى) روز شنبه (براى یهود) فقط بعنوان یك مجازات بود، كه در آن هم اختلاف كردند و پروردگارت روز قیامت، در آنچه اختلاف داشتند، میان آنها داورى مى كند.»
در زمانهاي قديم در روستايي نزديك ساحل دريا مردماني زندگي ميكردند كه شغل آنها ماهيگيري بود. پيامبر آن مردم، به فرمان خداوند، به آنان دستور داد كه روز شنبه ماهي نگيرند و اين نوعي امتحان الهي بود. از قضا روز شنبه بيشتر از روزهاي ديگر ماهي روي آب ميآيد، به خصوص حركت آزادانه ماهيهاي بزرگ بر روي آب مردم را وسوسه ميكرد كه آنها را بگيرند و چشمپوشي از آن ماهيها براي مردم آن سرزمين مشكل بود. آنان به گمان خود ميخواستند، خداوند را فريب دهند و با پروردگار حيله كنند. به اين دليل حوضچههايي ساختند كه با دريچههايي به دريا ارتباط داشت، وقتي آب دريا به اين حوضچهها ميريخت، ماهيها هم در آن حوضچه ميافتادند و با بسته شدن دريچهها ديگر نميتوانستند خارج شوند. مردم هم روز يكشنبه اين ماهيها را ميگرفتند و به خيال خود، حيله شرعي به
كار ميبردند.
[b] قرآن كريم ميفرمايد كه پروردگار عالم، اهل قريه را به سبب نافرماني از دستور الهي به صورت خوك و ميمون درآورد و حسب برخي روايات آنان بعد از سه روز به هلاكت رسيدند. در قرآن مجيد آمده است كه اين مردم سه دسته بودند: يك دسته كساني بودند كه با سرپيچي از فرمان الهي به گرفتن ماهي مبادرت ميكردند و از گناهكاران بودند. دسته دوم، افرادي بودند كه امر به معروف و نهي از منكر ميكردند و كار گناهكاران را نيرنگ و خدعه با خداوند ميدانستند و دستة سوم، كساني بودند كه ماهي نميگرفتند، اما امر به معروف و نهي از منكر نيز نميكردند و به مسائل موجود در جامعة خود بياعتنا بودند.
هنگامي كه عذاب الهي نازل شد،از ميان اين گروهها، فقط كساني نجات يافتند كه امر به معروف و نهي از منكر ميكردند و گناهكاران و بياعتنايان به هلاكت رسيدند، زيرا كساني كه گناهي را شاهد باشند و امر به معروف و نهي از منكر نكند، در آن گناه با گناهكار شريكاند.[/b]
همچنین در تفسیر نمونه مباحث گسترده تری درباره ابعاد این ماجرا وجود دارد. مسائلی نظیر:
۱- چگونه دست به گناه زدند؟
۲- چه كسانى رهایى یافتند؟
۳- آیا هر دو گروه یك نوع كیفر داشتند؟
۴- آیا مسخ، جسمانى بوده یا روحانى؟
۵- خلافكارى زیر پوشش كلاه شرعى
۶- اشكال مختلف آزمونهاى الهى
که در صورت تمایل می توانید به تفسیر نمونه، ج۶، ص: ۴۲۳ به بعد مراجعه کنید.
[۱]. تفسیر نمونه، ج۶، ص: ۴۱۶.
داستان ديگري كه در قرآن كريم دربارة ترك امر به معروف و نهي از منكر آمده است، دربارة قوم شعيب است. به حضرت شعيب(علیه السلام) خطاب شد، اي شعيب! صدهزار نفر از قوم تو بايد هلاك شوند:«چهل هزار نفر از گناهكاران و شصت هزار نفر از نيكوكاران.» حضرت شعيب(علیه السلام) عرض كرد:«پروردگارا! انسانهاي بدكار به سبب گناهشان بايد هلاك شوند و مستوجب عذاب هم هستند، اما نيكوكارن به چه سبب بايد نابود شوند؟» خطاب شد:«اي شعيب! به اين سبب كه آنان شاهد ارتكاب گناه بودند و سكوت كردند؛ يعني به وظيفة امر به معروف و نهي از منكر عمل نكردند.»
پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) درباره ي امر به معروف و نهي از منكر ميفرمايند:
[b] «لتأمرن بالمعروف و لتنهن عن المنكر او ليسطن الله شراركم علي خياركم فيدعو خياركم فلا يستجاب لهم.»
همانا بايد كه ديگران را به معروف امر كنيد و از منكر بازداريد، در غير اين صورت خداوند بدترين شما را بر بهترينتان مسلّط ميكند، آنگاه نيكان شما خدا را ميخوانند، ولي دعايشان مستجاب نميشود.
هنگامي كه در ميان ملّتي اداي فريضه ي مهم امر به معروف و نهي از منكر فراموش شود، انسانهاي ستمگر بر آنان مسلّط ميشوند و نيكان امت در نمازها، دعاها و مجالس عمومي به درگاه خداوند دعا ميكنند كه گرفتاريهاي آنان رفع شود، اما دعاي آنان مستجاب نميشود و خداوند رحمت خود را از آنها ميگيرد.
6. بحارالانوار، ج 93، ص 378.
در جواب قسمت دوم عرایض تون باید عرض کنم من در این زمینه خاص از داوری و احمدی نژاد و موسوی حمایت نمی کنم ، و نظر رهبر انقلاب در هر شرایطی برای بنده اصلح تر از هر شخص دیگه ای در این نظامه .
[b]در این مورد اصلا بحث علاقه مندی نیست ، یاشار سلطانی ها زیاد هستند و فردای دنیا هم خود یاشار پندارها ممکنه هر روز به اصطلاح دست به افشاگری بزنند ، مسئله اینه که وقتی فسادی حتی ثابت شده اتفاق می افته (فرقی نمی کنه که در چه سطحی از نظام و چه دستگاهی باشه ) عدالتخواهی و عدالت طلبی در نطفه خفه نشه ،رویه ای که در حال اتفاق افتادنه ،اگر ادامه پیدا کنه ،همون داستان حاکمان ظالم و مسلط شدنشون بر مردم رو تجلی می کنه ، ان شاء الله همه چیز به زودی یا در این دنیا و یا در اخرت مشخص میشه و شکی در این نیست ،از دستگاه قضا هم انتظار میره به همه زوایای موضوعات اتفاق افتاده مخصوصا فساد در لایه های بالایی بیشتر و دقیق تر بپردازه تا عدالت اسلامی به قهقرا نره ...
من هیچ گاه از برادر مومن خودم ناراحت نمیشم و نخواهم شد و تمامی خصوصیاتی را که در بخش اخر عرایضتان به بنده فرمودید ،من در شما و بسیاری از عزیزان انقلابی که در این سایت مشغول به فعالیت هستند می بینم ....اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
[/b]
با سلام خدمت برادر بزرگوارم و تشکر از شما
در مورد اون نمایندگان بله این نظر شما درسته و باید امر به معروف کنن
اینکه حالا بگیم کارشونو چقدر درست کردن باید بررسی بشه مثلا به نظر بنده کارشونو انجام دادن یا به نظر شما کوتاهی کردن
شرایط اون موقع هم مطرح هست به نظر بنده تاکتیکشون خوب نبود ولی سعی خیلی کردن یه مساله ای اون موقع رهبرمون مطرح کردن که طوری عمل بشه که دو قطبی ایجاد نشه این باعث شد ملاحظه بیشتری کنن ولی خب یه سری مثل نبویان چقدر جاهای مختلف صحبت کرد چقدر مناظره کرد، یا روز تصویبم بود ولی تو اقلیت بودن، فکر میکنم بیشتر نماینده ها تصمیمشون سیاسی بود عده کمی بودن که بی خبر رای مثبت دادن
مساله امر به معروف خیلی مهم هست و نکته اصلیه
خب امر به معروف یه نوعش چیه؟ تشویق کار خوب یعنی کسی که کار خوبی کرد تشویقش کنیم
متاسفانه دیده میشه بین ما بعضی دوستان این ژست روشنفکری بی طرفی رو میگیرن البته نیتشون خیره ولی بی طرفی بین خوب و بد نمیشه مثلا شما یه دانش آموز 20 گرفته یکی 4 گرفته، یکی میزنی تو سر اونی که 4 گرفته یکی هم بزنی تو سر اونی که 20 شده، خب با اینکار اونی که 20 گرفته نابود میشه انگیزه نمیمونه
مساله اینه یه نماینده که میدونیم تفکرش بد نیست کار خوبی انجام میده با یه نماینده که بد عمل کنه یکی بزنیم تو سر این یکی تو سر اون، اون یکی که خراب کرد، به این یکی هم بگیم شما همتون مثل همید همتون سر و ته یه کرباسین
آیا اینجا کارمون خوبه؟ شاید یکی بگه بی طرفیه ولی این نهی از معروف میشه این آسیب میزنه
یه نماینده که یه کار خوب کرد یا بعضی نماینده ها یا سیاسیون انقلابی باید تشویق بشن این تشویق امر به معروفه این کمک به رشد میکنه، اگه یه گروه کارشون خوب باشه چرا بگیم کلا گروهها بدن؟
آقای قرائتی یه مواردی راجع به امر به معروف و نهی منکر گفته خیلی جالبه، حالت سوم بهضی موقع شامل منم شده بخونید:
نقل قول:ما چهار نوع آدم داریم. یعنی حالات انسان چند گونه است:
1- یك نوع حالتی است كه هم تشویق میكند و هم انتقاد میكند، این خیلی خوب است. یعنی خوب را كه دید، تشویق میكند. «تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ»(بلد/17) «تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِِّ»(عصر/3) سه «تواصوا» داریم. «حَرِّضِ الْمُؤْمِنینَ عَلَى الْقِتالِ»(انفال/65) مردم را به جبهه رفتن تشویق كن و. . . هم تشویق میكند و هم انتقاد میكند. اینها انسانهای خوبی هستند.
2- بعضی افراد تشویق میكنند اما انتقاد نمیكنند، اینها به افراد چاپلوس شباهت دارند. افراد چاپلوس آدمهایی هستند كه تا خوبی میبینند، بله و احسنت میگویند. مثل اینها كه در مجلس شورای ملی زمان شاه بودند كه دائم احسنت میگفتند. اما اگر جنایتی میدیدند، حرف نمیزدند. اینها چاپلوس هستند. افراد گروه اول را باید انسان كامل گفت، گروه دوم را باید چاپلوس گفت.
3- آدمهایی هستند كه اصلاً تشویق نمیكنند، هر چه كار خوب بكنی، به چشمشان نمیآید. اگر جمهوری اسلامی صد قدم مثبت برداشته، هیچ كاری نمیكنند، اما نیش میزنند و انتقاد میكنند. تشویق نمیكنند، اما انتقاد میكنند. خدا هم درباره اینها میگوید: «فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ»(بقره/10) اینها مریض هستند. مرض عقده و حسادت دارند. چون آدمی كه عقده و حسادت دارد، دائم دلش میخواهد نیش بزند. خوبیها را نمیبیند، ولی بدیها را بزرگ میكند و میبیند.
4- آدمهایی هم هستندكه اصلاً نه تشویق میكنند و نه انتقاد میكنند، بی تفاوت هستند.
_________________________________________________________________________________________
در مورد سلطانی من نمیگم حالا زندانی کردنش درست بود یا غلط
مساله اینه یه عده افراد محترم رفتن پیشش به عنوان اینکه شخصی آزاده و افشاگر و قهرمان هست آیا این درسته؟ آیا افشاگری همیشه خوبه؟ بیشتر حرف رسانه های انقلابی اعتراض به کسایی هست که رفتن ملاقاتش
مثال بزنم یه عده اصلاح طلب سال 88 نزدیک انتخابات اومدن یه دروغهایی به دولت و احمدی نژاد به عنوان افشاگری بستن، اون موقع هم معلوم نبود دروغه یا راست، الان آیا این اشخاص قهرمان هستن؟ اصلا افشاگری اینا کار ارزشمندیه؟ مشخصه که نیست
پس هر افشاگر و هر افشاگری مقدس و ارزشمند نیست
این شخص هم با توجه به سابقه اش که اصلاح طلب بوده و نظرات قبلی اون مشخصه چه طرز فکری داره
توی زمان یه هفته مونده به انتخاب شورا یه گزارشی که رسمی هم نبود و سوالی بود مطرح کرد، بعدش ازش املاک نجومی بر وزن حقوق نجومی درست کردن، اونم در مورد قالیباف که مخالف اصلاح طلبا و مخالف نویسنده بود اونم رقیب احتمالی روحانی بود
من به نظر خودم این مشکوکه، حداقل نیت افشاگری مشکوکه، تهمت نمیزنم ولی ما بریم از کسی دلجویی کنیم کسی رو تشویق کنیم که واقعا نیتش از افشاگری معلوم نیست؟
تو گزارش اسم 180 نفر اومده آخه فقط یه نفر قالیبافم نبود من چی بگم، قصد تهمت ندارم ولی اینجور جاها آدم احتیاط میکنه
کلا الان برام سوال پیش اومده، یه نفر تو راه حق باشه افشاگریش درسته یه نفر تو راه باطل باشه بازم افشاگریش درسته؟ حق بودن اصل کار منظورم نیست درست بودن هدف منظورمه
با تشکر مجدد از شما برادر عزیز و بزرگوارم
