تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: درد دلی با کربلا
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
هیئتیهابازم بیاین خیمه غم بپاکنیم
کوچه های شهرمونوواسه حسین سیاه کنیم
بگین به آدمهای شهرفقط ازاون دم بزنن
بگیدبه درب مسجدهادوباره پرچم بزنن
السلام علیک یا ابا عبدالله
با اشك هاش دفتر خود را نمور كرد در خود تمام مرثيه ها را مرور كرد

ذهنش ز روضه هاي مجسم عبور كرد شاعر بساط سينه زدن را كه جور كرد



احساس كرد از همه عالم جدا شده ست


در بيت هاش مجلس ماتم به پا شده ست



در اوج روضه خوب دلش را كه غم گرفت وقتي كه ميزو دفتر و خودكار دم گرفت


وقتش رسيده بود به دستش قلم گرفت مثل هميشه رخصتي از محتشم گرفت



باز اين چه شورش است كه در جان "واژه" هاست


شاعر شكست خورده ي طوفان "واژه" هاست



بي اختيار شد قلمش را رها گذاشت دستي ز غيب قافيه را كربلا گذاشت


يك بيت بعد واژه لب تشنه را گذاشت تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت



حس كرد پا به پاش جهان گريه مي كند


دارد غروب فرشچيان گريه مي كند



با اين زبان چگونه بگويم چه ها كشيد بر روي خاك وخون بدني را رها كشيد


او را چنان فناي خدا، بي ريا كشيد حتي براش جاي كفن؛ بوريا كشيد



در خون كشيد قافيه ها را، حروف را


از بس كه گريه كرد تمام لهوف را



اما در اوج روضه كم آورد و رنگ باخت بالا گرفت كار و سپس آسمان گداخت


اين بند را جداي همه روي نيزه ساخت خورشيد سر بريده غروبي نمي شناخت



بر اوج نيزه گرم طلوعي دوباره بود


او كهكشان روشن هفده ستاره بود



خون جاي واژه بر لبش آورد و بعد از آن... پيشانيش پر از عرق سرد و بعد از آن...


خود را ميان معركه حس كرد و بعد از آن... شاعر بريد و تاب نياورد و بعد از آن...



در خلسه اي عميق خودش بود و هيچ كس


شاعر كنار دفترش افتاد از نفس



سيد حميد رضا برقعي

[تصویر: 642823515480932438723813616220413818323834.jpg]
:::: گفتند عصر واقعه آزاد شد فرات ::::

به نام عشق
تقدیم به جوانان حضرت زینب (سلام الله علیها)
قامت کمان کند که دوتا تیر آخرش
یک دم سپر شوند برای برادرش
خون عقاب در جگر شیرشان پر است
از نسل جعفرند و علی این دو لشکرش
این دو ز کودکی فقط ایینه دیده اند
آیینه ای که آه نسازد مکدرش
واحیرتا که این دو جوانان زینبند؟
یا ایستاده تیغ دو سر در برابرش
با جان و دل دو پاره جگر وقف می کند
یک پاره جای خویش و یکی جای همسرش
یک دست گرم اشک گرفتن ز چشمهاش
مشغول عطر و شانه زدن دست دیگرش
چون تکیه گاه اهل حرم بود و کوه صبر
چشمش گدازه ریخت ولی زیر معجرش
زینب به پیشواز شهیدان خود نرفت
تا که خدا نکرده مبادا برادرش...
زینب همان شکوه که ناموس غیرت است
زینب که در مدینه قرق بود معبرش
زینب همان که فاطمه از هر نظر شده است
از بس که رفته این همه این زن به مادرش
زینب همان که زینت بابای خویش بود
در کربلا شدند پسرهاش زیورش
گفتند عصر واقعه آزاد شد فرات
وقتی گذشته بود دگر آب از سرش...

نوشته شد در ساعت:21:56 یکشنبه 20 اسفند1385 توسط :سید حمیدرضا برقعی
سلام


از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست / آری قمر امشب به خدا تا سحر اینجاست
آهسته به گوش فلک از بنده بگوئید / چشمت ندود این همه یک شب قمر اینجاست
آری قمر آن قمری خوشخوان طبیعت / آن نغمه‌سرا بلبل باغ هنر اینجاست
شمعی که به سویش من جانسوخته از شوق / پروانه صفت باز کنم بال و پر اینجاست
تنها نه من از شوق سر از پا نشناسم / یک دسته چو من عاشق بی‌پا و سر اینجاست
هر ناله که داری بکن ای عاشق شیدا / جائی که کند ناله‌ی عاشق اثر اینجاست
مهمان عزیزی که پی دیدن رویش / همسایه همه سرکشد از بام و در اینجاست
ساز خوش و آواز خوش و باده‌ی دلکش / آی بیخبر آخر چه نشستی، خبر اینجاست
ای عاشق روی قمر ای ایرج ناکام / برخیز که باز آن بت بیداد گر اینجاست
آن زلف که چون هاله به رخسار قمر بود / بازآمده چون فتنه‌ی دور قمر اینجاست
ای کاش سحر ناید و خورشید نزاید / کامشب قمر این جا، قمر این جا، قمر اینجاست

شهريار

وقتی که خدا رو قلبم
طرح شور و شین و می ریخت
به روی گل سرشتم
اشک حور العین و می ریخت
گمونم وقتی مسیح
یه مرده ای رو زنده می کرد
زیر کامش کمی تربت امام حسین و می ریخت ...
آقا ما ندیده عاشقتیم همینکه عکس حرمتو میبینیم ، انگار روحمون کنده میشه . آقا یه فرقی هست بین اونایی که دیدن شما رو وعاشق نشدن با مایی که ندیده عاشقیم. آقا بخدا خیلی فرقه خیلی
میدونم هم میدونی هم میتونی ...
آرزومونه آقا پای تل زینبیه سر بکوبیم .آرزومونه وسط حرم مردن آقا ...
دم دمای سحر از توی بین الحرمین بریم به سمت حرم عباس علمدار . آقا یادته نماز صبح یادته ...
آقا خسته شدم از بس گفتن " نمیدونی چقدر قشنگه بین الحرمین "
برات کربلا آقا !
برات کربلا جان مولا تو این شبا ...
میدونم آقا با دست شکسته نوشتن سخته بخدا میدونم اما جان مادرت میخوام براتون مرهم بیارم مرهم آقا...

آقا جونم عاشقی رو خوب بلدی خوب .
خوب بلدی برای عاشقات چطور ناز کنی . آقا خریداریم به مولا خریداریم فقط کم طاقتیم ،
کم طاقت ...
نمي دانم چه هستم ، كيستم ، خلق
من اين ده روز آدم نيستم ، خلق
به دنبال مقام و اجر هستم
من اين ده روز را والفجر هستم
من اين ده روز را دنبال نورم
من اين ده روز در فكر ظهورم
من اين ده روز را فرزانه هستم
خدا لطفي كند ديوانه هستم
من اين ده روز را لايق ترينم
مدد گر حق كند عاشق ترينم
من اين ده روز دنبال بهشتم
به دنبال ردي از سرنوشتم
من اين ده روز را دنبال يارم
اگر آرام اما بي قرارم
من اين ده روز را احساس دارم
هزاران كار با عباس دارم
من اين ده روز را عيار هستم
طنابم ، پايه هستم ، دار هستم
من اين ده روز با ده هم قرينم
من اين ده روز با غم همنشينم
من اين ده روز را با يار هستم
من اين ده روز پرچم دار هستم
من اين ده روز را خلوت نشينم
من اين ده روز را بايد ببينم
بر اين ده روز من اميد دارم
حساب هرچه را گوييد دارم
من اين ده روز را دنبال فكرم
به دنبال تداعي هاي بكرم
من اين ده روز را گم كرده بودم
خودم را باطل خم كرده بودم
اگرچه گاه نوشم و گاه نيشم
در اين ده روز من دنبال خويشم
اگر ثابت شود من مرد مردم
در اين ده روز بايد بازگردم
بيا ده روز را ضرب المثل باش
خدايي صاف شو ، مرد عمل باش
بيا ده روز با خم باش سيد
بيا ده روز را گم باش سيد
ده روز با خود فكر نو كن
بيا ده روز نفس خويش هو كن
بيا ده روز عاشق باش و صادق
بيا يك رنگ شو مثل شقايق
بيا ده روز از زشتي حذر كن
بيا از خود پرستي ها گذر كن
بيا ده روز مانند صدف باش
به دنبال شه خود در نجف باش
بيا ده روز و ده شب غيرتي باش
بيا ده روز با حق هيئتي باش
خدا اشك روان داده به جويت
به پيش خلق داده آبرويت
تو را كرده غلام دلبر خويش
غلام بارگاه حيدر خويش
به عشق مادرت دنيا چكيده
تو را از سلب زهرا آفريده
عطا كرده خداي مهرباني
زبانت شعر منصب روضه خواني
خزان طي شد دگر فصل حصول است
دگر هنگام باران و نزول است
نترس از شب بدان مهتاب با توست
هميشه حضرت ارباب با توست
تمام روزها پر شور و شين است
تمام روزها روز حسين است
چه كم داري چرا اينقدر نامرد
نه اين ده روز را يك عمر برگرد
در اين مهي كه تازه كند داغ تلختان
هر شب به گريه سر به گريبان نهاده ايم
تا وقت مي كنيم به حسينيه مي رويم
بي خانمان حضرت شمس الشهاده ايم
بال ملائك است كه ما را مي آورد
آري سواره ايم اگرچه پياده ايم
داريم با حسين حسين پير مي شويم
خوشحال از اين جواني از دست داده ايم
بر بام هيات منصور روضه خوان
آتش گرفته در غم سلطان عالميم

چه كوتاه است ؛
فاصله ظهر غدير ...
تا ظهر عاشورا ،
فاصله بالا رفتن دست علي ع تا سر حسين ع ...!
شعری از استاد ژولیده نیشابوری

الهی بهر قربانی به درگاهت سر آوردم
نه تنها سر برایت بلکه از سر بهتر آوردم
پی ابقای «قد قامت» به ظهر روز عاشورا
برای گفتن «الله اکبر» اکبر آوردم
علی را در غدیر خم نبی بگرفت روی سردست
ولی من روی دست خود علی اصغر آوردم
برای آنکه همدردی کنم با مادرم زهرا
برای خوردن سیلی سه ساله دختر آوردم
علی انگشتر خود را به سائل داد امّا من
برای ساربان انگشت با انگشتر آوردم
من «ژولیده» می گویم حسین بن علی گفتا:
الهی بهر قربانی به درگاهت سر آوردم

ابر مستی تیره گون شد باز بی حد گریه کرد
با غمت گاهی نباید ساخت، باید گریه کرد

امتحان کردم ببینم سنگ می فهمد تو را
از تو گفتم با دلم، کوتاه آمد، گریه کرد
ای که از بوی طعام خانه ها خوابت نبرد
مادرم نذر تو را هر وقت "هم زد گریه کرد
با تمام این اسیران فرق داری، قصه چیست؟
هر کسی آمد به احوالت بخندد، گریه کرد
از سر ایمان به داغت گاه می گویم به خویش
شاید آن شب "زجر هم وقتی تو را زد، گریه کرد
وقت غسلت هم به زخم تو نمک پاشیده شد
آن زن غساله هم اشکش در آمد، گریه کرد

کاظم بهمنی

لحظه ی وصل رسیده ست خدا رحم کند
نفس روضه بریده ست خدا رحم کند
تویی آن شاپرکِ ناز که بین راهت
دشمنت تار ،تنیده ست خدا رحم کند
ادب و رحم و جوانمردی و اینگونه صفات
دور از این قومِ دریده ست خدا رحم کند
وسط خطبه ی تو کاش دگر هو نکشند
رنگ عباس پریده ست خدا رحم کند
مادرش داد علی را ببری آب دهی
حرمله نقشه کشیده ست خدا رحم کند
از همین لحظه که هنگام خداحافظی است
قامت عمه خمیده ست خدا رحم کند
از تو آقا چه بگویم که نرنجد مادر
صحبت از رٱس بریده ست خدا رحم کند
[تصویر: 202.png]




فرمود : هر که مقروض است ، برود ،
اگر دل در گرو داری، کربلا نمان ...





عمیق ترین پیام محرم؛ "رضای الهی"
کلام آخر امام حسین (علیه السلام) در گودی قتلگاه؛ "الهی رضا برضاک و تَسلیما لِاَمرک"


ان شاء الله بتوانیم از هر چه که غیر خداست، دل بکنیم و در راه رضای الهی قدم برداریم.
در این ایام عزاداری، از همه ی برادران و خواهران خوب و مهربانم، التماس دعا دارم . . .

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
آدرس های مرجع